شناخت نوجواني و تبعات و مشکلات آن


 






 
آموزش و پرورش کليد توسعه همه جانبه جوامع بشري است و با توجه به اينکه خاستگاه تربيت نيروي انساني، نظام تعليم و تربيت است لذا نظر به اهميت اين موضوع به گوشه اي از دنياي تعليم و تربيت در اين مقاله اشاره شده است. از طرفي لازم به يادآوري است طبق توافق جوامع علمي بين المللي برچشم انداز جهاني يادگيري در قرن 21 به شرح زير است:
1- يادگيري چگونه دانستن
2- يادگيري چگونه انجام دادن
3- يادگيري چگونه با ديگران زيستن
4- يادگيري چگونه شدن.

شناخت نوجواني
 

دوره نوجواني دوران تحول و تغييرات تجلي شکل گيري شخصيت و يا دوره “تولد دوباره انسان” است. دوره نوجواني “دوران منفي”، “دوره زندگي تشنج انگيز” و “دوره توفان و فشار” است. دوره نوجواني دوره “نشاط و شادابي”، “دوره هدايت و هويت يابي” و “دوره مسئوليت پذيري” است. دوره نوجواني “نقطه عطف زندگي انسان” است. دوره نوجواني برزخي است که حدفاصل بين کودکي و بزرگسالي است. نوجوان از يکسو در حال گسيختن پيوندهاي خود با دوران کودکي و از سوي ديگر شيفته دستيابي به استقلال دوره جواني و بزرگسالي است ولي به طور کامل نه اين است و نه آن و خود نيز در اين کشمکش اسير است.
بي شک نوجوان پس از گذر از دوران حساس و هيجان آميز بلوغ به تدريج با نرمي و آرامش به کانون گرم و پرعطوفت خانواده علاقه مندتر مي شود و محبت و جوشش و دلبستگي و همدلي خود را بيش از پيش به خانواده ابراز مي کند. خوشبخت خانواده اي است که تا پايان دوران نوجواني با صبر و شکيبايي و سعه صدر وانعطاف پذيري منتظر آرامش فرزند نوجوان خود باقي مي مانند.
معمولاما والدين با توجه به طرز تفکر و برداشت خود، افکار و رفتار نوجوان را ارزيابي مي کنيم در صورتي که بهتر است به دوراني که خود نوجوان بوده ايم برگرديم و احساسات، عقيده ها و آرمان ها و آرزوهايي را که داشتيم به خاطر بياوريم. در اين صورت توفيق آن را خواهيم يافت که مسائل را از ديد نوجوان خود نگاه کنيم تا بتوانيم با او ارتباط مناسبتري برقرار کنيم.

به تعبير سهراب سپهري:
 

چشم ها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد
چترها را بايد بست
زير باران بايد رفت
يا به فرموده امام علي(ع:)
آداب و رسوم زمان خودتان را با زور و فشار به فرزندانتان تحميل نکنيد زيرا آنان براي زماني غير از زمان شما آفريده شده اند.

تعريف نوجواني
 

نوجواني دوره انتقال از کودکي به بزرگسالي است. تقريبا از يازده سالگي آغاز مي شود و تا هجده سالگي ادامه مي يابد. دوره اي است آکنده از تعارض و نوسان بين وابستگي و استقلال. نوجواني دوره اي است شبيه به رويا که در آن هر حادثه و اتفاقي ممکن است رخ دهد. در اين دوره اضطراب ها، دلهره ها، کابوس ها، ترس ها، درهم شکستن ارزشها و در هم آميختن تفکرات يا خيال پردازي ها امري عادي تلقي مي شود.
رابطه نوجوان با خودش، با خانواده اش، با دوستانش و به طور کلي با همه به هم مي خورد. کم حوصلگي، حساسيت، استقلال طلبي، حادثه جويي و مواردي از اين قبيل نوجوان را ناآرام جلوه مي دهد. اما اين جلوه هاي گوناگوني نوجواني هيچ کدام بيهوده و بيمارگونه نيستند و هر کدام براي خود فلسفه اي دارند، مثلا:
اگر نوجوان ستيزه جوست در ستيزه جويي هايش ميل به مهم جلوه کردن دارد، دوست دارد مورد توجه قرار بگيرد، در گروه خود موقعيت خاصي داشته باشد و همه او را به عنوان يک فرد با ارزش بشناسند.
مد پرستي و قهرمان دوستي اش حاکي از نياز يک نوجوان به مدل و راهنما و الگوست.
نوجوان اگر خرده گير و عيب جوست براي اين است که حس داوري و تشخيص او رو به توسعه است، مي خواهد معنا و مفهوم درست زندگي را دريابد، مي خواهدحقايق ديني و مذهبي را بهتر بشناسد. او مي خواهد بهترين نوع سياست ها را دريابد و راجع به جامعه خود اظهارنظر کند.
نوجوان اگر بي انضباط و گريزان از اطاعت و مقررات است مي تواند به اين دليل باشد که ميل به استقلال و کسب شخصيت دارد.
اگر نوجوان لجباز و سرکش است مي تواند به اين دليل باشد که شوق به آزادي و خودمختاري دارد،دوست دارد بزرگسالان در کارهايش دخالت نکنند، دوست دارد اتاق مخصوص به خود داشته باشد و با سليقه خودش آن را تزئين کند.
نوجوان در روياسازي ها و خيال پردازي هايش در جستجوي آينده اي نامعلوم و کشف استعدادها و آرمان هاي خويش است، اگر جلوه هاي نوجواني به درستي فهميده و شناخته شوند زندگي با نوجوانان کار دشواري نخواهد بود واگر ميل هاي طبيعي نوجوان به اندازه صحيح ارضا شوند و در مسير خود به حرکت درآيند نوجوان مي تواند به آساني خود را با جامعه تطبيق دهد.

نيازهاي نوجواني
 

1- نياز به امنيت خاطر: نوجوان در اين دوره بيش از هر زماني نيازمند آرامش دروني براي تحصيل و فعاليت مي باشد و هرچه خانه و مدرسه و جامعه بتوانند آرامش روحي او را فراهم نمايند رشد و بالندگي مطلوب او را تامين نموده اند.
2- نياز به عدالت: روحيه غالب نوجوان در اين دوره عدالت خواهي و آرمان گرايي است و در مقابل کوچکترين تبعيض و ظلمي که احساس کند واکنش نشان داده و اعتراض مي کند.
3- نياز تعلق به گروه: نوجوان ميزان لياقت خود را با توجه به تعلق گروه مي سنجد. حتي براي عضويت در گروه خاص و مورد علاقه خود حاضر است به کارهاي خطرناک دست بزند.در اين دنياي متغير نوجوان با تعلق به گروه احساس آرامش مي کند.
4- نياز به هويت يابي: بخشي از شخصيت را به نام هويت مي شناسيم و نوجوان مايل است با کشف پاسخ به اين سوال که من کيستم؟ و براي چه زندگي مي کنم؟ هويت و شخصيت خود را بشناسد و بشناساند.
5- نياز به معنويت: معنويت و ايمان به خدا داربست وجودي نسل نوجوان است و گرايش به دين و ابعاد اخلاقي نيز از اين مقوله است.
6- نياز به موفقيت و عزت نفس: براي درک صحيح و تقويت موفقيت و عزت نفس در نوجوان بهتر است او را با رفتار خودش مقايسه کرد نه با ديگران و اين موفقيت براي او همانند آب گوارايي خواهد بود در صحراي سوزان.
7- نياز به تکريم و محبت: نوجوان بيش از بزرگسالان نيازمند تکريم و محبت از سوي ديگران (بويژه والدين) مي باشد تا همواره رواني شاد و دلي بانشاط داشته باشد.
8- نياز به نوجويي: نوجوان کنجکاوانه به دنبال کشف پديده هاي جديد است و از رفتارهاي عادي و يکنواخت هميشگي گريزان است و همواره به دنبال هواي تازه تري مي گردد.

ويژگي هاي نوجواني
 

قد و وزن نوجوان رشد سريع دارد.
از نظر اخلاقي، روح عرفان و اخلاق و معنويت در نوجوان تجلي مي يابد.
احساس فداکاري و مبارزه طلبي دارد.
در مقابل ناکامي ها حالت ياس و نوميدي دارد.
حالت خودآراستگي رويايي و خيال پردازي دارد.
نوجوان خود را کشف مي کند يعني حالت “خودگرداني” پيدا مي کند.
معيار دوستي اش بيشتر بر مبناي عواطف شکل مي گيرد.
به جنس مخالف گرايش و تمايل ارتباط پيدا مي کند.
نوجوان مسئوليت پذير مي شود. اتخاذ تصميم مي کند و مسئوليت اعمال خويش را بر عهده مي گيرد.
نوجوان با ديگر (بويژه همسالان) ابراز همدردي نموده و ديگران را درک مي کند.
ابتداي نوجواني دوره “حساسيت” است. نوجوان با کوچکترين تحريکي عصباني مي شود.
هيجان هاي دوره نوجواني بسيار متغير و متناقض هستند.
نوجوان داراي خلق و خوي کاملامتنوع است.
در موقع خشم، رفتار ظاهري خويش را نمي تواند کنترل کند و داراي حالت عدم تعادل عاطفي و هيجاني است.

انديشه هاي نوجوان
 

نوجوان دنيا را زيبا و قشنگ مي بيند.
نوجوان به نداي فطري و الهام وجدان اخلاقي پايبند مي باشد، عاشق حق و حقيقت و علاقه مند به پاکي و تقدس است.
نوجوان به نيکي و درستکاري حساسيت دارد و از آن لذت مي برد و خوشحال و بانشاط مي گردد.
نوجوان همواره در انديشه پاکي، فضيلت و نجابت است و مي کوشد گفتار و رفتارش بر راستي و درستي استوار باشد.
نوجوان از اعمال نادرست ديگران رنج مي برد و مايل است دنياي جديدي براساس اخلاق، عدل وانصاف پايه گذاري کند.
دوست يابي نوجوان به لحاظ اهميت زياد فداکاري ميل به سوي حقيقت از هر نوع ناپاکي و تباهي مصون است.
نوجوان براي بنياد شخصيت خويش نياز به راهنما و رهبري دارد تا بتواند وي را الگوي خود قرار دهد. بهترين الگو ابتدا والدين هستند.

مشکلات نوجواني و راهکارهاي عملي والدين
 

بعد از شناخت همه جانبه دوره نوجواني، ضروري است که با مشکلات نوجواني و راهکارهاي عملي در تربيت نوجوان نيز آشنا شويم.

1- کشمکش بين استقلال و وابستگي:
 

با توجه به اينکه اين دوره حد فاصل دوران کودکي و بزرگسالي است از دست دادن حمايت هاي بي قيد و شرط والدين براي کسب احساس استقلال از يک طرف و لذت مورد حمايت و پشتيبان آنها بودن و همان طور کودک ماندن و بدون زحمت و دردسر هميشه مورد محبت قرار گرفتن از طرف ديگر در نوجوان کشمکش دروني ايجاد مي کند و جنگ رواني عميقي در ذهن او به وجود مي آورد.
بعضا خانواده و مدرسه و جامعه نيز از او توقعات متناقض دارند. گاهي او را به چشم يک کودک نگاه کرده و برخوردي تحقيرآميز دارند و گاهي هم توقعات از او بيش از حد توان اوست و به چشم بزرگسالان به او مي نگرند که اين خود به کشمکش هاي دروني نوجوان دامن زده و او را با مشکل روبرو مي سازد.

2- طغيان عليه مراجع قدرت:
 

نوجوان براي کسب استقلال عليه همه مراجع قدرت من جمله والدين و کادر مدرسه طغيان مي کند. گاهي اوقات رفتارهايي عليه آنها از خود نشان مي دهد،درگيري هايي ايجاد مي نمايد و به اعمالي دست مي زند که روابط او را با آنها و ساير مراجع قدرت به شدت تيره مي کند. مثلابگومگو مي کند، بحث و مجادله طولاني انجام مي دهد. بر خلاف خواسته والدين دير به خانه مي آيد، از انجام تکاليف درسي خودداري مي کند، سيگار مي کشد و حتي ممکن است دست به اعمال بزهکارانه بزند.
اين مورد در خانواده هاي با محدوديت زياد و يا مدارسي که مقررات سخت و خشک را بدون نظرخواهي و مشورت با نوجوان اجرا مي کنند از شدت بالاتري برخوردار است.

3- هويت فردي:
 

يکي ديگر از مشکلات مهمي که نوجوان با آن روبرو مي شود مسئله تشکيل “هويت فردي” اوست. بدان معني که سوالهاي متعددي درباره مفهوم زندگي، نقش او در زندگي، مفهوم مرگ و زندگي پس از مرگ و به طور کلي سوالهايي نظير من کيستم؟ و به کجا مي روم؟ ذهن او را به خود مشغول مي نمايد که بايد به آنها پاسخ دهد. احساس هويت شخصي در نوجوانان کم کم براساس همانند سازي هاي مختلف گذشته آنها تکوين مي يابد. با ورود به دوره نوجواني، ارزشهاي گروه همسالان و همچنين ارزيابي هاي معلمان و ساير بزرگسالان نيز مطرح است و هر اندازه ارزشهايي که از طرف دوستان و همسالان ابراز مي شود با ارزشهاي والدين و معلمان همخواني بيشتري داشته باشد به همان نسبت کار هويت يابي نوجوان آسان تر پيش مي رود.

4- چگونگي ارضاي نيازهاي جديد (جنسي:)
 

رشد و نموغدد داخلي و ترشحات هورمون هاي جنسي به نوجوان امکان برقراري روابط جنسي را مي دهد وانگيزه و کشش جنسي نسبت به غيرهمجنس در او ايجاد مي گردد و از طرفي نخستين برخورد نوجوان با جنس مخالف اغلب با ترس و پريشاني خاطر همراه است. جوان تازه بالغ نياز جديد و مبهم و تمايلات قوي و نامعلومي را احساس مي کند که او را از جلدش خارج کرده و به سوي جنس مخالف مي کشاند. جهش هاي شديد محبت، عقب نشيني هاي توضيح ناپذير و حرکات بدون دليلي که او را آشفته مي سازد. نوجوان مي خواهد اين همه انرژي را که به وجود آمده و موجب هيجان او شده است در جايي آزمايش نمايد اما در عين حال نگران عواقب آن است. او بيداري و رشد تمايلات جنسي رادارد ولي هدف ندارد و چون غريزه جنسي کاملازيرزميني است و جهت يابي آن با کورمالي انجام مي شود و در فرد محجوب و کم رو نوعي اضطراب و گيجي ايجاد مي کند. در جوامعي که آموزش ارضاي صحيح غريزه جنسي و راههاي کنترل آن براي نوجوان آموزش داده نمي شود اين مشکل مضاعف است و در اينجاست که متاسفانه لغزش و سقوط در پرتگاه در کمين است.

5- عدم کنترل بر رفتار و هيجانانات ناشي از تغييرات جسمي و رواني دوران بلوغ:
 

به دليل رشد سريع جسمي و تغييرات مشهود در اندام هاي بدن نوجوان در دوران بلوغ بعضي از رفتارهاي هيجاني و عدم کنترل او طبيعي است.مثلاجلو آمدن سر نوجوان به دليل احساس بلندتر شدن گردنش و يا بزرگ شدن بيني و يا عدم کنترل در دست هايش براي جابه جايي خصوصا اشياي ظريف از طرفي عدم آگاهي و آموزش صحيح او در مقابله با اين مسائل از طرف ديگر او را از نظر روحي تحت تاثير قرار داده به طوري که در خود احساس بي کفايتي و حقارت مي نمايد که همين امر موجبات اضطراب را در وي فراهم مي آورد.

6- ترس از آينده:
 

با پيدايش نيازهاي جديد در نوجوان و کشش به سوي ارضاي نيازهاي آني و مقطعي آينده را در ذهن نوجوان مبهم و دور از دسترس تصوير مي نمايد به طوري که حتي چگونگي تامين اقتصادي و تشکيل خانواده براي خود در آينده و ازدواج و تحصيلات عالي را قله هايي دور از دسترس مي پندارد که دستيابي به آنها بسيار دشوار و در بسياري از موارد از محالات است که البته نقايص تربيتي و آموزشي در درون خانواده، مدرسه و جامعه و محروميت هاي شديد مالي خانواده به شدت و عمق اين مشکل نيز مي افزايد.

7- دغدغه اقتصادي:
 

يکي از مهمترين مشکلات نوجواني اين است که فرد قبل از اينکه به بلوغ اقتصادي برسد به بلوغ جنسي رسيده است و از طرفي چون به دنبال استقلال و کسب هويت جديد براي خود نيز مي باشد هميشه به فکر دستيابي زودتر به منافع اقتصادي است و در اين ارتباط مي بينيم نوجواناني را که مدرسه و تحصيل را رها کرده و به دنبال شغل و کسب درآمد مي باشند و اين خصوصا در جوامعي که ارزشهاي انساني و معنوي جاي خود را به ارزشهاي مادي داده و شخصيت افراد برحسب درآمد و پول آنها مورد ارزيابي قرار مي گيرد بسيار مشهودتر است و در اين ارتباط اوضاع و احوال اقتصادي، اجتماعي و بي ثباتي جامعه، جنگ بيکاري کمبود امکانات و فقر مالي خانواده از عوامل تشديد کننده مشکل محسوب مي شوند.

8- تعارض بين خواسته هاي والدين و گروه همسالان:
 

چون در اين دوران نوجوان بيشتر تحت تاثير گروه همسالان مي باشد و والدين را مرتبط به نسل گذشته مي داند که نيازها و خواسته هاي عصر حاضر او را درک نمي کنند لذا نوجوان خود رادر اين ميان کاملاگيج احساس مي کند چون حاضر نيست که محبت والدين را هم از دست بدهد. در چنين مواقعي نوجوانان بعضا همانند هنرپيشه ها نقش بازي مي کنند تا از مقبوليت والدين و گروه همسالان هر دو برخودار شوند.

9- ترس و اضطراب:
 

ناتواني در سازگاري با موقعيت هاي جديد موجب تشديد ترس و اضطراب در نوجوان مي شود مانند ترس از عدم موفقيت در امتحان يا مورد سرزنش قرارگرفتن در خانه و مدرسه، ترس از پذيرش مسئوليت و ارتباط با جنس مخالف يا مورد پذيرش دوستان واقع نشدن.

10- به هم ريختگي ارتباط با ديگران:
 

فشارهاي رواني عاطفي و اجتماعي در اين دوران موجب مي شود که نوجوان با خودش، با خانواده اش، با دوستانش و به طور کلي با همه رابطه اش به هم مي خورد و احساس کوچک شمردن خود و حقارت دارد و حالت عصبي در او افزايش مي يابد.

راهکارهايي براي کاهش مشکلات نوجواني
 

1- شناخت شخصيت نوجوان:
 

ما والدين با شناخت ويژگي هاي دوره نوجواني بسياري از رفتارهاي ناخوشايند آنان را غيرطبيعي نپنداريم که موجب بروز عکس العمل در ما شود و به تيرگي روابط با نوجوان نينجامد.

2- استفاده از روش تغافل (ناديده گرفتن:)
 

از موثرترين روشهاي تربيتي در اين دوره “روش تغافل” است.يعني مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهيم که در او ايجاد وحشت نمايد و يا او را به لحاظ رفتارهايش دائم بازخواست ننماييم بلکه نوجوان بايستي همواره در حالت خوف و رجا باشد.

3- ايفاي نقش راهنمايي به جاي دستور:
 

در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگيريم يعني اين واقعيت را بداند که نخستين مسئول حل مشکل او خودش است و براي حل آن بايد اقدام نمايد و ما والدين فقط وظيفه راهنمايي او را داريم که از عواقب تصميم خودش مطلع شود.

4- آموزش:
 

مهمترين دليل ترس واضطراب از هر موضوعي جهل و ناآگاهي نسبت به آن موضوع مي باشدکه ضروري است براي کاهش ترس و اضطراب هاي نوجواني آموزشهاي لازم در مورد بلوغ، دوست يابي، حل مسئله گذراندن اوقات فراغت، برنامه ريزي درسي و مواردي از اين قبيل به نوجوان آموزش داده شود.

5- برقراري رابطه دوستانه و عاقلانه:
 

ما والدين با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ايمني و اطمينان را در وجود نوجوان ايجاد مي کنيم.

6- اعتمادسازي:
 

بايد بياموزيم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنيم چنانچه اعتماد ميان نوجوان و والدين کمرنگ شود او براي حل مسائل خود به ديگران مراجعه مي کند.

7- ارتباط کلامي مقدمه ارتباط عاطفي:
 

ما والدين با تنظيم ساعات کار خود و بسترسازي مناسب در منزل بايستي فرصت کافي براي “ارتباط هاي کلامي” با اعضاي خانواده بويژه نوجوان را فراهم آوريم چرا که ارتباط کلامي خود مقدمه “ارتباط عاطفي” است که نوجوان سخت به آن نيازمند است.

8- تاکيد بر محبت و پرهيز از خشونت:
 

ارتباط با نوجوان اگر براساس عشق و علاقه و صميميت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامين و تضمين مي نمايد واگر با فشار و خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلاف عصبي و دشواري هاي رواني در او شود.

9-الگوهاي رفتاري والدين:
 

نوجوان علاقه مند است که والدين داراي شخصيتي مستحکم و با ثبات و پايدار باشند چون به اتکاي شخصيت و همانندسازي آنان نيازمند است و توجه والدين به الگوهاي رفتاري خود مورد تاکيد است.

10- پرهيز از مناقشات خانوادگي:
 

خانه بايد محل آرامش وامن و مستحکمي براي اعضاي خانواده بويژه نوجوان باشد و مناقشات و جروبحث ها و دعواهاي علني والدين به آن لطمه نزند و بهانه گريز نوجوان از خانواده را فراهم نياورد.

11- گوش دادن:
 

با نوجوان صحبت کنيم و به سخنان او با علاقه گوش فرا دهيم و بدانيم که خوب گوش کردن به حرف هاي نوجوان رمز ارتباط موثر با اوست.

12- تکيه بر نقاط قوت:
 

با مشاهده برخي ضعف ها نوجوان را تحقير و سرزنش و يا با ديگران مقايسه اش نکنيم بلکه بيشتر سعي نماييم براي از بين بردن ضعف هايش نقاط قوتش را تجلي بخشيم.

13- انتظار به اندازه:
 

با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان، به اندازه توان و ظرفيت وجوديش از وي انتظارداشته باشيم.

14- اجازه خطا کردن به نوجوان را بدهيم:
 

نوجوان بايد بياموزد که از مشکلات گريزان نباشد بلکه براي حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و اين زماني است که اجازه خطا کردن را به او بدهيم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت يافتن راه حل را بيابد.

15- مشورت با نوجوان:
 

نوجوان در انديشه مستقل شدن است بنابراين نبايستي عقايد خود را بر او تحميل کنيم بلکه بايستي او را تحمل کرد و با مشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال ياري اش کنيم.

16- فعال بودن نقش پدر در تربيت نوجوان:
 

همان گونه که “مادر” نخستين گذرگاه کودک و نوجوان به زندگي اجتماعي است آنچه که بسيار مورد نياز يک نوجوان است وجود “پدري” است که بتواند بر او تکيه کند. “پدري” که گرم و مهربان و پرشور باشد.

17- پذيرش بدون قيد و شرط نوجوان:
 

نوجوان را همان طور که نشان مي دهد بپذيريم نه آن طور که در رويا و تخيل خود تصور مي کنيم و بدانيم اگر نوجوان در خانواده مورد احترام قرار گيرد ياد مي گيرد خودش را آن طور که هست بپذيرد.
ارسال مقاله توسط عضو محترم سایت با نام کاربری : mohsen1368