مسيح يا ضدمسيح؟
مسيح يا ضدمسيح؟
مسيح يا ضدمسيح؟
نويسنده: شاهين شجري كهن
مانند بسياري از افسانههاي آمريكايي، ترويج عرفان مسيحي در بافت معنايي اين سريال نيز ديده ميشود.
دربين سريالهاي پرطرفدار آمريكايي كه مدّتي است حواس همه را پرت كرده «فرار از زندان» جايگاهي منحصربهفرد دارد. اين مجموعه براساس روزآمدترين تئوريهاي دانش ارتباطات، طراحي و توليد شده است و حاصل هزاران ساعت بحث و نظريهپردازي در اتاقهاي فكر استوديودهاي عظيم هاليوود است. تصويري كه «فرار از زندان» از رؤياي آمريكايي و تعريف اسطورهاي ابر قهرمان ارائه ميدهد بسيار ظريف و دقيق پردازش شده است. طراحي يك شخصيت چندبعدي پيچيده مانند مايكل اسكافيلد و داستاني كه در لايههاي زيرين خود به هر تفسيري راه ميدهد باعث شده كه انبوهي از تفسيرها و بررسيهاي مفهومي درباره اين سريال قابل طرح باشد. درميان سريالهاي اخير، هيچ مجموعهاي مانند «فرار از زندان» انباشته از مفاهيم كنايي و اشارات تأويلپذير مذهبي، سياسي و فرهنگي نيست. در اين مقاله سعي شده قسمتي از دلالتهاي مفهومي متن بررسي شود و مابهازاي آنها در سريال مشخص شود. براي رمزگشايي ديگر مفاهيم پنهان در «فرار از زندان» بايد پژوهشي گسترده در تاريخ، ادبيات و نمادشناسي فرهنگ مسيحي- اونجليستي كرد كه خود ميتواند ايدهاي مستقل براي يك ويژهنامة مجزا باشد.
وقتي تأثيرگذاري هنر و زندگي بر يكديگر كمرنگ شوند و اين دو از يكديگر تأثيرپذيري نداشته باشند نتيجه اين ميشود كه جريانهاي هنري راكد و غيرفعال ميشوند و هنرمندان نميتوانند با توليدات هنري به محرّكهاي بيروني و پيامهايي كه از محيط اطرافشان دريافت ميكنند پاسخ دهند و اين يعني فاصلة ميان هنر و پديدآورنده آثار ادبي و فرهنگي با جامعة خودش زياد ميشود.
جالب اينجاست كه بعد از حوادث پرتنشي مانند حادثة 11سپتامبر كه مردم آمريكا به شدّت احساس ناامني ميكنند ناگهان سيل عجيبي از فيلمهاي از قهرماني در هاليوود به راه ميافتد. فيلمهايي كه پيام اصلي آنها وعده پيروزي نهايي است.در اين فيلمها شخصيتهاي عادي ناگهان به بتمن، سوپرمن و اسپايدرمن تبديل ميشوند و باقدرتي فرامعمولي اوضاع آشفته اطرافشان را به نفع اكثريت جامعه اصلاح ميكنند. البته مايكل اسكافيلدقهرماني ملموستر و انسانيتر است ولي نوع مواجهه او با زندانيان و رسالتي كه براي نجاتدهندگي برعهده گرفته او را شبيه ابرقهرمانان هاليوودي ميكند.
اين رسالت در طول داستان گسترش مييابد و درنهايت مايكل احساس ميكند (يا به طور خودكار در موقعيتي قرار ميگيرد) كه انگار وظيفة نجات تمام زندانيان برعهده اوست. حالا مسألة ديگر ازحالت شخصي خارج شده و به مأموريتي براي نجات بشريت تبديل شده است. در طول داستان مايكل در چندقسمت مورد شكنجه قرار ميگيرد. در يك صحنه او شكنجه را تحمل ميكند، درصورتيكه گناه را كس ديگري مرتكب شده است. اين الگوي ازلي كه بازتابي از رنجهاي مسيح كاملاً در شخصيت مايكل اسكافيلد قابل رديابي است. او بار گناهان زندانيان ديگر را به دوش ميكشد و براي نجات آنان خود را به خطر مياندازد؛ درصورتيكه مستحق اين عذاب نيست. مايكل به نوعي خود را قرباني ميكند تا ديگران رستگار شوند. ارتباط آميخته با عشق و احساس گناه مايكل يا خانم دكتر زندان بر اين واقعيت تأكيد ميكند كه مايكل خود را وقف رسالتش كرده و اجازه ندارد وارد احساسات دنيوي شود. اين همان نكوهشي است كه عرفان مسيحي درباره عشقهاي زميني و بخصوص مفهوم ازدواج به كار ميبرد. ازدواج در اين نگرش بار منفي دارد و نوعي كوتاه آمدن درمقابل نفش محسوب ميشود. مايكل اطراف زن پرسه ميزند ولي همواره هنگام جدّي شدن رويكرد احساساتياش نسبت به او، يك جوري جا ميزند و عقبنشيني ميكند. انگار يادش ميآيد كه وظيفهاش از احساسات شخصي مهمتر است. درحقيقت مايكل باتوجه به نقش رهاييبخشي كه برعهده گرفته ديگر مالك نفس و احساس خودش نيست و بايد هر حركتي كه ميكند در راستاي كمك به فرار زندانيان از زندان باشد. شخصيت منفي (زندانبان) در «فرار از زندان» نقشي پررنگ دارد و دقيقاً مطابق با فرمول داستانهاي سبك باروك طراحي شده است. شخصيت زندانبان همان قالب آشنايي را دارد كه شخصيت ضدمسيح (دجال) در ادبيات و كلام مسيحي دارد.
ضدمسيح نقطة مقابل منجي است و نوعي خصومت فري با اودارد كه از نفرت و خشم شديد سرچشمه ميگيرد. در متن سريال هم زندانبان ميكوشدتا مايكل را آزار دهد و مانع دستيابي او به اهدافش شود. درنتيجه او نه تنها دشمن مايكل كه دشمن تمام زندانيان (انسانها) هم هست. اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه تعريف ضدمسيح با تعريف شيطان تفاوتهاي بنيادي دارد كه بررسي اين تفاوتها در حوصلة اين مقاله نميگنجد.
ساختار بصري «فرار از زندان» چندوجهي و پيچيده است. عناصر تشكيلدهنده اين ساختار چندوجهي، بادقت و مهارت طراحي شدهاند؛ از عمق دادن به ميدان ديد دوربين گرفته تا رنگآميزي پر كنتراست سكانسهاي داخلي. هروقت ماجرا در زندان و در جمع افراد زنداني ميگذرد، طيف رنگها به سمت خاكستري و آبي تمايل مييابد و به محض ظهور يك جمع خانوادگي با يك زن روي صفحة تلويزيون، فوران رنگهاي گرم مانند قهوهاي و قرمز قاب تصوير را پر ميكند.
اين نوع القاء احساسات به وسيلة تغيير دامنة عناصر بصري، در شناخت و آگاهي سازندگان از مختصات ذهني و ناخودآگاهي بيننده ريشه دارد. طراحي صحنه در سكانسهاي داخلي زندان با تأكيد بر خلأ و سكون حاكم بر فضاي زندگي آدمها انجام شده. فضاسازي با رنگهاي سرد و خنثي در محيطهايي بسته و محدود حس خفقانآور اسارت را به بيننده منتقل ميكند و جالب اينجاست كه دُز اين حس خفقانآور تعمداً و باتوجه به اهداف داستان در لحظات مختلف فيلم بالا و پايين ميشود؛ يعني در لحظاتي كه سريال قصد دارد همدردي بيننده را برانگيزد به جاي استفاده از ديالوگهاي سوزناك و فيگورهاي اغراقآميز بازيگران فقط بر اين حس گيرافتادن در محيط بسته و غيرصميمي تأكيد ميكند و با همين ابزار بصري ساده تأثير لازم را در بيننده ايجاد ميكند.
نگاه كنيد به نماهاي بستة صحنههاي داخلي زندان كه در پيشزمينه يا جلوي قاب، تصويري از عناصر مفهومي مانند ميلههاي زندان يا قفلها و دستبندها ميبينيم كه در اين صحنهها كاركردي تأويلگرايانه پيدا ميكنند و كاملاً در خدمت فضاسازي هستند. بيشتر زمان فرار از زندان در نماهاي بسته و متوسط ميگذرد كه براي يك سريال تلويزيوني قالب استاندارد و مناسبي است. نماهاي اينسرت از اشياء و اجزاء سازنده محيط، مانع از كاهش تمركز بيننده ميشود و ذهن او را به سمت نتيجهگيريهاي مطلوب هدايت ميكند.
نوع قاببندي «فرار از زندان» باوجود الزامي كه سازندگانش به رعايت الزامات مديوم تلويزيون داشتهاند، طبيعت سينمايي دارد؛ يعني باوجود فراواني نماهاي بسته، طراحي صحنه و نورپردازي طوري است كه آدم احساس ميكند كه درحال تماشاي يك فيلم سينمايي از صفحة تلويزيون است.
استفاده از تكنيك دوربين روي دست در صحنههاي فرار و به ويژه نماهاي خارجي باعث ميشود كه التهاب و تنش حاكم بر صحنه به بيننده منتقل شود و هيجان بيشتري در نماهاي تعقيب و گريز بوجود بيايد.
همة اين ترفندهاي تكنيكي به تلويزيون و سينماي آمريكا كمك ميكند تا با توليد سريالهايي مانند «فرار از زندان» تصوير ذهني جامعه را به دلخواه خود شكل دهند؛ يعني زمانيكه نميتوانند واقعيت عيني را عوض كنند، تصوير آن را در ذهن مخاطبشان اصلاح ميكنند.
منبع:نشريه همشهري جوان؛ ش245
/ن
دربين سريالهاي پرطرفدار آمريكايي كه مدّتي است حواس همه را پرت كرده «فرار از زندان» جايگاهي منحصربهفرد دارد. اين مجموعه براساس روزآمدترين تئوريهاي دانش ارتباطات، طراحي و توليد شده است و حاصل هزاران ساعت بحث و نظريهپردازي در اتاقهاي فكر استوديودهاي عظيم هاليوود است. تصويري كه «فرار از زندان» از رؤياي آمريكايي و تعريف اسطورهاي ابر قهرمان ارائه ميدهد بسيار ظريف و دقيق پردازش شده است. طراحي يك شخصيت چندبعدي پيچيده مانند مايكل اسكافيلد و داستاني كه در لايههاي زيرين خود به هر تفسيري راه ميدهد باعث شده كه انبوهي از تفسيرها و بررسيهاي مفهومي درباره اين سريال قابل طرح باشد. درميان سريالهاي اخير، هيچ مجموعهاي مانند «فرار از زندان» انباشته از مفاهيم كنايي و اشارات تأويلپذير مذهبي، سياسي و فرهنگي نيست. در اين مقاله سعي شده قسمتي از دلالتهاي مفهومي متن بررسي شود و مابهازاي آنها در سريال مشخص شود. براي رمزگشايي ديگر مفاهيم پنهان در «فرار از زندان» بايد پژوهشي گسترده در تاريخ، ادبيات و نمادشناسي فرهنگ مسيحي- اونجليستي كرد كه خود ميتواند ايدهاي مستقل براي يك ويژهنامة مجزا باشد.
نظرية اول:
نظرية دوم:
وقتي تأثيرگذاري هنر و زندگي بر يكديگر كمرنگ شوند و اين دو از يكديگر تأثيرپذيري نداشته باشند نتيجه اين ميشود كه جريانهاي هنري راكد و غيرفعال ميشوند و هنرمندان نميتوانند با توليدات هنري به محرّكهاي بيروني و پيامهايي كه از محيط اطرافشان دريافت ميكنند پاسخ دهند و اين يعني فاصلة ميان هنر و پديدآورنده آثار ادبي و فرهنگي با جامعة خودش زياد ميشود.
نظريه سوم:
آينهاي دربرابر جامعه:
نقش تلويزيون و برنامههاي غيرانتخابي:
رؤياي آمريكا:
جالب اينجاست كه بعد از حوادث پرتنشي مانند حادثة 11سپتامبر كه مردم آمريكا به شدّت احساس ناامني ميكنند ناگهان سيل عجيبي از فيلمهاي از قهرماني در هاليوود به راه ميافتد. فيلمهايي كه پيام اصلي آنها وعده پيروزي نهايي است.در اين فيلمها شخصيتهاي عادي ناگهان به بتمن، سوپرمن و اسپايدرمن تبديل ميشوند و باقدرتي فرامعمولي اوضاع آشفته اطرافشان را به نفع اكثريت جامعه اصلاح ميكنند. البته مايكل اسكافيلدقهرماني ملموستر و انسانيتر است ولي نوع مواجهه او با زندانيان و رسالتي كه براي نجاتدهندگي برعهده گرفته او را شبيه ابرقهرمانان هاليوودي ميكند.
الگوهاي مسيحي در شخصيتپردازي:
اين رسالت در طول داستان گسترش مييابد و درنهايت مايكل احساس ميكند (يا به طور خودكار در موقعيتي قرار ميگيرد) كه انگار وظيفة نجات تمام زندانيان برعهده اوست. حالا مسألة ديگر ازحالت شخصي خارج شده و به مأموريتي براي نجات بشريت تبديل شده است. در طول داستان مايكل در چندقسمت مورد شكنجه قرار ميگيرد. در يك صحنه او شكنجه را تحمل ميكند، درصورتيكه گناه را كس ديگري مرتكب شده است. اين الگوي ازلي كه بازتابي از رنجهاي مسيح كاملاً در شخصيت مايكل اسكافيلد قابل رديابي است. او بار گناهان زندانيان ديگر را به دوش ميكشد و براي نجات آنان خود را به خطر مياندازد؛ درصورتيكه مستحق اين عذاب نيست. مايكل به نوعي خود را قرباني ميكند تا ديگران رستگار شوند. ارتباط آميخته با عشق و احساس گناه مايكل يا خانم دكتر زندان بر اين واقعيت تأكيد ميكند كه مايكل خود را وقف رسالتش كرده و اجازه ندارد وارد احساسات دنيوي شود. اين همان نكوهشي است كه عرفان مسيحي درباره عشقهاي زميني و بخصوص مفهوم ازدواج به كار ميبرد. ازدواج در اين نگرش بار منفي دارد و نوعي كوتاه آمدن درمقابل نفش محسوب ميشود. مايكل اطراف زن پرسه ميزند ولي همواره هنگام جدّي شدن رويكرد احساساتياش نسبت به او، يك جوري جا ميزند و عقبنشيني ميكند. انگار يادش ميآيد كه وظيفهاش از احساسات شخصي مهمتر است. درحقيقت مايكل باتوجه به نقش رهاييبخشي كه برعهده گرفته ديگر مالك نفس و احساس خودش نيست و بايد هر حركتي كه ميكند در راستاي كمك به فرار زندانيان از زندان باشد. شخصيت منفي (زندانبان) در «فرار از زندان» نقشي پررنگ دارد و دقيقاً مطابق با فرمول داستانهاي سبك باروك طراحي شده است. شخصيت زندانبان همان قالب آشنايي را دارد كه شخصيت ضدمسيح (دجال) در ادبيات و كلام مسيحي دارد.
ضدمسيح نقطة مقابل منجي است و نوعي خصومت فري با اودارد كه از نفرت و خشم شديد سرچشمه ميگيرد. در متن سريال هم زندانبان ميكوشدتا مايكل را آزار دهد و مانع دستيابي او به اهدافش شود. درنتيجه او نه تنها دشمن مايكل كه دشمن تمام زندانيان (انسانها) هم هست. اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه تعريف ضدمسيح با تعريف شيطان تفاوتهاي بنيادي دارد كه بررسي اين تفاوتها در حوصلة اين مقاله نميگنجد.
ترفندهاي تكنيكي و ابزار بصري:
ساختار بصري «فرار از زندان» چندوجهي و پيچيده است. عناصر تشكيلدهنده اين ساختار چندوجهي، بادقت و مهارت طراحي شدهاند؛ از عمق دادن به ميدان ديد دوربين گرفته تا رنگآميزي پر كنتراست سكانسهاي داخلي. هروقت ماجرا در زندان و در جمع افراد زنداني ميگذرد، طيف رنگها به سمت خاكستري و آبي تمايل مييابد و به محض ظهور يك جمع خانوادگي با يك زن روي صفحة تلويزيون، فوران رنگهاي گرم مانند قهوهاي و قرمز قاب تصوير را پر ميكند.
اين نوع القاء احساسات به وسيلة تغيير دامنة عناصر بصري، در شناخت و آگاهي سازندگان از مختصات ذهني و ناخودآگاهي بيننده ريشه دارد. طراحي صحنه در سكانسهاي داخلي زندان با تأكيد بر خلأ و سكون حاكم بر فضاي زندگي آدمها انجام شده. فضاسازي با رنگهاي سرد و خنثي در محيطهايي بسته و محدود حس خفقانآور اسارت را به بيننده منتقل ميكند و جالب اينجاست كه دُز اين حس خفقانآور تعمداً و باتوجه به اهداف داستان در لحظات مختلف فيلم بالا و پايين ميشود؛ يعني در لحظاتي كه سريال قصد دارد همدردي بيننده را برانگيزد به جاي استفاده از ديالوگهاي سوزناك و فيگورهاي اغراقآميز بازيگران فقط بر اين حس گيرافتادن در محيط بسته و غيرصميمي تأكيد ميكند و با همين ابزار بصري ساده تأثير لازم را در بيننده ايجاد ميكند.
نگاه كنيد به نماهاي بستة صحنههاي داخلي زندان كه در پيشزمينه يا جلوي قاب، تصويري از عناصر مفهومي مانند ميلههاي زندان يا قفلها و دستبندها ميبينيم كه در اين صحنهها كاركردي تأويلگرايانه پيدا ميكنند و كاملاً در خدمت فضاسازي هستند. بيشتر زمان فرار از زندان در نماهاي بسته و متوسط ميگذرد كه براي يك سريال تلويزيوني قالب استاندارد و مناسبي است. نماهاي اينسرت از اشياء و اجزاء سازنده محيط، مانع از كاهش تمركز بيننده ميشود و ذهن او را به سمت نتيجهگيريهاي مطلوب هدايت ميكند.
نوع قاببندي «فرار از زندان» باوجود الزامي كه سازندگانش به رعايت الزامات مديوم تلويزيون داشتهاند، طبيعت سينمايي دارد؛ يعني باوجود فراواني نماهاي بسته، طراحي صحنه و نورپردازي طوري است كه آدم احساس ميكند كه درحال تماشاي يك فيلم سينمايي از صفحة تلويزيون است.
استفاده از تكنيك دوربين روي دست در صحنههاي فرار و به ويژه نماهاي خارجي باعث ميشود كه التهاب و تنش حاكم بر صحنه به بيننده منتقل شود و هيجان بيشتري در نماهاي تعقيب و گريز بوجود بيايد.
همة اين ترفندهاي تكنيكي به تلويزيون و سينماي آمريكا كمك ميكند تا با توليد سريالهايي مانند «فرار از زندان» تصوير ذهني جامعه را به دلخواه خود شكل دهند؛ يعني زمانيكه نميتوانند واقعيت عيني را عوض كنند، تصوير آن را در ذهن مخاطبشان اصلاح ميكنند.
منبع:نشريه همشهري جوان؛ ش245
/ن
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}