مقام علمى و فضايل اخلاقى مقام معظم رهبرى (2)






ب) فضايل اخلاقى

هـمـگـان مـيـل بـه شـنـاخـت زنـدگـى بـزرگـان و مـجـاهـدان كـم نـظـيـر دارنـد و در پـى كـشـف عوامل ترقى و پيشرفت آنان هستند تا از تجربه آنان در رسيدن به كمالات استفاده كنند. از اين رو، بـيـان گـوشـه اى از فـضـايـل و سـيـره عـمـلى سـلاله پـاك رسـول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ، حـضـرت آيت الله العـظـمـى خامنه اى ، ذهن و جان تشنه شيفتگانش را سيراب كرده و درس بزرگى براى دوستداران فضيلتها و حقيقتهاست . در اين مختصر، اشاره اى كوتاه به برخى از اين فضايل خواهيم داشت .

شيفته قرآن

آيت الله العـظـمـى خـامـنـه اى ، پـرورش يـافـتـه مكتب قرآن و آشناى ديرينه آن است . زمزمه هاى تـلاوت آيـات قـرآنى را با دل و جان مى شنود و در چشم انداز معارف وحى ، دنياى اميد خويش را مى بيند. در روزگار خفقان و سياه رژيم طاغوت ، كه قرآن به مساجد و مجالس عزا محدود مى شد و قـاريـانـى جـز كـهـنـسالان نداشت ، درس تفسيرش دلهاى غبارگرفته را صفا مى داد و از شهد شيرين معارف قرآنى ، اذهان تشنه شيفتگانش را سيراب مى كرد و مأ منى براى جوانان مسلمان و انـقـلابـى بـود. زمانى كه روشنفكر نمايان سرخورده ، دريچه جان و خرد خويش را بر افقهاى (شـرق و غـرب) گـشـوده و حـيات خويش را در آن جستجو مى كردند. و (منورالفكرها) تلاوت قـرآن را بـه مـسـخـره و اسـتـهـزأ گـرفـتـه ، كـهـنـه پـرسـتـى مـى انـگـاشـتـنـد، او بـه قـرآن دل داده و نظر مى دوخت و از گرماى اين خورشيد پرفروغ آرامش مى گرفت .

اكـنـون نـيـز كـه عـهـده دار رهـبـرى جـامـعـه اسـلامـى اسـت و انـبـوه مـسـائل و مـشـكـلات فـراغ بـال را از ايـشـان گـرفـتـه اسـت ، سـاعـتـهـا در محفل قاريان مى نشيند و دل و جان خويش را به قرآن مى سپارد و با لذت معنوى خاصى ، ترنم ملكوتى قرآن را از قاريان كتاب آسمانى وحى مى شنود؛ و اين حاكى از ملهم بودن روح و فكر ايشان از قرآن است . يكى از قاريان محترم كشور، مى گويد:
سـالهـاست كه قاريان ، حافظان ، متوليان كارهاى قرآنى و اساتيد قرآن ، در ماه مبارك رمضان بـه حـضـور مـقـام مـعـظـم رهـبـرى مـى رسـنـد كـه مـعـمـولاً دو سـاعـت قبل از افطار، مجلس شروع شده و تا افطار ادامه پيدا مى كند. گاهى حدود پنج ساعت مى نشينند و قرآن استماع مى كنند. انسان وقتى علاقه وافر ايشان به قرآن و التذاذ روحى معظم له را از اسـتـماع قرآن مى بيند، اين آيه به ذهنش مى آيد كه : (اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ اِذا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قـُلُوبـُهـُمْ وَ اِذا تـُلِيـَتْ عـَلَيْهِمْ اياتُهُ زادَتْهُمْ ايماناً) ايشان نقش محورى در بسط فرهنگ قرآنى در جامعه داشته و دارند و تلاش بى وقفه معظم له در راه توسعه فرهنگ قرآنى به قدرى است كه ما الا ن شاهديم چگونه آموزش قرآن در جامعه بسط پيدا كرده و قاريان ممتاز و فراوانى در سطح دانشگاهيان ، دانش آموزان و حتى خردسالان داريم .

اقامه نماز و اهميت دادن به آن

نـمـاز، آشـناى ديرين و همراه هميشگى ايشان است ، روزگارى كه ابرهاى تيره ستم بر حقايق و مـعـارف ديـن سـايه افكنده بود، امواج خروشان ظلم و بى دينى جوانان را در كام سياه خود فرو مـى برد و نماز نيز در نظر ظاهر بى رونق گشته و محراب مساجد خلوت شده بود؛ نماز جماعتش مـحـفـل عـاشـقـان و جوانان تشنه دين گرديد و سخنان گهربارش آبشارى از معارف وحى را بر سينه تشنگان وادى حق جارى ساخت .
حجْةالاسلام والمسلمين ايزدپناه در اين باره مى گويد:
ايـشان در مسجد كرامت نماز جماعت مى خواندند. جمعيتى عظيم از دانشگاهيان ، بازاريان و طلاب در اين نماز شركت مى كردند. پررونق ترين مساجد آن روز مشهد، به پايه اين مسجد نمى رسيد، آن هم جمعيتى كه بيشتر آنان ، جوانان و تحصيل كرده ها بودند. ايشان همگان را به نماز توجه مى دادنـد و تـشـنـگـان مـعـارف نـاب مـحـمـدى (صلی الله علیه و آله و سلم) را سـرمـسـت مى كردند. حالت خاص و روح وصف ناپذيرى بر آن مسجد حاكم بود.
ايـشـان ، موضوع انتخاب آيت الله العظمى خامنه اى ، براى اقامه جماعت در مسجد كرامت را نيز اين گونه بيان مى دارد:
مـشـهـور بـود كه آقاى كرامت پس از ساختن مسجد ـ كه از موقعيت خاصى برخوردار بود ـ در پى امام جماعتى بود. شبى در خواب مى بيند كه [نماز] جماعتى عظيم در مسجد برگزار شده و مرحوم آيت الله حـاج آقـا حـسـيـن قـمـى و بـرخـى از عـلمـاى ديـگـر در صـف اول جماعت قرار گرفته اند. تعجب كرده به محراب نگاه مى كند. سيّدى نورانى را در محراب مى بـيـنـد، كـه فـرداى آن روز با آيت الله خامنه اى آشنا شده و از ايشان دعوت به نماز در مسجد مى كند.

اكـنـون نـيز كه هدايت و رهبرى مسلمانان را برعهده دارند، براى گسترش فرهنگ نماز و شكوفا سـاخـتن اين فريضه الهى از هيچ كوششى دريغ نورزيده و خود پرچمدار اين حركت مى باشد و گـاه در صـف نـوشـكـفتگان بوستان انقلاب اسلامى در سنگر علم و دانش به اقامه اين فريضه بـزرگ الهـى مـى پـردازنـد، از تلاشهاى ديگران در جهت برگزارى مجالس و سمينارهاى نماز حمايت مى كنند و با ارائه رهنمودهاى حكيمانه و عارفانه ، بر اهميت والاى آن تأ كيد مى ورزند.
حجْةلاسلام والمسلمين قرائتى در اين باره مى گويد:
ايـشـان بـه مـن فرمودند: آيا تاكنون درباره نماز چيزى از من خواسته ايد كه من نداده باشم يا معطل كرده باشم ؟ گفتم : نه .

وارستگى و قناعت

بـى آلايـشى و سادگى از افتخارات زندگى حضرتش بوده است و آراستگى به زيور قناعت و سادگى و پيراسته بودن از رذايل طمع و حرص و تكبر، از بارزترين حالات روحى و رفتارى اوست . هرگز غنا و دارايى موجب اسراف و تبذير، و تنگدستى و نادارى سبب تملّق و سركوبى عزت نفس وى نبوده ، پيوسته خويشتن را از آلودگى به جلوه هاى فريبنده دنيايى دور داشته و مناعت طبع و بزرگوارى را سرلوحه زندگى خويش قرار داده است .
حجْةالاسلام والمسلمين قرائتى مى گويد:
براى عقد دخترم به منزل شخصى ايشان رفتيم . قالى خانه آقا نخ ‌نما شده بود. در زمـان ريـاسـت جـمـهـورى بـه هنگام اقتدا به ايشان در نماز، معظم له لامپهاى اضافى اتاق را خاموش كرد و تنها يك لامپ را روشن گذاشتند.

كرامت نفس

بزرگوارى و بخشش در زندگى نورانى اش موج مى زند و امواج درياى محبت و مهربانى اش در ساحل دوستى و معاشرت آرام مى گيرد. كردار نيك و رفتار آموزنده اش ، زلالى آب چشمه ساران را مـى نـمـايـانـد. پـيـوسـتـه بـا زلال شيرين محبت ، زنگارهاى كينه توزى را شسته و با نسيم مهربانى بذر همدلى و صميميت را در دلها مى فشاند و هرگز از سلوك و معاشرت با نزديكان و دوستان روى برنمى تابد و نسبت به زيردستان تكبّر و در برابر زورمندان تواضع نشان نمى دهد. حجْالاسلام والمسلمين واعظزاده خراسانى در اين باره مى گويد:
ايـشـان در مـيان فاميل و دوستان و آشنايان و همدرسانشان به اخلاق نيكو، حسن سلوك و معاشرت خـوب و بـرخـورد مـلايـم ، شـهـرت داشـتـه و دارنـد تـا ايـن حـد كـه تـقـريـبـاً بـى نـظـير است .

تعبد و تقوا

تـأ دب بـه آداب شـرع و تـقـيـّد بـه مـوازيـن تـقـوا و پـرهـيـزگـارى ، عـمـل بـه وظـايـف الهـى و شـوق بـه نـوافـل و مـسـتـحـبـات و پـرهـيـز از مـحـرمـات و رذايل اخلاقى ، از صفات و حالات روحى و رفتارى حضرتش مى باشد.
در عبادت و بندگى و رهانيدن خويشتن از زنجيرهاى شيطانى ، همتى والا و عزمى استوار دارد؛ چه آنـكـه مشى و معيشتش خدايى است و تنها براى او قدم برداشته و قلم مى زند و سخن مى گويد و تـنـهـا بـراى رضـاى او عـمل كرده و لحظه اى جهت نام و نان قدم برنداشته و سخن نگفته است . انـسـانـى جـذّاب و بـافـضـيـلت كه روحى عارفانه و مسلكى عابدانه دارد و گفتار و كردارش ، مردمان را به خير و صلاح رهنمون مى سازد.
حضرت امام خمينى (رحمة الله علیه) در پيام انتصاب ايشان به امامت جمعه تهران فرمودند:
جـنـاب عـالى [آيت الله خـامـنـه اى ] كـه بـه حـسـن سـابـقـه مـوصـوف و در عـلم و عمل شايسته هستيد به امامت جمعه تهران منصوب مى باشيد.
حجْةالاسلام والمسلمين قرائتى مى گويد:
سال اول انقلاب ، در كنار كعبه ايشان را ديدم . چنان گريه مى كرد كه كتف هاى ايشان حركت مى كرد و آقاى رفسنجانى سر خود را روى دامن گذاشته و به مناجات آقاى خامنه اى گوش مى داد، كه هر دو با هم حال خوشى داشتند.

دلباخته اهل بيت (علیهم السلام)

آن بـزرگـوار پـرورش يـافته مكتب اهل بيت (علیه السلام) و الهام گرفته از زندگى آنان است . وجودش مـمـلو از عـشـق والا و عـلاقـه فـراوان بـه خـانـدان پـاك رسـول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) مى باشد. رسيدن به كمالات عالى و قرب به خالق بى همتا را در پيروى و تـوسـل بـه آنـان مـى دانـد؛ كـه تلاش بى وقفه و صرف عمر بابركت در اين راه نورانى و حـضـور مـسـتـمـرش در مـراسـم جـشـن و مـجـالس سـوگـوارى اهل بيت (علیه السلام) ، همه و همه نشان از علاقه ايشان دارد. حجه الاسلام والمسلمين واعظ زاده خراسانى در اين باره مى گويد:
وى بر خلاف برخى از روشنفكران ما، در عين علاقه به وحدت اسلامى و توجه به جهان اسلام و دلسوزى براى عامّه مسلمانان ـ كه تشكيل مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى شاهد آن است ـ ذاتاً به اهل بيت عصمت و طهارت و توسل به آنان و زيارت قبور و نشر معارف و علوم ايشان ، علاقه مند و براى اشاعه ولايت و محبت اهل بيت (علیه السلام) در بين مسلمين جهان بسيار اصرار دارند.

و در هـمـيـن راسـتـاسـت كـه دركـنـار (مـجـمـع التـقـريـب بـيـن المذاهب الاسلاميه) ، (مجمع جهانى اهل بيت) (ع) را تأسيس فرموده اند.

علاقه به مردم

سـراسـر زنـدگى پربركتش آميخته از عشق به مردم مستضعف و متعهد است . شيفتگى به مردم اين مرز و بوم ، نغمه اى است كه در آهنگ رفتار و نگاهش هويداست و نور اميد و اعتماد را در آينه پاك و زلال دلها مى نشاند.
در حـوادث مـهم دوران انقلاب اسلامى و پس از آن نيز چهره پرتلاش اين مجاهد نستوه در ميدانهاى مبارزه و اداره كشور، مى درخشيد. اكنون نيز به ديدار مستضعفان و كوخ ‌نشينان در دورترين نقاط كـشـور رفـتـه ، در فـضـاى بى آلايش و آكنده از محبّت و صميميت ، همنشين آنان گرديده ، قلب و جانشان را مالامال از عشق و محبت خويش مى سازد.

خـانـواده مـعـظـم شـهـيـدان در كانون محبتش قرار گرفته و با دست عطوفت و با اخلاص خويش ، دريچه اى به سوى اميد و روشنايى در زندگى آنان گشوده اعتمادشان را به پيشبرد انقلاب و ادامه راه بنيانگذار آن ، صد چندان مى كند.يـكـى از كـمـالات آيت الله خـامـنـه اى ، سـر زدن بـى مـقـدمـه ايـشـان بـه خـانـه هاى شهيدان است .

شجاعت

شـجـاعـت و مـردانگى ، از صفات بارز ايشان است . مبارزان پيگير و دليرانه اش در دوران سياه طـاغـوت و تـداوم آن پـس از بـارهـا دسـتگيرى و تبعيد، حضور مستمر در ميدانهاى نبرد و صراحت لهـجـه و جـسـارت در خـور تـحسين در مقابل دشمنان ـ همچون سخنرانى بى نظير در جلسه مجمع عمومى سازمان ملل متحد كه اعجاب همگان و وحشت قدرتهاى بزرگ را برانگيخت ـ و نهراسيدن از ظالمان و ستمكاران ، در عين خضوع و خشوع به بندگان صالح و خاصّه مردم ايران ، همه و همه از خصايص وجودى ايشان است .
... پایان.
منبع:كتاب رهبري از نسل كوثر