موضوع حقوق بشر یکی از محورهای پردامنه و پر بحث در عرصه‌ی بین‌المللی است و همچنین از مفاهیم جا افتاده و مسلط ادبیات سیاسی و تمدنی معاصر است[1] و در یک نگاه کلی به ادبیات حقوق بشر، رویکردهای مختلف طبیعت‌گرایی، پوزیتیویستی، سودگرایی و. مشاهده می‌شود[2] ولی همه این موارد را می‌توان ذیل عنوان حقوق بشر در اندیشه غربی خلاصه کرد؛ ضرورت اهتمام به حقوق بشر، ضرورت وضع قوانینی که حقوق بشر را تضمین کند، ضرورت تأسیس نهادهایی که وجهه همت آن‌ها حقوق بشر باشد و تلاش‌هایی دیگر از این قبیل، از جمله فعالیت‌هایی می‌باشند که به جهت تأمین و اعتلای حقوق بشر در عرصه‌ی بین‌المللی صورت گرفته است. آن چه که به عنوان نماد و قوانین حقوق بشر معمولاً مورد تاکید قرار می‌گیرد، قوانین و محورهایی می‌باشند که برآمده از نظام حقوقی غربی است و غرب نیز با استفاده از نهادهای بین‌المللی که در اختیار دارد، چنین قوانینی را مورد تاکید و تصویب قرار داده است. درحالی‌که با تکیه بر اندیشه اسلامی، می‌توان یک نظامی متفاوت و کارآمدتر از نظام غربی حقوق بشر ارائه کرد و آن، تبلیغ بنیادهای حقوق بشر اسلامی است. شاید بی‌راه نباشد که یکی از محورهای اساسی در نظام حقوقی اسلام را حقوق بشر بدانیم. به‌هرروی، اهتمام به حقوق بشر در اندیشه اسلامی نیز سابقه و پیشینه‌ی قابل‌ملاحظه‌ای دارد ولی سؤال مهمی که وجود دارد این است که تفاوت‌ها و تمایزهای موجود بین حقوق بشر اسلامی و حقوق بشر با رویکرد غربی چه چیز است و چه تمایز بنیادینی بین این دو رویکرد وجود دارد؟ که این نوشتار درصدد است پاسخ به این سؤال را وجهه همت خود قرار دهد.
 

جهان‌بینی

نکته‌ای که در ابتدا باید متذکر شد این است که هرچند نوع نگاه‌ها به حقوق بشر، تفاوت‌ها و تمایزهایی دارد[3] ولی مصداق جهانی حقوق بشر و نوع نگاه جامعه جهانی به حقوق بشر را باید در اعلامیه جهانی حقوق بشر مشاهده کرد. اعلامیه‌ای متشکل از 30 ماده است که ذیل آن، ابعاد و مؤلفه‌ها و نوع نگاه جامعه جهانی به حقوق بشر را متجلی نموده است. مهم‌ترین تفاوتی که در نوع نگاه غرب به حقوق بشر و نوع نگاه اسلام به حقوق بشر وجود دارد، جهان‌بینی و جهان‌شناسی این دو دیدگاه است. جهان‌بینی غربی که یک جهان‌بینی اومانیستی و انسان‌محور است، سراسر اعلامیه جهانی حقوق بشر پوشانده است؛ به‌عنوان‌مثال ماده سه این اعلامیه اظهار می‌دارد که «هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.»[4] و تاکید این اعلامیه، بر انسان و خواسته‌های او است، درحالی‌که در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر اسلامی که مبتنی بر اندیشه اسلامی است، تاکید بر توحید است و منشأ انسان و نیازهای انسانی را حرکت به سمت توحید می‌داند؛ مانند ماده یک اعلامیه حقوق بشر اسلامی که بیان می‌کند «بشر به طور کلی، یک خانواده می‌باشند که بندگی نسبت به خداوند و فرزندی نسبت به آدم آن‌ها را گرد آورده...»[5]؛ بنابراین، نکته‌ی مهمی که در تمایز بین حقوق بشر اسلامی و غربی وجود دارد، نوع نگاه به جهان هستی و جهان‌بینی این دو است؛ در حقوق بشر غربی، نقطه تمرکز و محوری، انسان و نیازهای او است، درحالی‌که در اندیشه اسلامی، تاکید بر توحید و منشأ الهی هستی است و ناگفته پیدا است که زمانی که اندیشه‌های اومانیستی منشأ تلاش باشد تا هر میزانی که نیازهای انسان اقتضا بکند، برای تأمین خواسته‌های او تلاش می‌شود و هیچ حد و مرز دیگری برای آن وجود ندارد، درحالی‌ که در دیدگاه‌های توحیدی، ملاک، رشد و تعالی و تقرب به درگاه الهی است.
 

انسان‌شناسی

تفاوت بنیادین دیگری که در نوع نگاه حقوق بشر اسلامی و غربی وجود دارد، تفاوت در انسان‌شناسی و نوع نگاه ایشان به انسان است. در حقوق بشر غربی، انسان را محدود به نیازهای مادی و دنیوی می‌دانند و تمام تلاش ایشان بر این است که نیازهای مادی انسان مرتفع شود، حتی در تأمین نیازهای مادی انسان، به بیان حداقل‌های زندگی مادی اکتفا کرده‌اند، مانند ماده ۴ اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح دارد «هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید بازداشته شده و ممنوع شود.» و همچنین ماده 5 این اعلامیه بیان می‌کند که «هیچ‌کس نباید مورد شکنجه یا بی‌رحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.» و همان‌طور که مشخص است، عدم شکنجه شدن یا عدم بردگی انسان، در قرن بیستم، باید تصریح شود و به عنوان یک ماده قانونی ذکر شود و این نشان‌دهنده حداقلی بودن این اعلامیه است. درحالی‌که در اعلامیه حقوق بشر اسلامی در ماده دوم این اعلامیه بیان شده است که «زندگی موهبتی است الهی و حقی است که برای هر انسانی تضمین شده است» و همان‌طور که ذکر شده است، هدف و مقصود برای انسان، زندگی متعالی و ارزنده است. در باب تفاوت‌های موجود بین حقوق بشر اسلامی و غربی باید بیان کرد که حقوق بشر امروزی، تلفیقی از ارزش‌ها و اعتقادات مربوط به نوع بشر از گذشته تا به امروز است[6] و به همین جهت است که در حقوق بشر غربی، به حداقل‌های انسانی و حیات اکتفا شده است. در ادامه‌ی نکات مذکور باید بیان کرد که هرچند روانشناسان و محققان بر این نکته تاکید دارند که دین و مذهب می‌تواند به عنوان یک عامل بازدارنده در مواجه با خشونت‌ها باشد و همچنین یک عامل پیشرو در عرصه رشد بشر است، جای خالی تاکید و اشاره به دین و مذهب در اعلامیه جهانی حقوق بشر احساس می‌شود[7].


پی‌نوشت
[1] ‏علی احمدی میر آقا، «مبانی نظری حقوق بشر»، کتابهای اسلامی 21، ش. 6 (۱ تیر ۱۳۸۴): 97-100.
[2] ‏«گزارش نشست علمی - حقوق بشر»، پرتو خرد 5-6، ش. 5 (۴ فروردین ۱۳۹۳): 217-25.
[3] ‏سخنران: مری رابینسون و مریم گزارشگر: زرافشار، «حقوق بشر»، رویدادها و تحلیل ها 116، ش. 11 (۱ اسفند ۱۳۷۶): 46-48.
[4] اعلامیه جهانی حقوق بشر.
[5] اعلامیه جهانی حقوق بشر اسلامی.
[6] ‏پرویز محمدنژاد، «حقوق بشر و زندان»، اصلاح و تربیت 94، ش. 8 (۱ اسفند ۱۳۸۸): 27-35.
[7] ‏عماد الدین مصاحبه شونده:  باقی، «نگاه ویژه: اسلام و حقوق بشر»، بازتاب اندیشه 78، ش. 7 (۱ مهر ۱۳۸۵): 7-11.