کعبه در آثار خاقاني (3)
کعبه در آثار خاقاني (3)
کعبه در آثار خاقاني (3)
نويسنده: ليلا مرندي
-حجرالاسود:
خاک پاشان که بر آن سنگ سيه بوسه زنند
نور در جوهر آن سنگ معبا بينند
از بسي سنگ سيه بوسه زدن وقت وداع
چشمه ي خضر ز ظلمات مفاجا بينند (ص98)
حجرالاسود نقد همگان را محک است
کم عيارم من، از آن کرد محک خوار مرا (ص40)
با سياهي سنگ کعبه همبر آيد در شرف
سرخي سنگ مني کز خون حيوان ديده اند (ص94)
بيني حجرش بلال کردار
بيرون سيه و درون پر انوار
از سنگ زر خلاصه ي دين
بر چهره ي کعبه خال مشکين (تحفه العراقين /129)
شاعر در منشآت مکرر حجرالاسود را «يمين الله» گفته و به فرمايش پيامبر اکرم (ص)که فرمودند: «الحجر يمين الله في أرضه»(1) معتقد بوده است.
يمين الله و يمين الله اعني حجرالاسود اگر کفار دارالحرب روم بر چو من معروفي اين بي توفيقي روا دارند... (ص67)
زمزم:
از سنگ سيه چو باز گردي
زي زمزم راه در نوردي
زآن جا گذرت به زمزم افتد
چشمت به سواد اعظم افتد...
با صفوت زمزم مطهر
محتاج طهارت است کوثر (تحفه العراقين/129)
مصطفي کعبه است و مهر کتف او سنگ سياه
هر کف از بهر کف او زمزم احسان آمده (ديوان/372)
آن کعبه ي محرم نشان، آن زمزم آتشفشان
در کاخ مه دامن کشان يک مه به پروار آمده (ديوان/390)
-ناودان طلايي:
ناصر خسرو گويد: «ناودان خانه از جانب شمال است، بر ميانه جاي و طول ناودان سه گز است. (سفرنامه خسرو /ص134)
زمزم فشانم از مژه در زير ناودان
طوفان خون زصخره ي صما برآورم (ديوان/246)
کوثر به ناودان شده آن دم که پاي تو
کرده طواف کعبه وزي ناودان شده (ديوان/402)
با تشنه دلان براي تسکين
آيي سوي ناودان زرين
بيني همه بحرها کم و کاست
با ريزش نم که ناودان راست
بام فلک است بهر تمکين
محتاج به ناودان زرين (تحفه العراقين/130)
مقام ابراهيم:
او کعبه ي علوم و کف و کلک و مجلسش
بودند زمزم و حجرالاسود و مقام (ديوان/302)
اماکن اطراف کعبه:
بوقبيس آرامگاه انبياء بوده مقيم
باز غضبان گاه اهل بغي و عصيان آمده
کرده عيسي نامي از بالاي کعبه خيبري
و اندر او مشتي يهودي رنگ فتان آمده (ديوان/371)
رفته و سعي و صفا و مروه کرده چار و سه
هم بر آن ترتيب کز سادات و اعيان ديده اند (ديوان/94)
اينک مواقف عرفاتست بنگرش
طولش چو عرض جنت و صد عرض اکبرش (ديوان/218)
بامدادان نفس حيوان کرده قربان در مني
ليک قربان خواص از نفس انسان ديده اند (ديوان/94)
کوه رحمت حرمتي دارد که پيش قدر او
کوه قاف و نقطه ي فا هر دو يکسان ديده اند
سنگ ريزه ي کوه رحمت برده اند از بهر کحل
ديده باناني که عرش از کوه لبنان ديده اند (ديوان/93)
رانده ز اول شب بر آن که پايه و بشکسته سنگ
نيمشب مشعل به مشعر نور غفران ديده اند (ديوان/94)
دوستان يافته ميقات و شده زي عرفات گ
من به قيد و زمن آوازه به بطحا شنوند (ديوان/102)
باديه بحرست و بختي کشتي و اعراب موج
واقصه سر حد بحر و مکه پايان ديده اند (ديوان/91)
بعد معنوي
آثار معنوي زيارت کعبه:
خاقاني در بيت زير، کعبه را به عنوان بهشت دانسته، معتقد است که هر کس به زيارت کعبه رود، گويي برات و جواز ورور به بهشت را به دست آورده است.
در کعبه ي خلد صدر بزمت
کوثر نم ناودان ببينم (ديوان/271)
حجره ي دل را کز کعبه ي وحدت اثر است
در به فردوس و کليدان، به خراسان يابم (ديوان/295)
ب) حيات ابدي و عمر باقي يافتن در سايه ي زيارت:
اعتقاد شاعر اين است که زائران مشتاق با زيارت بيت ا... و نوشيدن آب از چاه زمزم، حال و هواي علم خضر و چشمه آب حيات را احساس مي کنند و گويي به علم لدني و آب حيات ابدي دسترسي پيدا مي کنند، لذا به خاطر برخورداري از اين فيوضات الهي عمر جاويد مي يابند.
در حريم کعبه ي جان محرمان الياس وار
علم خضر و چشمه ي ماهي بريان ديده اند
در طريق کعبه ي جان چرخ زرين کاسه را
از پي در يوزه ي جان کاسه گردان ديده اند
کشتگان کز کعبه ي جان باز جانور گشته اند
ماهي خضراند گويي کآب حيوان ديده اند (ديوان/89)
-تشبيه کعبه به بهشت:
خال مشک از روي گندمگون خاتون عرب
عاشقان را آرزو بخش و دلستان آمده
روي گندمگون او بوده تصاوير بهشت
آدم از سوداي گندم ز آن پريشان آمده (ديوان/370)
خوان کعبه هشت خوان خلد را ماند که هست
چار جوي او را به سبع الوان آمده (ديوان/369)
-تشبيه کعبه به عروس:
تشبيه کعبه به عروس و وصف زلف و رخ و خال اين عروس بارها در اشعار خاقاني آمده است. و «او اين عروس هر هفت کرده را به دلربايي از عارف و عامي، بر اريکه عزت مي نشاند.» (معدن کن، معصومه، بزم ديرينه عروس، ص10)
به خال و زلف و لب و حجله ي عروس عرب
که سنگ کعبه و حلقه است و آستان و حجاب (ديوان/5)
آن کعبه چون عروس که هر سال تازه روي
بوده مشاطه اي بسزا پور آذر (ديوان/319)
کعبه ديرينه عروسست عجب ني که بر او
زلف پيرانه و خال رخ برنا بينند (ديوان/98)
تو هفت طوف کرده و کعبه عروس وار
هر هفت کرده پيش تو و عشق دان شده (ديوان/401)
- کعبه در عنوان هاي مختلف ديگر از جمله: قطب هدايت، شافي مسلمين، دارالاجابه حاجات، پايگاه کسب توشه اخروي، جايگاه تجمع و گردهمايي هاي عاشقان، جايگاه زاهدان، دارالشفاء، مظهر خوشرويي و طراوت و مقصد و منزلگاه طالبان حق و... بازتابهاي روشني در ديوان خاقاني داشته است که به ذکر يک نمونه در اينجا بسنده شده است
کعبه که قطب هدي است معتکف است از سکون
خود نبود هيچ قطب منقلب از اضطراب (ديوان/41)
پيشت آرم کعبه ي حق را شفيع
کآسمانش خاک بطحا ديده ام (ديوان/275)
پيش کعبه گشته چون باران زمين بوس از نياز
و آسمان را در طوافش هفت دوران ديده اند (ديوان/94)
حق تو خاقانيا کعبه تواند شناخت
زآخور سنگين طلب توشه ي يوم الحساب (ديوان/41)
کعبه قطب است و بني آدم بنات النعش وار
گرد قطب آسيمه سر شيدا و حيران آمده (ديوان/371)
کعبه به زاهدان رسد، دير به ما سبوکشان
بخشش اصل دان همه ما و تو از ميان بري (ديوان/428)
مصطفي کحال عقل و کعبه دکان شفاست
عيسي اينجا کيست؟ هاون کوب دکان آمده (ديوان/370)
ناف زمي کعبه مگر ناف مشک شد
کاندر سموم کرد اثر مشک اذفرش (ديوان/101)
مقصد اينجاست نداي طلب اينجا شنوند
بختيان را ز جرس صبحدم آوا شنوند (ديوان/101)
و در نهايت، کعبه پايگاه کسب توشه اخروي و نمودار راه آخرت مي باشد. اعتقاد شاعر در اين است که سفر کعبه نشانه اي از سفر آخرت است چرا که مقصود هر دو سفر، وصل الي الله است. هر چند رمز اين راه از دنياي صوري و عالم محسوسات شنيده مي شود.
حق تو خاقانيا کعبه تواند شناخت
زآخور سنگين(2) طلب توشه ي يوم الحساب (ديوان /41)
سفر کعبه نمودار ره آخرت است
گرچه رمز رهش از صورت دنيا شنوند (ديوان/102)
در پايان لازم به يادآوري است که در اين مقاله ذکر برترين ويژگي ها و اوصاف کعبه مورد نظر بود که ارائه شد. اميد است مقبول طبع صاحبنظران باشد.
نتيجه گيري
در مورد خاقاني هم اين آميزش انديشه و خيال و ايمان صورت گرفته و نتيجه ي اين آميزش در اين چند صفحه به وضوح نمايان است. در دنياي اعتقادي او عشق و کعبه در يک جوهر نمايان شده و در بطن خيالش ارادت با اراده گره خورده تا هر دو ابزار تحقق آزادگي و وارستگي او شده اند و تنها در آن لحظه و نگاه، اين امر امکان پذير شده که کنگره ها بشکنند و فرقها از ميان فريقها کنار رفته و فراگيري و کليت در نماد کعبه معني گردد.
پي نوشت:
1- جامع الاحاديث للمقمي، 71 عن موسي بن ابراهيم عن امام کاظم عن آبائه(ع)
2- آخور سنگين، منظور کعبه است.
2-احمد سلطاني، منيره، خاقاني شرواني (نقد و پژوهش با نمونه ي اشعار )،(1376)،تهران، نشر آتيه.
3-خاقاني شرواني، افضل الدين بديل، ديوان، به کوشش ضياءالدين سجادي (1368)، تهران، انتشارات زوار.
4- خاقاني شرواني، افضل الدين بديل، مثنوي تحفه العراقين، به اهتمام دکتر يحيي قريب، (1333)، تهران، شرکت سهامي کتابهاي جيبي.
5-خاقاني شرواني، افضل الدين بديل، منشآت، تصحيح و تحشيه ي محمد روشن، (1362)، تهران، کتاب فروزان.
6-زرين کوب، عبدالحسين، ديدار با کعبه جان، (1378)،تهران، نشر سخن.
7-سجادي، سيد ضياءالدين، فرهنگ لغات و تعبيرات ديوان خاقاني شرواني، (1374)، تهران، انتشارات زوار.
8-طباطبائي، علامه سيد محمدحسين، تفسير الميزان (1412ه ق (،قم، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان)
9-قبادياني مروزي، ناصر خسرو، سفرنامه، به کوشش دکتر محمد دبير سياقي، (1369)،تهران، انتشارات زوار.
10معدن کن، معصومه، بزم ديرينه عروس، (1372)،تهران، مرکز نشر دانشگاهي.
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}