اگر با عینک تاریخی به همه چیز نگاه میکنید بهتر است بدانید زمان دقیق پیدایش نوروز مشخص نیست. طبق بیان برخی از افسانه‌ها 3000 سال پیش در چنین روزی جمشید (چهارمین پادشاه پیشدادی ایران) از کاخ خود در جنوب دریاچه ارومیه (منطقه حسنلو امروزی) بیرون آمد و به‌شدت تحت‌تاثیر آفتاب تابان و خرمی و طراوت محیط قرار گرفت و آن روز را نوروز نامید[1]. بعد از آن تصمیم گرفت هرساله در چنین روزی جشن‌ها و آیین‌های خاصی برگزار شود.
 
در شاهنامه درباره عید نوروز چنین نوشته شده است که جمشید در حال عبور از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی گذاشتند و او با تاجی زرین روی تخت نشست. وقتی نور خورشید به تاج زرین او رسید، جهان نورانی شد و مردم به شادی و سرور پرداختند و آن روز را روز نو نامیدند.
 
در اوستا، قدیمی‌ترین کتاب ایرانیان به جمشید «یم Yima» اشاره شده است. در این کتاب نوشته شده است جم دارای شکوه ایزدی بوده که به‌فرمان اهورا مزد به جنگ با اهریمن پرداخته که باعث نابودی قحطی و خشک‌سالی شده بود. با از بین رفتن اهریمن او توانست بار دیگر خرمی و شادی و برکت را برای مردم خود به ارمغان بیاورد و دوباره درختان خشک‌شده سبز شدند و مردم آن روز را «نوروز» یا «روز نوین» نامیدند و همه به میمنت چنین روزی در تشتی جو کاشتند که این رسم برای ایرانیان جاودانه شد.
 
همچنین گفته‌شده خداوند در روز اول فروردین کار خلقت انسان را به پایان رسانید و انسان‌ها برای شکرگزاری و قدردانی از نعمت‌های بی‌پایان او، به نیایش و شادی پرداختند. از دیگر فلسفه‌های جشن نوروز می‌توان نزول فروهرهای (farvahar)[2] یا همان درگذشتگان به زمین در روز اول فروردین دانست.
 

نوروز در ایران باستان

اولین پادشاهی که باعث رسمیت پیدا کردن نوروز شد کوروش بود. او در سال 538 قبل از میلاد دستور پاک‌سازی محیط‌زیست، ترفیع نظامیان و عفو مجرمان را به این روزها محول می‌کرد. کوروش قبل از این‌که بر بابل چیره گردد در آنجا نوروز را جشن گرفته بود. همچنین نوروز در زمان ساسانیان و اشکانیان موردتوجه بوده است. در دوران ساسانیان جشن نوروز شش روز ادامه می‌یافت و به دو دوره نوروز کوچک و بزرگ تقسیم می‌شد.
 
نوروز کوچک یا نوروز عامه از روز اول فروردین به مدت پنج روز اجرا می‌شود و در روز ششم فروردین جشن نوروز بزرگ یا خاصه (خرداد روز) انجام می‌شود.
 
طبقات مختلف جامعه اعم از سپاهیان، دهقانان، روحانیون، پیشه‌وران و اشراف هر کدام در هر یک از روزهای «نوروز عام» به محضر شاه مشرف می‌شدند و مشکلات خود را بیان می‌کردند تا شاه به آن‌ها رسیدگی کند و در روز ششم، شاه حقوق طبقات مختلف مردم را پرداخت می‌کرد.
 
در دوره ساسانی 25 روز قبل از شروع بهار با برپایی 12 ستون خشت خام با کاشت انواع غلات و حبوبات از جمله نخود، گندم، لوبیا، جو، برنج و ارزن تا شانزدهمین روز فروردین در انتظار رویش گیاهان می‌نشستند چرا که به اعتقاد آن‌ها هرچه گیاهان بارورتر شوند در آن سال محصولات بیشتر و حاصلخیزتری خواهند داشت.
 
همچنین در این دوران رایج بود که مردم در بامداد نوروز به سمت یکدیگر آب پاشی کنند و نیز آتش روشن کردن در شب نوروز از زمان هرمز اول معمول شد و از دوره هرمز دوم دادن سکه به عنوان هدیه و عیدی در نوروز متداول شد.
 
در زمان هخامنشیان، شاه نوروز را در تخت جمشید برگزار می‌کرد. «گیرشمن» باستان‌شناس فرانسوی در مورد مراسم نوروز در دربار هخامنشیان نوشته است همه چیز در تخت جمشید برای بزرگداشت این جشن ملی بنا شده است. پیش از انجام تشریفات نوروز، سران شاهنشاهی و نمایندگان کشورها به تخت جمشید می‌آمدند و در دشت گسترده مرودشت که رود پلوار از میان آن می‌گذرد و در غرب تخت جمشید قرار گرفته هزاران چادر می‌زدند. در نمای خارجی پلکان تخت جمشید افرادی که در مراسم نوروز شرکت دارند، نشان داده شده‌اند. در این سنگ‌های برآمده نمایندگان ۲۳ ملت تابع امپراتوری و ملازمان و خادمان پارسی و مادی به همراه اسب‌ها و گردونه‌های فرمانروایی و سربازان شوشی دیده می‌شود.[3]
 

نوروز در دوران اشکانیان

درباره نوروز و رسوم مربوط به آن تا چند دهه قبل منابعی کهن‌ترین از زمان ساسانیان که توسط نویسندگان مسلمان نگاشته شده بود، وجود نداشت؛ اما با کشف نوشته‌های دولتی اشکانیان بر روی چرم و چوب خدنگ در کوه مغ تاجیکستان و سفال نوشته‌ها که در خرابه شهر نسا (در 18 کیلومتری شمال غرب عشق‌آباد) پیدا شد و با ترجمه و کشف رموز آن مشخص شد که نوروز در دوران پادشاهی اشکانیان و حتی از دو هزار سال پیش در آغاز بهاران بوده است.

از اجرای مراسم مهرگان در دوران اشکانیان به خوبی می‌توان فهمید که نوروز به خصوص در میان توده مردم به گستردگی و باشکوه بسیار جشن گرفته می‌شد. پورداوود راجع به نوروز در این دوران نگاشته است هرچند که اشکانیان اقوامی ایرانی‌تبار و زرتشی مسلک بودند ولی سلطه 80 ساله یونانیان بر آن‌ها تأثیر گذاشته و در خصوص آداب و آیین ایرانی بی‌اعتنا بودند؛ اما در اواخر این دوره 476 ساله بار دیگر ملیت ایرانی نیرومند گشت.
 

نوروز در دوران ساسانیان

از برپایی جشن‌ها و رسوم نوروزی در دوران ساسانی اخبار و معلومات بسیاری موجود است که علاوه بر بعضی منابع پهلوی، منابع عمده و مهم، کتاب‌های ادبی و تاریخ عربی مانند آثار «جاحظ» نیز در دست است. در کل دوران ساسانی، نوروز جشن ملی همه مردم ایران محسوب می‌شد. حتی افرادی که تابع دین زرتشت نبودند ولی در قلمرو حکمرانی ایران زندگی می‌کردند مانند آرامیان که در غرب ایران آن ایام، گرجیان، ارمنیان و ملل دیگر قفقاز در جشن نوروز شرکت می‌کردند و شماری از رسوم آن را در زندگی خود وارد کردند و حتی پاره‌ای از مراسم این جشن در مراسم‌های مذهبی ارمنستان و گرجستان ورود پیدا کرده است.
 

نوروز در دوران صفویه

نوروز به‌طور پیوسته و مداوم در همه دوران‌های تاریخی ایران کم‌و‌بیش برگزار می‌شده است اما در دوره پس از اسلام به ویژه در دورای میانی صفویه، عید نوروز نماد ملی‌تری پیدا کرد و پس از آن با ورود فقهای شیعی به دربار اهمیت نماد ملی آن کاهش پیدا کرد و اجتهاد بر سمبل‌ها و نماد‌ها غلبه پیدا کرد.البته علما با نوروز مخالفتی نداشتند و خود نیز به رسوم صحیح ان پایبند بودند اما با توجه به دغدغه هایی که نسبت به علم و اندیشه در آن دوره مخصوصا با ظهور حکمت متعالیه پیش آمده بود بیشتر توجهات به سمت این مسائل جلب شده بود و نوروز که روزگاری اوج هیجان ایران به شمار میرفت در سایه هجانات و مناظرات علمی و معرفتی قرار گرفت و کمی به حاشیه رفت.
 

نوروز در دوران قاجار

دربار قاجار برای برپایی عید نوروز تمهیدات ویژه‌ای را در نظر می‌گرفت تا بسیار شکوهمند برگزار شود. مراسم اصلی «سلام نوروزی» بود که در سه بخش انجام می‌گرفت. سلام عام تحویل، سلام عام تخت مرمر و سلام خاص سر در. یک روز قبل از عید از طرف رئیس تشریفات دربار «علی‌خان ظهیرالدوله» داماد شاه برای طبقات مختلف دعوت‌نامه فرستاده می‌شد و میهمانان باید یک ساعت قبل از تحویل سال حضور پیدا می‌کردند. سلام عام نوروز در تخت مرمر واقع در کاخ گلستان اجرا می‌شد.
 
وقتی‌که تنها چند دقیقه به حلول سال نو باقی می‌ماند، نظام‌العلما با محلول طلا بر کاسه‌ای چینی رقم سال نو و زیر آن آرزوی برکت را می‌نوشت و پس‌ازآن ستاره‌شناسان اشاره می‌کردند و توپ شلیک می‌شد و منجم‌باشی (رئیس منجمان) رسماً به اطلاع شاه می‌رساند که سال نو آغازشده است، بلافاصله شیوخ درباری و صاحب‌منصبان فریاد مبارک باد سر می‌دادند. از طرف مستوفی‌الممالک کیسه‌های متعدد از سکه‌های جدیدالضرب طلا و نقره تقدیم شاه می‌شد. شاه محتوی آن‌ها را روی یک سینی بزرگ نقره می‌ریخت آن‌ها را باهم مخلوط می‌کرد و به هر یک از حاضران چندتایی از آن‌ها را می‌داد چراکه گرفتن سکه نو در لحظه تحویل سال فرخنده و خوش‌یمن است.
 

نوروز در دوران معاصر

در دوره کنونی نیز در عید نوروز هم‌زمان با آغاز سال نو مردم ایران به جشن و شادی می‌پردازند و دید‌و‌بازدیدها و رسوم اقوام مختلف ایران اجرا می‌شود وعده‌ای نیز برای رفتن به سفر برنامه‌ریزی می‌کنند. البته نوروز در پسا انقلاب در بعضی از چیزها متفاوت است به عنوان مثال در ایران هرساله نوروز با پیام نوروزی سراسر حکمت مقام معظم رهبری شروع می‌شود که در آن خط مشی یک سال آینده کشور بر اساس منافع ملی و پیشرفت به سمت قله های کمال توسط ایشان مشخص میشود.
 

جهانی‌شدن نوروز

طبق پیشنهاد جمهوری آذربایجان، مجمع عمومی سازمان ملل روز نوروز را به عنوان جشن ملی ایرانیان به رسمیت شناخت. مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه‌ای روز 21 مارس برابر با 1 فروردین را در چارچوب ماده 49 تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان روز جهانی نوروز به تصویب رساند و به این ترتیب نوروز ایرانی به عنوان یک مناسبت بین‌المللی رسمیت یافت. در سال 1391 در صحن عمومی سازمان ملل و یونسکو به میزبانی ایران نخستین جشن نوروزی برگزار شد.


پی‌نوشت:
[1] به نقل از سایت فردا نوز....مقاله نوروز
[2] فروهر: طبق مندرجات اوستا فروهر نیرویی است که اهورامزدا برای نگهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فرو فرستاده و نیرویی است که سراسر آفرینش نیک از پرتو آن پایدار است.(دهخدا)
[3] به نقل از سایت ویکی‌پدیا