سال يک
سال يک
سال يک
«سال يک »فقط يک مضمون طنز و کمدي دارد ولي همين يکي ازنمونه هاي خوبي است که کل فيلم را پيش مي برد و درطول آن به روش ها و دراشکال مختلف تکرار مي شود؛اين مضمون تقابل ميان احساسات مدرن است که جک بلک و مايکل سرا در قالب شخصيت هاي شان آن را تجسم بخشيده اند و احساسات بي رحمانه انسان هاي غارنشين . کمدي از آن جايي در فيلم آغاز مي شود که دو انسان ظاهراً مدرن متوجه مي شوند که بهترين خصلت هاي شان (شوخ طبعي ،حساسيت ،پرحرفي و ابتکار )دردنياي پيرامون شان کاملاً بي فايده است؛دنيايي که در آن اظهار عشق يعني با چماق زدن توي سر يک دختر و کشان کشان بردنش به خانه .
سبک هاي کمدي بلک و سرا کاملاً متمايز است. پرسوناي بلک روي صحنه تمايل به خود نمايي دارد و به راحتي از کوره در مي رود. شخصيت او همواره با محيط پيرامونش در تضاد است و معمولاً قبل از فکر کردن عمل مي کند و تلاش مي کند با بلوف کارش را پيش ببرد.درمقابل او ،شخصيت سرا قرار مي گيرد که هوشيار ،مراقب ،بدگمان ،طعنه آميز و پر از ترس است و قبل از هر اقدامي به شدت فکر مي کندو همه جوانب را درنظر مي گيرد تا مرتکب اشتباهي نشود .اين تضادها باعث مي شود اين دو بدل يه يک زوج خنده دار فوق العاده شوند. البته آن ها يک شباهت به يکديگر دارند؛هردو بر اين باورند که دنيا مکان تهديد آميز و خطرناکي است که بايد بر آن چيره شد ،يا با زور و قدرت (بلک )يا با دقت و فکر (سرا).
درواقع بلک و سرا يک ويژگي مشترک ديگر هم دارند،هردوي آن ها کمدين هاي ماهر و خبره اي هستند.درمورد بلک همه اين موضوع را مي دانند و درباره سرا جاي تعجب ندارد. چون بازي او در «خيلي بد»خبرازاين استعداد مي داد.با اين حال تماشاي اين بازيگر 21ساله با چنين اعتماد به نفس ،چنين زمان بندي دقيق و چنين فهمي ازخويشتن به عنوان يک هويت مستقل برپرده نقره اي چشم گير و جالب توجه است .
هارولد رميس کارگردان که داستان را نوشته و درنگارش فيلم نامه همکاري داشته است هرگزاجازه نمي دهد فيلمش از ريتم بيفتد.او با معرفي عناصر جديد و يافتن فرصت هاي نو براي خلق کمدي تاثيرگذاري داستانش را حفظ مي کند . او به هرمحيطي نقب مي زند و بعداز استخراج خنده هاي آن سراغ ديگري مي رود و در اين بين نگراني در مورد نابهنگامي تاريخيanachronism:پس و پيش شدن وقايع تاريخي )ندارد.ازاين رو تعجب نکنيد وقتي دو شخصيت غارنشين داستان را که احتمالاً بيست هزار سال قبل مي زيستند،مي بينيد که ازکوهستان پايين مي آيند و با دو کشاورز کين (ديويد کراس )و ايبل(پل راد)برخورد مي کنند.
«سال يک »ازابتدا تا انتها حسابي خنده دار نيست ولي همواره پرشور و سرزنده است .هارولد رميس بعد از سي سال نويسندگي و گاهي کارگرداني چند کمدي واقعاً خوب (روز موش خرما ،اين را تحليل کن ،نابود گران روح ،خانه حيوانات و مبهوت )حالا ديگر مي داند دريک کمدي چه طور مي شود توجه تماشاگر را جلب کرد .او هرگز گاردش پايين نمي آيد و لحظه اي به تماشاگراجازه نمي دهد آرام بگيرد؛حتي اگر مجبورشود يکي از شخصيت هاي اصلي را از پاآويزان کند واو روي خودش خرابکاري کند. دراين فيلم معيارسنجش هر چيزي عوامانه يا غيرعوامانه بودن آن نيست بلکه خنده داربودن يا نبودن آن است .
منبع:نشريه سينماي پويا،شماره20
/ن
سبک هاي کمدي بلک و سرا کاملاً متمايز است. پرسوناي بلک روي صحنه تمايل به خود نمايي دارد و به راحتي از کوره در مي رود. شخصيت او همواره با محيط پيرامونش در تضاد است و معمولاً قبل از فکر کردن عمل مي کند و تلاش مي کند با بلوف کارش را پيش ببرد.درمقابل او ،شخصيت سرا قرار مي گيرد که هوشيار ،مراقب ،بدگمان ،طعنه آميز و پر از ترس است و قبل از هر اقدامي به شدت فکر مي کندو همه جوانب را درنظر مي گيرد تا مرتکب اشتباهي نشود .اين تضادها باعث مي شود اين دو بدل يه يک زوج خنده دار فوق العاده شوند. البته آن ها يک شباهت به يکديگر دارند؛هردو بر اين باورند که دنيا مکان تهديد آميز و خطرناکي است که بايد بر آن چيره شد ،يا با زور و قدرت (بلک )يا با دقت و فکر (سرا).
درواقع بلک و سرا يک ويژگي مشترک ديگر هم دارند،هردوي آن ها کمدين هاي ماهر و خبره اي هستند.درمورد بلک همه اين موضوع را مي دانند و درباره سرا جاي تعجب ندارد. چون بازي او در «خيلي بد»خبرازاين استعداد مي داد.با اين حال تماشاي اين بازيگر 21ساله با چنين اعتماد به نفس ،چنين زمان بندي دقيق و چنين فهمي ازخويشتن به عنوان يک هويت مستقل برپرده نقره اي چشم گير و جالب توجه است .
هارولد رميس کارگردان که داستان را نوشته و درنگارش فيلم نامه همکاري داشته است هرگزاجازه نمي دهد فيلمش از ريتم بيفتد.او با معرفي عناصر جديد و يافتن فرصت هاي نو براي خلق کمدي تاثيرگذاري داستانش را حفظ مي کند . او به هرمحيطي نقب مي زند و بعداز استخراج خنده هاي آن سراغ ديگري مي رود و در اين بين نگراني در مورد نابهنگامي تاريخيanachronism:پس و پيش شدن وقايع تاريخي )ندارد.ازاين رو تعجب نکنيد وقتي دو شخصيت غارنشين داستان را که احتمالاً بيست هزار سال قبل مي زيستند،مي بينيد که ازکوهستان پايين مي آيند و با دو کشاورز کين (ديويد کراس )و ايبل(پل راد)برخورد مي کنند.
«سال يک »ازابتدا تا انتها حسابي خنده دار نيست ولي همواره پرشور و سرزنده است .هارولد رميس بعد از سي سال نويسندگي و گاهي کارگرداني چند کمدي واقعاً خوب (روز موش خرما ،اين را تحليل کن ،نابود گران روح ،خانه حيوانات و مبهوت )حالا ديگر مي داند دريک کمدي چه طور مي شود توجه تماشاگر را جلب کرد .او هرگز گاردش پايين نمي آيد و لحظه اي به تماشاگراجازه نمي دهد آرام بگيرد؛حتي اگر مجبورشود يکي از شخصيت هاي اصلي را از پاآويزان کند واو روي خودش خرابکاري کند. دراين فيلم معيارسنجش هر چيزي عوامانه يا غيرعوامانه بودن آن نيست بلکه خنده داربودن يا نبودن آن است .
منبع:نشريه سينماي پويا،شماره20
/ن
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}