اي باد صبح‌دم خبر آشنا بيار

شاعر : امير خسرو دهلوي

بوي نهفته زان صنم دلربا بيار اي باد صبح‌دم خبر آشنا بيار
يک تار مو ازآن سر زلف دو تا بيار ما تا که يابم از دل گم گشته آگهي
چشمت بست دست به تير و کمان مبر چون در شکار برسرآهو گذر کني
که مشتاق است جان ناتوان نيز سر پا بوس تو تنها نه دل راست
کز مرده برون نيايد آواز پرسي که چگونه‌اي ؟ چگويم ؟
دل گم کردم کجا روم باز ؟ گويند مرا برو ازين کوي