دوره جوانی و مشکلات آن

جوانی دورانی است که فرد وارد دنیای بزرگسالی می‌شود و به عنوان یک عضو فعال و مفید در جامعه شناخته می‌شود. در جوانی توانمندی های انسان به اوج می‌رسد و آماده ی فعالیت می‌شود. فرد در این دوران از بحران های کودکی گذر کرده است ولی با بحران های جدید دوران جوانی روبه رو می‌شود.

از جمله این بحران ها می‌توان به انتخاب شغل، استقلال مالی، ازدواج، هویت شخصی و غیره اشاره کرد. با توجه به تفاوت ها و تعارض های میان والدین و جوانان، ممکن است که در هر یک از این موارد مشکلاتی میان آن ها به وجود بیاید.1
 

مشکلات والدین با جوانان از کجا نشات می گیرد؟ 

موارد متعددی می تواند سر منشاء ایجاد مشکلات جوانان با والدین باشد در ادامه این مطلب به چند مورد از آنها اشاره ای خواهیم داشت. 
 
مشکلات حل نشده در دوران نوجوانی 
باید بدانید با وجود اینکه جوانان پا به عرصه بزرگسالی می گذارند اما همچنان در یک مرحله رشدی قرار دارند و هر اندازه که بزرگسال محسوب شوند امکان دارد برخی از رفتارها و کارهای نوجوانی خود را تا چند وقت ادامه دهند. و چنانچه بحران ها و مشکلات مربوط به دوره نوجوانی به درستی بین نوجوانان و والدین رفع نگردد مشکلات و سختی های دوران جوانی دو چندان شده و ادامه دار خواهد شد.
 
سبک های فرزندپروری غلط 
از دیگر مشکلاتی که در بین جوانان و والدین بیداد می کند این است که والدین هنوز هم سبکهای فرزندپروری سابق را که شامل طرد کردن و کنترل کردن می باشد در زندگی خود و فرزندانشان به کار میبرند در صورتی که این راهها دیگر اثر پذیری خود را از دست داده است و فقط با گفت و گو و احترام رابطه والدین با جوانان بهتر خواهد شد. بنابراین والدین بایستی احترام ویژه ای به هویت بزرگسال جوان قائل شده و با استفاده از گفتگو در صدد حل مشکلات برآیند. 
 
گرایش های جوانی 
در دوره ی جوانی، کنجکاوی و غرور یکی از مشخصه های اصلی و برجسته آن است. در این دوره والدین طبق تجربه های تلخ و شیرینی که داشته اند مانع برخی از کارها در مورد جوانان خود می شوند اما این در حالی است که جوانان علاقه مند به تجربه کردن هر چیزی هستند و تا زمانی که کاری که دلشان می خواهد را انجام ندهند آرام نمی گیرند.

از مواردی که والدین پس از ورود به دوره جوانی مانع انجام آنها توسط فرزند جوانشان می شوند می توان به رابطه های خارج از عرف مثل ازدواج سفید، عدم تشکیل خانواده، استقلال مالی و... اشاره کرد. لازمه حل مشکلات به وجود آمده در بین جوانان و والدین گفت و گوی منطقی می باشد که والدین برای رفع اینگونه مشکلات حتما باید از متخصصان و مشاوران خانواده کمک و مشورت بگیرند. 
 
استقلال جوانی 
فردی که پا به به دوره جوانی گذاشته است خود را بزرگسال میبیند و انتظار دارد که پدر و مادرش نیز او را در سن بزرگسالی قبول کنند و به استقلال و هویت او احترام بگذارند.والدین فکر می کنند که از اینکه فرزندشان را کنترل می کنند نیتشان خیر است در صورتی که استقلال جوان خود را زیر پا گذاشته و از او می گیرند و با برخورد تند و مقاومت فرزند جوان خود روبرو می شوند.

منظور از استقلال یک جوان این نیست که قطع رابطه بین او و والدین صورت پذیرد بدین معنی است که آنها همواره یک رابطه عاطفی قوی را نیازمندند و این رابطه نباید با ندانم کاری ها سرد و متلاشی شود تا در دوره ای که ورود به اجتماع و ترک محیط امن خانه اتفاق می افتد آسیبی متوجه جوان نشود. بنابراین ضروری است که والدین عرصه را تا حدودی برای فرزندشان باز کرده و از کنترل گری خود بکاهند.
 
تفاوت نسل ها 
اصلی ترین و به نوعی مهمترین علت مشکلات بین جوانان و والدین تفاوت نسل می باشد. که می توان گفت سرمنشا تمام مشکلاتی که پیش از این نام برده شدند همین تفاوت نسل است. مطمئنأ به این موضوع واقف هستید که جوانان و والدین از دو نسل متفاوت هستند که هر کدام قواعد فکری و چهارچوب متناسب با نسل خود را در پیش گرفته اند و طبق آن رفتار می کنند.

به خاطر همین است که هیچ یک از آن ها درک متقابل از همدیگر ندارند و به مرور زمان مشکلات بروز می کند. بهترین راه برقراری ارتباط بین دو نسل کمک و مشاوره گرفتن از مشاوران روانشناسی می باشد تا درست ترین راه را در جهت بهبود کیفیت روابط به شما نشان دهند. 2
 

عواقب کم‌رنگ شدن رابطه والدین با فرزندان چیست؟

افسردگی، افزایش روحیه ضد خانواده، پرخاشگری وستیزه‌جویی نتیجه این برخوردهاست؛ هر چه این رابطه با شکاف بیشتری باشد این عکس‌العمل‌ها بیشتر است تا جایی که این موضوع موجب می‌شود تا فرد به سوی گروه همسالان کشیده شوند و در این زمان افراد سودجو از خلأ نبود ارتباط فرزند با والدین استفاده می‌کنند و فرد را به بیراهه می‌کشند.

به طوری که در باندهای فساد، قاچاق مواد مخدر، اعتیاد و.. وارد شده و در همین مراکز است که ممکن است رفتارهای پرخطر جنسی نیز از سوی بچه‌ها امتحان می‌شود. البته نباید نقش ارزش‌های دینی را نادیده گرفت زیرا با کم‌رنگ شدن اعتقادهای مذهبی، زمینه بسیاری از فساد‌ها فراهم می‌شود.3
 

وظایف والدین نسبت به جوانان

 
درک جوان نسبت به مقتضیات سنی
انسان در سنین مختلف نیازهای متفاوتی داردکه والدین باید نسبت به این نیازها حساس باشند این نیازها شاید در زمان کودکی زیاد به چشم نیاید ولی در دوره نوجوانی و جوانی کاملاً مشهود است. فقط اندکی حساسیت از جانب والدین را می‌طلبد تا بدین نیازها پی برده ودرصدد برطرف کردن نیازهای فرزندان خود برآیند با این توضیح که نیاز جوان با خواسته‌های جوان دومقوله جداست.

این نیازها می‌تواند عاطفی، جسمی، جنسی و مادی و..... باشد که درهر انسانی متفاوت است و شاید نتوان معیار واحدی برای همه انسان‌ها در نظر گرفت که البته انسان‌ها مشترکاتی هم دارند.

والدین می‌توانند در زمانهای مختلف سنی فرزندان خود نیازهای وخواسته های ایشان را برطرف و در صورت عدم توانایی بر برطرف کردن این نیازها وخواسته ها فرزندان را راهنمایی نمایند زیرا جوان نسبت به نیازهای سن خود آگاهی ندارد ولی چون از درون به خواسته‌هایی تهییج می‌شود این نیازهای را درخواست می‌نماید.
 
احترام به شخصیت جوان
نوجوان با رشد فیزیکی بدن شخصیتی را برای خود ترسیم می‌نماید که انتظار دارد دیگران بدان احترم بگذارند و این انتظار از والدین بیشتر است

زیرا نوجوان به سبب نسبت خود به والدین است که دراجتماع شناخته می‌شود.

اگر والدین در شناساندن فرزندان خود در اجتماع با اکرام و احترام از شخصیت ایشان یاد کنند اطرافیان نیز با احترام با نوجوان برخورد خواهند کرد و اگر والدین به فرزند خود برحرمتی نمانید و به سبب برخی اختلافات خانوادگی در جمع دوستان و آشنایان با احترام با فرزند خود برخورد نکنند دیگران هیچ ارزشی به نوجوان و شخصیت وی قائل نخواهند بود.

اکرام نوجوان مصادیق متعددی دارد. از جمله با احترام صدا کردن نام او و گوش دادن به سخنانش هنگام صحبت کردن و مشورت خواستن از وی هنگام مشکلات و شنیدن نظرات او هنگام اظهار نظر و بازخواست و تنبیه نکردن در جمع دوستان و آشنایان و.....

این گونه موراد می‌تواند شخصیت نوجوان را در اجتماع افزایش داده و فرزندی به بار آید که مورد احترام دیگران است.
 
مشورت با جوان
جوان انسانی است که همزمان با طی دوره بلوغ توانایی‌هایی را در خود احساس می‌کند و این توانایی‌ها در معاشرت با اجتماع و کسب آموزش‌هایی از افراد اجتماع شکل تازه ای به خود می‌گیرد.

فطرت پاک و عدالت‌خواه جوان؛ نشاط و نوآوری جوان و تلاش و پشتکار مضاعف به خاطر سلامت جسمی جوان از مؤلفه‌هایی است که جوان را بر تولید فکر جدید و نو وا می‌دارد و جوان در اندیشه مسائل جدید سیر می‌کند.

برخانواد ها فرض است که از جوان در مسائل مختلف خانواده مشورت بگیرند والبته به اندیشه نو و افکار جدید او اعتماد کرده وعمل نمایند تا جوان ترغیب به تولید فکر و اندیشه نو شده و اعتماد به نفس در بیان نظرات و عملیاتی کردن آن‌ها پیدا نماید.
 
دوست بودن با جوان
دوست بودن با جوان به معنای رها شدن از قید و بندها با حفظ حریم و حرمت‌هاست.

 این که عنوان می‌شود والدین با فرزندان خود دوست باشند شاید بدان معناست که دوستان با رعایت حریم‌هایی صمیمیت خاصی نسبت به هم دارند و به راحتی باهم درد دل می‌کنند و در غم و شادی هم شریک‌اند از اسرار هم باخبراند و به هم اعتماد می‌کنند و روابط ومرام های نانوشته ای بین رفقا حاکم است.

والدین می‌توانند با فرزندان خود ارتباط دوستی برقرار نمایند که علاوه بر حفظ حرمت و رعایت ادب و احترام اعتماد فرزندان خود را جلب نمایند و اسرار و درددل های فرزندان خود را بشنوند.

رابطه دوستی اجازه نمی‌دهد فرزندان با وجود اختلاف سنی و فاصله زمانی از والدین خود فاصله بگیرند و ایشان را به عدم درک جوانان متهم نمایند.4

پینوشتها
1.www.honarehzendegi.com
2.www.namnak.com
3.www.tebyan.net
4.www.javanonline.ir