محسن روشن، صداگذار مهاجر


 






 

اوج خلاقيت
 

از مهاجر جز خاطره خوب هيچ به ياد ندارم. اين که از جانب کارگرداني انتخاب مي شوي که فيلم قبلي اش (ديده بان) را با موفقيت به انجام رسانده اي و کانديداي بهترين صدا گذاري شده اي و حالا در سال بعد با مهاجر برنده بهترين صداگذاري جشنواره فيلم فجر مي شوي. اين که با زنده ياد ابراهيم اصغر زاده، دستيار اول حاتمي کيا آشنا مي شوي که بعدها و در فيلم هاي ديگر، از دوستان و مشوقان اصلي من در عرصه صدا بود. با آهنگساز بزرگي به نام کريم گوگردچي آشنا مي شوي که در عرصه موسيقي فيلم تجربه اولش بود و بعد از ديدن ميکس کامل فيلم در استوديو گريه مي کرد که با پايين آوردن موسيقي مرا نابود کردي و وقتي ده روز بعد جايزه بهترين موسيقي فيلم را گرفت و از صحنه تالار وحدت پايين آمد، مرا در آغوش کشيد و صادقانه گفت: «متشکرم».
صداسازي در مهاجر شايد اوج خلاقيت در صداگذاري فليم در بيست سال پيش بود. از صداي يک هواپيماي غير متعارف و کوچک بگير تا حرکت بال هاي مهاجر، صداي پرواز يا فرود آن در يک جاده خاکي به عنوان فرودگاه و شليک هايي که با کنترل از راه دور انجام مي شد، همگي ساختني- ابتکاري بود و آن چه مايه مسرت بود، باور آن از سوي تماشاگراني بود که مشتاقانه جملگي آن را پذيرفته بودند و فيلم را برايشان دلنشين کرده بود.
مهاجر پس از ديده بان صادقانه ترين فيلم در عرصه دفاع مقدس بود و امروز بعد از 22 سال آشنايي با کارگرداني مردمي و انديشمند، در حالي اين يادداشت را مي نويسم که مشغول آخرين مراحل ميکس دالبي شاهکار او به نام به رنگ ارغوان هستم. آرزو مي کنم سايه او سال هاي سال بر سر سينماي ايران مستدام باشد.
منبع: صنعت سينما- 91