مقدمه:
یکی از سوالات مطرح در خصوص مهدویت اینکه، در احادیث آمده است که سلاح حضرت مهدی در هنگام ظهور، شمشیر خواهد بود.
 
 با توجّه به این همه پیشرفتی که بشر در زمینة نظامی کرده است چگونه ایشان با شمشیر می خواهند بر این همه سلاح مجهّز و فوق مدرنِ دشمنانش، غلبه کنند؟
 
چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتارجمعی جدید و مخرّب که می‌تواند کلّ کرهٔ زمین را چندین بار نابود کند، ایستاده و مقابله کند؟
 
بحث در این است که مقصود از شمشیر چیست؟ آیا شمشیر موضوعیّت و خصوصیّت دارد یا اشاره به چیز دیگری است؟
 
وظیفه امام هنگام ظهور فقط روشنگری و ارائه راه نیست بلکه با انقلابی جهانی، در پی اجرا کردن قوانین الهی است .
 
و برای این هدف باید حکومتهای خودکامه و بیدادگر از صحنه خارج شوند. امام برای دستیابی به این هدف، نیاز به سلاح دارد
 
. اگرچه نوع و کیفیت این سلاح بر ما پوشیده است. اما بایستی  برتر از امکانات تسلیحاتی دشمنان باشد.
 
تعبیر شمشیر در روایات و ادعیه تعبیر نمادینی است که اتکای امام به قدرت را نشان می دهد.
 

آیا امام زمان(عج) با شمشیر قیام خواهد کرد؟

صاحب سیف کیست؟

در حدیثى، امام صادق(ع) به یک تفاوت امام مهدى(ع) با دیگر امامان اشاره دارند. هر چند همه امامان، قائم به امر الهى هستند،.
 
 ولى دارنده شمشیر(صاحب سیف) از میان آنان، تنها امام مهدى(ع) است. حدیث، چنین است که امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از «قائم» فرمود:
 
کُلُّنا قائِمٌ بِأَمرِ اللَّهِ ، واحِدٌ بَعدَ واحِدٍ حَتّى  یَجى ءَ صاحِبُ السَّیفِ ، فَإِذا جاءَ صاحِبُ السَّیفِ جاءَ بِأَمرٍ غَیرِ الَّذی کانَ .[۱]
 
همه ما، قائم به امر خداوند هستیم ، یکى پس از دیگرى، تا آن که صاحب شمشیر بیاید. چون او بیاید ، به گونه دیگرى غیر از آنچه بوده، رفتار مى کند .
 

شمشیر، میراثى از محمّد صلى اللّه علیه و آله

در حدیثى، شخصیت امام مهدى(ع) جامع اوصاف خاصّ برخى از انبیاى پیشین دانسته شده است. مطابق این حدیث، شخصیت امام مهدى(ع) با گزاره هایى چون
 
: ترس و نگرانى موسى(ع) ، زندانى شدن یوسف(ع) ، مرگ نمایى عیسى(ع) و شمشیرِ محمّد صلى اللّه علیه و آله توصیف شده است. ابو بصیر نقل مى کند که امام باقر(ع) فرمود:
 
فى صاحِبِ هذَا الأَمرِ أربَعُ سُنَنٍ مِن أربَعَةِ أنبِیاءَ علیهم السلام : سُنَّةٌ مِن موسى  ، وَ سُنَّةٌ مِن عیسى  ، وَ سُنَّةٌ مِن یوسُفَ ،
 
وَ سُنَّةٌ مِن مُحَمَّدٍ صلى اللّه علیه و آله ؛ فَأَمّا مِن موسى  فَخائِفٌ یَتَرَقَّبُ ، وَ أَمّا مِن یوسُفَ فَالحَبسُ ، وَ أَمّا مِن عیسى  فَیُقالُ : إنَّهُ ماتَ ، وَ لَم یَمُت ، وَ أَمّا مِن مُحَمَّدٍ صلى اللّه علیه و آله فَالسَّیفُ .[۲]
 
از چهار پیامبر، در صاحب این امر (قیام) است : سنّتى از موسى ، سنّتى از عیسى ، سنّتى از یوسف ، سنّتى از محمّد صلى اللّه علیه و آله .
 
 از موسى ، بیمناکى و مراقبت [همیشگى در برابر دشمن ] است و از یوسف(ع) ، در حصار [ناشناس ] بودن و از عیسى(ع) ، این که گفته مى شود : مرده است ، در حالى که نمرده است ، و از محمّد صلى اللّه علیه و آله ، شمشیر [و قیام مسلّحانه ].
 

شمشیر، از نشانه هاى ظهور

ظهور با شمشیر، یکى از نشانه هاى حتمى قیام امام مهدى(ع) است. مفضّل بن عمر چنین نقل کرده است که:
 
قُلتُ لِأَبى عَبدِ اللَّهِ(ع) : ما عَلامَةُ القائِمِ؟ قالَ : إذَا استَدارَ الفَلَکُ ، فَقیلَ : ماتَ أو هَلَکَ ، فى أىِّ وادٍ سَلَکَ ! قُلتُ : جُعِلتُ فِداکَ ، ثُمَّ یَکونُ ماذا؟ قالَ : لا یَظهَرُإلّا بِالسَّیفِ.[۳]
 
به امام صادق(ع) گفتم : نشانه قائم چیست؟ فرمود : «هنگامى که روزگار بچرخد و گفته شود : مرده یا هلاک شده و معلوم نیست که به کجا رفته است» . گفتم : فدایت شوم! سپس چه روى مى دهد؟ فرمود : «جز با شمشیر، ظهور نمى کند» .
 
افزون بر نشانه ظهور با شمشیر، به دلالت التزامى، مفهوم «صاحب سیف» نیز در این حدیث براى امام مهدى(ع) تضمین شده است.
 

هشت ماه با شمشیر

 یکى از نکات جالبى که در احادیث بیان شده، مدّت زمانى است که امام مهدى(ع) شمشیر را با خود همراه خواهد داشت. در حدیثى از امام على(ع) ، این مدّت، هشت ماه تعیین شده است که شمشیر بر دوش نهاده، با دشمنان خود خواهد جنگید:
 
بِأَبِى ابنُ خِیَرَةِ الإِماءِ ، لا یُعطیهِم إلَّا السَّیفَ هَرجاً هَرجاً ، مَوضوعاً عَلى  عاتِقِهِ ثَمانِیَةَ أشهُرٍ.[۴]
 
پدرم فداى فرزند گزیده کنیزان! جز با شمشیر و کشتار، [با جبّاران ] رفتار نمى کند و شمشیرش را هشت ماه بر دوش دارد.
 

صاحب سیف، میراث دار سنّت

صاحب سیف، میراث دار احادیثِ معصومان است و کسى به سان وى، دانش نقل حدیث ایشان را ندارد.
 
امام صادق(ع) در برخى از احادیث، به مرجعیت و آگاهى امام مهدى(ع) از احادیث اهل بیت علیهم السلام به عنوان تنها فرد مطلّع از احادیث، اشاره و تأکید نموده است.
 
 که در صورت عدم پرسش از ایشان، فردى دیگر تا قیام صاحب سیف را نخواهید یافت که احادیث وى را نقل کند. امام صادق(ع) در حدیثى مى فرماید:
 
سَلونى قَبلَ أن تَفقِدونى ، فَإِنَّکُم إن فَقَدتُمونى لَم تَجِدوا أحَداً یُحَدِّثُکُم مِثلَ حَدیثى ، حَتّى  یَقومَ صاحِبُ السَّیفِ .[۵]
 
از من بپرسید ، پیش از آن که مرا از دست بدهید؛ چرا که اگر مرا از دست بدهید ، کسى را نمى یابید که مانند من [ بتواند ] براى شما این سخنان را بگوید تا آن گاه که صاحب شمشیر قیام کند .
 
با توجّه به قرائن درون متنى چون قیام به شمشیر و قرائن برون متنى از جمله احادیث هم مضمون دیگر، مقصود از صاحب سیف در این حدیث، همان شخص امام مهدى(ع) است.
 

آیا  ارتجاع و عقب‌گرد باور کردنى است؟

سوال دیگرى پیش مى‌آید که اصولاً و بطور کلّى، در عصر برترى نور بر ظلمت و عدالت بر بیدادگرى، آیا ماشینیزم مدرن با اینهمه  وسائل رفاه و آسایشى که براى بشریّت فراهم ساخته از میان مى‌رود و انسانها به چندین قرن پیش بازگشت مى‌کنند؟
 
این ارتجاع و عقب‌گرد باور کردنى است؟ و یا بعکس، نه تنها مى‌ماند، بلکه با سرعت تکامل مى‌یابد،
 
تکاملى که توأم با پیشگیرى از جنبه‌ی منفى زندگى ماشینى و خطرات ناشى از آن خواهد بود؟ و به تعبیر دیگر، ماشینیزم هم «تکامل» مى‌یابد و هم «تصفیه» مى‌شود!
 
براى یافتن پاسخ این سؤالها هم از منابع حدیث مى‌توان کمک گرفت و هم از دلایل عقلى چرا که به هر دو ارتباط و پیوند دارد.
 
عقل می‌گوید: بازگشت به عقب نه ممکن است و نه منطقى، و این برخلاف سنّت آفرینش و اصل تکامل در زندگى انسانها است؛
 
بنابراین، هیچ دلیلى وجود ندارد که با جهش جامعه‌ی انسانى به سوى حقّ و عدالت، ترقّى و پیشرفت جامعه متوقّف گردد، و یا عقب نشینى کند، عقب‌گرد و گذشته گرائى با چنان پیشرفت و جهشى متناسب نیست.
 
بنابراین، قیام یک مصلح بزرگ براى استقرار عدل و آزادى در سراسر جهان هیچ‌گاه سبب نمى‌شود که جنبش صنعتى و ماشینى در شکل سالم و مفیدش بر چیده یا متوقّف شود.
 
صنایع کنونى نه تنها بسیارى از گره‌ها را از زندگى انسانها گشوده‌اند، بلکه یکى از پایه‌هاى استقرار حکومت واحد جهانى، نزدیکى و بهم پیوستگى دنیا از نظر وسایل ارتباطى و پیوندهاى اجتماعى است و این موضوع بدون تکامل صنعتى ممکن نیست.
 
ولى شک نیست این جنبش صنعتى و تکامل تکنولوژى الزاماً باید از یک صافى دقیق بگذرد تا جنبه‌هاى ناسالم و زیانبخش آن حذف گردد،
 
و سرانجام در مسیر منافع انسانها و صلح و عدالت بسیج شود؛ یک حکومت طرفدار حقّ و عدالت این کار را حتماً خواهد کرد.
 

سلاح برتر در زمان ظهور مادی است یا غیر مادی ؟

 براى استقرار حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) باید حکومت هاى خود کامه و بیدادگر از صحنه جهان خارج شوند؛
 
 و براى خارج کردن آنها، لااقل در شرایط کنونى یک «سلاح برتر» لازم است؛ سلاحى که شاید حتّى تصوّرش امروز براى ما ممکن نیست.
 

الف: اتکا به سلاح های غیر مادی و امدادهاى غیبى

1-سلاح همان اشعّه مجهول و مرموز  خنثی کننده است

آیا این سلاح چیزى همانند یک «اشعّه مجهول و مرموز» است که کاربردش ماوراى همه سلاح هاى کنونى است و مى تواند همه آنها را خنثى کند و نقشه استفاده ابرقدرت ها را از آن عقیم بگذارد؟
 

2-سلاح همان کم شدن قدرت فهم و تفکر

یا یک نوع تأثیر مرموز روانى و از کار انداختن دستگاه هاى فکرى آنها حتّى از راه هاى دور است که نتوانند هیچ گونه فکرى براى استفاده از سلاح هاى مخرّب کنونى بکنند؟
 

3-سلاح همان ترس و وحشت است

و یا چیزى از قبیل احساس یک نوع ترس و وحشت فوق العاده که مانع هر گونه تصمیم گیرى در این زمینه شود؟
 

4-سلاح همان اعجاز و کمک فرشتگان است

یا با اعجاز و کمک فرشتگان موانع را از سر راه برمى دارد و زمین را از لوث وجود مفسدان و مستکبران پاک مى‏سازد؟
 
امداد غیبى و حمایت الهى در پیروزى امام زمان (عج) نقش زیادى دارد.
امام صادق(ع) در توضیح آیه «أتى امر اللَّه فلا تستعجلوه».[6]مى‏فرماید: «منظور از حادثه‏اى که حتماً تحقق پیدا مى‏کند.
 
 و براى تحقق آن عجله نکنید، امر ما اهل بیت(ع) و ظهور امام زمان(عج) و تشکیل حکومت جهانى و رجعت امامان(ع) است. وقتى حضرت ظهور کرد، خداوند او را به سه چیز تأیید خواهد نمود.
 1 - فرشتگان، 2 - ایجاد رعب در دل دشمنان، 3 - به وسیله مؤمنان».
 
در برخى روایات عدد فرشتگان به تناسب موقعیت‏هاى مورد نیاز مختلف سه هزار، پنج هزار و چهل و شش هزار نفر ذکر شده است. [7]
 
این دسته روایات مى‏رساند که فرشتگان همانند جن تحت فرمان حضرت هستند و در موقعیت‏هاى مختلف از وجود آن‏ها بهره مى‏برد.
 

5- سلاح همان چیزی برتر است که نمیدانیم.

و یا چیز دیگر... نمى دانیم. و نمى توانیم نوع این سلاح را نه از نظر مادّى یا روانى بودن و نه از جهات دیگر تعیین کنیم؛ همین اندازه اجمالا مى توانیم بگوئیم یک سلاح برتر خواهد بود.
 
و نیز مى دانیم آن سلاح، سلاحى نیست که گناه کار و بی گناه را با هم نابود کند و پایه هاى عدالت آینده، بر ظلم و ستم امروز بگذارد.
 

ب: اتکا به قدرت نظامى و سلاح مادی

اگر چه امدادهاى غیبى در پیروزى امام(عج) نقش به سزایى دارد، اما پیروزى به آسانى دست نمى‏دهد، بلکه با رنج طاقت فرسا همراه است،
 
 چه این که مؤمنان و بلکه انسان‏ها عموماً پیوسته مورد آزمایش قرار مى‏گیرند. فرورفتن در شداید و سختى‏ها یکى از ابزار آزمایش است. امام صادق(ع) مى‏فرماید:
 
«پیروزى به دست نمى‏آید مگر در غرقاب خون و عرق. [8] براى دوست شما مهدى آن وسیله سرکش ذخیره شده است».
 
راوى حدیث مى‏گوید: پرسیدم منظور از وسیله سرکشى چیست؟ امام(ع) فرمود: «ابرى است که در آن غرش رعد و شدت صاعقه یا برق است
 
. او بر این وسیله سوار مى‏شود. آگاه باشید او به زودى بر ابرها سوار مى‏گردد و به آسمان‏هاى هفتگانه صعود مى‏کند و همه جاى زمین یا زمین‏هاى هفت گانه را در هم مى‏نوردد».[9]
 
مسلماً منظور از ابر، ابر معمولى نیست، زیرا ابرهاى معمولی وسیله‏اى نیستند که بتوان با آن‏ها سفر فضایى کرد، چون در جو نزدیک زمین در حرکتند و با زمین فاصله ناچیزى دارند و نمى‏توانند از آن بالاتر بروند،
 
بلکه اشاره به وسیله فوق العاده سریعى السیرى است که در آسمان به صورت توده‏اى فشرده از ابر به نظر مى‏رسد. غرشى همانند رعد و قدرت و شدتى هم چون صاعقه و برق دارد.
 
از حدیث ذکر شده مى‏توان دریافت موضوع عقب گرد صنعتى در کار نیست، بلکه به عکس سخن از پیشرفت خارق‏العاده‏اى است که به موازات آن باید تکامل در همه زمینه‏ها صورت گیرد. [10]
 
پس منظور از به کارگیرى شمشیر کنایه از جنگ است؛ یعنى جنگ و خون ریزى جزء برنامه رسمى مهدى موعود است.
 
 ایشان مأمور است دین اسلام را عالم‏گیر کند، و جلوى بیدادگرى را بگیرد، اگر چه با جنگ و توسل به شمشیر باشد، بر خلاف سیره و رویه پدران بزرگوارش که چنین مأموریت حادى نداشتند و به پند و اندرز اکتفا مى‏کردند. [11]
 
بنابر این منظور از قیام مهدى(عج) به سیف اتکا به قدرت نظامى است، همان گونه که «قلم» کنایه از علم و فرهنگ است. ضرب المثل‏هاى زیادى در فرهنگ‏هاى مختلف در مورد شمشیر که سمبل قدرت است، وارد شده است. [12]
 

منظور از شمشیر در تعبیرات و محاوره های عمومی

تنها این سؤال باقى مى ماند که پس این همه تعبیرات مربوط به «قیام به شمشیر» در مورد مهدى(علیه السلام) چه مفهومى دارد؟
 
 حتّى در دعاهایى که درس آمادگى براى شرکت در این جهاد آزادى بخش بزرگ مى دهد انتظار آن روز را مى کشیم که با شمشیر کشیده «شاهراً سیفه» در صفوف این مجاهدین قرار گیریم.
 
امّا حقیقت این است که «شمشیر» همیشه کنایه از قدرت و نیروى نظامى بوده و هست همانگونه که «قلم» کنایه از علم و فرهنگ است.
 
شک نیست که حتّى در میدان جنگهاى سنّتى پیشین سلاح هاى مختلفى جز شمشیر به کار مى رفته، همچون تیر و نیزه و خنجر، ولى همواره مى گویند.
 
 اگر در برابر فلان موضوع سر تسلیم فرود نیارید «حواله شما با شمشیر است» یا گفته مى شد «به زور شمشیر حقّ خود را مى گیریم»
 
یا از قدیم معروف بوده «کشور با دو چیز اداره مى شود، قلم و شمشیر» و همه این ها جنبه سمبولیک دارد و مفهوم آن تکیه بر قدرت و استفاده از نیروى نظامى است.
 
ضرب المثل هاى زیادى امروز در این زمینه در دست است؛ مى گویند:فلان کس شمشیر را از رو بسته!» یعنى، آشکارا قدرت نمائى مى کند»
 
«شمشیر میان ما و شما حکومت خواهد کرد!» اشاره به این که جز از راه جنگ مساله حل نمى شود.
 
«شمشیرها را غلاف نمى کنیم تا به هدف برسیم!» کنایه از اینکه مبارزه را تا آخر ادامه خواهیم داد.
 
«فلان کس شمشیرش را غلاف کرده!» یعنى، دست از مبارزه برداشته است. »
«فلان کس شمشیر دو دم است!» یعنى، از دو سو مبارزه مى کند»
 
در تمام این تعبیرات شمشیر کنایه از قدرت و مبارزه است؛ در روایات اسلامى نیز مى خوانیم:«الجنّة تحت ظلال السّیوف»؛ (بهشت در سایه شمشیرهاست)«السّیوف مقالید الجنّة»؛ (شمشیرها کلیدهاى بهشتند!)
 
همه اینها اشاره به جهاد و جانبازى و استفاده از قدرت است؛ و این گونه تعبیرات سمبولیک از «شمشیر» یا «قلم» در زبان هاى مختلف فراوان است.
 
از اینجا روشن مى شود که منظور از قیام مهدى(علیه السلام) به سیف، همان اتّکاى بر قدرت است؛ براى اینکه چنین گمان نشود.
 
 که این مصلح بزرگ آسمانى به شکل یک معلم، یا یک واعظ، و یا راهنماى مسائل اجتماعى ظاهر مى شود و رسالت او تنها اندرز دادن مردم است.
 
بلکه او یک رهبر دورنگر و دور اندیشى است که نخست از حربه منطق بهره گیرى کافى مى کند، و آنجا که گفتار حق سودى نبخشد.
 
 که در مورد بسیارى از زورگویان و جبّاران سودى هم نخواهد داد، دست به شمشیر مى برد یعنى، متوسّل به قدرت مى شود .
 
و ستمکاران را بر سرجاى خودشان مى نشاند؛ یا در صورت لزوم، وجود کثیفشان را از سر راه بر مى دارد؛ و شک نیست که براى اصلاح گروهى از مردم جز این راهى نیست که گفته اند:
 
«النّاس لا یقیمهم الاّ السّیف»؛ (کار مردم جز با شمشیر راست نشود)و به تعبیر دیگر، او تنها وظیفه اش روشنگرى و ارائه راه نیست بلکه وظیفه مهمترش ـ علاوه بر این ـاجراى قوانین الهى و به ثمر رساندن انقلاب تکاملى اسلام و رساندن به مقصد و ایصال به مطلوب است. [13]
 

شباهت مهدی به جدّش مصطفی صلی‌الله علیه و آله

اصل این مسئله در روایات به آن اشاره شده است. محمّد بن مسلم از امام باقر علیه‌السلام نقل کرده است که فرمودند:
 
«أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ جَدِّهِ الْمُصْطَفی (صلی‌الله علیه و آله و سلّم) فَخُرُوجُهُ بِالسَّیفِ وَ قَتْلُهُ أَعْداءَ اللّهِ وَ أَعْداءَ رَسُولِهِ (صلی‌الله عَلَیهِ وَ آلهِ وَ سلّم) وَ الجَبّارینَ و الطَّواغیتَ وَ أَنَّهُ ینْصَرُ بِالسَّیفِ وَ الرُّعْبِ؛[14]
 
«و امّا شباهت مهدی به جدّش مصطفی صلی‌الله علیه و آله و سلّم به خروج با شمشیر و کشتن دشمنان خدا و دشمنان رسولش و جبّاران و طاغوت‌ها است. و همانا او به توسط شمشیر و ترس نصرت و یاری خواهد شد….»
 

منظور از شمشیر چست؟

اولاً: چه اشکالی دارد که شخصی با شمشیر، ولی همراه با اعجاز الهی که حضرت را مساعدت می‌کند با دشمنان خود به مقابله پردازد؟؛
 
ثانیاً: به احتمال زیاد، مقصود از شمشیر، قوّت و اسلحه است؛ زیرا مسلمانان در آن عصر، یعنی قبل از هزار سال، اسلحه‌ای به جز شمشیر نداشته و هرگز به ذهن آن‌ها چنین تسلیحاتی خطور نمی‌کرده است، بنابراین از «اسلحه» به شمشیر تعبیر شده است؛
 

حمل شمشیر بر معنای حقیقی

یک. روایاتی که دربارۀ سلاح حضرت مهدی (علیه‌السّلام) وجود دارد به صراحت از شمشیر سخن می‌گوید؛ از جمله روایاتی که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلم) فرمود:
 
 "و له سیف مغمد فاذا حان وقت خروجه اقتلع ذلک السیف من غمده و انطقه الله عزّوجلّ فناداه السیف اخرج یا ولی الله فلا یحل لک ان تقعد عن اعداء الله فیخرج –
 
 شمشیری که نزد حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است، نزدیکی زمان قیام، با قدرت الهی به سخن درآمده، حضرت را از وقت ظهور آگاه می‌سازد". [۱5]
 
روایات دیگری حکایت می‌کند "و یضع السیف علی عاتقه ثمانیة اشهر هرجا هرجا حتی رضی الله..
 
.حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) برای گسترش عدل و قسط، مدت هشت ماه شمشیر بر شانه خود دارد" [۱6]
 
(که اگر مقصود نماد قدرت بود، تمام دوران قیام و حکومت ذکر می‌شد).
دو. معصومین (علیهم‌السّلام )می‌توانستند از مدلول سلاح-که قدرت و قوت است-یاد کنند. سه. استفاده از سلاح‌های ساده همچون شمشیر-بر خلاف بهره گیری از سلاح‌های پیشرفته-عادلانه بودن مبارزه با آن است.
 
 استفاده از سلاح‌های کشتار گروهی، شایستۀ رهبر آسمانی عدالت گستر نیست؛ چه این که سلاح‌های کشتار جمعی، علاوه بر انسان‌های بی گناه، جانوران و طبیعت را نیز از بین خواهد برد.
 

 حمل شمشیر  برمعنای مجازی و کنایی 

دسته‌ای دیگر بر این اعتقادند که شمشیر در این روایات، کنایه از قدرت و نیروی نظامی است. این گروه، شواهد متعددی بر این ادعا از ادبیات محاوره‌ای ذکر می‌کنند؛
 
 ولی آنچه ایشان را به این قول وادار کرده، پیشرفت روزافزون جنگ افزارها و فناوری دفاعی است. از آن جا که صاحبان این نگرگاه نتوانسته‌اند بین شمشیر و سلاح‌های فوق پیشرفته، نسبتی برقرار کنند، به چنین توجیهی دست زده‌اند.
 
آنان شمشیر را نماد قدرت دانسته، می‌گویند: هر ابزاری که قدرت حضرت را به نمایش بگذارد، می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.
افزون بر آنچه یاد شد، ممکن است گفته شود: با تکامل خارق العاده علم در آن زمان، ممکن است سلاح‌هایی فراهم آید که هرگز در تصور انسان‌های امروز قابل درک نباشد. بنابراین علم آن به اهلش واگذاشته شده است.
 

1- منظور از شمشیر هر نوع سلاحی می تواند باشد

به احتمال زیاد مقصود از شمشیر، قدرت و سلاح های مرسوم روزگار ظهور است؛ زیرا مسلمانان در آن عصر یعنى قبل از هزار سال پیش اسلحه اى به جز شمشیر نداشته و هرگز به ذهن آنها چنین تسلیحاتى خطور نمى کرده است، لذا از اسلحه به شمشیر تعبیر شده است.
 
در این صورت دو احتمال وجود دارد:
الف) اینکه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) نیز به قدرت و اعجاز الهى و یا از راه تسلط بر تسلیحات موجود، از آن تسلیحات بر ضد مخالفان و ظالمان استفاده مى کند.
ب) احتمال دیگر آن است که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) با تسلط بر مراکز تصمیم گیرى و از کار انداختن وسایل جنگى آنها تمام آنها را از راه اعجاز یا طریق عادى از کار مى اندازد.
 

2- قدرت و اعجاز الهی برترین سلاح حضرت (عج)

اینکه امام زمان (عج) نیز به قدرت و اعجاز الهی و از راه تسلّط بر تسلیحات موجود بر ضدّ مخالفان و ظالمان استفاده می‌کند؛
 

3- از کار افتادن سلاحهای مرگبار

احتمال دیگر آن است که امام زمان (عج) با تسلّط بر مراکز تصمیم‌گیری و از کار انداختن وسایل جنگی آن‌ها که با هسته‌های مرکزی ارتباط دارد، تمام آن‌ها را از راه اعجاز یا طریق عادی از کار می‌اندازد؛
 

4- سلاحهای مرگبار توان مقابل با سلاح حضرت را ندارد

مطابق برخی روایات، شمشیرهای اصحاب حضرت از آهن است؛ ولی نه مثل این آهن‌هایی که در دسترس ما قرار دارد؛ بلکه به‌گونه‌ای است.
 
 که اگر یکی از آنان با شمشیر خود بر کوه زند، آن را دو نیم می‌کند و بنا بر تعبیر دیگر، وسیلهٔ دفاعی آنان به‌گونه‌ای است که اسلحهٔ دشمن هرگز بر آن‌ها کارگر نیست.[17]
 
بنابراین ممکن است اسلحه‌ای را که حضرت و یارانش به کار می‌برند، از وسایلی باشد که بتواند همهٔ دستگاه‌های دشمنان را از کار بیندازد؛
 
ولی در مقابل، هیچ دستگاهی بر آن کارگر نباشد؛ همان‌گونه که در این زمان، بشقاب‌پرنده‌ها و اشیای نورانی شناخته نشده را مشاهده می‌کنیم؛
 

5- سلاحهای مرگبار را بکار نمی گیرند

پیروزی عمدهٔ امام زمان (عج) و سیطرهٔ آن حضرت بر جهان از راه اقبال مردمی به سوی ایشان است.
 
 و دیگر از راه ترس و رعبی است که خداوند در قلوب مخالفان و ظالمان قرار می‌دهد تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده، فرار کرده یا تسلیم می‌شوند،.
 
 خصوصاً آنکه در ابتدای ظهور، وقتی مقداری از معجزات حضرت را مشاهده کردند، می‌فهمند که امر او الهی است .
 
و نمی‌توان با مرد الهی مقابله کرد، بدین‌جهت، تسلیم حضرت می‌شوند و گروه اندکی نیز که به مخالفت و مقابله می‌پردازند، نابود می‌شوند؛
 

6- نابود شدن سلاحهای مرگبار قبل از ظهور

از کجا که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج)، این اسلحه خطرناک در اختیار بشر باقی مانده باشد؛
 
زیرا ممکن است که در اثر حوادث و آشوب‌ها و جنگ‌های جهانی که پیش از ظهور آن حضرت، اتّفاق می‌افتد، این اسلحه‌ها نابود شود؛
 

7- عقل مردم در زمان ظهور کامل می شود.

جنگ‌ها و کشتارهای بی‌رحمانه، نتیجهٔ جهل و ضلالت و بی‌خردی بشر است. حال اگر در عصر ظهور، عقل مردم کامل شود، برفرض که سلاح‌های خطرناک در اختیار داشته باشند،.
 
 آن را بر ضدّ یکدیگر به کار نمی‌گیرند و نیروهایی که آن سلاح‌ها را در اختیار دارند، پی به حقّانیت حضرت برده و با ایجاد رعب و وحشت که در دلشان قرار می‌گیرد، از به کار بردن آن بر ضدّ حضرت خودداری می‌کنند.
 

اتمام حجت حضرت مهدی(عج)  قبل از قیام به سیف

منظور از قیام مهدی(عج) به سیف، همان اتکای بر قدرت است؛ برای اینکه گمان نشود که این مصلح بزرگ آسمانی به شکل یک معلم، یا یک واعظ و یا راهنمای مسائل اجتماعی ظاهر می‌شود و رسالت او تنها اندرز دادن مردم است.
 
بلکه او یک رهبر دورنگر و دوراندیشی است که نخست از حربه منطق بهره‌گیری کافی می‌کند و آنجا که گفتار حق سودی نبخشد که در مورد بسیاری از زورگویان و جباران سودی هم نخواهد داد، دست به شمشیر می‌کند؛
 
 یعنی متوسل به قدرت می‌شود و ستمکاران را بر سرجای خودشان می‌نشاند یا در صورت لزوم، وجود کثیفشان را از سر راه برمی‌دارد.
 
 و شک نیست که برای اصلاح گروهی از مردم جز این راهی نیست که گفته‌اند: «الناس لا یفیمهم الا السیف»؛ کار مردم جز با شمشیر راست نشود!
 
و به تعبیر دیگر، او تنها وظیفه‌اش روشنگری و ارائه راه نیست، بلکه وظیفه مهمترش ـ علاوه بر این ـ اجرای قوانین الهی و به ثمر رساندن انقلاب تکاملی اسلام و رساندن به مقصد و ایصال به مطلوب است.
 
برخلاف پندار بعضی کوته‌ فکران که چنین می‌پندارند، او به هنگام قیامش بی‌مقدمه دست به سلاح می‌برد و طبق آن افسانه دروغین «آنقدر خون می‌ریزد که خون به رکابش می‌رسد!» نخست از طریق رهبری فکری و روشنگری در همه زمینه‌ها می‌پردازد.
 
به تعبیرسازی مذهبی «اتمام حجت» می‌کند، آن چنان که هر کس کمتری آمادگی برای پذیرا شدن منطقی آیین حق داشته باشد روشن شود.
 
 و تنها کسانی باقی بمانند که جز از طریق توسل به زور و خشونت اصلاح‌پذیر نیستند.
 
از قرائن روشن می فهمیم که روش او روش پیامبر اسلام(ص) است؛ او 13 سال تمام در مکه به دعوت پنهان و آشکار مشغول بود و آنها که پذیرای حق بودند، گرد او را گرفتند؛
 
 ولی گردنکشان یاغی و زورمند که اکثریت توده نادان را به دنبال خود می‌کشانیدند در برابرش بپا خاستند و او به ناچار به مدینه آمد.
 
 و با تشکیل حکومت اسلامی و فراهم ساختن قدرت، در برابر آن‌ها ایستاد و راه خود به سوی یک دعوت عمومی گشود.
 
گرچه در زمینه دعوت اسلام نیز سمپاشی زیاد شده که آیین شمشیر است، ولی بهترین سندی که امروز در برابر آنها در دست است و خوشبختانه نتوانسته‌اند آن را بپوشانند یا از میان ببرند همین قرآن است.
 
اگر چهره اسلام یک چهره توسل به خشونت و زور بود، در قرآن برای اثبات حقایق این همه استدلال نمی‌شد؛
 
این همه در موضوع خداشناسی و معاد دو اصل اساسی اسلام تکیه روی دلایل گوناگون نمی‌شد؛ این همه متفکران و صاحبان عقل و اندیشه را به داوری نمی‌طلبید؛
 
 این همه سخن از علم و دانش نمی‌گفت؛ یک رژیم خشن نظامی استدلال نمی‌فهمد و حتی به هنگام توسل به زور نیز موضع خود را با دلایل منطقی به عنوان یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر مشخص می‌سازد.
 
به هر حال، او در این روش همانند پیامبر(ص) عمل می‌کند، به اضافه اینکه در عصر او سطح افکار عمومی بالاتر آمده و توسل به منطق ضرورت بیشتری دارد، همان‌گونه که در برابر خشونت روزافزون گردنکشان زورگو، خشونت لازم است.
 
مسلماً انقلاب او در پاره‌ای از قسمت‌ها یک انقلاب خونین خواهد بود و خون‌های کثیف کالبد جامعه بشری با تیغ او بیرون خواهد ریخت .
 
و در هیچ جامعه فاسدی جز از این راه اصلاحات بنیادی مایه نخواهد گرفت؛ ولی مفهوم این سخن آن نیست که او بی‌حساب خون می‌ریزد و بی‌دلیل می‌کشد؛ درست همانند طبیبی است که در خون گرفتن از کالبد بیمار نهایت دقت را به عمل می‌آورد!
 

پاسخ روایی و حدیثی

در منابع حدیث تعبیرات جالبى دیده مى‌شود که بطور ضمنى پاسخ رسا و روشنى براى سؤالات فوق در بر دارد؛ از جمله:١ـ از امام صادق(ع) چنین نقل شده:انّ قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها واستغنى العباد من ضوء الشّمس[18]
هنگامى که قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن مى‌شود و بندگان خدا از نور آفتاب بى‌نیاز مى‌شوند!
 
از این تعبیر چنین بر مى‌آید که مسأله‌ی نور و انرژى آنچنان حل مى‌شود که در روز و شب از پر قدرت‌ترین نورها که مى‌تواند جانشین نور آفتاب گردد، بهره‌گیرى مى‌کنند.
 
آیا باز باید به این موضوع شکل اعجاز دهیم در حالى که برنامه‌ی زندگى روزمرّه ـ آنهم بطور مستمر ـ باید بر سنن طبیعى دور بزند، نه بر اعجاز؛
 
 که اعجاز یک امر استثنائى و براى موارد ضرورى و فوق‌العاده است آنهم در مسیر اثبات حقّانیّت دعوت نبوّت یا امامت.
 
و به هر حال، در عصر هیچ پیامبرى زندگى عادى مردم بر اساس اعجاز جریان نداشته است؛ بنابراین، تکامل علوم و صنایع به حدّى خواهد رسید.
 
 که مردم با رهبرى آن رهبر بزرگ قادر به کشف منبع نور و انرژى فوق‌العاده‌اى که حتّى مى‌تواند جانشین نور خورشید گردد، مى‌شوند.
 
و آیا در چنین اوضاع و شرایطى سلاح مردم براى تأمین صلح و آزادى و عدالت مى‌تواند از نوع سلاحهاى قرون پشین باشد و اصولاً تناسبى در میان این دو وجود دارد؟
 
٢ـ در حدیث دیگرى از ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل شده:انّه اذا تناهت الامور الى صاحب هذا الامر رفع الله تبارک و تعالى لَه کلَّ منخفض من الأرض، و خفّض له کلَّ مرتفع حتّى تکون الدّنیا عنده بمنزلة راحته، فایّکم لو کانت فى راحته شعرة لم یبصرها[19]
 
هنگامى که کارها به صاحب اصلى ولایت (مهدى(ع)) برسد خداوند هر نقطه‌ی فرو رفته‌اى از زمین را براى او مرتفع، و هر نقطه‌ی مرتفعى را پایین مى‌برد .
 
آنچنان که تمام دنیا نزد او بمنزله‌ی کف دستش خواهد بود! کدامیک از شما اگر در کف دستش موئى باشد آن را نمى‌بیند!
 
امروز با نصب وسائل فرستنده بر فراز کوهها، کمک به انتقال تصویرها به نقاط مختلفى از جهان مى‌کنند .
 
و حتّى از ماهواره‌ها نیز استفاده کرده مناطق وسیعترى را زیر پوشش انتقال تصویر قرار مى‌دهند؛ تا همه‌ی کسانى که دستگاههاى گیرنده در اختیار دارند بتوانند از آن استفاده کنند.
 
ولى عکس این موضوع لااقل در حال حاضر عملى نیست؛ یعنى، تصویرها را از یک نقطه به نقاط مختلف جهان مى‌توان منتقل ساخت ولى از همه‌ی نقاط نمى‌توان به یک نقطه انتقال داد.
 
 مگر این که در هر شهر بلکه در هر خانه، و در هر بیابان و کوه و صحرا و در هر گوشه‌اى از دنیا دستگاههاى مجهّز فرستنده نصب گردد، تا بتوان از همه‌ی جهان آگاه شد و چنین چیزى با وسائل کنونى غیر ممکن است.
 
امّا از حدیث فوق چنین برمى‌آید که در عصر قیام مهدى(ع) یک سیستم نیرومند و مجهّز براى انتقال تصویرها به وجود مى‌آید که شاید تصوّر آنهم امروز براى ما مشکل باشد،
 
 آنچنان که تمام جهان بمنزله‌ی کف دست خواهد بود؛ نه موانع مرتفع، و نه گودى زمینها؛ مانع از رؤیت موجودات روى زمین نخواهد شد!
 
بدیهى است بدون یک چنین سلطه‌ی اطّلاعاتى بر تمام کره‌ی زمین، حکومت واحد جهانى و صلح و امنیّت و عدالت، به گونه‌ی همه جانبه، و سریع و جدّى، امکان‌پذیر نخواهد بود؛ و خداوند این وسیله را در اختیار او و تشکیلات حکومتش قرار مى‌دهد.
باز تکرار و تأکید مى‌کنم که این‌گونه امور که با زندگى روزمرّه‌ی مردم سر و کار دارد بسیار بعید است که بر پایه‌ی اعجاز صورت گیرد بلکه باید از طرق اسباب عادى و طبعاً بر اساس پیشرفت علم و صنعت باشد.
 
این نیز روشن است که این واحد اطّلاعاتى پیشرفته، نمى‌تواند در یک جامعه‌ی ظاهراً عقب افتاده بود باشد بلکه به موازات آن باید سایر بخشهاى زندگى نیز به همان نسبت پیشرفته باشد، در همه‌ی زمینه‌ها و در همه شؤون، و حتّى نوع سلاحها.
 
3. با توجه به قراینی که در روایات آمده است، قیام با شمشیر، به معنای قهر و سلطه است، چنان که قرآن در آمادگی مسلمانان در مقابل دشمنان می فرماید:
 
 "هر چه توانایى دارید در برابر دشمنان از نیرو و قدرت و اسبهاى ورزیده براى جنگ با دشمن آماده سازید تا بدین وسیله دشمنان خدا و خود را بترسانید".[19]
 
مفسران در تفسیر "من قوة" گفته اند که منظور از قوت هر نوع سلاحی است که انسان به وسیله آن تقویت شود و بر دشمن حمله نماید. خواه نیزه، و خواه موشک، و... باشد.
 
 شاید سبب بکار بردن کلمه (قُوَّةٍ) یعنى نیرو، این باشد که شامل هر نوع اسلحه و نیروى جنگى و دفاعى که تا قیامت ساخته می شود بشود؛
 
چون در زمان نزول قرآن بزرگ ترین مظهر و مصداق نیرو و قدرت جنگى، اسب هاى جنگی بوده که آیه به آنها تصریح نموده است.
  
همچنین استفاده از اسب در قیام حضرت، نیز معنای کنایی دارد؛ زیرا در روایتی که از امام صادق (ع) نقل شد، آمده است که فرشتگانی که در بدر حاضر بودند، سوار بر اسبانی به کمک حضرت می آیند که مراد قدرت خدایی است.
 
4. از آن جا که پیامبران و اولیای الاهی در انتقال معارف، موظف بودند تا با مردم به مقدار فهم آنان سخن بگویند، در مورد قیام حضرت نیز این گونه بیان شده است؛ یعنی مقدار فهم مردم از ابزار جنگی را در نظر گرفته است.
 
امام صادق (ع) می فرماید: رسول خدا (ص) با مردم به اندازه عقل آنان سخن گفته، و سپس گفت: رسول خدا (ص)فرمود: ما گروه پیامبران دستور داریم که با مردم به اندازه عقل آنان سخن بگوییم.[20]
 
 نابر این، وسایل جنگی چون در آن زمان منحصر در اسب و شمشیر بوده و هنوز سلاح های جدید کشف نشده بود و چون تصوری از سلاح های جدید، در ذهن مردم نبوده، قیام حضرت این گونه ترسیم شده است.
 
وانگهی بر اساس آنچه در منابع اسلامی آمده است، اختیارات و امکاناتی که خداوند به امام زمان (عج) داده، منحصر در اسب و شمشیر نیست،
 
تا این شبهه پیش آید که چگونه می شود با چنین امکانات اندکی، با سلاح های پیشرفته امروز مقابله کرد. با قراینی که در روایات آمده است،
 
چه بسا ابزار امروزی، در راستای پیشبرد اهداف حضرت به کار گرفته شود زیرا؛ اراده خداوند بر این امر استوار گشته است،
 
 که توسط ایشان حکومت عدل در سراسر گیتی بر پا شود و خداوند کاری را که بخواهد انجام می دهد و اسباب و مسببات مربوط به امور عادی بشر است.
 
5. نکته پایانی این که در جهان امروز که با پیشرفت علم همه گونه ابزار جنگی در اختیار مردم است، در برخی از کشورها هنوز برای برقراری نظم، از امکانات ابتدایی؛
 
مانند اسب و شمشیر استفاده می کنند، از این رو بعید نیست که در زمان ظهور امام زمان، اسب و شمشیر به عنوان نماد سلاح های زمان پیامبر (ص) در کنار سلاح های پیشرفته، مورد استفاده قرار گیرد.

نتیجه:
پس به طور کلی تعابیری مختلفی از شمشیر در پاسخ به این سوال وارد شده است که: آیا امام زمان(عج) با شمشیر قیام خواهد کرد؟
 
1- برخی می‌گویند: اگر چه حضرت با شمشیر قیام می‌کند، خداوند سبحانه و تعالی در آن شمشیر قدرت و اعجازی نهفته است که تمام سلاح‌های موجود را مقهور نیروی خود می‌سازد.
 
۲- دسته دیگر می‌گویند: خداوند در عصر ظهور، تمام تسلیحات پیشرفته را از کار انداخته، مردم به ناگزیر در جنگ، از همان سلاح‌های ابتدایی (یعنی شمشیر و مانند آن) استفاده می‌کنند؛ بنابراین حضرت مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) با همان شمشیر می‌جنگد.
 
۳- همۀ اسلحه‌ها در اختیار حضرت قرار می‌گیرد؛ ولی از آن جا که استفاده از آن‌ها به ناگزیر ستمگرانه نیز خواهد بود، حضرت فقط از سلاح شمشیر بهره خواهد برد.
 
۴- برخی دیگر گفته‌اند: به سبب جنگ‌های خونین فراوانی که در آستانه ظهور به وقوع می‌پیوندد، تمام سلاح‌های پیشرفته از بین خواهد رفت و از آن پس در جنگ فقط از ابزارهای ساده استفاده می‌شود.
 
5- منظور از قیام مهدى(علیه السلام) به سیف، همان اتّکاى بر قدرت است؛ براى اینکه چنین گمان نشود که این مصلح بزرگ آسمانى به شکل یک معلم، یا یک واعظ، و یا راهنماى مسائل اجتماعى ظاهر مى شود و رسالت او تنها اندرز دادن مردم است.
 
بلکه او یک رهبر دورنگر و دور اندیشى است که نخست از حربه منطق بهره گیرى کافى مى کند، و آنجا که گفتار حق سودى نبخشد که در مورد بسیارى از زورگویان و جبّاران سودى هم نخواهد داد،
 
دست به شمشیر مى برد یعنى، متوسّل به قدرت مى شود و ستمکاران را بر سرجاى خودشان مى نشاند؛ یا در صورت لزوم، وجود کثیفشان را از سر راه بر مى دارد؛ و شک نیست که براى اصلاح گروهى از مردم جز این راهى نیست .
 
و به تعبیر دیگر، او تنها وظیفه اش روشنگرى و ارائه راه نیست بلکه وظیفه مهمترش ـ علاوه بر این ـ اجراى قوانین الهى و به ثمر رساندن انقلاب تکاملى اسلام و رساندن به مقصد و ایصال به مطلوب است.
 
پی نوشت:
1. ر.ک: ص ۷۸ ح ۱۶۷۸.
2. ر.ک: ص ۸۰ ح ۱۶۸۱.
3. ر.ک: ص ۸۲ ح ۱۶۸۲ .
4. ر.ک: ص ۸۶ ح ۱۶۸۵ (شرح نهج البلاغة).
5. ر.ک: ص ۸۰ ح ۱۶۸۰.
6. نمل (16)آیه 1.
7. محمد بن ابراهیم نعمانى، کتاب الغیبه، ص 234 و 243.
8. همان، باب 15، ص 283 - 285؛ بحار الانوار، ج 52، ص 9 - 357.
9. حسن بن محمد ولى ارومیه‏اى، مهدى موعود (ترجمه ج 13 بحار)، ص 323.
10. ناصر مکارم شیرازى، حکومت جهانى مهدى، ص 281، با تلخیص.
11. ابراهیم امینى، دادگستر جهان، ص 316، با تلخیص.
12. حسن بن محمد ولى، ارومیه‏اى، مهدى موعود، ج 2، ص 359.
13. گردآوری از کتاب: حکومت جهانی مهدی(عج)، آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى، انتشارات نسل جوان‏، قم، 1390 ش، نوبت هشتم، ص 244.
14. مجلسی، محمد باقر، «بحارالانوار»، ج ۵۱، ص ۲۱۸.
۱5.شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۶۸.   
۱6.محمد بن إبراهیم، نعمانی، الغیبة، ص۱۶۴، ح ۵.     .
17. صفّار، محمّد بن حسن، «بصائر الدّرجات فی فضائل آل محمّد علیهم‌السلام»، ص ۱۴۱.
18. بحار، ج ١٣، چاپ قدیم، صفحه‌ی ١٧٦.
19. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ۳۲۸.
20. الأنفال، 60.
21. الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج1، ص23، ح 15، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365ش.
 
منابع:
https://pasokhgo.valiasr-aj.com/porseman/showquestion.php?code=19934
https://www.beytoote.com/religious/sundries/will2-emerge-weapon.html
https://www.makarem.ir/maaref/fa/article/index/321037
https://makarem.ir/maaref/fa/article/index/411375
https://www.farsnews.ir/news/13950513000971
https://www.islamquest.net/fa/archive/fa14264
https://golestanekeshmiri.ir/kashkolemahdaviyat
https://www.mashreghnews.ir/news/606814
https://hawzah.net/fa/Article/View/108421
 https://fa.wikifeqh.irقیام امام زمان با شمشیر
https://www.pasokhgoo.ir/node/722
https://fa.wikifeqh.irسلاح امام مهدی
https://hedayatgar.ir/fa/news/
https://hadith.net/post/53070