بدن برای کسب توانایی، سلامت و سعادت احتیاج به ورزش دارد

روح انسان برای تکامل خود و تا فرارسیدن زمان مرگ، به بدن نیاز دارد. پس انسان باید در حفظ سلامت جسمش به وسیله ورزش بکوشد.

روح انسان در قالب جسم او و در تعلق به جسم او تکامل پیدا مى‏‌کند. اگر انسان بدنِ سالم نداشته باشد، روح او نیز سالم نخواهد بود. بنابراین، ورزش نقش دوگانه دارد: هم در سلامت جسم موثر است و هم در سعادت روح.

روستایی ها و عشایر و صحرانشینان با کار سنگین کشاورزی و دامداری، بدن سالمی دارند و کمتر مریض می شوند. اما شهرى‏ ها که به خاطر تکنولوژى و پیشرفت صنعت کمتر کار مى‏ کنند، عضلات شان شل می شود و اینجاست که انواع بیماری ها و مشکلات سراغ آنان می آید. زیرا قوام بدن به عضلات است.

بنابراین، ورزش باید جزء لاینفک زندگى شهرى باشد. به هر حال بدن در زندگى شهرى اگر بخواهد سعادت انسان را تأمین کند، باید قوى نگه داشته شود. بدن اگر سالم نباشد، خیلى از امور را انسان نمى‏ تواند انجام بدهد و بدنی که ضعیف است، آمادگى زیادى براى پذیرش و مبتلا شدن انواع بیمارى ‏ها دارد.

شخص با بدن ضعیف و بیمار، توانایی انجام کارهای شخصی نسبتا سنگین خود را ندارد. او نمی تواند بارهای سنگین را جابجا کند. سلامت جسم برای کسب روزى اهمیت زیادى دارد. حتى امروزه در شغل ‏هایى که بدنى نیستند، اولین شرطِ گزینش، داشتن سلامت کامل است. برای ازدواج نیز انسان نیاز به سلامت بدنی دارد. کسى که سلامتى دارد، از نظر ازدواج موفق‏تر مى ‏تواند عمل کند تا کسى که سالم نیست.  

بین روح و جسم پیوند محکمى وجود دارد. انسان تا وقتى که در این دنیا زنده است، باید این پیوند را بشناسد و براساس نیازهای آنها عمل کند. اگر بدن مریض شود، روح هم مریض می شود و متقابلاً ناراحتی روح روی سلامت بدن اثر می گذارد. اگر دل درد داشته باشى، تمام وجودت درد مى ‏گیرد. (چو عضوى به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار). وقتی شما زیاد غصه می خورید، زخم معده مى‏ گیرید. اگر زیاد عصبانى شوید، اثنى ‏عشرتان زخم مى‏ شود. مشکلات روحى، جسم را ضعیف و بیمار مى‏ کند.

امروزه در زندگى شهرى آمار بیمارى های جسمى و روحى بالا رفته است. هر چه جامعه رو به تکنولوژى و صنعت پیش می رود، این آمارها بالاتر می روند. هواى آلوده و بدن های ضعیف که عادت به کار سنگین ندارند، مزید بر علت شده اند. در روایت داریم که صحت و سلامتى بدنها از شیرین ‏ترین نعمت‏هاست.

ورزش علاوه بر این که مزایای زیادی برای سلامت بدن دارد، آفاتی نیز دارد. یکی از سی آفاتش این است که در حالی که ما ورزش را برای سلامت جسم انجام می دهیم، بعضی ها می روند سراغ ورزش که جسم را سالم کنند، اما روح را خراب می کنند.

گاهی حرص و جوش ‏هاى مسابقات، امور خیالى و وهمى هستند که گریبانگیر افراد می شوند و سلامت جسم و روح شان را به خطر می اندازند. در مسابقات مى ‏بینیم که فرد به خاطر ورزش و بُردن یک مسابقه، از مرز اخلاق خارج مى ‏شود و حتی تا مرز خودکشى هم پیش مى‏ رود. پس بنا نیست ما به هر قیمتی ورزش کنیم.

اگر بنا باشد ورزش، بهداشت روانی مان را از بین ببرد، این ورزش عاقلانه‏ نیست. عصبانیت ‏هایى که در ورزش‏ها سراغ مان مى‏ آید، بد اخلاقى‏ ها، فحاشى ‏ها، قطع ارتباطات، بدبین شدن به افراد، از بین رفتن وحدت و صفاى بین دوستان و برادران، همه اینها چه از لحاظ دنیایى و چه از لحاظ آخرتى برای ما گران تمام مى ‏شود.

بعضی ها در این مسابقات و بُرد و باخت ها دشمن خونی همدیگر می شوند. اینها کارهای جاهلانه، منیت ها و خودخواهی هایی است که هدف ما از ورزش را زیر سؤال می برد. ورزش نباید سوژه ای برای انحراف اخلاقی افراد شود. 

امروزه اعتبار ورزش را با مسایل مبتذل خراب کرده اند. از ورزش بهره بردارى سیاسى مى‏ کنند. قدیم ها این گونه نبود، به خصوص ورزش هاى بومى مثل کُشتى که در آن اخلاق، معرفت، جوانمردى، صبر و گذشت، سرلوحه ی کار ورزشکاران بود. یک نفر که وارد گود مى ‏شد، از نظر دینى با على ‏(علیه السلام) با خدا، نماز اول وقت، نماز جماعت و با قرآن پیوند برقرار می کرد. توجه به پیش‏کسوت، ادب به پیرمرد، توجه به زیردست و ضعفا، حامى مستضعفین بودن، مسائل مهمی بود که به ورزشکار آموزش می دادند. ورزشکار یکپارچه ادب می شد. مثل پوریای ولی که داستانش را همه می دانند.

سیدالشهدا (علیه السلام)  نیز در خصوص اهمیت ورزش مى ‏فرماید: «بادروا فی مدته الاعمار بصحه الاجسام =  در تمام مدت عمرتان بادرت کنید به این که بدنتان را سالم نگه دارید».

«مبادرت کردن» یعنى اقدام عملی کردن؛ نه این که بخواهید و بگویید؛ بلکه باید عملاً اقدام کنید. رابطه با جسم، قانون دارد؛ با قانون نمى‏شود هر طورى که دلت می خواهد برخورد کنی. زیرا بازتاب خوبی نخواهد داشت. به خصوص قوانین الهى که تخلف ‏ناپذیر است.

قوانینی برای حفظ سلامت بدن وجود دارد، مثلاً بعد از حمام باید مدتی سر را بپوشانیم. به خصوص در فصل پاییز و زمستان. گوش خیلی حساس است. زیرا مجرای غذای روح است.(آدمی فربه شود از راه گوش). آدمیت آدم از راه گوش تأمین می شود.

اولین عضو از نظر اهمیت که قرآن هم از آن اسم می برد گوش است. «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا= انسان در مورد گوش و چشم و قلب مسوول است» (اسراء/36).

 پس به سلامت گوش خیلی اهمیت بدهید، اگر خوب نشنویم، نمى‏ توانیم درست رشد انسانى کنیم. نباید فکر کنیم که این ضرب ‏المثل که می گوید: «عقل سالم در بدن سالم است»، یک شعار است.


منبع: سایت منتظران منجی