مقدمه:
 درتفسیر آیات 19 تا 25 سوره الرحمن بیان مقدمه را از تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى) بیان می کنیم که می فرماید.

 مراد از دو دریا دریاى آسمانى و زمینى است که با یکدیگر تلاقى می نمایند بنزول باران در وقتى که خدا بخواهد و بین آن دو مانعى است که نمی گذارد.

 دریاى آسمان به زمین نزول و دریاى زمین به آسمان صعود نماید و مرجان لؤلؤ کوچک است ولى بعضى آن را بشبه سرخ تفسیر نموده‌اند که آن شاخ درخت دریائى است.

 و در بعضى از روایات بحرین بعلى و فاطمه علیهما السلام و لؤلؤ و مرجان بحسن و حسین سلام اللّه علیهما تأویل شده و در بعضى علاوه شده که برزخ محمد صلى اللّه علیه و آله و سلّم می باشد.
 
 و در هر حال هیچ یک از نعمتهاى الهى قابل انکار نیست و یکى از نعمتهاى بزرگ الهى کشتی هاى جارى در دریا است که داراى بادبانهاى بلند و مانند کوههاى طولانى سیّارند و آنها وسائل حمل و نقل مسافرین و مال التجاره‌ها ببلاد بعیده‌اند.

و تمام لوازم آن را از اجزاء مادّى و آرامش آب و جریان باد و غیرها خداوند فراهم فرموده پس‌ چگونه این نعمت و سایر نعم الهى را میتوان انکار نمود.(1)
  
آیات 19 تا 25 سوره الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ
مرج البحرین یلتقیان (19)
بینهما برزخ لایبغیان (20)
فبأ ى ءالاء ربکما تکذبان (21)
یخرج منهما اللؤ لؤ و المرجان (22)
فبأ ى ءالاء ربکما تکذبان (23)
و له الجوار المنشات فى البحر کالا علام (24)
فبأ ى ءالاء ربکما تکذبان (25)
 
ترجمه : آیات 19 تا 25 سوره الرحمن
 19 - دو دریاى مختلف را در کنار هم قرار داد، در حالى که با هم تماس دارند.
20 - اما در میان آن دو برزخى است که یکى بر دیگرى غلبه نمى کند!
21 - پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى کنید؟
22 - از آن دو لؤ لؤ و مرجان خارج مى شود.
23 - پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى کنید؟
24 - و بـراى او اسـت کـشتیهاى ساخته شده اى که در دریا به حرکت درمى آیند که همچون کوهى هستند!
25 - پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى کنید؟
 
محل نزول: : آیات 19 تا 25 سوره الرحمن
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است
 
معانی کلمات: : آیات 19 تا 25 سوره الرحمن
«مَرَجَ»: سر داده است. حرکت داده است. روان کرده است. «الْبَحْرَیْنِ»: مراد از دو دریا، آبهای شیرین و شور و یا آبهای گرم و سرد رودهای عظیمی است که در سراسر اقیانوسهای جهان جریان دارنداز قبیل گلف استریم. «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ»:

دو دریا را به سوی هم سر داده است و در کنار همدیگر روان کرده است. دو دریا را در وقت برخورد، به موج و تکان انداخته تا یکدیگر را دفع کنند و برانند و آمیزه هم نشوند.

تفسیر آیات 19 تا 25 سوره الرحمن تفسیر نور (محسن قرائتی)
دو دریا (ى شور و شیرین) را روان ساخت که به هم مى‌رسند. (اما) میان آن دو فاصله ‌اى قرار داد که به هم تجاوز نکنند. پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟
 
از هر دو (دریا)، مروارید و مرجان بیرون مى‌آید، پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟
 
و در دریا، کشتى‌هاى ساخته شده همانند کوه، براى اوست. پس کدام یک از نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‌کنید؟
 
نکته ها
«مَرَجَ» به معناى رها ساختن است و «بَرْزَخٌ» به حدّ فاصل میان دو چیز گفته مى‌شود.

«لؤلؤ» به معناى مرواریدى است که درون صدف پرورش یابد و «مرجان»، هم به مرواریدهاى کوچک گفته مى‌شود و هم نوعى حیوان دریایى که شبیه شاخه درخت است و صیّادان آن را صید مى‌کنند.
«بحر» به آب زیاد گفته مى‌شود، خواه دریا باشد یا رودخانه و مقصود از «بحرین»، آب‌هاى شور و شیرین است. معمولًا آب رودخانه‌ها شیرین و آب دریاها شور است.

 چنانکه در آیات دیگر مى‌فرماید: «ما یَسْتَوِی الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ» (2) دو دریا یکسان نیستند، یکى آبش گوارا، شیرین و نوشیدنش خوشگوار است و یکى شور و تلخ است.
 
 آب شور براى حفظ حیات جانداران دریایى است و آب شیرین براى حفظ حیات نباتات، گیاهان، انسان‌ها و حیوانات که در خشکى زندگى مى‌کنند.
 
عبارتِ‌ «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ» دو بار در قرآن آمده است: یک بار در سوره فرقان آیه 53 و یک بار در این سوره. در آنجا ابتدا از جهاد بزرگ با کفار سخن مى‌گوید. «فَلا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبِیراً» و به دنبال آن مى‌فرماید:
 
«مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَیْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً» ولى در این سوره، ابتدا سخن از میزان و حساب و عدل‌ است،(3)
 
«وَضَعَ الْمِیزانَ‌- أَقِیمُوا الْوَزْنَ‌- لا تُخْسِرُوا الْمِیزانَ»، و پس از آن مى‌فرماید: «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ. بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ» یعنى آب شور و شیرین به هم تجاوز نمى‌کنند،
 
 زیرا عدم تجاوز با عدل تناسب بیشترى دارد. به دنبال آن مى‌فرماید: «یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ» آرى اگر عدالت بود و تجاوزگرى نبود، زیبایى‌ها پیدا مى‌شوند.
 
دین اسلام، دین فطرى است و خداوند گرایش‌ها و نیازهاى فطرى بشر را تأمین کرده است، که یکى از آنها گرایش به زیبایى و زینت است. آن هم گوهرى گرانبها همچون مروارید که از دریا استخراج مى‌شود.
 
قرآن، در بیان سایر نعمت‌ها کلمه «له» را بکار نبرد، ولى در مورد کشتى فرمود: «وَ لَهُ الْجَوارِ» شاید به خاطر آن باشد تا بگوید ساخته دست شما نیز از اوست. زیرا فکر و طرح و قدرت جسمى شما براى ساخت و مواد و آثار آنها همگى از اوست.
 
هنگامى که امام على علیه السلام این آیات را تلاوت فرمود: «یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ» از آن حضرت پرسیدند: پس چرا شما از این نعمت‌ها استفاده نمى‌کنید؟ آن حضرت فرمود: خداوند بر رهبران عادل واجب کرده که زندگى خود را چنان ساده و تنگ بگیرند که فقر بر فقرا سخت نباشد. (4)
 
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه‌ «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ» فرمود: «على و فاطمة علیهما السلام بحران عمیقان، لا یبغى احدهما على صاحبه،

یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ‌، الحسن و الحسین علیهما السلام» (5) على و فاطمه علیهما السلام دو دریاى عمیق‌اند که هیچ‌یک بر دیگر تجاوز نمى‌کند و از این دو دریا، لؤلؤ و مرجانى چون حسن و حسین علیهما السلام خارج مى‌شود.(6)
 
کـلمـه (مـرج ) - بـا سـکـون راء - کـه مـصـدر فعل ماضى (مرج ) است به معناى مخلوط کردن و نیز به معناى رها و روانه کردن است، هـم مـوقـعـى کـه مـى خـواهـى بـه طـرف بفهمانى که فلانى فلان چیز را مخلوط کرد، مى گویى (مرجه ).

و هم هنگامى که مى خواهى بفهمانى فلان چیز را رها و یا روانه کرد، مـى گـویـى (مـرجـه )، ولى در آیـه مـورد بـحـث مـعـنـاى اول روشـن تر به ذهن مى رسد و ظاهرا مراد از (بحرین - دو دریا) دریایى شیرین و گـوارا، و دریـایـى شـور و تـلخ اسـت، هـم چـنـان کـه در جـایى دیگر ازدو دریا یاد کرده فـرمـوده :

(و مـا یـسـتـوى البـحـران هـذا عـذب فـرات سـائغ شرابه و هذا ملح اجاج و من کل تاکلون لحما طریا و تستخرجون حلیه تلبسونها).
 
تفسیر آیه  19 سوره الرحمن تفسیر نمونه
دریاها با ذخائر گرانبهایشان
در ادامـه شـرح نـعـمـتـهـاى پـروردگار سخن از دریاها به میان مى آورد، اما نه همه دریاها بـلکـه کـیـفـیـت خاصى در پاره اى از دریاها که هم پدیده اى است عجیب و نشانه اى است از قدرت بى پایان حق ، و هم وسیله اى است براى پدید آمدن بعضى از متاعهاى مورد استفاده انسانها.

مـاده (مرج ) (بر وزن فلج ) به معنى مخلوط کردن و یا فرستادن و رها نمودن است ، و در ایـنـجا به معنى فرستادن و در کنار هم قرار دادن مى باشد،

مـنظور از این دو دریا به گواهى آیه 53 سوره (فرقان ) دو دریاى آب (شیرین ) و (شـور) است ، آنجا که مى فرماید و هو الذى مرج البحرین هذا عذب فرات و هذا ملح اجـاج و جـعـل بینهما برزخا و حجرا محجورا:

(او کسى است که دو دریا را در کنار هم قرار داد یـکـى گوارا و شیرین است و دیگرى شور و تلخ ، و در میان آنها برزخى قرار داد تا با هم مخلوط نشوند).
 
اقوال در مورد دو دریای شیرین و شور
امـا در ایـنـکـه این دو دریاى شیرین و شور کجاست که بر یکدیگر غلبه نمى کنند؟ و این بـرزخـى کـه مـیـان آن دو قـرار دارد چـیـست ؟
 
در میان مفسران گفتگو بسیار است ، و بعضى تعبیراتى دارند که نشان مى دهد وضع دریاهاى زمین در آن زمـان بـراى آنـهـا کـامـلا مشخص نبوده است ، از جمله اینکه گفته اند:
 
 منظور از این دو دریا دریاى فارس و دریاى روم است ، در حالى که امروز مى دانیم این هر دو دریا آب شور دارد و برزخى در میان آن دو نیست .

یا اینکه گفته اند: منظور دریاى آسمان است ، و دریاى زمین که اولى شیرین و دومى شور اسـت ، در حـالى کـه مـى دانـیم دریائى در آسمان وجود ندارد جز ابرها و بخاراتى که از اقیانوسهاى زمین برمى خیزد.

یـا ایـنـکه گفته اند: منظور از دریاى شیرین آبهاى زیرزمینى است ، که با آبهاى دریاها مخلوط نمى شود، و برزخ میان این دو دیوارهاى این مخازن آنها است .

در حالى که مى دانیم در زیرزمین چیزى به صورت دریا کمتر یافت مى شود، بلکه ذرات آب در لابـلاى ذرات خـاک و شـن مـرطـوب مخفى و پنهان است هنگامى که در نقطه اى چاه مى کـنـنـد ایـن رطوبتها تدریجا جمع شده و آب ظاهر مى گردد، بعلاوه لؤ لؤ و مرجان که در آیات بعد به آن اشاره شده از آبهاى زیرزمینى به دست نمى آید.

پـس مـنـظـور از ایـن دو دریـا چـیـست ؟ سابقا در تفسیر سوره فرقان به این واقعیت اشاره کـردیـم کـه رودخـانـه هاى عظیم آب شیرین هنگامى که به دریاها و اقیانوسها مى ریزند.
 
 معمولا دریائى از آب شیرین در کنار ساحل تشکیل مى دهند و آب شور را به عقب مى رانند و عـجـب ایـنـکـه تـا مدت زیادى این دو آب شیرین و شور به خاطر تفاوت درجه غلظت به هم آمیخته نمى شوند.
در مـسـافـرت با هواپیما در مناطقى که این رودخانه ها به دریا مى ریزند منظره دریاهاى آب شـیـریـن و شور که در کنار هم قرار دارند و از هم جدا هستند به خوبى از بالا نمایان است .

و هنگامى که کناره این آبها به یکدیگر مخلوط شـونـد آبـهاى شیرین تازه جاى آنها را مى گیرند، به طورى که این دو دریاى جدا از هم دائما جلب توجه مى کند.

جالب اینکه به هنگام مد دریا که سطح اقیانوس بالا مى آید آبهاى شیرین به عقب رانده مى شود، بى آنکه با آب شور مخلوط گردد (مگر در مواقع خشکسالى و کم آبى ) و قسمت زیـادى از خـشـکـى را مـى پـوشانند.
 
 لذا ساحلنشینان در این مناطق با مهار کردن این آبهاى شـیـریـن نـهـرهـاى زیـادى در مـنـطـقه ساحلى به وجود مى آورند که به وسیله آن زمینهاى فراوانى مشروب مى شود.

ایـن نـهرها که از برکت جزر و مد ساحلى و تاثیر آن در آب این نهرها به وجود مى آید در شـبـانـه روز دو بـار از آب شـیـریـن پر و خالى مى شود، و وسیله بسیار مؤ ثرى براى آبیارى مناطق وسیعى هستند.
دربـاره ایـن دو دریـا تـفـسـیـر جـالب دیگرى از ناحیه بعضى گفته شده که منظور از آن احـتـمـالا جـریـان (گـلف اسـتـریـم ) اسـت کـه شـرح آنـرا بـه خـواسـت خـدا در نـکـات ذیل همین آیات بیان خواهیم کرد.
 
لؤ لؤ و مرجان
سـپـس در ادامـه هـمـیـن سـخـن مى افزاید: (از آن دو دریا لؤ لؤ و مرجان خارج مى شود)! (یخرج منهما اللؤ لؤ و المرجان ).

 (لؤ لؤ ) و (مـرجـان ) دو وسـیـله جـالب زیـنتى است و در طب و معالجه بیماریها نیز مورد استفاده قرار مى گیرد، ضمنا مال التجاره و کالاى خوبى است که از آن عوائد زیادى به دست مى آید، و روى همین جهات به عنوان دو نعمت در آیات فوق به آن اشاره شده است .

اما (لؤ لؤ ) که در فارسى آنرا (مروارید) گویند دانه شفاف و قیمتى است که در درون صدف در اعماق دریاها پرورش ‍ مى یابد، و هرقدر درشتتر باشد گرانبهاتر است، و در طب موارد استعمال گسترده اى دارد.

اطباى پیشین داروهائى از آن براى تقویت قلب و اعـصـاب ، و بـرطـرف کـردن انـواع خفقان ، و حالت ترس و وحشت ، و تقویت کبد، و رفع بـدبـوئى دهـان ، و سـنگهاى کلیه و مثانه و یرقان تهیه مى کردند، حتى در بیماریهاى چشم نیز از آن استفاده مى نمودند.

(مرجان ) بعضى آنرا به معنى لؤ لؤ هاى کوچک تفسیر کرده اند، ولى حقیقت چیز دیگر اسـت ، (مـرجـان ) مـوجـود زنـده اى اسـت شـبـیه شاخه کوچک درخت که در اعماق دریاها مى روید.

و تا مدتها دانشمندان آنرا نوعى گیاه مى پنداشتند، ولى بعدا روشن شد که نوعى حیوان است ، هر چند به صخره هاى کف دریا میچسبد، و گاه منطقه وسیعى را مى پوشاند و تـدریـجـا افـزوده مى شود، و جزائرى تشکیل مى دهد که به (جزائر مرجانى ) معروف است .

مـرجـان مـعـمـولا در آبـهـاى سـاکـن نـشـو و نـمـا مـى کـنـد، و صـیـادان آنـرا از سواحل (دریاى احمر) و (مدیترانه ) و بعضى نقاط دیگر صید مى کنند.

بهترین نوع مرجان زینتى (مرجان سرخ رنگ ) است و هر قدر سرختر باشد قیمتى تر است ، و تشبیهات شعرا در اشعارشان نیز بر همین اساس است ،

و بـدتـریـن نـوع (مـرجان مرجان ) سفید است که به طور فراوان یافت مى شود، و در میان این دو، (مرجان سیاه ) قرار دارد.

(مـرجـان ) نـیـز عـلاوه بـر جنبه زینت استعمال طبى دارد، و خواص زیادى براى آن ذکر کـرده انـد، از جـمـله از آن داروهـائى مـى سـازنـد که براى تقویت قلب ، دفع سم افعى ، تـقویت اعصاب ، معالجه اسهال ، و خونریزیهاى رحم ، بهره گیرى مى کنند، و گفته اند براى بیمارى صرع نیز مفید است .

ذکـر ایـن نـکـتـه نـیز لازم است که بعضى از مفسران تصریح کرده اند که لؤ لؤ و مرجان تـنـهـا در آب شور پرورش مى کند و لذا در تفسیر آیه (یخرج منهما اللؤ لؤ و المرجان ) (از آن دو لؤ لؤ و مرجان بیرون مى آید) به زحمت افتاده اند، و گفته اند منظور یکى از آن دو است (مانند آیه 31 زخرف ).

ولى مـا هـیـچ دلیـلى بـر این معنى نداریم ، بلکه بعضى تصریح کرده اند که لؤ لؤ و مرجان در آبهاى شیرین و شور هر دو یافت مى شود.
  
کشتیها بزرگترین و مهمترین وسـیـله حمل و نقل بشر
در ادامـه به مساءله کشتی ها که در حقیقت بزرگترین و مهمترین وسـیـله حمل و نقل بشر در گذشته و حال بوده است اشاره کرده ، مى فرماید: (براى خدا اسـت کـشـتـیـهـاى سـاخـتـه شـده اى کـه در دل دریـا بـه حـرکت در مى آیند که همچون کوهى هستند)! (و له الجوار المنشات فى البحر کالاعلام ).

(جـوار) جـمـع جـاریـه تـوصـیـفى است براى (سفن ) به معنى کشتیها که به خاطر اخـتـصـار از عـبـارت حـذف شـده ، زیـرا آنـچـه بـیشتر مورد توجه است همین جریان و حرکت کشتیهاست ، به همین جهت روى همین وصف تکیه شده است (دقت کنید).

و ایـنکه (کنیز) را (جاریه ) مى گویند به خاطر حرکت و کوشش او در انجام خدمات اسـت ، و نـیـز اگـر بـه دخـتـر جـوان (جـاریـه ) گفته مى شود به خاطر جریان نشاط جوانى در وجود است .

(و مـنـشآت ) جمع (منشا) اسم مفعول از (انشاء) به معنى ایجاد است و جالب اینکه در عـیـن تـعـبـیـر بـه مـنـشآت که حکایت از مصنوع بودن کشتى به وسیله انسان مى کند مى فـرماید (وله ) (از براى خدا است ...) .

اشاره به اینکه مخترعان و سازندگان کشتى از خواص خداداد که در مصالح مختلفى که در کشتیها به کار مى رود استفاده مى کنند همچنین از خاصیت سیال بودن آب دریاها، و نیروى وزش بادها بهره مى گیرند، و خدا است که در آن مواد، و در دریا و باد این خواص و آثار را آفریده .

و لذا در جـاى دیـگـر قرآن تعبیر به (تسخیر) شده و سخر لکم الفلک لتجرى فى البـحـر بـامـره : (خـداونـد کشتى را مسخر فرمان شما کرد که به فرمانش در دریا به حرکت درآید) (ابراهیم 32).

بـعـضـى (مـنـشا) را از ماده (انشاء) به معنى (مرتفع ساختن ) تفسیر کرده اند، و آنـرا اشاره به کشتیهاى بادبانى مى دادند که از برافراشتن بادبانها و قرار دادن آنها در مسیر بادها به عنوان نیروى محرک کشتیها استفاده مى کردند.

(اعـلام ) جـمـع (عـلم ) (بـر وزن قـلم ) بـه مـعـنـى (کـوه ) اسـت هـر چـنـد در اصل به معنى علامت و اثرى است که از چیزى خبر مى دهد، و چون کوهها از دور نمایان هستند از آنها تعبیر به علم شده است همانگونه که پرچم را نیز علم مى گویند.

بـه ایـن تـرتـیب قرآن روى کشتیهاى بزرگ که بر صفحه اقیانوسها و دریاها حرکت مى کنند تکیه کرده است ، و بر خلاف آنچه بعضى تصور مى کنند کشتیهاى بزرگ مخصوص عصر موتور و بخار نیست ، در داستان جنگهاى یونانیان و کشورهاى دیگر مى خوانیم که از کشتیهاى بسیار بزرگ نیروبر استفاده مى کردند.
 
نکته ها:
دریا کانون نعمتهاى الهى
هـمـانـگـونـه کـه دیـدیم در این بخش از آیات به مساءله دریا و اهمیت آن در زندگى بشر اشـاره شـده اسـت ، مـى دانیم دریاها تقریبا سه چهارم سطح کره روى زمین را فراگرفته اسـت .

و مـنـبـع عـظـیـمـى بـراى مـواد غـذائى ، داروئى ، زیـنـت آلات ، و طـریـق مهمى براى حـمـل و نـقـل انـسـانـهـا و کـالاهـا اسـت ، و از هـمـه مـهـمـتـر نزول بارانها، و تعدیل هوا، و حتى بخشى از وزش بادها از برکات دریاها است .

اگـر سـطـح دریـاهـا کـمـتـر یـا بـیشتر از آنچه اکنون هست بود یا کره زمین به خشکى مى گرائید و یا آنچنان مرطوب مى شد که جاى زندگى نبود! .

لذا قرآن بارها و به تعبیرات مـخـتـلف ، انسانها را به این نعمت بزرگ توجه داده و آنها را به اندیشه وا مى دارد، گاه مى گوید:

(خداوند دریا را براى شما تسخیر کرد): سخر لکم البحر (جاثیه 12).و گاه مى گوید: (کشتیها را براى شما تسخیر کرد): سخر لکم الفلک (ابراهیم 32).

و گـاه مى گوید: (آنچه در روى زمین است مسخر شما ساخت ): سخر لکم ما فى الارض (حج 65 ).از همه اینها گذشته دریا دیار عجائب است ، کوچکترین گیاهان ذره بینى ،

و بـلنـدتـریـن درخـتـان عـالم در دریـاهـا مى رویند، همچنین کوچکترین حیوانات و عظیمترین حیوانات غولپیکر در دریاها زندگى مى کنند!

زنـدگـى در اعـمـاق دریاها در آنجا که نه نورى وجود دارد و نه غذائى ، به قدرى شگفت انـگـیـز اسـت کـه انـسـان از مـطـالعـه آن سـیـر نمى شود، و عجب اینکه حیوانات در آنجا از خـودشـان نـور پـخش مى کنند.

و مواد غذائى آنها در سطح آب ساخته مى شود و تهنشین مى کـنـد، و انـدام آنـهـا چـنـان مـحـکـم و مـقـاوم و تـواءم بـا فـشـار داخـلى سـاخـتـه شـده که در مـقـابـل آن فـشـار عـظـیـم آب ، کـه اگـر انـسـان بـه حال عادى در آنجا قرار گیرد استخوانهایش تبدیل به آرد مى شود، مقاومت مى کند!
 
2 - گلف استریم ، و رودهاى عظیم دریائى !
اگـر تـعـجـب نـکنید در سراسر اقیانوسهاى جهان رودهاى عظیمى در حرکت است که یکى از نیرومندترین آنها (گلف استریم ) نام دارد.

ایـن رود عـظـیـم از سـواحـل آمـریـکاى مرکزى حرکت مى کند و سراسر اقیانوس اطلس را مى پیماید و به سواحل اروپاى شمالى مى رسد.

ایـن آبـها که از مناطق نزدیک به خط استوا حرکت مى کنند گرم هستند، و حتى رنگ آنها گاه بـا رنـگ آبـهـاى مـجـاور مـتـفـاوت اسـت ، و عـجـب اینکه عرض همین رود عظیم دریائى (گلف اسـتـریـم ) در حـدود 150 کـیلومتر و عمق آن چند صد متر مى باشد! سرعت آن در بعضى از مناطق به قدرى است که در یکروز 160 کیلومتر راه را طى مى کند.

تفاوت درجه حرارت این آبها با آبهاى مجاور در حدود 10 تا 15 درجه است ، و لذا حاشیه غربى آنرا دیوار سرد مى نامند.(گـلف اسـتـریـم ) بـادهـاى گـرمـى بـه وجـود مـى آورد، و مـقـدار قابل توجهى
از حـرارت خـود را بـه طـرف کـشورهاى شمالى قاره اروپا مى برد، و هواى آن کشورها را بـسـیار مطبوع مى کند، و شاید اگر این جریان نبود زندگى در آن کشورها بسیار سخت و طاقت فرسا بود.
باز تکرار مى کنیم (گلف استریم ) یکى از این رودهاست ، و در آبهاى پنج قاره جهان نظیر این جریان دریائى فراوان است .و عـامـل اصلى آن تفاوت حرارت منطقه استوائى زمین و مناطق قطبى است که این حرکت را در آب دریاها به وجود مى آورد.

ایـن مـوضـوع را بـا یـک تـجربه ساده مى توان دریافت : اگر ظرف بزرگ آبى داشته بـاشـیـم در یـک طـرف آن قطعه یخى قرار دهیم ، و در طرف دیگر قطعه آهن داغى ، و روى سـطـح آب کـمـى کـاه بـریـزیم ، مى بینیم جریانى در سطح این آب پیدا مى شود و آبها آهـسـتـه از آن مـنـطـقـه گـرم بـه سـوى مـنـطـقـه سـرد حـرکـت مـى کـنـنـد، عـیـن این ماجرا در کل دریاهاى جهان روى مى دهد، و سرچشمه پیدایش این رودهاى دریائى است .

عـجـب اینکه این رودهاى عظیم دریائى با آبهاى اطراف خود کمتر آمیخته مى شوند و هزاران کـیـلومـتـر راه را بـه هـمـان صورت مى پیمایند و مصداق (مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان ) را به وجود مى آورند!

و از آن جالبتر اینکه در محل برخورد این آبهاى گرم با آبهاى سرد مجاور، پدیده اى رخ مـى دهـد کـه بـراى انـسـان بـسـیـار پـرسـود اسـت ، زیـرا در مـحـل تـقـاطـع ایـن آبـهـاى گـرم و سـرد یـکنوع حالت بى حسى یا مرگ دست جمعى براى حـیـوانـات ذره بـیـنـى کـه در مـیان آب معلق هستند به وجود مى آید.

و از این راه ماده غذائى فـراوان و بى حساب جمع مى شود که سبب جلب دسته هاى بزرگ ماهیان مى گردد، و به این ترتیب این منطقه یکى از بهترین مناطق صید ماهى در کره زمین است .
و لذا یـکـى از تـفـسیرها براى آیات فوق همین است و منافاتى با سایر تفسیرها ندارد و جمع میان همگى ممکن است .
 
3 - تفسیرى از بطون آیات
در حـدیـثـى از امـام صـادق (عـلیـه السـلام ) نقل شده است که در تفسیر آیه مرج البحرین یـلتـقـیان ... فرمود: (على و فاطمه (علیهم السلام ) بحران عمیقان ، لایبغى احدهما على صاحبه ، یخرج منهما اللؤ لؤ و المرجان ، قال : الحسن و الحسین (علیهم السلام )):

(عـلى و فـاطـمه دو دریاى عمیقند که هیچیک بر دیگرى تجاوز نمى کند، و از این دو دریا لؤ لؤ و مرجان یعنى حسن و حسین خارج شده اند).

در تفسیر (در المنثور) همین معنى از بعضى از صحابه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نقل شده است .

مـرحـوم (طـبـرسـى ) نـیـز در (مـجـمـع البـیـان ) آنـرا بـا مـخـتـصـر تـفـاوتـى نـقـل کرده است مى دانیم قرآن مجید داراى بطونى است و یک آیه ممکن است چندین معنى ، و یا دهـهـا مـعـنـى داشـتـه بـاشـد، و آنـچـه در ایـن حـدیـث آمده است از بطون قرآن مى باشد که منافاتى با معنى ظاهر آن ندارد.
 
تفسیر آیه  19 سوره الرحمن تفسیر المیزان
دریای روی زمین ودریای داخل زمین
و قابل قبول ترین تفسیرى که درباره این دو 19 و 20 سوره الرحمن کرده اند این که : مراد از دو دریا دو دریاى معین نـیـسـت، بلکه دو نوع دریا است، یکى شور که قریب سه چهارم کره زمین را در خود فرو برده، که بیش تر اقیانوسها و دریاها را تشکیل مى دهد.
 
 و یکى هم دریاهاى شیرین است که خداى تعالى آنها را در زیر زمین ذخیره کرده و به صورت چشمه ها از زمین مى جوشد، و نهرهاى بزرگ را تشکیل مى دهد، و مجددا به دریاها مى ریزد، این دو جور دریا یعنى دریاهاى روى زمـیـن و دریاهاى داخل زمین همواره به هم اتصال دارند، هم در زیر زمین و هم در روى زمین.
 
 و در عـیـن ایـن کـه (یـلتقیان - برخورد و اتصال دارند) نه این شورى آن را از بین مى برد و نه آن شیرینى این را، چون بین آن دو حاجز و مانعى نمى گذارد در وضع یکدیگر تـغـییرى بدهند.

و آن مانع، خود مخازن زمین و رگه هاى آن است، که نه مى گذارد دریاى شـور بـه دریـاى شـیـریـن تـجـاوز نـمـوده، و آن را مـثـل خـود شـور کـنـد،.
 
 و در نتیجه جانداران راتهدید نماید، و نه دریاى شیرین به دریاى شـور تـجـاوز نـموده بیش از اندازه از زمین بجوشد، و زیاده از اندازه به دریا بریزد، و دریـا را شـیرین سازد، و در نتیجه مصلحتى را که در شورى آب دریاها است که یا تصفیه هوا است و یا مصالحى دیگر از بین ببرد.
 
و نـیـز به طور دائم دریاهاى شور، دریاهاى شیرین را از این راه کمک مى کند، که آب خود را بـه ابـرهـا داده، و ابـرهـا آن را بـر زمـین مى بارد، و زمین باران را در خود فرو برده مـخـازن خـود را پـر مـى کـنـنـد، و همین مخازن هم دریاهاى شور را کمک نموده، همان طور که گفتیم از زمین مى جوشد و به صورت نهرهاى کوچک و بزرگ به دریا مى ریزد.
 
پس معناى این دو آیه - و خدا داناتر است - این است که : خداى تعالى دو دریاى شیرین و گوارا و شور و تلخ را مخلوط کرده، در عین این که تلاقى آن دو دائمى است، به وسیله مـانـعى که بین آن دو قرار داده نمى گذارد که یکدیگر را در خود مستهلک کنند،
 
و این صفت گوارایى آن را از بین ببرد و آن صفت شورى این را، و در نتیجه نظام زندگى جانداران و بقاى آن را تهدید کنند.
 
یخرج منهما اللولو و المرجان
یعنى از این دو دریاى گوارا و شور، (لولو) و (مرجان ) بیرون مى آید، و این خود یـکـى از فوایدى است که انسان از آن بهره مند مى شود، و ما درباره تفسیر این آیه آنچه را کـه گـفـتنى است در تفسیر آیه 12 از سوره فاطر گفته ایم. به ذیل آن مراجعه نمائید.
 
له الجوار المنشئات فى البحر کالاعلام 
کـلمـه (جـوارى ) جمع جاریه است، که به معناى کشتى است، و کلمه (منشئات ) اسم مـفـعـول از مـاده انـشـاء است، و انشاء هر چیز معناى احداث و ایجاد و تربیت آن است، و کلمه (اعلام ) جمع (علم ) - فتحه عین و لام - است که به معناى کوه است.
 
و اگر کشتى ها را ملک خداى تعالى دانسته با این که کشتى را انسان ها مى سازند، بدین جـهـت اسـت کـه تـمـامـى سبب هایى که در ساختن کشتى دخالت دارند، از چوب و آهن و سایر اجـزایـى کشتى از آن ترکیب مى یابد.

و انسانى که این اجزا را ترکیب مى کند، و صورت کشتى به آن مى دهد، و نیز شعور این انسان و فکر و اراده اش همه مخلوق خدا و مملوک اوست،نتیجه عمل انسان هم که یا کشتى است و یا چیز دیگر ملک خداى تعالى است.
 
پـس مـنـعـم حـقیقى کشتى ها به انسان، خدا است، چون خداى تعالى به انسان ها الهام کرد چـگـونـه کـشتى بسازند و این که چه منافع و آثارى مترتب بر این صنع هست، و نیز راه استفاده از منافع بسیار آن را او الهام فرمود.
 
دو دریـا عـلى و فـاطـمـه عـلیـه السـلام و لؤلؤ و مـرجان حسن و حسین علیه السلام اند
 و در الدر المـنثور است که : ابن مردویه از ابن عباس روایت کرده که در تفسیر آیه (مرج البـحـریـن یلتقیان ) گفته : منظور از دو دریا على و فاطمه است، و منظور از برزخ و حـائل میان آن دو رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) است، و در تفسیر آیه (یخرج منهما اللولو و المرجان ) گفته است : منظور از لولو و مرجان حسن و حسین است.
 
مؤلف: نـظیر این حدیث را الدر المنثور از ابن مردویه از انس بن مالک و نیز صاحب مجمع البـیـان از سلمان فارسى و سعید بن جبیر و سفیان ثورى روایت کرده اند، چیزى که هست بـایـد دانـسـت کـه ایـن تـفـسـیـر، تـفسیر به باطن است نه این که بخواهد بفرماید: معناى بحرین و برزخ و لولو و مرجان است.
 
 نتیجه:
پیام ها و نکته ها و برداشت هایی از آیات 19 تا 25 سوره الرحمن

1- هستى کلاس توحید است؛ آسمان و زمین و دریایش. وَ السَّماءَ رَفَعَها ... وَ الْأَرْضَ وَضَعَها ... مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ‌ ...

2- دریا، براى همه انسان‌ها و جنّیان نعمت است، گرچه همه در کنار دریا زندگى‌ نمى‌کنند. مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ‌ ... فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما

3- آثار قدرت خدا و برترى اراده او بر همه چیز هویداست. آب دریاى شور با آب دریاى شیرین تلاقى و برخورد مى‌کند، از کنار هم مى‌گذرند و در یکدیگر داخل نمى‌شوند. «بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ»
4- بهره‌بردارى از نعمت‌ها، نیاز به تلاش و کوشش دارد. یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ ...

5- آب و خاک، بستر و منبع تأمین نیازهاى بشر است. فِیها فاکِهَةٌ وَ النَّخْلُ‌ ... وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ‌ ... یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ‌

6- نقش دریا در حمل و نقل مسافر و بار، به عنوان معبرى رایگان و آماده و وسیع و گسترده، از دیرباز مورد توجّه بشر بوده است و خداوند در این آیات، انسان را به آن توجّه مى‌دهد. «الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلامِ»

7- نعمت دریا و آفریده‌هاى آن، از نعمت‌هاى بزرگى است که خداوند، تکذیب کننده آن را سرزنش مى‌کند. جمله‌ «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» سه بار در این آیات تکرار شده است.

8 - زمین، برخوردار از دو منبع عظیم آب (رودها و دریاها)، به اراده الهى (مرج البحرین) مفسران بر آنند که مراد از «بحرین» در آیه شریفه، رودها و دریاها است. گفتنى است که واژه «بحر» به مطلق آب زیاد گفته مى شود.
 
9 - جریان آب هاى عظیم رودها و ریختن آنها به دریاها، نمود اراده و تدبیر الهى است. (مرج البحرین یلتقیان) «مرج» به معناى رها ساختن است; یعنى، خداوند آب رودها و دریاها را رها کرد تا به هم بپیوندند.
  
پی نوشت:
1.تفسیر روان الاجاوید جلد 5 صفحه 115
2. فاطر، 12.
3. تفسیر نورجلد 9 - صفحه 390
4. تفسیر کنزالدقائق.
5. تفسیر قمى.
6. تفسیر نور جلد 9 - صفحه 391
 
منابع:
تفسیر المیزان(https://quran.anhar.ir/tafsirfull-8043.htm)
تفسیر نمونه(http://www.makarem.ir/quran)
تفسیر نور(https://wiki.ahlolbait.com/)