مقدمه:
طبق تحقیقات دینی بدیهی است که کعبه به دست حضرت آدم(ع) ساخته شده است و پس از آن در طوفان زمام حضرت نوح(ع) آسیب دید و در نهایت به وسیله‌ی حضرت ابراهیم(ع) بازسازى شد.

 با استناد به آیات قرآن، روایات و اسناد تاریخى، کعبه و مکه بهترین نماد از برکات الهى است و محل اجتماع بشر براى عبادت پروردگار جهان، تلقى شده است

برخی روایات اشاره دارد که محل کنونی کعبه اولین جایی بود هنگام سربراوردن خشکی ها که نمایان شد. همه مسلمین به اتفاق به سمت این بنای مکعبی مقدس نماز می خوانند و هر ساله مناسک حج را گرداگرد آن برگزار می کنند.

اما اینکه چرا به کعبه خانه خدا می گویند؟ با توجه به اهمیت این مکان و ساخته شدن آن قبل حضرت آدم و بازسازی ان توسط پیامبران به این نتیجه می رسیم که دین با نماد ارتباط دارد.

و هر نماد و نشانه در دین دارای فلسفه و حکمتی است آنچنان که حضرت على (ع) مى‏ فرماید: خداوند تمام مردم را از آدم (ع) تا آخرین نفر با همین سنگ‏ هاى کعبه آزمایش مى ‏کند.(1)
 
منظور از «بیت‌الله» یا خانه‌ خدا چست؟
منظور از «بیت‌الله» یا خانه‌ی خدا این نیست که مثلاً خداوند نیز مثل انسان‌ها خانه‌ای دارد که در آن سکنا می‌گزیند، بلکه منظور تعلق آن است.

البته همه چیز در آسمان‌ها و زمین، از مُلک و ملکوت متعلق به خالقش، الله جل و جلاله است. منتهی خداوند متعال در میان زمان‌ها «ایام» و در میان مکان‌ها «محل»‌هایی را مشخص نموده و آنها ویژه و خاص خود قرار داده است. یعنی توجه من به این زمان یا به این مکان ویژه است.
 
این زمان و مکان را خاص کردم تا در آن بیش از هر زمان و مکان دیگری یاد من بکنید. به این زمان‌ها «ایام‌الله» گفته می‌شود. مانند ماه مبارک رمضان، عید فطر، عید قربان، ایام حج ... و به این مکان‌ها نیز «بیت‌الله» یا «حرم‌الله‌» اطلاق می‌گردد.
 
 مانند کعبه که «بیت‌الله» نامگذاری شده است. هم چنین همه مساجد بیت‌الله هستند و حتی در احادیث تصریح شده است که قلب مؤمن، «حرم الله» و «بیت‌الله» است. خانه‌هایی که اجازه داده شده از آن ذکر خدا بلند شود.
 
«فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ» (2)ترجمه: در خانه‏هایى که خدا اجازه داده همواره محترم و با عظمت باشند و نام وى در هر بامداد و پسین در آن یاد شود.
 
خداوند متعال در حالی که راجع به بهشت بشارت‌ها، مسائل و مشخصه‌هایی را بیان می‌دارد، در یک آیه نیز می‌فرماید «جنتی» یعنی «بهشت من». معلوم است که همه بهشت مال خداوند است، اما منظور از «جنتی» یک جایگاه ویژه و مقرب‌تر است. «بیت‌الله» نیز یک مکان مقدس و جایگاه ویژه برای ذکر خدا و بندگی است.
 
کعبه (حانه خدا) یاد آور قرب الهی و سیر عبودى
اگر کعبه به منزله خانه جسمانى خداوند بود، یا بسان مکانى که حضرت حق در آن حلول مى کند؛ این با جسم نبودن خداوند ناسازگار مى بود؛ حال آنکه براساس آیات قرآنى و هم چنین اسناد تاریخى در باب ساختن کعبه، مکه نمادى از برکات الهى، هدایت بشر، (3). و محل اجتماع بقره (4).

براى عبودیت حضرت حق تلقى شده است. خداوند متعال با افاضه خیر فراوان دنیوى بر این مکان که قبل از آن خشک و لم یزرع بود، رزّاقیت خود را به عرصه نمایش درآورد، (5)

و با ارائه این حقیقت که آنجا محلى است براى وصول به مقام قرب الهى، چگونگى سلوک بندگى را، براى هدایت جهانیان به تصویر کشید.

چنان که با مقرر فرمودن یک سلسله اعمال تشریعى در ایام خاص، کیفیت سیر عبودى را به انسان ها خاطرنشان مى سازد که آدمى باید از نفس خود هجرت کرده، با پاک سازى خود از هرگونه آلودگى، تعلّق، رنگ و هیئت غیرخدایى و با اخلاص، اقبال و توبه خاص، به مقام قرب ربوبى باریابد.(6)

علاوه بر آن، خانه خود را نشانگر مقام ابراهیم، حرم امن و حج توانمندان تلقى فرمود که هر یک نشان دهنده عظمت مقام حضرت حق اند و به واقع چه نشانى گویاتر و رساتر از این موارد که هر سال هزاران نفر در این مکان مجتمع گشته و با انجام مناسک و اعمالى، عبودیت خداوند را به نمایش گذارند که این خود براى دیگر مردمان، بیدارگر و تحول آفرین است. (7)
 
خداوند، دستور ساخت این خانه را صادر فرمود تا به عنوان قبله در نماز، در کشتن گوسفندان و در مواجهه اموات، یادآور خویش به مردم باشد.

 علاوه بر آنکه همه دل هاىِ به ظاهر متفرق را به یک سو جمع نموده است تا روح توحید و یکى بودن را در آنها بپروراند و به واسطه آن، دین خود را زنده و پایدار سازد.(8)
 
 ملاحظه مى فرمایید که در تمام این تحلیل ها غرضى جسمانى و مادى نهفته نبود تا ساختن کعبه با جسم نبودن خدا ناسازگار باشد؛ بلکه هدف از برپایى چنین مکان شریفى چیزى نیست جز قرار دادن نماد و نشانى از مسائل معنوى و فرامادى..
 
کعبه (خانه خدا) نماد ی از دین خدا
دین در حقیقت مجموعه ای از نمادها شامل رفتار، گفتار، اندیشه ها و اعتقادات است که این جلوه های نمادین همگی با هم دین را تشکیل می دهند. تا جایی که دین سبک زندگی خاصی را با خود به همراه می آورد.
 
 برخی معتقدند سبک زندگی همان نماد فردیت و همان نمادی است که حاکی از رفتار و گفتار و اندیشه ها است. نماد در حقیقت معانی رساننده از یک تصویر سری و رمزی را برای انسان ها باز می کند.
 
با نگاه کلان از دو منظر می توانیم نماد را مورد بررسی قرار دهیم؛  یک نگاه کلی و موحدانه به این عالم و نگاه هستی شناسی و نظام آفرینش را در نظر بگیریم که خداوند در قرآن در آیات زیادی تاکید می کند که ما نشانه های زیادی را برای شما فرستادیم و آیاتی را برایتان بازگو کردیم که در آنها تفکر و تعقل کنید.
 
به این معنا که این نظام در گفته های خیلی از عرفا تجلیِ همان نظام بالاتری است که به صورت یک امر نمادین برای انسان ها قرار داده شده و در این نظام هستی شناسی انتقال از عالم ظاهر و رسیدن به عالم باطن صورت می گیرد.
 
یعنی شما به واسطه اینکه در این نظام هستی یکسری از نمودها وجود دارند که از بودهایی حکایت می کنند و یک نوع رهیافتی به عالم غیب و شهود و دستیابی به واقعیت و بطن شهود عالم در اینجا در حقیقت مورد نظر است که خداوند اینها را در حقیقت به عنوان آیات و نشانه ها برای انسان ها تجلی می دهد.
 
 ما این نگاه کلی را یک نگاه نمادین می دانیم به خاطر اینکه در تعریف نماد بر این باوریم که نماد می آید و از یک حقیقت رمزگشایی می کند.

حقیقتی که در ماورای خود دارای باور و حکمتی است که ما حتی در دین خودمان از آنها به عنوان حکمت یاد می کنیم و می گوییم فلسفه نماز چیست؟ چراکه نماز خواندن یک رفتار نمادین است.
 
باید توجه داشت هر چیزی که در دین به آن امر و یا از آن نهی شده است در حقیقت فلسفه و یا حکمتی دارد.
 
نظرامام صادق (ع) که چرا به خانه خدا، کعبه می گویند؟
در تمامی جزئیات آداب دینی ما دستوراتی داریم که به آن ظرافت های عمل توجه ویژه ای می شود به عنوان مثال چرا باید با پای راست وارد مسجد شویم؟
 
در روایت داریم که از امام صادق (ع) نقل شده است: شخصی خدمت امام (ع) آمد و پرسید چرا به خانه خدا، کعبه می گویند و علت این نامگذاری چیست.

و چرا خداوند کعبه را به شکل مکعب ساخت و ما اشکال دیگری در عالم داریم و چرا خداوند به آنها امر نکرد و این نشان می دهد که یک نظام عقیدتی ماورای این سازه و این بنا شکل گرفته است؟
 
 امام صادق (ع) اشاره می کنند:  اینکه خداوند خانه اش را کعبه نامید به خاطر این است که حالت مربع دارد و حالت تکامل یافته آن مکعب است.
 
فرد باز سوال خود را تکرار کرد: چرا خداوند کعبه را به شکل مربع آفرید و حضرت (ع) در آنجا در حقیقت اسراری که ماورای این بنا وجود دارد را رمزگشایی کردند و فرمودند:

بخاطر اینکه در آسمان چهارم خانه ای به نام بیت المعمور وجود دارد که گرداگرد آن خانه فرشتگانی مشغول طواف اند و بخاطر این که کعبه موازی بیت المعمور در آسمان قرار گرفته است و آن خانه به شکل مکعب است به همین خاطر تجلی آن خانه روی زمین به این شکل قرار گرفته است.
 
باز فرد می پرسد: چرا خداوند در آسمان چهارم خانه ای را به این شکل به وجود آورد و فرشتگانی گرداگرد آن طواف می کنند؟ حضرت (ع) فرمودند:

بخاطر اینکه در عرش الهی خانه ای برای طواف الهی آفریده است و خانه بیت المعمور هم در موازات آن است و نیز به این خاطر که عرش الهی بر چهار ستون استوار شده است به همین خاطر خداوند در موازات همین خانه شکل آن را به صورت مکعب ساخته است.
 
فرد می پرسد: آن کلماتی که خداوند بر پایه آن عرش خود را آفریده است، چیست؟ حضرت (ع) می فرمایند: "سبحان الله والحمدالله ولااله الا الله و الله اکبر". تسبیح، تحلیل و تکبیر و تقدیس خداوند است که امروزه به شکل مکه نمود پیدا کرده است که می بینیم حاجیان در زمان حج گرد این کعبه بگردند و طواف کنند.(9)
 
بر اساس آیات قرآن حقیقت هر چیزی نزد خدا است و تجلی آنها به اشکال مختلف در این عالم وجود دارد بر این اساس کعبه تجلی عرش الهی است.از این رو، هر رفتاری را در دایره دین انجام می دهیم بر اساس یک حکمت و فلسفه است و این فلسفه همان تعریفی است که ما در تعریف نماد می آوریم.
 
پاسخ آیات قرآن به این سوال که چرا به کعبه خانه خدا می گویند؟
انَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِلْعَالَمِینَ :در حقیقت نخستین خانه‏ اى که براى [عبادت] مردم نهاده شده همان است که در مکه است و مبارک و براى جهانیان [مایه] هدایت است (10)

یکى از ایرادهایی که بنی اسرائیل گرفتند این بود که چرا مسلمانان با توجّه به قدمت بیت‏ المقدّس که هزار سال قبل از میلاد توسط حضرت سلیمان ساخته شده است، آن را کنار گذاشته و کعبه را قبله‏ خود قرار داده ‏اند؟ این آیه در پاسخ آنان است: کعبه از روز نخستین، اوّلین خانه‏ عبادت بوده و قدمت آن بیشتر از هر جاى دیگر است.
 
وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ .
 
(و بخاطر بیاورید) هنگامی را که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان برای مردم قرار دادیم (و برای تجدید همین خاطره) از مقام ابراهیم نماز گاهی برای خود انتخاب کنید.

و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه مرا برای طواف کنندگان و مجاوران و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاک و پاکیزه کنید. (11)

قابل اثبات است که خداوند جسم نیست تا نیازمند خانه باشد. کلمه‏ «بیتى» در این آیه همانند «شهراللّه» درباره ماه رمضان است که به منظور کرامت بخشیدن به مکان یا زمانى خاصّ، خداوند آن را به خود منسوب مى‏ کند.

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ

پروردگارا من [یکى از] فرزندانم را در دره‏ اى بى‏ کشت نزد خانه محترم تو سکونت دادم پروردگارا تا نماز را به پا دارند پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرایش ده و آنان را از محصولات [مورد نیازشان] روزى ده باشد که سپاسگزارى کنند (12)
و هچنین حضرت على‏ (ع) در خطبه‏ قاصعه اینگونه می فرمایند که : اگر کعبه در جاى خوش آب و هوایى بود، مردم براى خدا به زیارت آن نمى ‏رفتند.
 
گر کسی اسمی را از جانب خودش برای خدا و یا متعلق به خدا قرار دهد، ممکن است که در انتخاب واژه دچار اشتباه شده باشد و واژه‌ی انتخاباتی مشکلاتی پدید آورد، اما واژه‌ی «بیت‌الله» را خداوند خود بر کعبه نهاده است و معنای این واژه بسیار عمیق‌تر از «کعبه» است. چرا که کعبه یعنی مکعب.
 
اسامی متعدد کعبه (خانه خدا) در قرآن
قرآن کریم، از کعبه این مکان مقدس با نام‌هایی متععدی یاد کرده است وهرکدام ازاین اسامی دارای معانی می باشد که ارتباط آن با خانه بودن کعبه را اثبات می کند. در حقیقت می توانیم با معانی این اسامی پاسخگوی این سوال : (چرا کعبه را خانه ی خدا می نامیم؟) باشیم

1- «الکعبه» (مائده : 95 و 97)،
2- «المسجد الحرام» (بقره : 144، 149، 150، 191، 196، 217 ؛  مائده: 2 ؛  انفال : 34؛  توبه: 7، 19، 28؛ اسراء: 1؛  حج: 25؛  فتح: 27)،
3-  «البیت» (بقره : 125، 127، 158؛ آل عمران: 97 ؛  مائده : 2، 97 ؛  انفال : 35 ؛ هـود : 73؛ حج 26، 33 ؛ احزاب » 33 ؛ قریش : 3)،
4- «بیت» (آل عمران: 96 ؛ نساء : 81 ؛ اسراء : 93 ؛ قصص: 12؛ ذاریات : 36)،
 5- «بیتی» (بقره : 125،  حج : 26 ؛ نوح: 28)،
 6- «البیت‌الحرام» (مائده:2 و 97)،
 7- «بیتک‌المحرّم» (ابراهیم : 37)،
 8- «البیت‌العتیق» (حج : 33)،
 9- «بکّة» (آل‏عمران: 96) ،
10- «البیت‌المعمور» (طور : 4 ـ 1)  یاد کرده است که هر کدام از آنها حکایت از برخی ویژگی‌های نمادین آن معبد قدسی دارد.
 
شرح  و توضیح اسامی کعبه
کعبه (خانه خدا) و ارتباط آن با مربع
دربارة اینکه چرا خانة خدا «کعبه» خوانده شد، احتمالات گوناگون وجود دارد؛ در زبان عربی خانه‌های چهارگوش و مربع شکل را کعبه می‌گویند و این خانه نیز چون به شکل مربع و چهارگوش است، آن را «کعبه» خوانده­اند. (13)
 
ایجاد کعبه (خانه خدا) در وسط دنیا
 همچنین به وسط هر چیزی، کعبه گفته می‌شود و چون کعبه در وسط دنیا واقع است، به این نام خوانده­اند؛(14)
 
ارتفاع ظاهری و رفعت معنوی کعبه (خانه خدا)
 علاوه بر این، هر چیزی را که دارای ارتفاع و بلندی از سطح زمین باشد، کعبه می‌گویند.(15)و چون خانة خدا، دارای ارتفاع ظاهری و رفعت معنوی است، «کعبه» نامیده شد.
 
جایگاه کعبه (خانه خدا)از جهت سیرت و صورت
 به گفتة روایات، همان طور که نباید از لحاظ سیرت کسی برتر از کعبه باشد، از جهت صورت نیز نباید بنایی برتر و بلندتر از آن ساخته شود.(16)
 
چرا کعبه (خانه ی خدا) را مسجدالحرام نامیده است؟
گاهی نیز در منابع دینی؛ از جمله قرآن کریم، به اعتبار اینکه کعبه در مسجدالحرام واقع شده، به قرینة ظرف و مظروف، به آن «مسجدالحرام» گفته می‌شود.

چرا در قرآن کعبه (خانه ی خدا) را بیت اشاره کرده است؟
 زیرا کعبه مکان امن و پناهگاه مردم است.گاهی هم آن را «بیت» نامیده‌اند. در زبان عرب، پناهگاه و محل رجوع و جمع شدن را بیت می‌گویند؛ (17)

راغب در مفردات، بیتوته را توقف شبانه دانسته، می‌نویسد:«بیت در اصل به معنای پناهگاه شبانة انسان است؛ چنانکه بیتوته یعنی شب را در جایی به صبح رساندن. آنگاه به مسکن (محل سکونت و سکون) بیت گفته شده، بدون اینکه تنها شب ماندن در آن لحاظ باشد.» (18)
 
بر این اساس، چون کعبه مأمن و پناهگاه مردم بوده (19) و انسانها را از ظلمات گمراهی و ناآرامی‌ پناه داده و گرد هم جمع می‌کند، آن را «بیت» می‌گویند.
 
چرا در قرآن کعبه (خانه ی خدا) را بیتی اشاره کرده است؟
 زیرا کعبه خانه ی مخصوص خداوند است.گاهی نیز خداوند متعال برای بیان عظمت و فضیلت کعبه، آن را خانة مخصوصِ خود معرفی کرده و با عنوان «بیتی» می­آورد. (20).
 
چرا کعبه (خانه ی خدا) را بیت الله الحرام گویند؟
 در مواردی هم به دلیل اینکه قتل و غارت و سایر تعدیات و محرّمات در خانة کعبه حرام و موجب هتک حرمت آن مکان شریف است و داخل شدن مشرک وکافر نیز در آن خانه حرام می‌باشد.(21)

و هر مسلمانی­که در آنجا رود، محترم و از هرگونه تعرّضی ایمن است، «بیت الله الحرام» نامیده شده است.(22)
 
چرا کعبه (خانه ی خدا) را بیت العتیق گویند؟
از دیگر، نام‌های کعبه «البیت العتیق» است. عتیق از مادة «عتق» به معنای آزاد شدن از بند رقیّت است.و از معانی دیگر کعبه، کهن و قدیمی است؛(24)همین مضمون در روایات هم آمده است و گفته­اند به معنای خوب و کریم است؛ (25)و خانة مکرّمی است که زیارت‌ کنندگانش را از آتش آزاد کرده و می‌رهاند. (26)

همچنین گفته شده کعبه از آن جهت که از غرق شدن در طوفان نوح رهایی یافت، «عتیق» خوانده ‌شد. (27)آری، کعبه بیت عتیقی است که صاحب آن خدا، و اهل آن مردم‌اند.

بنابراین، انسان‌ها از هر گوشة جهان که به خانة کعبه آمده باشند، نمازشان کامل و تمام است؛ چرا که مسافر نبوده و به میهن و حریم امن خانه و کاشانة خویش مراجعت نموده‌اند.(28) .
 
قدیمی است که از طوفان نوح در امان مانده است، از سیطره جبّاران خارج است، هیچکس مالک آن نیست، هیچ مخلوقی مدعی آن نیست، در عام الفیل از تجاوز حبشیان در امان مانده است و خانه ای شریف و اصیل است. (29)
  
با این همه، اغلب مفسران معاصر همچون طباطبائی ، مغنیه،(30)دیگر معنایی که برای عتیق بیان شده است و معروفتر و مشهورتر بین عموم مردم نیز هست، معنای «قدیم و کهن» است این مضمون در روایات هم آمده است .

امام باقر (ع) در مسجدالحرام نشسته بودند که از ایشان درباره بیت عتیق سؤال شد و فرمودند: «خداوند کعبه را قبل از خلقت زمین آفرید، سپس به آفرینش زمین پرداخت و زمین را از زیر آن گستراند.»
 
چرا کعبه (حانه ی خدا) را بکه گویند؟
همچنین اهل لغت «بکّ» را به معنای ازدحام و بکّه را محلّ ازدحام گویند. بنابراین، چون محلّ بیت و اطراف آن، محل ازدحام به خاطر طواف، استلام، نماز و دعاست، به آن «بکّه» گفته می‌شود.(31)
 
در موارد اندکی هم خانة کعبه را «بکه» خوانده­اند، اگرچه این عنوان بیشتر در مورد  مسجدالحرام و شهر مکّه، به کار رفته است. آن را «بکّه» هم گفته­اند. اصمعی گوید: زیرا مردم با یکدیگر نرمی می‏کنند و مجاهد گوید:

«با»ی بکه را به «میم» بدل کرده‏اند؛ چنان‏که لازب را لازم گویند؛ چه، مخرج میم و باء به هم نزدیک است و نخعی گوید بکه با باء بر خانة کعبه و مکّه با میم بر شهر اطلاق شود و زهری گوید: بکه با «باء»، بر کلیة مسجد و مکّه با «میم» بر حرم اطلاق می­گردد؛_(32)
 
  برخی از مفسّران ذیل آیة (إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّة) (33) آورده‌اند: کعبه بدان جهت بکّه نامیده شد که گردن‌های ستمگران را می‌کوبد و کسی قصد سوء به آن نکرده، مگر آن که خداوند او را شکست داده است؛ (34)

امام صادق(علیه السلام) علت نامگذاری کعبه به بکَه را گریة  مردم در اطراف و درون آن می‌شمارند؛ (35)
 
آری، خانة کعبه پیوندی ناگسستنی با اشک و آه داشته و خیرات و برکاتی برای انسان به ارمغان می‌آورد که وسیلة هدایت او می‌شود. کعبه با جایگاه رفیع و بلندش می‌تواند هدایتگر بشر باشد و دست او را تا وصول به مقصود گرفته و راهنمایی کند. اما این هدایتگری کعبه فقط با تضرّع، راز و نیاز و اشک و آه امکان‌پذیر است.(36)
 
چرا کعبه (حانه ی خدا) را بیت‌المعمور گویند؟
یکی دیگر از نام‌هایی که در منابع روایی؛ از جمله قرآن کریم بر خانة کعبه اطلاق شده، «بیت‌المعمور» است. واژة «معمور»، فاعل به معنای مفعول می‌باشد؛ (37)
 
  از این رو «بیت‌المعمور» به خانة آباد شده گفته می‌شود. آبادی کعبه به دو جهت قابل تبیین است؛ یکی از جهت مادّی که همواره خانة کعبه آباد بوده و اگر هم در معرض ویرانی و تخریب قرار گرفته، به سرعت تجدید بنا و آباد شده است.

دیگر اینکه بیت‌المعمور اشاره به عمران و آبادی و رفعت معنوی این خانه دارد؛ چرا که کعبه نخستین معبد کره خاکی است که در محاذی خانه‌ای در آسمان به نام بیت‌المعمور قرار دارد. (38)
 
امام باقر(علیه السلام) دربارة جایگاه بیت‌‌المعمور می‌فرماید:
 «خداوند، زیر عرش چهار استوانه قرار داد و آنها را «ضُراح» نامید، و آن بیت‌المعمور است و به فرشتگان فرمود: پیرامون آن طواف کنید، سپس فرشتگان را فرستاد و فرمود: در زمین نیز بنایی همانند آن و به اندازة آن بسازید و به کسانی که در زمین بودند، دستور داد تا آن خانه را طواف کنند.»(39)
 
بنابراین، «بیت‌المعمور» یا عنوانی برای کعبه و یا اسم خانه‌ای در عرش الهی است که کعبه در محاذات آن قرار دارد. به هر تقدیرکه باشد، کعبه نسبتی گسست ناپذیر با آسمان و عرش الهی داشته و از آنجا تنزّل یافته و رَشحه‌ای از بهشت دارد و عظمت و بزرگی خود را از خدای متعال کسب نموده است؛(40)
 
نتیجه:
چرا به کعبه خانه خدا می گویند؟ عنوانی است که در این مطلب در مورد آن بحث شد. از آمجا که خانه کعبه از حرمت ویژه‌اى برخوردار است. خداوند بارى تعالى به این خانه نظر خاصى دارد و هیچ کس جرأت جسارت و بى‌احترامى به این خانه را ندارد،

زیرا کسى که به خانه کعبه بى‌احترامى کند و حرمت آن را هتک نماید، قطعاً مورد عقوبت دنیوى و اخروى خداوند قرار خواهد گرفت.و از طرفی وقتی قرار است قداست چیزی خفظ شود باید نمادی از آن به عنوانمشامه م و معرفی وجود اشته باشد.لذا این نماد دینی یعنی کعبه قبل از آدم وجود داشته است و بعد از حاتم هم ت قیامت وجود خواهد داشت.
 
در زمانهاى گذشته و قبل از ظهور اسلام، بعضى از قبائل قصد هتک حرمت و انهدام خانه کعبه را نمودند ولى خداوند از عملى شدن قصد آنان جلوگیرى نمود و بر آنان عذاب نازل کرد. همانطور که در داستان اصحاب فیل و ابرهه، گویاى این واقعیت است،.
 
در قرآن کریم، خداوند کلمه بیت را در چند مورد به ذات اقدسش اضافه نموده است؛ مانند آیه ۱۲۵ از سوره بقره و آیه ۲۶ از سوره حج ولى از خانه کعبه بیت اللّه الحرام نام نبرده است.
 
اما در روایات در موارد زیادى از خانه کعبه با این عنوان نام برده شده است و از امام صادق (ع) که راجع به فلسفه نامگذارى خانه کعبه به این نام پرسیده‌اند، آن حضرت فرموده است: خانه کعبه را بیت اللّه الحرام نامیده‌اند، چون بر مشرکین حرام شده است که داخل کعبه روند.

در نهایت اینکه با نوجه به نام هایی که از کعبه در بحث گذشت.تمام این نام ها با خانه قراد دادن آن برای خداوند از جهات معنوی کاملا سازکار است. گویا تمام خانه های الهی که به صورت معنوی فرض شده اند همه و همه در یک مصداق زمینبی برای بشر حضور فیزیکی و جسمی پیدا کرده است تا برای افراد بشر قابل احساس و در ک باشد.
 
پی نوشت:
1. خطبه ۱۹۲، نهج ‏البلاغه
2. آ یه 36 سوره نور
3. آ یه 96 سوره آل عمران
4. آ یه 125 سوره بقره
5. آ یه 37 سوره ابراهیم
6. طباطبایى، سیدمحمد حسین، المیزان، ج 1، ص 298.
7.همان، ج 3، ص 354.
8. همان، ج 6، ص 142.
9. علل الشرائع ؛ ج‏۲ ؛ ص۳۹۸
10. آ یه 96 سوره آل عمران
11. آ یه 125 سوره بقره
12. آ یه 37 سوره ابراهیم
13.راغب اصفهانی، 1412ق./ ص712.
14. طریحی، 1416ق./ ج2، ص161.
15. (الحموی، 1995م، چاپ دوم، ج4، ص465)
16. کلینی، 1429ق./ ج8 ، ص120.
17.ابن فارس، 1404ق./ ج1، ص324.
18. راغب، ص151.
19. آ یه 125 سوره بقره.
20.بقره : 125؛ حج : 26.
21.شیخ صدوق، 1413ق.
22. بیگلری، 1364، چاپ دوم، ص127.
23. جوهری، 1410ق./ ج4، ص1520.
24. ابن‌منظور، 1414ق./ ج10، ص236.
25. راغب اصفهانی، ص545.
26. فخر رازی، چاپ سوم، ج8 ، ص148.
27. اسماعیل بن عباد، 1414ق./ ج1، ص155.
28. شریعتی، 1387، چاپ بیستم، ص61.
29.الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، محمودبن عمر زمخشری، ج۳، ص۱۵۳ـ۱۵۴.
30. التفسیرالکاشف، محمدجواد مغنیه.
31. قرشی، 1412ق./ ج1، ص220؛ طبرسی، 1372ش./ ج2، ص797.
32. حضرمی اشبیلی تونسی، 1408ق./ 1988م، چاپ دوم، ج1، ص440.
33. سوره آل‌عمران آیه 96.
34. طبرسی، ج‏2، ص797.
35. شیخ صدوق، ج‏2، ص397.
36 .فعالی، 1386، ص170.
37.(حمیری،1420ق./ ج7، ص4755.
38.فعالی، ص171.
39. طبرسی، ج1، ص389 ؛ گنابادی، ‏1408 ق./ چاپ دوم، ج4، ص117.
40. فعالی، ص171.
 
منابع:
https://www.x-shobhe.com/,shortanswer/1670.html
http://www.shabestan.ir/detail/News/408783
https://www.islamquest.net/fa/archive/fa752
https://www.porseman.com/article/
https://www.shafaf.ir/fa/news/82370