مقدمه:

حکمت بلند کردن دست به سوى آسمان در هنگام دعا چیست؟ آیا طبق روایات اسلامی، بندگان باید هنگام دعا دستها را به سوى آسمان بلند کنند؟
 
غالباً این سؤال براى توده مردم مطرح است که در عین این که خداوند مکان و محلى ندارد، چرا هنگام دعا کردن چشم به آسمان مى دوزیم؟ و دست به سوى آسمان بلند مى کنیم؟ مگر العیاذ باللَّه خداوند در آسمان ها است؟
 
در این مقاله برآنیم به به این سوال پاسخ داده می شود که اگر این عمل به پندار اینکه خداوند در آسمان جا و مکانی دارد انجام شود، نه تنها ارزشی ندارد بلکه عملی جاهلانه است.
 
همچنین به فلسفه بلند کردن دستها در هنگام دعا با توجه به قرآن و روایات پاسخ می دهیم. که چگونه این عمل، نوعی اظهار خضوع و تذلّل در پیشگاه خداوند است.
 

دست بلند کردن به آسمان مختص اسلام نیست

از پاره اى از اخبار نیز استفاده مى شود که این معنا منحصر به مسلمانان نیست، در سایر امم نیز بوده است؛
چنانکه مرحوم فیض کاشانى در محجة البیضاء حدیثى از مالک بن دینار نقل مى کند که بنى‏ اسرائیل گرفتار قحطى شده بودند. آنان بارها از شهر بیرون رفتند (و در بیایان دعا کردند و بجایى نرسید)
 
خداوند به پیامبر آنها وحى فرستاد که به آنها بگو «انَّکُمْ تَخْرُجُوْنَ الىَّ بِابْدانٍ نَجِسَةٍ، وَ تَرْفَعُونَ الىَّ اکُفاً قَدْ سَفَکْتُمْ بِهَا الدِّماءَ، وَ ملْاْتُمْ بُطُونَکُمْ مِنَ الْحَرامِ، الآنَ قَدِ اشْتَدَّ غَضَبِى عَلَیْکُمْ وَ لَنْ تَزْدادُوا مِنِّى الّا بُعْداً»(1).
 
 شما با بدن ‏هاى ناپاک بیرون مى ‏آیید، و دست‏ هایى که با آن خون بى گناهان را ریخته اید به سوى من بلند می کنید، و شکم هاى خود را پر از حرام کرده اید .
 
با این حال چگونه انتظار اجابت دعا دارید ـ الآن غضب من بر شما شدید شده، و هرچه دعا کنید جز دورى از من‏ نتیجه اى نخواهید دید.
 

بلند کردن دست به آسمان، به معنای مکان خدا نیست.

کسى که مى پندارد خدا در آسمان است و دست به سوى او دراز مى کند، دست بلند کردن او ارزشى ندارد. همچنین است چشم دوختن به آسمان در هنگام دعا.
 
چنانکه امام صادق(علیه السلام) از پدران بزرگوار خود، نقل کرده است «مَرَّ النَّبِیُّ(صلى الله علیه و آله) عَلى رَجُلٍ وهُوَ رافِعٌ بَصَرَهُ إلَى السَّماءِ یَدعو، فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ(صلى الله علیه و آله) غُضَّ بَصَرَکَ؛ فَإِنَّکَ لَن تَراهُ ...
 
 ومَرَّ النَّبِیُّ عَلى رَجُلٍ رافِعٍ یَدَیهِ إلَى السَّماءِ وهُوَ یَدعو، فَقالَ رَسولُ اللّهِ(صلى الله علیه و آله) اُقصُر مِن یَدَیکَ؛ فَإِنَّکَ لَن تَنالَهُ»(2)؛
 
گذر پیامبر(صلى الله علیه و آله) بر مردى افتاد که هنگام دعا چشمش را به سوى آسمان دوخته بود. پیامبر خدا به وى فرمود «چشمت را فرو بند که تو هرگز او را نمى بینى»
 
گذر پیامبر بر مردى افتاد که در حال دعا، دستانش را به سوى آسمان بلند کرده بود. پیامبر خدا فرمود : دستانت را پایین بیاور که تو هرگز به او نمى رسى.
 
در این دو روایت پیامبر(صلى الله علیه و آله) از چشم دوختن به آسمان (رفع البصر) یا بلند کردن دست ها (رفع الیدین)،
 
با این اعتقاد که خدا در آسمان است، منع کرده و فرمودند هرگز او را نمی بینی و به او نمی رسی؛ زیرا خداوند جسم نیست تا در آسمان باشد.
 

آیا خدا در آسمان است که دست را به آسمان بلند می کنیم؟

آیات قرآن بر مسأله نفى جسمیّت و مکان و جهت از خدا اصرار و تأکید نموده است که برای نمونه به برخی از آنها اشاره می کنیم
 
1- لا تُدْرِکُهُ الْابْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الخَبِیرُ»(3)؛ چشمها او را نمى بینند؛ ولى او همه چشمها را مى بیند؛ و او بخشنده [نعمت ها] و با خبر از دقایق امور و آگاه [از همه چیز] است
 
2- وَ لمّا جاءَ مُوْسى‏ لِمیْقاتِنا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ ارِنِى انْظُرْ الَیْکَ قالَ لَنْ تَرانى»(4). (و هنگامى که موسى به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم. گفت هرگز مرا نخواهى دید
 
3- و قالَ الَّذِینَ لا یَرْجُوْنَ لِقائَنا لَوْلا انْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلائِکَةُ اوْ نَرَى رَبَّنا لَقِد اسْتَکْبَرُوا فى انْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا کَبِیراً»(5)؛
 
 و کسانى که ایمان به لقاى ما [و روز رستاخیز]، ندارند گفتند چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و یا پروردگارمان را با چشم نمى بینیم؟! آنها تکبّر ورزیدند و طغیان بزرگى کردند
 
در روایات نیز بر نفی جسمیّت و مکان از خداوند تأکید شده است، به عنوان مثال امیرمؤمنان على(علیه السلام) در آغاز خطبه اى چنین مى‏ فرماید «لا یَشْغَلُهُ شَأْنٌ وَ لا یُغَیِّرُهُ زَمانٌ وَ لا یَحْویْهِ مَکانٌ، وَ لا یَصِفُهُ لِسانٌ»(6)؛
 
(هیچ چیزى او را به خود مشغول نمى‏ دارد، و گذشت زمان در او دگرگونى ایجاد نمى ‏کند، هیچ مکانى او را در بر نمى ‏گیرد و هیچ زبانى را یاراى توصیفش نیست.
 
در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که فرمود «خداوند توصیف به زمان و مکان و حرکت و انتقال و سکون نمى‏ شود ـ و ذات او از همه این امور مبرّا است ـ بلکه او خالق زمان و مکان و حرکت و سکون و انتقال است، خداوند بسیار برتر است از آنچه ظالمان و ستمگران در حق او مى‏ گویند».(7)
 
و در حدیثی از امیرمؤمنان على(علیه السلام) در تفسیر صفت «صمد» چنین مى خوانیم «تفسیر صمد این است که او نه اسم دارد و نه جسم، نه مثال و نه مانند، نه صورت و نه تمثال، نه حد و نه حدود دارد .
 
 نه موضع و نه مکان، نه کیفیت و نه محل، نه اینجا و نه آنجا، نه پر بودن نه خلأ، نه ایستادن و نه نشستن، نه سکون و نه حرکت، نه ظلمانى و نه نورانى، نه روحانى و نه نفسانى، جائى از او خالى نیست.
 
و در عین حال هیچ جائى گنجایش او را ندارد، نه رنگ دارد، نه بر قلب کسى خطور کرده، و نه بوئى از او شنیده مى‏ شود، همه این امور نسبت به او منتفى است».(8) ناگفته پیدا است که منظور از نفى اسم از خداوند نفى اسامى مخلوقات است.
 

چرا هنگام دعا دست به آسمان بر می داریم؟

1- بلند کردن  دستها بسوی آسمان نوعی عبادت است

بلند کردن دست به هنگام دعا ، خود ، نوعى عبادت است که خداوند متعال ، مردم را مکلّف به آن نموده است ، مانند : توجّه کردن در نماز به سوى کعبه ، رکوع و سجود و امثال اینها (9).
 
موضوع  قنوت را درهمین مطلب اشاره خواهیم کرد، زیرا  قنوت همان بلند کردن دست به سوی آسمان است. از معنای قنوت و فلسفه ی قنوت گرفتن به عبادت بودن آن پی حواهیم برد.
 

2- بلند کردن  دستها بسوی آسمان از آداب دعا است

یکی از آداب دعا این است که در هنگام دعا رو به قبله و دستها بالا برده شود .انچنانکه در سیره اهل بیت این روش معمول  بوده است.
 
 بنابر نقل اهل سنت جابر بن عبد اللّه روایت کرده که پیامبر خدا  صلی الله علیه و آله و سلم  به موقف عرفه آمد و روى خود را به قبله کرد و پیوسته دعا مى‏ فرمود تا آفتاب غروب کرد. (10)
 
دست‌ها را بلند کردن: امام حسین (علیه‌السّلام) می‌فرمایند: «رسول خدا هنگام دعا دستانش را بالا می‌برد هم‌چون مسکینی که غذا طلب می‌کند.» (11)
 

3- بلند کردن  دستها بسوی آسمان نشان از بحشندگی خداست

سلمان (رض) گفته است: پیامبر خدا  صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «همانا پروردگارتان بسیار با شرم و بخشنده است. شرم مى ‏کند از این که بنده‏ اش دستهایش را به سوى او بلند کند و او آنها را خالى برگرداند.». (12)
 

4- طولانی بودن قنوت و بلند کردن دست موجب رهایی از عذاب آتش

طولانی کردن قنوت  و بلند کردن دستها .از امیر المومنین علی علیه السلام.:طُولُ الْقُنُوتِ وَ السُّجُودِ یُنْجِی مِنْ عَذَابِ النَّارِ
 
«قنوت و سجده طولانی در نماز، نمازگزار را از عذاب آتش نجات می دهد.» (13) پس با فضیلت ترین قسمت نماز (که خود افضل العبادات است) بخش سجده و قنوت آن است
 

5- بلند کردن دستها نشان از رحمت خداوند است

ضمن آنچه از طرف خدا به موسى علیه السلام  وحى شده آمده است: «در پیشگاه من کف دستهایت را از روى ذلّت مانند برده ‏اى که از مولایش کمک بخواهد بگشاى، اگر این کار را بکنى مورد ترحّم من قرار خواهى گرفت و من گرامى ‏ترین قدرتمندانم.
 
 اى موسى از فضل و رحمت من بخواه چه این‏ها به دست من است و کسى جز من مالک آنها نیست؛ و هنگامى که از من درخواست مى‏ کنى بنگر رغبت تو به آنچه نزد من است چگونه است؟ (14)
 

6- بلند کردن  دستها بسوی آسمان از منظر علاّمه طباطبایى

علاّمه سیّد محمّدحسین طباطبایى در پاسخ این شبهه ، اشاره مى کند که حقیقت همه عبادات بدنى (از جمله دعا) ، تنزیل و تمثیل معانى و مفاهیم و حقایق متعالى در قالب جسمانى است و بلند کردن دست در دعا از این باب است .
 
 متن سخن ایشان چنین است :مخالفت برخى با بالا بردن دست به سوى آسمان به هنگام دعا، با استناد به این که این کار، نوعى جسم دانستن خداوند و اشاره به اوست، بیهوده و نادرست است ؛
 
چرا که حقیقت همه عبادت هاى بدنى، فرو کاستن معناى قلبى وتوجّه درونى، به صورتْ و شکل ظاهر و نیز اظهار حقایق فراتر از مادّه، در قالب جسم است ،
 
 همان گونه که در نماز و روزه و حج و... و اجزا و شرایطشان هست و اگر چنین نبود، اصلاً عبادت هاى بدنى تحقّق نمى یافتند و از جمله عبادت ها، دعاست که توجّه قلبى و درخواست درونى موجود در دعا را ـ که در میان ما متداول و معهود است ـ
 
 مى توان شبیه کرد به درخواست نادار بینواى فرودست، از توانگر عزّتمند والا، آن جا که دستانش را باز مى کند و نیازش را با شکستگى و زارى طلب مى نماید . (15)
 

7- بلند کردن دستها به آسمان یعنی آسمان معدن رزق است

این سؤال را در عصر ائمه هدى(علیهم السلام) نیز مطرح کردند، از جمله مى خوانیم که «هشام بن حکم» مى گوید زندیقى خدمت امام صادق(علیه السلام) آمد و از آیه «الرّحمنُ عَلَى الْعَرشِ اسْتَوى»(16)‏ سؤال کرد.
 
امام(علیه السلام) ضمن توضیحى فرمود «خداوند متعال، نیاز به هیچ مکانى و هیچ مخلوقى ندارد؛ بلکه تمام خلق محتاج او هستند».
 
سؤال کننده عرض کرد پس تفاوتى ندارد که (به هنگام دعا) دست به سوى آسمان بلند کنید یا به سوى زمین پائین آورید؟
 
امام فرمود «ذلِکَ فى عِلْمِهِ وَ احاطَتِهِ وَ قُدْرَتِهِ سَواءٌ، وَ لکِنَّهُ عَزَّوَجَلَّ امَرَ اوْلیائهَ وَ عِبادَهُ بِرَفْعِ ایْدِیْهِمْ الَى السَّماءِ نَحَو الْعَرْشِ، لِانَّهُ جَعَلَهُ مَعْدِنَ الرِّزْقِ، فَثَبَّتْنا ما ثَبَّتَهُ الْقُرْآنُ وَ الْاخْبارُ عَنِ الرَّسُوْلِ صلى الله علیه و آله حِیْنَ قالَ ارْفَعُوا ایْدِیَکُمْ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ هذا یَجْمَعُ عَلَیْهِ فِرَقُ الْامُّةِ کُلِّها»(17)؛
 
 این موضوع، در علم و احاطه و قدرت خدا یکسان است [و هیچ تفاوتى نمى ‏کند]، ولى خداوند متعال دوستان و بندگانش را دستور داده که دست‏ هاى خود را به سوى آسمان، به طرف عرش بلند کنند؛ چرا که معدن رزق آنجا است.
 
 ما آنچه را قرآن و اخبار رسول خدا(صلى الله علیه و آله) اثبات کرده است، تثبیت مى‏ کنیم، آنجا که فرمود دست ‏هاى خود را به سوى خداوند متعال بردارید، و این سخنى است که تمام امّت بر آن اتفاق نظر دارند.
 

8- بلند کردن دستها به آسمان یعنی آسمان محل وعده الهى است

در حدیث دیگرى از امیرالمؤمنین(علیه السلام) آمده است
اذا فَرِغَ احَدُکُمْ مِنْ الصَّلوةِ فَلْیَرْفَعْ یَدَیْهِ الَى السَّماءِ، وَ لِیَنصَبَّ فى الدُّعاء»؛ (هنگامى که یکى از شما نماز را پایان مى دهد دست به سوى آسمان بردارد و مشغول دعا شود.
 
مردى عرض کرد اى امیرمؤمنان! مگر خداوند همه‏ جا نیست؟
فرمود «آرى همه جا هست.
 
عرض کرد پس چرا بندگان دست به آسمان بر مى ‏دارند؟
فرمود «آیا (در قرآن) نخوانده اى «وَ فى السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوْعَدُوْنَ»(18).
 
(و روزىِ شما در آسمان است و نیز آنچه شما وعده داده مى شوید)؛ پس از کجا انسان روزى را بطلبد جز از محلّش، محل رزق و وعده الهى آسمان است».(19)
 
مطابق این روایات چون غالب ارزاق انسان‏ها ـ مثل باران رحمت الهی ـ از آسمان است، آن به عنوان معدنى از برکات و ارزاق الهى معرّفى شده و به هنگام دعا به آن توجّه مى‏ شود.
 
ضمن اینکه دعا نوعی عبادت است که مى توان آن را تشبیه کرد به درخواست بینوایی فرودست از توانگری عزّتمند والامقام، آنجا که در مقابلش زانو زده و دستانش را بلند مى کند و نیازش را با خضوع و زارى طلب مى نماید. (20)
بنابراین در بعضى از روایات، فلسفه دیگرى نیز براى این کار بیان شده است که اظهار خضوع و تذلّل در پیشگاه خداوند است.
 
9- بلند کردن دستها به آسمان، اظهار تذلّل در پیشگاه خداوند است
در حدیثى از امام محمّد باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه‏ «فَمَا اسْتَکانُوا لِرَّبِهمْ وَ ما یَتَضَرَّعُوْنَ‏»(21).

 (امّا آنان نه در برابر پروردگارشان تواضع کردند، و نه به درگاهش تضرّع مى کنند)، مى ‏خوانیم که فرمود «استکانت» به معناى خضوع است و «تضرّع» به معناى بلند کردن دست ها و اظهار تذلّل در پیشگاه خداوند می باشد. (22)
 

10-فلسفه بلند کردن دستها از منظر امام صادق (ع)

برای اینکه فلسفه و اسرار و حکمت بلند کردن دستها را از منظر امام صادق یاد بگیریم. ابتدا سه حدیث از امام صادق (ع) را بیان می کنیم
 
تا با معانی و حالت های دست در هنگام گشودن دستها بسوی آسمان، یعنی(رغبت و رهبت و تضرّع و تبتّل و ابتهال ) بیشتر آشنا شویم.
 

حدیث اول:

ابو بصیر از امام صادق علیه السلام  درباره دعا و بلند کردن دستها پرسید، امام (ع) فرمود:
این بر پنج گونه است،
1- امّا براى پناه بردن به خدا از شرّ دشمنان درون دستهایت را به سمت قبله کن،
 2-  در دعا براى روزى دستهایت را باز کن و درون آنها را به سمت آسمان بدار.
3-  و تبتّل (انقطاع از غیر خدا) اشاره کردن با انگشت سبّابه است،
4- و ابتهال بلند کردن دستهاست به طورى که از سرت بگذرد،
5- امّا دعاى متضرّع این است که انگشت سبّابه را در برابر رویت بجنبانى و این دعاى خیفه (ترس) است.»
 

حدیث دوم:

از محمّد بن مسلم روایت شده که گفته است: از ابى عبد اللّه امام صادق علیه السلام شنیدم که مى‏ فرمود: «مردى از کنارم گذشت در حالى که من در نمازم با دست چپ دعا مى‏ کردم.»
 
آن مرد گفت: اى بنده خدا با دست راستت (دعا کن) «گفتم: اى بنده خدا پروردگار متعال بر این هم حقّى دارد مانند حقّى که بر آن دارد.» و فرمود:
 
«رغبت این است که هر دو دست را بگشایى و درون آنها را آشکار کنى؛
 
رهبت و خوف این است که دو دست را بگشایى و پشت آنها را ظاهر سازى؛
 
تضرّع آن است که انگشت سبّابه راست را به راست و چپ بجنبانى،
 
 و تبتّل جنبانیدن انگشت سبّابه چپ است که آن را به آرامى به سوى آسمان بالا برى و پایین آورى؛
 
 و ابتهال این است که دستها و دو ذراع را به سمت آسمان بگشایى؛
 
 و ابتهال زمانى است که ببینى اسباب گریه فراهم است.». (23)
 

حدیث سوم:

از سعید بن یسار نقل شده که گفته است: امام صادق علیه السلام درون دو کف دستش را به سمت آسمان باز کرد و فرمود: «این رغبت است»؛
و پشت دو دستش را به طرف آسمان کرد و فرمود: «این رهبت است»؛
 و انگشتانش را به راست و چپ گردانید و فرمود: «این تضرّع است»؛
و انگشتانش را بالا مى‏ برد و پایین مى‏آورد. و فرمود: «این تبتّل است»؛
 و دستش را تا برابر رویش به جانب قبله کشید و فرمود: «این ابتهال است»؛
 و گفت: ابتهال هنگامى است که اشک جارى شود.
 در حدیث دیگرى است که: «خضوع و فروتنى در دعا این است که دو دستش را بر شانه‏هایش بگذارد.» (24)
 

رغبت و گشودن دستها

مؤلّف عده الدّاعى مى‏گوید: حالات مذکور یا مسائلى است تعبّدى که علّت آنها را نمى‏دانیم،

 و یا مراد از گشودن دو کف دست در حال رغبت این است که این عمل به حال رغبت‏کننده در بسط آرزوها و حسن ظنّ و امیدوارى دارد .
 
که او به فضل و کرم حق تعالى نزدیکتر و مناسب‏تر است، و در حقیقت رغبت ‏کننده خواستهایش را از درگاه خداوند مسألت مى‏ کند و دو کف دستهایش را مى‏گشاید تا احسان حقّ تعالى در آنها قرار گیرد.
 

رهبت و پشت دستها

مقصود از قرار دادن پشت دو کف دست به سمت آسمان در حال رهبت این است که با زبان ذلّت و حقارت به داناى آشکار و نهان بگوید:

من دستم را به سوى تو نگشوده‏ ام بلکه کف دستهایم را بر زمین قرار داده‏ ام، زیرا من در پیشگاهت خوار و ذلیل و از تو شرمنده ‏ام.
 

تضرع و حرکت انگشتان

منظور از حرکت دادن انگشتان به سمت راست و چپ در حال تضرّع این است که به فرزند مرده و مصیبت زده‏ اى تشبّه جوید که پیوسته دستها را به هم‏ مى‏گرداند و در چهار طرف خود نوحه سر مى ‏دهد.
 

تبتّل و بلند کردن انگشتان

 مراد از بلند کردن انگشتان و نهادن آنها در تبتّل این است که با توجّه به آن که معناى این واژه انقطاع است براى تحقّق آمال و آرزوهاى خود به زبان حال بگوید:
 
 من از غیر تو بریده ‏ام و تنها به سوى تو رو آورده‏ام که تو شایسته الوهیّت و معبودیّتى و فقط با یک انگشت خود اشاره مى ‏کند تا به وحدانیّت خداوند اعتراف کرده باشد.
 

ابتهال و بلند کردن دستها

این که در ابتهال رو به‏ قبله باشد و دو دستش را مقابل صورتش قرار دهد، و یا دستها و بازوهایش را به سوى آسمان بلند کند، یا دستهایش را به قدرى بالا برد که از سرش بگذرد بر حسب روایات این نوعى از انواع عبودیّت و اظهار حقارت و ذلّت و کوچکى است،

 مانند غریقى که دستها و بازوهاى لخت خود را بلند مى‏ کند و به ذیل رحمت و دامن رأفت او متوسّل مى ‏شود، رحمتى که مایه نجات هلاک‏ شوندگان و فریادرس بی چارگان و وسیله گشایش براى جهانیان است،
 
و این مقامى بزرگ است و بنده بدین مقام نمى‏ رسد، مگر آن که اشکش ریزان شود و آه و ناله ‏اش درهم پیچد، و همچون بندۀ زبون و خوارى باشد که از آمال و آرزوهایش منصرف، و از سؤال و درخواست از دیگران روگردان بوده و پیوسته در خدمت پروردگار بزرگ خود باشد.

 این که براى اظهار خضوع و فروتنى دو دستش را بر شانه ‏هایش بگذارد براى این است که خود را مانند بنده جنایتکارى بداند که به سوى مولایش برده مى‏ شود،
 
 در حالى که هوسهایش او را به بند کشیده و بار گناه پاهایش را در کنده و زنجیر کرده و آهسته به زبان حال مى ‏گوید: این دستهاى من است که بر اثر ستمى که به خود کرده ‏ام و جرأتى که علیه تو روا داشته‏ ام در پیشگاه تو آنها را در غل و زنجیر کرده ‏ام. (25)
 

اندازه و حد بلند کردن دست به آسمان

اما در مورد اینکه چقدر دست ها باید بلند شود و چه مقداری در دین به اندازه بلند کردن دستتها تاکید شده است این روایات حد آن را معلوم می کند. آنچنانکه  به حدّى که زیربغلها دیده شود.
 
انس روایت کرده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در دعا دستهایش را به قدرى بلند مى ‏کرد که سفیدى زیربغل آن حضرت دیده مى ‏شد و با انگشتانش اشاره نمى‏ کرد. (26)
 
ابو الدّرداء گفته است: این دستها را پیش از آن که با غلّ بسته شود بلند کنید و سپس شایسته است در پایان دعا دستهایش را به صورتش بکشد.
 
ابن عبّاس گفته است: «پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به هنگام دعا دو کف دستش را به هم متّصل مى‏ کرد و آنها را نزدیک صورتش قرار مى‏ داد.» (27)
 

کشیدن دست های آسمانی بر صورت بعد از دعا

عمر گفته است: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم چون دست به دعا برمى‏ داشت پیش از آن که آنها را برگرداند به صورتش مى ‏کشید. (28)
 
از طریق شیعه نیز روایاتی در این خصوص نقل شده است: کافى از ابى عبد اللّه علیه السلام روایت کرده که فرموده است:
 
«هیچ بنده ‏اى دستش را به سوى خداوند عزیز جبّار نمى ‏گشاید، جز این که خداوند متعال شرم مى‏ کند که آن را تهى بازگرداند و از فضل و رحمت خود آنچه را بخواهد در آن قرار مى ‏دهد؛
 
 و هر یک از شما که دعا کند باید دستهایش را برنگرداند تا آنگاه که آنها را به سر و رویش کشیده باشد.» (29)
 
 در عدّه الدّاعى آمده است: «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به هنگام دعا و تضرّع دستها را بلند مى‏ کرد و مانند فقیرى بود که درخواست طعام کند.». (30)
 

فلسفه قنوت و دست بلند کردن نماز گزار

معانی لغوی و اصطلاحی قنوت

برخی از مفسّران می گویند: اصل قنوت به معناى دعا، عبادت، صلاة، و اطاعت استعمال شده است. و در آیات شریفۀ قرآن، تمام این معانى به مناسبت های مختلف، اراده شده است. (31)
 
قنوت در لغت به معنای فرمانبردای همراه با فروتنی است. (32) در قرآن واژه قنوت و مشتقات آن، سیزده مرتبه به معنای دعا، عبادت، نماز و اطاعت آمده است.
 
 در اصطلاح ‏فقه به خواندن دعا به شیوه‌ای خاص پس از حمد و سوره در نمازهای واجب و مستحبی گفته می‌شود. (33)
 
 نمازگزار در اثنای نماز، این اجازه را می یابد که با بالا بردن دست های خود، به دعا بپردازد و خواسته های خود را مطرح نماید. قنوت در تمامی نمازهای واجب، قبل از رکوع دوم مستحب است و بهتر است ترک نشود.
 

حکمت و اسرار بلند کردن دستها برای قتوت

۱. قنوت، بهترین حالت نیایش و طلب حاجت از خدا است. نمازگزار در این حالت سر خود را به هدفی خم می کند و دست هایش را متواضعانه بالا می برد و بدین وسیله نیازمندی و احتیاج خود را به نمایش در می آورد.
 
۲. نمازگزار در قنوت این اجازه را می یابد که خواسته ها و نیازهای معنوی و مادی خود را مطرح کند و استجابت آنها را از آفریدگارش طلب نماید.
 
به هر حال قنوت در نماز یک مرحله ئ حساس است و طبق احادیث، دعا در آن مستجاب می گردد. (34).
 
۳. قنوت، مناجات و راز و نیاز صمیمانه با خدا است. در قنوت نمازگزار از حالت رسمی خارج می شود و با دعاها و ذکرهای مختلف و مورد علاقه، به صحبت و درد دل کردن با خدا می پردازد.
 
 این شیرین ترین لحظه ای است که در سایر ارکان و اعمال نماز کمتر مشاهده می شود. پس در قنوت دعای خاصی لازم نیست و به فرموده امام صادق (ع) هر دعایی که بر زبان جاری شد، خوب است.
 
۴. قنوت، وسیله ای برای آسان گرفتن مراحل حسابرسی در قیامت است. پیامبر (ص) می فرمایند: (اطولکم قنوتا فی دار الدنیا، اطولکم راحة یوم القیامة فی الموقف ،
 
 کسی که در دنیا (در نماز) قنوت طولانی داشته باشد در قیامت راحت ترین فرد در موقف (حسابرسی) خواهد بود.(35)
 
۵. قنوت و دعای در آن، نشانه تواضع و خدا خواهی انسان است. خداوند می فرماید: (مرا (با خلوص دل) بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم.
 
 آنان که از (دعا و) عبادت من اعراض و سرکشی کنند زود باشد که با ذلت و خواری، داخل جهنم شوند. (36)
 
۶. توجه واقعی به خدای آسمان ها و زمین ؛ نمازگزار با بالا بردن دست های خود به سوی آسمان، به عظمت و بزرگی خدا اعتراف کرده و همه چیز و همه کس را از او می داند. خداوند در همه جا حضور دارد ؛ ولی ما متوجه این مطلب نیستیم.
 
 از این رو بهترین حالت این است که دست ها را به سمت فضای بی کران و لایتناهی بگیریم و خدای خود را در هر کجا که هست یاد کنیم و از او استعانت جوییم.
 
۷. تقویت نیرو و اراده ؛ دکتر فرانک لاباخ می نویسد:(هنگام زانو زدن و دعا کردن چقدر ضعیفیم و هنگام برخاستن چقدر پر از نیرو. پس چرا ما چنین سستی به خود یا دیگران روا می داریم (و دعا نمی کنیم) که پیوسته نیرومند نباشیم؟
 
چرا گاه گاهی دچار غم شده و نا توان، ترسو، مضطرب و رنجدیده می شویم در صورتی که دعا و نیایش با ما است و شادی با ما است و نیرو و شهامت نزد خدا است...). (37).
 
۸. تکمیل کردن نماز ؛ امام صادق (ع) می فرمایند: (کسی که عمدا قنوت نماز را ترک کند، نمازش، نماز (کاملی) نیست) (38).
 
با توجه به این که روح نماز، عبودیت و اظهار بندگی و فقر و عجز و نیاز به درگاه خالق هستی است قنوت در نماز با توجه به هیئت و قالب و محتوای آن با این هدف هماهنگی کامل دارد .
 

نتیجه:

آنچه از روایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) بدست می‌ آید این است که فلسفه  بلند کردن دست به سوی آسمان  دارای فلسفه و حکمت های متهعددی است که به بعضی از آنها اشاره شد. ازجمله:

1. بلند کردن دست به هنگام دعا نشانه خضوع در برابر پروردگار است .
 
2 . بلند کردن دست به هنگام دعا ، خود ، نوعى عبادت است که خداوند متعال ، مردم را مکلّف به آن نموده است ، مانند : توجّه کردن در نماز به سوى کعبه ، رکوع و سجود و امثال اینها
 
3 . بلند کردن دست به هنگام دعا ، سنّت نبوى است و پیامبر خدا از پیروان خود ، خواسته است که چنین عمل کنند
 
۳ . حکمت بلند کردن دست به سوى آسمان در هنگام دعا ، این است که آسمان ، جایگاه انواع روزى هایى است که مورد نیاز و درخواست انسان اند .

بدین جهت ، خداوند به اولیاى خود دستور داده که هنگام دعا ، دست هاى خود را به سوى آسمان و عرش الهى دراز کنند .
 

پی نوشت:

1. پیام قرآن، مکارم شیرازى، ناصر، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، 1386 هـ ش‏، ج‏4، ص: 306؛ المحجة البیضاء، فیض کاشانى، تصحیح: غفاری، على اکبر، مؤسسه نشر اسلامى‏، جلد 2، صفحه 298.
2. توحید صدوق، همان‏، ص ۱۰۷، باب (ما جاء فی الرؤیة)، ح ۱.
3. سوره انعام، آیه 103.
4. سوره اعراف، آیه 143.
5. سوره فرقان، آیه 21.
6. نهج ‏البلاغه، خطبه 178.
7. بحارالانوار، همان‏، ج 3، ص 309، ح 1.
8. همان‏، ص 230، ح 21.
9.نهج الدّعا (با ترجمه فارسی) جلد اوّل سال انتشار : 1385 از صفحه 182 تا صفحه 185
10 .صحیح مسلم، ج ۴، ص ۴۲ با تغییرى در الفاظ.
11.مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۰، ص۲۹۴.  
12 . ترمذى، ج ۱۳، ص ۶۸؛ ابو داود، ج ۱، ص ۳۴۲٫
13.تصنیف غررالحکم، ص 175، حدیث 3353.
14. راه روشن؛ ترجمه المحجه البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج‏۲، ص ۳۹۹٫
15.المیزان فى تفسیر القرآن : ج ۲ ص ۳۸.
16. سوره طه، آیه 5.
17. توحید صدوق، ابن بابویه، محمد بن على، محقق/ مصحح: حسینى، هاشم‏، جامعه مدرسین‏، ایران، قم، 1398 هـ ق، چاپ اول،‏ ص 248، باب 36 (باب الرد على الثنویة و الزنادقه)، ح 1.
18. سوره ذاریات، آیه 22.
19. بحارالانوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 هـ ق‏، چاپ دوم‏، ج 90، ص 308، ح 7.
20. المیزان فى تفسیر القرآن، طباطبایى، سید محمد حسین، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، 1417 هـ ق، چاپ پنجم، ج ۲ ص ۳۸.
21. سوره مومنون، آیه 76.
22. اصول کافى، کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، محقق/ مصحح: غفارى، على اکبر و آخوندى، محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران‏، 1407 هـ ق‏، چاپ چهارم، ج 2، ص 479، باب (الرغبة و الرجعته)، ح 2.
23. العدّه؛ ص ۱۳۹، به نقل از کافى، ج ۲، ص ۴۸۰٫
24. همان مأخذ.
25. فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى، راه روشن: ترجمه کتاب المحجه البیضاء فی تهذیب الإحیاء،  ج۲، ص۴۰۱، آستان قدس رضوى، بنیاد پژوهشهاى اسلامى – مشهد مقدس (ایران)، چاپ: ۱، ۱۳۷۲ ه.ش.
26 . صحیح بخارى، ج ۲، ص ۳۸؛ صحیح مسلم، ج ۳، ص ۲۴ بدون جمله( و با انگشتانش اشاره نمى‏کرد) و آن را در نماز استسقاء ذکر کرده، السّنن الکبرى بیهقى، ج ۳، ص ۳۵۸٫
27 . الکبیر طبرانى از حدیث ابن عبّاس، المغنى.
28 . مستدرک حاکم، ج ۱، ص ۵۳۶٫
29 . همان مأخذ، ج ۲، ص ۴۷۱٫
30 . همان مأخذ، ص ۱۳۸؛ الکبرى بیهقى، ج ۵، ص ۱۱۷ با اختلاف کمى در الفاظ.
31 طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 136، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم،  1378 ش.
32.راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۶۸۴.
33.مشکینی، مصطلحات الفقه، ۱۴۲۸ق، ص۴۳۱.
34.وسائل الشیعه،ج ۴، ص ۹۰۹.
35. بحار الانوار، ج ۸۲، ص ۱۹۹.
36.مؤمن ۴۰، آیه ۶۱.
37.نماز از دیدگاه دانشمندان، ص ۲۱۶
38.اسرار الصلاة جوادی آملی، ص ۱۱۳
 

منابع:

https://makarem.ir/maaref/fa/article/index/412946
https://www.islamquest.net/fa/archive/fa21922
https://www.porseman.com/article/2/11983
https://navideshahed.com/fa/news/491176
https://www.iribnews.ir/fa/news/2955039
https://article.tebyan.net/264894
قنوت: https://fa.wikishia.net/view/
http://hadith.net/post/43496
https://fa.wikifeqh.ir/