مراسم قالي شويان در مشهد اردهال


 

نويسنده : سيد حسين عابديني اردهالي




 
مراسم قالي شويان در دومين جمعه مهرماه هر سال(1) ، به ياد شهادت حضرت سلطانعلي بن محمد باقر(ع) با شور و غوغاي غير قابل توصيفي همراه با عزاداري و نوحه خواني در مشهد اردهال برگزار مي شود.
اين روز ياد بود شهادت مظلومانه ي فرزند امام محمدباقر(ع) است که دراين مکان شهيد شد و به پاس فداکاري و رشادتش همه ساله، هزاران نفر از مشتاقان براي بر پايي مراسم به اين مکان مي آيند.
از ماه ها قبل، قالي مخصوص مراسم توسط اهالي و بدون نقشه بافته مي شود تا جايگزين قالي سال قبل شود. دستان هنرمندي از سر اخلاص و ارادت به اهل بيت (ع) و علي الخصوص حضرت سلطانعلي (ع) درتار و پودها گره مي زنند ونقش دل مي بافند.
از چند روز قبل جماعت مشتاق، دسته دسته به محل وارد مي شوند و خود را آماده ي برگزاري مراسم مي کنند. شب قبل از برگزاري مراسم قالي شويان، قاريان قرآن و اهل دل گرد هم مي آيند يک دوره قرآن مجيد را ختم مي کنند چرا که بر پايي چنين مراسمي براي مأنوس شدن با کتاب هدايت انسانها يعني قرآن است.
درگذشته چوبدستيهاي مخصوص اين مراسم که جنبه ي نمادين جنگ افزارهاي قديمي را دارد، صورتي نتراشيده و معمولي داشت. چند سالي است که چوبدستيهاي مورد استفاده در مراسم، توسط اهالي فين خراتي شده و غالباً نام شريف حضرت سلطانعلي بن محمد باقر(ع) نيز بر آن حک مي شود.
صبح روز مراسم، هزاران نفر از شرکت کنندگان، خصوصاً اهالي فين، که اغلب به صورت پياده و با چوبهايشان که از فين تا اردهال پياده آمده اند چوبدستيهاي خود را در دست گرفته و نزديک چشمه ي آبي که در کنار مزار شاهزاده سلطان حسين است، مي آيند. جماعت مشتاق و سوگوار که يا حسين گويان به طرف مرقد حضرت سلطانعلي بن محمد باقر(ع) حرکت مي کنند، در صحن صفا گرد هم مي آيند بي آنکه وارد حرم شوند.

ابتدا، آياتي از کلام الله مجيد، تلاوت مي شود، سپس نوحه خواني و ذکر مصيبت است تا همگان عزاداري کنند. سپس، تعدادي از اهالي فين که چوب در دست دارند، قالي لوله شده اي را که در پارچه ی سبز رنگي پيچيده شده است از نمايندگان مردم خاوه - که در رکاب حضرت جنگيدند - تحويل مي گيرند. سپس قالي تازه بافته شده را تحويل مي دهند و با آداب خاص خود آن چه گرفته اند بردوش مي گذارند و از صحن صفا خارج مي شوند. در جلوي آن ها، هيئت عزاداري خاوه با علم و کتل پيش مي روند. عزاداران درحالي که يا حسين مي گويند، قالي را به طرف چشمه ي آبي که نزديک بقعه ي شاهزاده سلطان حسين (2) است، مي برند. حاملين قالي فيني ها هستند و فيني هاي ديگر با چوبدستهاي خود، قالي را حمايت مي کنند که کسي غير از مردم فين آن را لمس نکند.
نزديک چشمه، حاملان قالي که با چوب دستي هاي خود آن را حمل مي کنند، آماده ي شستن قالي مي شوند. قالي شويان، قالي را به آب انداخته وآن را خيس مي کنند. سپس قالي خيس را با کمک چوب هاي خود، سردست گرفته و با ذکر يا حسين به سمت صحن فيني ها برمي گردند. قالي را به اهالي خاوه تحويل مي دهند.
هنگام تحويل قالي، احساسات غريبي از خود بروز مي دهند به گونه اي که بيننده گمان مي برد مي خواهند عزيزترين کس خود را به غير بسپارند. اين قالي نمادي از پيکر قطعه قطعه حضرت سلطانعلي است و قالي شويان، دسته اي از ياران ايشان هستند که نمي توانند پيکر مطهر را به خاک بسپارند.
سرانجام قالي به خادمان حرم تحويل مي شود، درحالي که در تمام اين مدت جمعيت مشتاق، عزادار و سوگوار بوده و نوحه خواني کرده اند.
در مدت رفتن و برگشتن براي قالي شويي، يک نفر سوار بر اسب، سجاده ي امامزاده را روي دست حمل مي کند.
اين مردان خسته که با تحويل قالي که تمثيلي از پيکر پاک امامزاده است گويي واجبي شرعي را به انجام رسانده اند ورسم هزار وسيصد ساله را به پايان مي رساند. آن گاه چوبدستها را به آب زلال وروان مي سپارند تا غبار از آن بشويند وگاه دراين شستشواز گلاب ناب محلي که قالي را با آن شسته اند بهره مي گيرند.
دليل اين برگزاري مراسم قالي شويان اختصاص به اهالي فين دارد آن است که در زمان جنگ حضرت با دشمنان، مردم فين به ياري ايشان شتافتند ولي هنگامي به دره ي قتلگاه رسيدند که ايشان به شهادت رسيده بود. فيني ها، پيکر مطهر حضرت را در قاليچه ای پيچيده، تا نزديک چشمه بردند، غسل دادند و به خاک سپردند.

قالي شويان تا پيش از عهد صفوي، يکي از مراسم مهم مذهبي براي شيعيان متعصب کاشان و فين بوده است و ادامه ي آن نيز (تاکنون) امتيازي مذهبي براي ايشان و دوستداران اهل بيت است.
اين مراسم، دريک روز برگزار مي شود ولي چند روز قبل و بعد از آن، مردم در اطراف امامزاده، گرد هم مي آيند، چادر مي زنند و بازار خريد و فروش کالا، رونق مي گيرد. شب ها، کوه هاي اطراف از روشنايي چراغ ها نوراني شده و جلوه ي خاصي به آن مي بخشد. تمام صحن ها و بام ها مملو از جمعيت مي شود که نشان از حضور خيل مشتاقان وعلاقه مندان به اهل بيت (ع) دارد.
پس از اتمام مراسم، جمعيت به تدريج به موطن خود باز مي گردند تا در جمعه ي بعدي که به جمعه ي نشلجي (3) ها معروف است ، دوباره گرد هم مي آيند و برخي نيز همان جا مي مانند. دراين روز اهالي اين روستا، شبيه خواني و تعزيه خواني و عزاداري خاصي برگزار مي کنند.
مراسم تعزيه خواني توسط گروهها و هيئت هاي مذهبي مختلفي با شکوه هر چه تمام تر برگزار مي شود.

نقاره زني از ديگر آداب اين مراسم است که در سالهاي اخير دوباره احياء شده و اين رسم نيز انجام مي شود. درگذشته نقاره زني زماني انجام مي شد که بيماري دراين مراسم و دراين روز خاص، شفا مي يافت که تعداد آنها نيز کم نبوده است و اين خود شاهد ديگري از کرامات حضرت سلطانعلي (ع) است.
بسياري از شرکت کنندگان در مراسم نذوراتي دارند که همه ساله در اين روز ادا مي کنند. حاجت يافتگان سفره ي اطعام مي گشايند و به شکرانه ي قبول دعا ونيايش، شفاي بيمار يابرآورده شدن نيازشان، شرکت کنندگان را اطعام مي کنند. درگوشه و کنار ديگ هاي غذا آماده گشته وعطر خوش غذاي نذري فضا را آکنده مي سازد.
اطعام از شروع مراسم که غالباً بعد از طلوع آفتاب است آغاز مي شود و تا ساعت ها پس از پايان آن ادامه دارد و مسافران خسته و گرسنه و تشنه را سير و سيراب مي گرداند. تو گويي دراين روز، درهاي آسمان به اين نقطه باز است و به حرمت وجود حضرت سلطانعلي (ع) کسي قدم از اين خاک بيرون نمي نهد مگر آنکه نياز خويش گرفته ودعايش مستجاب شده باشد.
تو پاي در راه نه و هيچ مپرس
خود راه بگويدت که چون بايد رفت
از حرم امام صادق(ع) نقل شده است که ثواب زیارت برادرم حضرت سلطانعلي (ع) مانند زيارت جدم حسين (ع) است وبه هر کسي قدرت طواف اجداد عالي مقام مرا ندارد، بگوييد به اردهال برود وبرادرم را زيارت کند که ثواب آن مانند ثواب زيارت ايشان است.
حريم حضرت سلطانعلي صفا دارد
نسيم تربت او عطر کربلا دارد
به پايبوسش اگر با نياز روي آري
خدا به عزت او حاجتت روا دارد
همانندی های دو حادثه
در نمودار زیر وجوه مشابه برخی عناصر سازنده ی داستان های دو واقعه ی شهادت در کربلا و اردهال و مشترکات آیینی در هردو حماسه نشان داده شده اند :

روايت واقعه کربلا

روايت واقعه اردهال

برافراشتن خيمه در صحراي کربلا

برافراشتن خيمه در صحراي اردهال

شهادت امام حسين (ع) در ظهر جمعه دهم محرم

شهادت حضرت سلطانعلي در ظهر جمعه دهم پاييز

نماز خواندن امام حسین (ع) پيش از شهادت

نماز خواندن حضرت سلطانعلي پيش از شهادت

بريدن سر امام و فرستادن به دارالخلافه يزيد

بريدن سر حضرت سلطانعلي و فرستادن به دارالسطنه قزوين

دفن سر امام در دمشق يا کنار پيکر او در کربلا

دفن سر حضرت سلطانعلي در قزوين يا کنار پيکر او در اردهال

حمل پيکر امام با بوريا و بي غسل به خاک سپردن آن

حمل پيکر امامزاده با قاليچه و بي غسل به خاک سپردن آن

خون خواهي کردن کوفيان و کشتن کشندگان امام و عوامل آنها

خون خواهي فينيان و خاوه اي ها و کشتن قاتلان امام زاده و عوامل آنها

نشانه گذاشتن روي قبر امام به دست امام زين العابدين فرزندش

نشانه گذاشتن روي قبر حضرت سلطانعلی به دست عمو زاده اش ، غياث الدين

گرد آمدن مردم قبيله ي بني اسد با بيل و کلنگ در کربلا و برپا کردن مراسم سوگواري امام در روز سوم شهادتش

گرد آمدن طايفه فيني با چوب و چماق در اردهال و بر پا کردن مراسم سوگواري امام زاده در روز سوم شهادتش

پي نوشت ها
 

1- برگزاري مراسم ياد بود شهادت حضرت سلطانعلي (ع) درمشهد اردهال در دو زمان برگزار مي شود. يکي به تاريخ هجري شمسي وديگري هجري قمري. زمان شهادت به تاريخ هجري قمري بيست و هفتم جمادي الثاني است.
2- بقعه ي شاهراده حسين، تقريباً در 800 متري مقبره ي حضرت سلطانعلي بن محمد باقر (ع) است.در کتیبه اي که روي در بقعه منبت شده است، او را فرزند امام چهام خوانده اند. بقعه، صحن کوچکي دارد که روي در ورودي آن که متعلق به دوران صفوي است اين شعر به چشم مي خورد:
گشاده باد به دولت هميشه اين درگاه
به حق اشهد ان لا اله الا الله
3- روستاي نشلج درهشت کيلومتري جنوب شرقي مشهد اردهال واقع شده است.
 

منبع:کتاب خورشید اردهال