شناسنامه تفسیر

نام معروف: سواطع الالهام، یا تفسیر بی نقطه
مؤلف: ابوالفیض فیضی ناکوری دکنی
تولد: ۹۵۴ ق
وفات: ۱۰۰۴ ق
مذهب: شیعه
زبان: عربی
تعداد مجلدات: ۶ جلد
مشخصات نشر: قم توسط دار المنار، ۱۴۱۷ ق/ ۱۹۹۶ م، قطع وزیری.
 

معرفی مفسر و تفسیر

اثر ابوالفیض فیضی ناکوری دکنی (متولد ۹۵۴، متوفای ۱۰۰۴ ق) حکیم متأله و شاعر منطقه شبه قاره (1) و برادر ابو الفضل ناکوری صاحب تفسیر آیة الکرسی و آیین اکبری است. پدربزرگ او «شیخ خضر» در ناگور منطقه ای در راجستان هند مستقر شد و پدرش «شیخ مبارک» در همان جا متولد شد. در ابتدا شیخ مبارک در ناگور نزد «خواجه احرار» تحت تعلیم قرار گرفت؛ سپس به احمد آباد رفت و نزد «شیخ ابوالفضل»، «شیخ عمر» و «شیخ یوسف » آموزش یافت. سرانجام او به آگرا رفت، جایی که ابوالفیض و برادر کوچک ترش ابوالفضل به دنیا آمدند. شیخ مبارک، محققی در فلسفه و ادبیات یونان و نیز در الهیات اسلامی بود و فیضی عمدتا نزد پدر آموزش دید. از سرآمدان سخن فارسی در هندوستان و در قصیده و غزل و مثنوی صاحب مقامی شامخ بوده است و به شعر خود میبالید. او به تقلید از نظامی، مثنوی هایی به نام «سلیمان و بلقیس» و «ثل و دمن» و «هفت کشور» و «مرکز ادوار» و نیز داستان «گیتا» را به نظم کشیده است. همچنین در علوم ادبی و دینی مطلع بود.
 
وی هم در قصیده و هم در غزل به مقام بزرگی رسید و سبک قدما را در مواردی به بهترین نحو تقلید کرد. او نه تنها در هند موجب گسترش زبان فارسی بود و از شعرای ایران که به هند می رفتند حمایت می کرد؛ بلکه از آن جایی که در عثمانی نیز آثار او مورد اقبال بود، نفوذ او موجب انتشار ادبیات ایران در آن منطقه گردید.
 
او در ۱۵۸۸م به دربار جلال الدین اکبرشاه امپراتور بزرگ گورکانی هند راه یافت و به مرتبه امیری و ملک الشعرایی رسید و بعد از غزالی مشهدی، ملک الشعرای دربار او شد. او پس از امیرخسرو وحسن سنجری در صف اول شاعران هند است. برخی او را موجب تجدیدنظرهایی که اکبرشاه در طریقة شریعت قایل شد، و او فقه شیعی را بیان می کرد عامل آن دانسته اند و وی را به الحاد و زندقه نسبت داده اند. اکبرشاه به نبوغ او باور داشت و او را به عنوان معلم فرزندان خود برگزید و مناصب مهمی به او داد و تا زمانی که یکی از ناواراتان بود قصری در اختیارش بود. «نه تن» در دیوان اکبرشاه رجال ممتاز تلقی می شدند که به زبان محلی شبه قاره هند، آنها را «نورتن» یا «ناواراتان» به معنی «نه جواهر» گفته اند و فیضی یکی از آنها بوده است.
 
این کتاب یکی از نادرترین نوشته هایی است که درباره قرآن تألیف شده، چون مؤلف کتابی را در توضیح و تفسیر قرآن نگاشته که بی نقطه است. لذا مشهور به تفسیر بی نقطه شده است.
 
این تفسیر به زبان عربی و در ۶ مجلد انتشار یافته است. در میان عالمان پیشین کسان بسیاری به نگارش تفسیر بی نقطه پرداخته اند، چنانکه روش او باعث شد که کسان به شیوه او به تفسیر بی نقطه روی آورند. از آن جمله عدی بن قطب الدین بهبهانی. که وی نیز صاحب تفسیر بی نقطه بوده و آوازه او بر خواص اهل علم و در زادگاهش (بهبهان) بر عام و خاص پوشیده نبوده است. آقابزرگ تهرانی در کتاب (الذریعة إلى تصانیف الشیعه) به این نکته اشاره کرده که: «آخوند ملاعلی معاصر با وحید بهبهانی و شاگرد او بوده و سال وفات او ۱۲۰۶ هجری قمری بوده است.
 
وی دارای دو دوره تفسیر بوده است؛ یکی نظیر تفسیر الصافی البته گسترده تر بوده است و تفسیر دوم همان تفسیر بی نقطه مشهور است که در جهان علم و دانش معروف بوده و این در سه جلد است. جلد اول از قرآن تا سوره یونس، جلد دوم از سوره یونس تا سوره عنکبوت و جلد سوم از سوره عنکبوت تا سوره الناس است... و جالب این که تهرانی به این نکته اذعان میکند که تفسیر بی نقطه اظهار قدرت برای بیان کلام الهی در شکل قوی آن است که کسی چند جمله از حروف بدون نقطه ترکیب نمایند و این شاهکار علمی و ادبی به تعجب انداخته است. حاج آقابزرگ تهرانی درباره پیشینه چنین شاهکاری چنین می گوید: پیش از این بزرگوار (آخوند ملاعلی) مرحوم فیضی در تفسیر سواطع الالهام معروف به تفسیر بی نقطه (سال ۱۰۰۲ ق) به چنین کاری زده است.
 
همچنین در مجموعه نفیس و ارزشمند دایرة المعارف تشیع آمده است که: «علی ابن قطب الدین فقیه و مفسر با وحید بهبهانی هم روزگار بوده؛ وی دو کتاب در تفسیر نوشته است که یکی از آنها به تقلید از تفسیر صافی ملا محسن فیض کاشانی اما اندکی مفصل تر از آن و در سه جلد است. تفسیر دوم نیز که در سه جلد است به تفسیر بی نقطه شهرت دارد. این تفسیر که مؤلف در نوشتن آن تکلف بسیار کرده تنها با حروف بی نقطه زبان عربی نوشته شده و احتمالا بهبهانی آن را به تقلید از سواطع الالهام فیض ابن مبارک هندی نوشته است».
 
از آنجا که فیضی برای تبیین کلام ناچار به استعمال کلمات مهمل (بی نقطه) بوده، به جستجوی واژه های غریب و نامأنوس افتاده و مشکلاتی را در راه تبیین آیات پذیرفته است و این کار به جای این که در جهت فهم و توضیح کلام الهی باشد، نوعی هنرنمایی و اقتدار ادبی محسوب میشود و لذا خود به این واقعیت توجه داشته و در آخر تفسیر فرهنگ لغاتی را به کتاب افزوده است که در چاپ جدید، این کار در هر جلد انجام شده است. به هر حال این تفسیر شامل تمام قرآن می گردد و در آغاز کتاب، مقدمه ای مفصل با عنوان «ساطعة» آورده و در ذیل هر ساطعه مطلبی را درباره جایگاه قرآن و عظمت آن مطرح کرده است.
 
از حق نمی توان گذشت که این کار هنر است، هنری بزرگ، اما تفسیر نیست، و با اهداف تفسیر هم سازگاری ندارد؛ زیرا هدف از تفسیر پرده برداری و روشن کردن پیام قرآن است و خود قرآن روشن تر از کلمات و واژه هایی است که در این تفسیر به کار گرفته شده است. بگذریم از این جهت که مفسر می بایست در کشف لایه های این کتاب مطالب بسیاری، مناسب با عصر و مخاطب خود بگوید که به دلیل همین محدودیت از آن صرف نظر کرده و تفسیری فشرده و موجز ارائه داده است. این کتاب با مقدمه سید محمد بحرالعلوم و تصحیح و بازبینی و تحقیق سید مرتضی آیت الله زاده شیرازی در قم توسط دار المنار در تاریخ ۱۴۱۷ ق/۱۹۹۶م منتشر شده است.
 
پی‌نوشت‌:
1. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۴۰۲.
 
منبع: شناخت نامه تفاسیر، سید محمدعلی ایازی، چاپ اول، نشر علم، تهران، 1393ش، صص 740-737