در یادداشتی با عنوان «تربیت، بی‌تربیت!» بیان کردیم که والدین در دوره زیر هفت سال سه وظیفه مهم دارند که اگر والدین این سه وظیفه را به‌خوبی انجام دهند، هفت سال اول را به بهترین شکل برای فرزند دلبندشان رقم خواهند زد.
این وظایف عبارت‌اند از:
۱- فراهم کردن شرایط بازی برای کودک
۲- حفظ مقام سیادت کودک
۳- تهیه غذای باکیفیت و متناسب برای فرزند
در یادداشت قبل با عنوان «زنده‌باد بازی!» مورد اول را به‌تفصیل بررسی کردیم و اکنون در این یادداشت قصد داریم تا وظیفه دوم را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

دوران هفت سال اول زندگی دوران بسیار حساس و مهمی در تربیت فرزند می‌باشد که شاید سخت‌ترین وظیفه در این دوره سنی همین وظیفه حفظ مقام سیادت کودک باشد. زیرا غالباً سروری کردن و پادشاهی کردن کودک با سختی‌ها و مشکلاتی برای والدین همراه است که معمولاً یا از ابتدا اجازه فراهم شدن چنین فضایی را به فرزندان نمی‌دهند و یا بعد از مدتی، خسته شده و ترجیح می‌دهند خودشان پادشاه منزل باشند نه فرزندشان. البته واقعاً وظیفه ساده‌ای نیست، چون در بعضی موارد چشم گفتن به فرزند، آن‌هم فرزندی که هنوز قدرت تشخیص خوب را از بد ندارد واقعاً سخت است. اما راهکارها و راه‌حل‌هایی وجود دارد که می‌توان به کمک آنها این وظیفه را بهتر انجام داد. به‌عنوان‌مثال اطلاع یافتن از فواید و آثار ارزشمندِ پادشاهی کردن کودک در این سن، موجب می‌شود که والدین با دلگرمی و امید بیشتری این وظیفه را انجام دهند. از طرف دیگر به‌ جرئت می‌توان گفت که انجام این وظیفه از جانب والدین و فراهم کردن شرایط برای سیادت و فرمانروایی کودک مزایای بسیار زیاد تربیتی برای خود والدین دارد. زیرا در بسیاری از موارد والدین باید بر روی خواسته‌ها و امیال شخصی خودشان پا بگذارند تا بتوانند به فرزند دلبندشان چشم بگویند، و یا باید از تنبلی دست بردارند و بی‌حوصلگی را کنار بگذارند، که این موارد به رشد تربیتی خود والدین بسیار کمک می‌کند. درواقع به همان جمله معروف می‌رسیم که فرزندان آمده‌اند تا ما را تربیت کنند نه ما آن‌ها را!

در این ﻣﺮﺣﻠﻪ اگر خانواده و ﺑﻪ ویژه ﻣﺎدر ﺑﺎ روﺷﻦﺑﻴﻨﻰ زمینه را ﺟﻬﺖ دستیابی ﺑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎﻳﻰ ﻣﻮﻓﻖ و ﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﺑﺮای ﻛﻮدک فراهم ﻛﻨﻨﺪ و ﺑﻪ او این ﻓﺮﺻﺖ را ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻛﻪ جهان پیرامون خود را با دست­کاری اشیاء به‌تدریج ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ، احساس ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ و خوشﺑﻴﻨﻰ و اعتمادبه­نفس در وجود ﻛﻮدک ﺷﻜﻞ می‌گیرد و ﻫﻤﻴﻦ احساس ﻣﻄﺒﻮع، پایه‌های اولیه نگرش ﺳﺎﻟﻢ ﻃﻔﻞ ﺑﻪ زندگی و ﻣﺤﻴﻂ پیرامون او را بنیان ﻣﻰگذارد. اما اگر ﻛﻮدک از همان ابتدا ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ از ﻟﻤﺲ کردن اشیاء و دقیق شدن در آن ﻫﺎ ﻛﻪ ﺑﻪ شدت ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ او است، منع و محروم شود و اطرافیان او به‌ویژه ﻣﺎدر، اشیای خارجی را موجوداتی تهدیدآمیز و خطرناک ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻛﻨﻨﺪ، در این صورت ﻛﻮدک جهان را ﻣﻜﺎﻧﻰ ﻣﺨﺎﻃره­آمیز ﻣﻰپندارد. ﻫﻤﻴﻦ تصور ﺳﺒﺐ ﻣﻰشودﻛﻪ او از همان ابتدا ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ جهان و زندگی در آن عواطف ﻧﺎخوشایندی پیدا ﻛﻨﺪ و در آن احساس امنیت نکند. [1]
 

چشم آقا

دومین ویژگی در این رده سنی این است که کودک سید و آقا و به قول خودمان پادشاه است. بله درست است، بهتر است به جثه کوچک او نگاه نکنید، تا دچار اشتباه نشوید. این فسقلی دوست‌داشتنی با همین قد و قواره‌اش پادشاهی است که فقط دوست دارد این کلمه را از شما بشنود: چشم. این جمله را به خاطر بسپارید: هرچقدر شما در هفت سال اول مطیع فرزندتان باشید، در سال‌های بعد او مطیع شما خواهد بود. جالب است بدانید، نه‌تنها مطیع شما بلکه مطیع خداوند متعال خواهد بود. درواقع اگر می‌خواهید یک عبد و بنده واقعی تربیت کنید که به دستورات الهی چشم بگوید، ابتدا باید شما هفت سال به او چشم بگویید. به‌عبارت‌دیگر والدین باید هفت سال نیاز فرزندشان به پادشاهی کردن و دستور دادن را برآورده کنند تا او در ادامه زندگی به‌راحتی بندگی کند. در این صورت هم از والدین اطاعت خواهد کرد و هم از خداوند متعال. ولی اگر در هفت سال اول نیازش برطرف نشود، او در ادامه زندگی زیر بار حرف کسی نخواهد رفت. پس این اخطار را جدی بگیرید: اگر در هفت سال اول به در خواست‌های فرزندتان چشم نگویید، مجبور می‌شوید در سال‌های بعد به درخواست‌های خطرناک و عجیب و غریب و نامعقول او، به ‌اجبار چشم بگویید. بگذارید در همین هفت سال اول پادشاهی را در محیط امن خانواده تجربه کند تا در سنین بالاتر به دنبال تجربه این سیادت از راه‌های نامعقول نباشد.
 
در این مورد احادیثی از معصومین علیهم‌السلام آمده است که به دو مورد از آنها اشاره می‌کنیم:
پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید: الولد سیدٌ سبع سنین، و عبدٌ سبع سنین و وزیرٌ سبع سنین.
فرزند در هفت سال اوّل زندگی، آقا (و سرور پدر و مادر) است، در هفت سال دوم، بنده و فرمان‌بردار، و در هفت سال سوم، وزیر خانواده (و مشاور پدر و مادر) است. [2]
و در حدیث دیگری پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید: أولادُنا أکبادُنا، صُغَراؤهُم اُمَراؤنا ...
فرزندان ما جگر گوشه‏های ما هستند، خردسالانشان فرمانروایان ما هستند ... [3]

البته قبول دارم، سخت است. اینکه مدام فرزندتان درخواست‌های مکرر از شما داشته باشد و شما مجبور باشید او را طاعت کنید، کمی سخت است. اما فراموش نکنید، هرچقدر برای هفت سال اول زندگی فرزندتان وقت بگذارید و به او چشم بگویید، در سال‌های بعد تربیت راحت‌تری را خواهید داشت و خیلی از معضلاتی که والدین در آن سنین با فرزندانشان دارند، شما نخواهید داشت. پس باید کمی هم روی خودمان کار کنیم. کمی سعه‌صدر، کمی مدارا و کمی هم حوصله لازم داریم تا بتوانیم به‌ خوبی فرزندمان را اطاعت کنیم. فراموش نکنیم که استفاده از واژه «چشم» بسیار تأثیر روانی بالایی دارد. وقتی فرزندمان درخواستی می‌کند، ممکن است بتوان با تکان دادن سر و یا گفتن کلمه «باشه» رضایت خودمان را اعلام کنیم و یا گاهی اوقات نیز بدون اینکه چیزی بگوییم فقط کاری که او خواسته را برایش انجام می‌دهیم. این خوب است ولی عالی نیست. بهترین کار این است که از واژه «چشم» یا حتی «چشم ارباب» استفاده کنیم. چون هیچ واژه‌ای مثل «چشم» نیاز فرزند به سروری کردن را برطرف نمی‌کند. مثل خودِ ما که وقتی در مقابل خواسته‌هایمان به ما چشم گفته می‌شود، احساس رضایت بیشتری داریم.
 

نترسید لوس نمی‌شود

معمولاً در این مواقع والدین می‌پرسند: آیا این چشم گفتن‌ها و اطاعت کردن‌ها، موجب لوس شدن فرزند نمی‌شود؟

در پاسخ باید گفت: خیر. اما دلیلش چیست؟ دلیلش این است که اگر تربیت فرزند فقط اختصاص به این هفت سال داشته باشد، می‌شود گفت که فرزند لوس می‌شود. ولی این‌گونه نیست و این هفت سال اول تازه شروع تربیت است و شما دو دوره هفت‌ساله دیگر برای تربیت او وقت دارید و اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم اصلاً تربیت فرزند در آن دو دوره شروع می‌شود و دوره هفت‌ساله اول مقدمات تربیت است. پس چون تربیت فرزند اختصاص به این هفت سال ندارد و در دوره‌های بعد اصل تربیت او شروع می‌شود، او لوس نخواهد شد. پس نترسید و با خیال راحت به او بگویید: «چشم آقا».
 

محدودیت‌های «چشم گفتن»

سؤال دیگری که پیش می‌آید این است که آیا واقعاً به هر در خواست کودک باید چشم گفت؟

اگر فرزند دلبندتان درخواست بازی با وسایل خطرناک دارد. یا درخواست‌هایی دارد که ممکن است به او آسیب بزند، قطعاً در این موارد نباید به او اجازه داد. البته نباید با تندی و خشونت به او «نه» گفت. بلکه برای اینکه به پادشاهی و سروری او لطمه‌ای وارد نشود باید با زیرکی تمام و با روش‌های مختلف او را از خواسته‌اش منحرف کرد. مثل یک وزیر باهوش که بدون اینکه به پادشاه توهینی بکند کاری می‌کند که پادشاه با رضایت کامل نظرش را عوض می‌کند. پس در مواردی که احتمال آسیب رسیدن به فرزند هست، نباید او را اطاعت کرد ولی با نرمی و ملایمت و به‌گونه‌ای که به او بَر نخورد.

آثار سروری کردن کودکان

سروری کردن کودکان در هفت سال اول زندگی آثار ارزشمندی به همراه دارد که عبارت‌اند از:
شکوفایی استعدادهای نهفته
اعتماد کودک به پدر و مادر
مهیا شدن کودک برای دوران اطاعت
تضمین آرامش روحی و روانی کودک
پرورش شخصیتی مستقل [4]
در یادداشت‌های بعدی به‌تفصیل به بیان هر یک از موارد فوق خواهیم پرداخت.
 

پی‌نوشت

[1] - خانواده و تربیت مهدوی، محمدباقر حیدری کاشانی،  مرتضی آقاتهرانی، ص316
[2] - الکافی الاصول و الروضه، ج 6، ص 47
[3] - جامع الأخبار : 283 / 755 منتخب میزان الحکمة : 612
[4] - خانواده و تربیت مهدوی، محمدباقر حیدری کاشانی،  مرتضی آقاتهرانی، ص304، 305، 306، 307