وقتی صحبت از دنیای مدرن پیش می آید همه از پیشرفت های موجود در این دنیا صحبت می کنند که از هر عصر این پیشرفت ها سریع تر و شگفت انگیز تر است. بسیاری اعتقاد دارند که این عصر، عصر اطلاعات است؛ دورانی که حاکمیت برای فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و پیام رسان حاکمیتی بلامنازع است. در ساعات زیادی از شبانه روز مردم درگیر پیام ها و محتواهای ریخته شده در این فضا هستند و با حرص و ولع آن را دنبال می نمایند تا بدان جا که هر کس در این فضا حضور نداشته باشد خود را بی سواد و بی اطلاع از پیشرفت های موجود در دنیا قلمداد می کند.
 

تقابل تفکر و انفجار اطلاعات

در سمت مقابل این مطلبی که بیان شد هستند کسان دیگری که معتقدند انسان با این حجم از اطلاعات خُرد و جزیی و در بسیاری از مواقع بی اهمیت قوه تفکر خود را از دست می دهد. آنها معتقدند که همان قدری که فقر اطلاعات یا همان جهل می تواند انسان را از پیشرفت های حقیقی باز دارد، انفجار اطلاعات در فضایی که اکثر اطلاعاتی که در شبانه روز به انسان می رسد بی ربط به هم، کم اهمیت و در برخی مواقع مضر هستند نیز می تواند قوه تفکر انسان را تهدید نماید و اجازه درست فکر کردن را از او بگیرد. وقتی ذهن انسان با اطلاعات غیر مفید و بی ربط مورد بمباران اطلاعاتی قرار می گیرد او در واقع فکر خود را در اسارت آن اطلاعات می بیند که برای تحلیلش نه فرصتی وجود دارد و نه توانی. نویسنده کتاب "شبکه عنکبوتی" به زیبایی این بحث را جمع بندی کرده است و بیان می دارد: « [سردمداران دنیای مدرن شما بخوانید دنیای کفر و الحاد] از طریق ارائه حجم اطلاعات گسترده به کاربران باعث می شوند که آنان حتی فرصت بررسی بسیاری از آنها را نداشته باشند چه رسد به تجزیه و تحلیل آن. همچنین با انبوده سازی اطلاعات بی فایده و غیر اولویت دار میتوان ذهن کاربر را به چیزی مشغول کرد و او را از امور مهم بازداشت.»[1]
 

شاید بتوان در یک جمله دنیای امروز را به دنیایی برای اسارت انسان و تفکر او نام گذاری کرد دنیایی که پر است از جذابیت‌های ظاهری که دائماً در حال تغییر کردن و نو شدن هستند اما تغییرات آن قدر سرعت دارد که اجازه تأمل و تفکر را از انسان می ستاند.
 

محصول تعقل و تفکر

فرصت اندیشیدن و استفاده درست از قوه تفکر دریچه هایی را بر روی انسان می گشاید که بتواند به حقایق عالم دست پیدا کند. تفکر و تعقل همان چیزی است که آموزه های دینی ما را به آن فرا می خواند و گرفتاری بشر را به سبب دوری از تعقل و تفکر می داند. تفکر مانند چراغ هدایتی است که مسیر پیش روی ما را روشن می کند و به همین سبب است که مستکبران عالم خود را به هر آب و آتشی می زنند که انسان ها کمترین میزان استفاده از این قوه را داشته باشند و یا اگر استفاده داشته باشند آن را در جهات غیر مفید به کار برند.
 
امام صادق (علیه السلام) به زیبایی به توضیح و تبیین عقل و فکر می پردازند آن جا که شخصی از امام صادق (علیه السلام) می پرسند: «مَا اَلْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُکْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ؛[2] عقل چیست‌؟ فرمود چیزیست که بوسیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید.» حقیقت این است که اگر قوه عاقله اجازه فعالیت پیدا کند و این فعالیت نیز یک فعالیت آزادانه و به دور از هر گونه جهت دهی فریبکارانه باشد زمینه سازی تکامل انسان را فراهم خواهد کرد و او را به غایت اصلی خلقتش که عبودیت پروردگار عالم باشد خواهد رساند تا اینکه او را وارد جایگاهی که شایسته اوست  کند.
 

عقل و توفیق بندگی

اعلی مرتبه تکامل برای هر انسان توفیق بندگی خداوند تبارک و تعالی و رسیدنش به بهشت برین الهی است؛ استفاده درست از عقل است که انسان را به این مرتبه از تکامل می رساند. دنیای مدرن که طراحی آن شیطانی است یا اجازه فکر کردن به شما نمی دهد و یا این ابزاری که اگر آزادانه مورد استفاده قرار گیرد قرار است شما را به مرتبه های بالای کمال انسانی برساند، را منحرف می‌کند و در جهات منفی از آن بهره برداری می‌کند که دیگر آن را نمی‌توان عقل نهاد؛ در ادامه همین حدیث شریف آن شخص مجددا از امام صادق (علیه السلام) میپرسد: « فَالَّذِی کَانَ فِی مُعَاوِیَةَ فَقَالَ تِلْکَ اَلنَّکْرَاءُ تِلْکَ اَلشَّیْطَنَةُ وَ هِیَ شَبِیهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَیْسَتْ بِالْعَقْلِ؛[3] پس آنچه معاویه داشت چه بود؟ فرمود: آن نیرنگست، آن شیطنت است، آن نمایش عقل را دارد ولى عقل نیست..»
 

حوزه های تفکر انسانی در سیر تکاملی انسان

وقتی صحبت از تفکر و تعقل برای رسیدن به عبودیت و بندگی خدا می شود این تفکر تمام شئونات زندگی فرد را در بر می گیرد بنابراین منظور از تفکر، تفکر در باب صفات خداوند تبارک و تعالی و امور معنوی به تنهایی نیست بلکه بخشی از این تفکر مربوط به مسائل روزمره انسان است که در روایات از آن به "عقل معاش" تعبیر شده است. امام على علیه السلام می فرمایند: «لاَ عَقْلَ کَالتَّدْبِیرِ؛[4] هیچ عقلى و اندیشه اى (از حیث رتبه و ارزش) مانند (اندیشه و) چاره ‏جویى در امور زندگى نیست.» همان تفکری که ما را به فکر کردن درباره حقایق عالم وا می دارد تا خودمان را بهتر پیدا کنیم و مسیر کمال را با دقت بیشتری بپیماییم، همان تفکر ما را به تدبیر در امور معیشت و زندگیمان نیز دعوت می نماید. میان "عقل معاش" یا همان تدبیر کردن امور زندگی و "عقل معاد" ارتباط تنگاتنگ و وثیقی وجود دارد. انسان از مدیریت درست زندگی مادیش در این دنیا است که می تواند با دستانی پر به سرای آخرت بشتابد؛ البته نکته مهم در اینجا این است که بین تدبیر امور و پرداختن به مسائل مختلف زندگی مادی، با آن تفکری که دنیای مدرن ما را به آن فرا می خواند تفاوت های بسیاری وجود دارد؛ به عنوان مثال در فرهنگ دینی ما تلاش برای تامین نیاز خانواده مانند جهاد در راه خدا محسوب می شود اما اگر همین تلاش با فرهنگی که دنیای مدرن برای ما ترسیم می کند به مسابقه ثروت اندوزی تبدیل شود، مورد تأیید دین قرار نمی گیرد.
 


تفکر، خود سازی و عبادت

آنچه مهم است که در پایان بدان پرداخته شود بیان این مطلب است که. چگونه است که برای طی مراحل تکامل انسان و خودسازیِ او، خداوند تبارک و تعالی اعمال عبادی متعددی را که معمولاً دارای اوقاتی خاص هستند تعیین نموده است، برای تفکر نیز ما را ترغیب به قرار دادن وقت کرده است. حسن صیقل می گوید از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: « عَمَّا یَرْوِی اَلنَّاسُ أَنَّ تَفَکُّرَ سَاعَةٍ خَیْرٌ مِنْ قِیَامِ لَیْلَةٍ قُلْتُ کَیْفَ یَتَفَکَّرُ قَالَ یَمُرُّ بِالْخَرِبَةِ أَوْ بِالدَّارِ فَیَقُولُ أَیْنَ سَاکِنُوکِ أَیْنَ بَانُوکِ مَا بَالُکِ لاَ تَتَکَلَّمِینَ .؛[5] این که مردم روایت مى‌کنند که یک ساعت تفکّر از یک شب عبادت بهتر است، چگونه بیندیشند؟ فرمود: از ویرانه اى مى‌گذرد و بگوید: که جایند کسانى که در تو سکونت داشتند؟ کجایند آنها که تو را ساختند؟ چه شده است تو را که سخن نمى گوئى‌؟»
 
مشارطه، مراقبه و محاسبه نفس که به عنوان اصلی ترین روش در خودسازی برای هر روز مطرح است همگی بر پایه تعقل و تفکری بنا شده است که ما را قرار است به خدا برساند و شاید این یک جمله پایانی مطلب دور از ذهنی نباشد که خودسازی فقط در بستر تعقل و تفکر صورت می گیرد و سنگ زیرین تقوا و خودسازی تفکر و تعقل است.
 

پی‌نوشت:
  1. شبکه عنکبوتی، محمد کهوند، ص176، انتشارات ذکری، قم، 1395.
  2. بحار الانوار، محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، ج33، ص170، انتشارات وزاره الثقافه و الارشاد الاسلامی موسسه الطبع و النشر، تهران، 1368.
  3. همان.
  4. بحار الانوار، محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، ج1، ص94، انتشارات دار احیاأ التراث العربی، لبنان.
  5. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج2، ص54، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1407.