خوشنویسی از غرب تا شرق عالم
خَط و سپس خط خوش مشهور به هنر خوشنویسی هنر یا وسیلهای برای ثبت و نوشتن اندیشهها با استفاده از نشانهها است که به چشم آشنا باشد و دیده شود. در واقع، بشر از زمانی که خواست آنچه را میاندیشد نقش کند، به جهان خط و نگارش، گام نهاد. امروزه خط لاتین پر استفادهترین و شناخته شدهترین خط در جهان است.
خوشنویسی از غرب تا شرق عالم
خَط و سپس خط خوش مشهور به هنر خوشنویسی هنر یا وسیلهای برای ثبت و نوشتن اندیشهها با استفاده از نشانهها است که به چشم آشنا باشد و دیده شود. در واقع، بشر از زمانی که خواست آنچه را میاندیشد نقش کند، به جهان خط و نگارش، گام نهاد. امروزه خط لاتین پر استفادهترین و شناخته شدهترین خط در جهان است.
پیدایش خط در میان جوامع بشری آنقدر اهمیت دارد که آن را مبنای شروع تاریخ قرار دادهاند و سرگذشت انسان پیش از اختراع خط را دوران «پیشا تاریخی» یا پیش از تاریخ میخوانند. در این میان، جوامع و تمدنهای مختلف سعی کردهاند شیوه نگارش مختص به خود را داشته باشند و آن را با هنر درآمیزند که حاصلش خوشنویسی شد.
خط هنری برای ثبت و نوشتن اندیشهها
خط وسیله یا هنری است برای ثبت و نوشتن اندیشهها با استفاده از نشانهها. خواجه حافظ شیرازی میگوید: خط زبان دست است و حافظ افکار و آثار.
بی تردید یکی از مهمترین و شاید شگفت انگیزترین ابداعات انسان در هزاره ی سوم پیش از میلاد ییدایش خط است و تاریخچه پیداش آن فرایند پیچیده ای دارد.
ثبت اسناد به وسیله خط
احتمالا اولین تلاشهای بشر برای ثبت اسناد، نقاشیهای درون غارها بوده است، که دست کم بیست هزار سال قدمت دارند و ی نشانههای سفالی که ده هزار سال از عمر آن میگذرد.
این کارها غالباً از نخستین ابداعات انسانها در نوشتار به شمار میآیند، گرچه از دید زبان شناسان با توجه به تعریفی که از خط ارائه میدهند این نشانهها داری ویژگیهای یک نظام نوشتاری نیستند.
خط بر اساس نیازیهای مختلف اختراع شد
در آن زمان تلاش انسان برای یافتن نوشتار، مربوط به نگه داشتن محاسبه فعالیت های کشاورزی و دامداری بودهاست. خط بر اساس نیازی اقتصادی و بازرگانی و حکومتی و ارتباط با مللها برای ثبت اموال معابد اختراع شد.
نوشتار، نخستین تلاش انسان برای ثبت دارایی خود نبود، زیرا پیش از خط و نوشتار استفاده از چوب خط، ژتونهای گلی، سنگی و موارد مشابه رواج داشت. این سیستمها همچنان پس از اختراع خط نیز استفاده می شدند (مانند استفاده از چرتکه در عصر رایانه). ژتونها معمولا سفالی بودند و به شکلهای مختلف کره، مکعب یا مخروط ساخته میشدند.
اولین نمونههای ژتون را می توان در ده هزار سال پیش از میلاد یافت. در ابتدا از ژتونهای ساده استفاده می شد، اما بعدها برای ژتونها پاکتهای سفالی ساختند و به مقصد ارسال میکردند.
دریافت کننده با شکستن بسته بندی سفالی می توانست ژتونهای درون آنرا بشمارد. در سومر به ژتون، سنگ می گفتند و تا هزاره دوم پیش از میلاد از آن استفاده می کردند. این ژتونها در ایران نیز رواج داشتند.
در واقع، از زمانی که انسان خواست آنچه را میاندیشد نقش کند، گام به جهان خط و نگارش نهاد.
نخستین کتابت در جنوب بینالنهرین
گرچه پیدایش خط و کتابت نخستین بار در نیمهٔ دوم هزارهٔ چهارم پیش از میلاد، در جنوب بینالنهرین و توسط کاتبان و دبیران سومری محقق شد، اما گسترش و تکامل آن به آغاز هزارهٔ سوم پیش از میلاد برمیگردد. برخی حتی بر این نظرند که خط هیروگلیف مصری، همزمان و برگرفته از خط تصویری سومری بهوجود آمده است.
سومریان، کهنترین ساکنان شناخته شدهٔ جنوب بینالنهرین - قومی متمدن و پیشرفته بودند. آنان از نژاد سامی نبودند و با عنوان ساکنان غیرسامی بینالنهرین از ایشان یاد میکنند. برخی این احتمال را میدهند که از کنار دریا به این منطقه مهاجرت کرده باشند. رد پای آنها از اواخر هزارهٔ چهارم پیش از میلاد در بینالنهرین دیده میشود.
علم نجوم، تقسیم ساعت به ۶۰ دقیقه و دقیقه به ۶۰ ثانیه، مسائل هندسی و اوزان، میراثهای گرانبهایی هستند که این قوم برای آشوریها و بابلیها بر جای گذاشتند. سومریها چون پیوندی با همسایگانشان نداشتند از میان رفتند یا جذب اقوام سامی شدند.
خوشنویسی در جهان غرب
منظورمان از خوشنویسی غربی، خوشنویسی در جهان غرب است که بیشتر حروف لاتین در آن استفاده میشود. تغییر و تحولات بسیار زیادی در جهان غرب رخ داده است که اینگونه امروزه میتوانیم سبکهای مختلفی از خوشنویسی را در آثار خود به کار ببریم. قبل از اینکه وارد دنیای خوشنویسی شویم باید بدانیم حروف الفبای لاتین چگونه ابداع شد.
گفته میشود اولین الفبای غربی در حدود 1200 سال قبل از میلاد در فنیقیه تکامل یافت. این الفبا در قرن هشتم قبل از میلاد توسط یونانیها اقتباس شد. بهتدریج فرم نوشتاری آنها به اتروسکها (مردمانی که در ایتالیا باستان زندگی میکردند) و سپس به رومیها رسید. تمامی حروف الفبای بعد از آن از اصول خط رومی سرچشمه میگیرد. میتوان گفت خط رومی اساس و پایه خوشنویسی غربی است.
خوشنویسی غربی، هنر نوشتاری زبان لاتین و تا اندازه ای زبان های یونانی و سیریلیک است. هر چند ریشه خوشنویسی غربی را باید در یونان و روم باستان جستجو کرد، اما کلیسا بیشترین نقش را در توسعه آن داشت. نسخه نویسی از روی عهد عتیق و جدید سبب شد تا کلیسا خوشنویسی را به کار بندد. با وجود این، خوشنویسی در اروپا یک هنر فرعی و وابسته به کتابخانه ها و محافل مذهبی بود، تا جایی که واژه خوشنویسی (Calligraphy) در غرب از قرن پانزدهم میلادی وارد دایره لغات فرهنگ های لاتینی شد و تنها پس از قرن نوزدهم به عنوان یک اصطلاح شناخته شده مطرح شد.
همان زمان ها یوهان گوتنبرگ صنعت چاپ را براساس حروف چینی گوتیک راهبان اختراع کرد. این تکنیک جدید چاپ شغل و حرفه راهبان را مورد تهدید قرار داد. اگر چه همزمان با رواج و رونق گرفتن انواع هنرها در طول دوره رنسانس اروپا هنر خوشنویسی همچنان مورد تقاضای زیادی بود. با این همه، پس از آن هنر خوشنویسی در اروپا رو به افول بود. ویلیام موریس شاعر و هنرمند بریتانیایی قرن 19 با ابداع قلم هایی با نوک هایی جدید توانست هنر خوشنویسی را به جایگاه گذشته خود بازگرداند.
خوشنویسی لاتین یکی از قدیمیترین و تأثیرگذارترین سبکهای خوشنویسی در جهان غرب است. این هنر با توجه به تغییرات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیکی طی قرون مختلف تکامل یافته است.
برخی از سبکهای مهم خوشنویسی لاتین عبارتند از:
Uncial: این سبک در حدود قرن چهارم میلادی توسعه یافت و با حروف بزرگ و منحنی مشخص میشود. Uncial به دلیل خوانایی بالا، در نوشتن کتابهای مقدس و متون رسمی بسیار محبوب بود.
Carolingian: در قرن هشتم و نهم میلادی، به ویژه در دوران شارلمانی، سبک Carolingian Minuscule توسعه یافت. این سبک با حروف کوچک و فاصلههای منظم بین کلمات و خطوط، باعث تسهیل در خواندن متون شد.
Gothic: سبک Gothic در قرون وسطی (حدود قرن دوازدهم تا پانزدهم) رواج یافت. این سبک با خطوط عمودی بلند و زاویههای تیز شناخته میشود و در کتابهای مذهبی و اسناد رسمی مورد استفاده قرار میگرفت.
Italic: این سبک در دوره رنسانس (قرن پانزدهم) توسعه یافت و با خطوط مایل و روان مشخص میشود. Italic به دلیل زیبایی و سرعت در نوشتن، به سرعت در اروپا محبوبیت پیدا کرد.
Copperplate: در قرن هجدهم میلادی، سبک Copperplate به دلیل زیبایی و دقت بالا در خطوط منحنی و نازک و ضخیم، بسیار مورد توجه قرار گرفت. این سبک بیشتر در نوشتن اسناد تجاری و رسمی کاربرد داشت.
خوشنویسی هندی
خوشنویسی از زمان های دور در هند مرسوم بوده است. بیشتر متون خوشنویسی شده در هند، به متون سانسکریت باستان یا هندوئیسم و متون آیین های چین و بودایی یا به خوشنویسان ایرانی و پیروان آنها تعلق داشته است. خوشنویسی های سانسکریت که بر برگ پالم نوشته می شد به مناطق مختلفی ازجمله بالی فرستاده می شد.
تاثیر خوشنویسی و زبان فارسی را بر خوشنویسی هندی نمی توان انکار کرد تا آنجا که بر متون کلاسیک و افسانه های هندی چون رامایانا نیز تاثیر گذاشت. از اواسط سده دهم هجری مهاجرت شاعران و خوشنویسان ایرانی به شبه قاره هند افزایش یافت و در سده یازدهم هجری به اوج خود رسید.
از سده شانزدهم میلادی، سیک ها نقش مهمی در تاریخ خوشنویسی هند داشته اند. آنها متون مقدس خود را خوشنویسی می کردند. در این میان، می توان به گورو گرانت صاحب از رهبران مذهب سیک اشاره کرد که کتاب های مذهبی سیک را خوشنویسی و تذهیب می کرد.
خوشنویسی هندی، به خوشنویسی متون سانسکریت و دیگر زبانها و خطهایی گفته میشود که در هند مرسوم بوده و هست. بیشتر متون خوشنویسیشده در هند، متعلق به خوشنویسان ایرانی یا پیروان آنها، متون سانسکریت باستان یا هندوئیسم و متون آیینهای جین یا جَینیسم (یکی از دینهای هندی است) و بوداگرایی است.
درباره خوشنویسی هندی گفته شده:
"فرمانهای آشوکا (۲۶۵-۲۳۸ پیش از میلاد) بر روی سنگ نبشته میشدند. این نوشتهها مستقیم و زاویهدار بودند.
پس از سبک آشوکا، دو سبک جدید خوشنویسی هندی پدید آمد: خاروستی و براهمی. خاروستی در شمالغربی هند در سده سوم تا چهارم میلادی بکار گرفته میشد و تا سده هشتم در آسیای مرکزی کماکان بکار میرفت. از صفحههای مسی نیز در نوشتههای هندی بسیار استفاده میکردند.
در سده دوم میلادی در شمال هند از پوست درخت غان برای نوشتهها استفاده میشود. نوشتههای هندی زیادی بر برگ درختان پالم و بعدها کاغذ (از سده سیزدهم) باقی ماندهاند. از هر دو طرف برگ برای نوشتن استفاده میکردند و کتاب را با رشتههایی به هم میبستند. این چنین کتابهایی در آسیای جنوبشرقی معمول بود. برگ پالم برای نوشتن سطحی عالی پدید میآورد."
نوشتههای هندی از طریق بازرگانان، راهبان و نظامیان به کشورهای آسیای جنوبشرقی برده شد که بر زبان و خط آنها تأثیر زیادی بر جای گذاشت؛ از جمله بر ساختار درونی، نحوه قرارگیری سیلابها و ارائه حروف و همچنین جهت نوشتن (چپ به راست). خوشنویسیهای سانسکریت که بر برگ پالم نوشته میشد به مناطق مختلفی از جمله بالی فرستاده میشد.
تاثیر خوشنویسی و زبان فارسی در دوره حکومت مغولان در هند بر خوشنویسی هندی را نمیتوان انکار کرد تا آنجایی که بر متون کلاسیک و افسانههای هندی چون رامایانا نیز تأثیر گذاشت. بسیاری از پادشاهان امپراتوری مغولی هند از جمله نصیرالدین همایون و اکبر کبیر خوشنویسان ایرانی زیادی را در بارگاه خود گرد آوردند.
از اواسط سدۀ دهم هجری مهاجرت شاعران و خوشنویسان ایرانی به شبه قاره نمود افزایش یافت و در سده یازدهم هجری به اوج خود رسید. از جملۀ عوامل مهاجرت خوشنویسان در ربع دوم سدۀ یازدهم هجری، کشته شدن میرعماد قزوینی به اشارۀ شاه عباس صفوی بود که باعث دلسردی و مهاجرت بسیاری از شاگردان او شد. (از جمله عبدالرشید دیلمی)
نوشته عربی قطب منار در خط کوفی که با سبد و تاجگل تزیین شده نشاندهنده تأثیر سنتهای هندو و جینیسم بر خوشنویسیهای فارسی و عربی است. از سده شانزدهم میلادی،دین سیکها نقش مهمی در تاریخ خوشنویسی هند داشته چون سیکها متون مقدس خود را خوشنویسی میکردهاند. گورو گرانت صاحب کتابهای دین سیک را خوشنویسی کرده و با تذهیب زیبا میکرد. نسخهای از شیکشاپاتری که در آکسفورد نگهداری میشود نمونه زیبایی از خوشنویسی سانسکریت است.
خط و خوشنویسی گرجی
خط گُرجی یکی از ۱۴ دبیره موجود در جهان، و مخصوص نوشتن زبان گرجی و دیگر زبانهای کارتولی است. این خط به عنوان یکی از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو شناخته شده است.
این سامانهٔ نوشتاری شامل سه الفبای همارز است که عبارتاند از: آسُمْتاوْرولی، نوسْخوری و مْخِدْرولی، که امروزه فقط مخدرولی مورد استفادهٔ رسمی و وسیع قرار دارد.
قدیمیترین کتیبهٔ کشفشده از زبان گرجی، نوشتهشده به نخستین الفبای گرجی، یعنی آسُمتاوْرولی و مربوط به سدهٔ یکم پیش از میلاد است.
تاریخچه خط و خوشنویسی گرجی
خط گرجی یکی از قدیمیترین دبیرههای جهان است. با استناد به کتاب باستانی «سرگذشت کارتلی»، خط گرجی به وسیلهٔ پارناواز یکم پادشاه گرجستان باستان اختراع شدهاست.
یکی از قدیمیترین سنگنبشتههای گرجی به وسیلهٔ کوربو باستانشناس ایتالیایی در فلسطین کشف شدهاست و تاریخ کتابت آن در حدود سال ۴۳۳ میلادی تعیین گردیدهاست؛ و یکی دیگر از قدیمیترین سنگنبشتههای گرجی بر دیوار کلیسای بولنیسی واقع در جنوب گرجستان وجود دارد و تاریخ کتابت آن به سال ۴۹۲ میلادی تخمین زده شدهاست. در اکتشافات اخیر در ایالت کاختی گرجستان نیز اشیایی به دست آمدهاست که در حدود ۱ قرن پیش از میلاد مسیح بر روی آنها جملات کوتاهی با الفبای گرجی نوشته شدهاست.
الفبای گرجی چه در قرون گذشته و چه در عصر حاضر تنها الفبایی است که توسط گرجیها مورد استفاده قرار گرفتهاست ولی حوزهٔ استفاده از آن دربعضی موارد از مرزهای گرجستان هم فراتر رفتهاست. غیر از خود گرجیها الفبای گرجی در قرون وسطی مورد استفاده بعضی از ساکنان شمال قفقاز قرار گرفتهاست مثلاً در داغستان، چچن و اینگوشتیا، سنگ مقبرهها و کتیبههای متعددی وجود دارد که به زبان گرجی نوشته شدهاست.
تغییر و تطور الفبای گرجی
متون و آثار ادبی و تاریخی گرجی، با سه نوع الفبا دیده میشود که هر یک دارای شکل منحصر به خود و تکمیلکننده الفبای قبلی برای تسریع در نوشتن است. این سه نوع الفبا عبارتند از:
آسُمْتاوْرولی
نوسْخوری
مْخِدْرولی
حروف آسومتاورولی
حروف آسومتاورولی از سدهٔ اول پیش از میلاد مسیح تا سدهٔ نهم میلادی کاربرد داشته، از نظر شکل خیلی ساده بوده و از دایره، نیم دایره و خط راست تشکیل شدهاست. دارای اندازه برابر بوده و در یک خط نوشته میشدهاست که از سدهٔ نهم میلادی، به تدریج الفبای «نوسخوری» جایگزین آن شده، هرچند بعد از آن نیز حروف آسومتاورولی بر سردر کلیساها، آثار تاریخی و در مکاتبات مهم کشوری به عنوان سرتیتر دیده شدهاست.
حروف نوسخوری
حروف نوسخوری از سدهٔ هشتم میلادی در متون و آثار ادبی و تاریخی دیده میشود که در چهار خط، با اندازههای مختلف، به صورت شکسته و به هم چسبیده و سریع نوشته میشود. این نوع الفبا تا سدهٔ یازدهم میلادی، همراه با الفبای «مخدرولی» دیده میشود.
حروف مخدرولی
حروف مخدرولی از سدهٔ یازدهم میلادی در متون گرجی دیده میشود و فرم پیشترفتهٔ «نوسخوری» است. در چهار خط، در اندازههای مختلف و ترسیم آن به شکل منحنی میباشد. در ابتدا از این الفبا فقط در متون دولتی و نظامی استفاده میشد، و در متون و اماکن مذهبی، «آسومتاورولی» و «نوسخوری» کاربرد بیشتری داشتند.
خَط و سپس خط خوش مشهور به هنر خوشنویسی هنر یا وسیلهای برای ثبت و نوشتن اندیشهها با استفاده از نشانهها است که به چشم آشنا باشد و دیده شود. در واقع، بشر از زمانی که خواست آنچه را میاندیشد نقش کند، به جهان خط و نگارش، گام نهاد. امروزه خط لاتین پر استفادهترین و شناخته شدهترین خط در جهان است.
پیدایش خط در میان جوامع بشری آنقدر اهمیت دارد که آن را مبنای شروع تاریخ قرار دادهاند و سرگذشت انسان پیش از اختراع خط را دوران «پیشا تاریخی» یا پیش از تاریخ میخوانند. در این میان، جوامع و تمدنهای مختلف سعی کردهاند شیوه نگارش مختص به خود را داشته باشند و آن را با هنر درآمیزند که حاصلش خوشنویسی شد.
خط هنری برای ثبت و نوشتن اندیشهها
خط وسیله یا هنری است برای ثبت و نوشتن اندیشهها با استفاده از نشانهها. خواجه حافظ شیرازی میگوید: خط زبان دست است و حافظ افکار و آثار.
بی تردید یکی از مهمترین و شاید شگفت انگیزترین ابداعات انسان در هزاره ی سوم پیش از میلاد ییدایش خط است و تاریخچه پیداش آن فرایند پیچیده ای دارد.
ثبت اسناد به وسیله خط
احتمالا اولین تلاشهای بشر برای ثبت اسناد، نقاشیهای درون غارها بوده است، که دست کم بیست هزار سال قدمت دارند و ی نشانههای سفالی که ده هزار سال از عمر آن میگذرد.
این کارها غالباً از نخستین ابداعات انسانها در نوشتار به شمار میآیند، گرچه از دید زبان شناسان با توجه به تعریفی که از خط ارائه میدهند این نشانهها داری ویژگیهای یک نظام نوشتاری نیستند.
خط بر اساس نیازیهای مختلف اختراع شد
در آن زمان تلاش انسان برای یافتن نوشتار، مربوط به نگه داشتن محاسبه فعالیت های کشاورزی و دامداری بودهاست. خط بر اساس نیازی اقتصادی و بازرگانی و حکومتی و ارتباط با مللها برای ثبت اموال معابد اختراع شد.
نوشتار، نخستین تلاش انسان برای ثبت دارایی خود نبود، زیرا پیش از خط و نوشتار استفاده از چوب خط، ژتونهای گلی، سنگی و موارد مشابه رواج داشت. این سیستمها همچنان پس از اختراع خط نیز استفاده می شدند (مانند استفاده از چرتکه در عصر رایانه). ژتونها معمولا سفالی بودند و به شکلهای مختلف کره، مکعب یا مخروط ساخته میشدند.
اولین نمونههای ژتون را می توان در ده هزار سال پیش از میلاد یافت. در ابتدا از ژتونهای ساده استفاده می شد، اما بعدها برای ژتونها پاکتهای سفالی ساختند و به مقصد ارسال میکردند.
دریافت کننده با شکستن بسته بندی سفالی می توانست ژتونهای درون آنرا بشمارد. در سومر به ژتون، سنگ می گفتند و تا هزاره دوم پیش از میلاد از آن استفاده می کردند. این ژتونها در ایران نیز رواج داشتند.
در واقع، از زمانی که انسان خواست آنچه را میاندیشد نقش کند، گام به جهان خط و نگارش نهاد.
نخستین کتابت در جنوب بینالنهرین
گرچه پیدایش خط و کتابت نخستین بار در نیمهٔ دوم هزارهٔ چهارم پیش از میلاد، در جنوب بینالنهرین و توسط کاتبان و دبیران سومری محقق شد، اما گسترش و تکامل آن به آغاز هزارهٔ سوم پیش از میلاد برمیگردد. برخی حتی بر این نظرند که خط هیروگلیف مصری، همزمان و برگرفته از خط تصویری سومری بهوجود آمده است.
سومریان، کهنترین ساکنان شناخته شدهٔ جنوب بینالنهرین - قومی متمدن و پیشرفته بودند. آنان از نژاد سامی نبودند و با عنوان ساکنان غیرسامی بینالنهرین از ایشان یاد میکنند. برخی این احتمال را میدهند که از کنار دریا به این منطقه مهاجرت کرده باشند. رد پای آنها از اواخر هزارهٔ چهارم پیش از میلاد در بینالنهرین دیده میشود.
علم نجوم، تقسیم ساعت به ۶۰ دقیقه و دقیقه به ۶۰ ثانیه، مسائل هندسی و اوزان، میراثهای گرانبهایی هستند که این قوم برای آشوریها و بابلیها بر جای گذاشتند. سومریها چون پیوندی با همسایگانشان نداشتند از میان رفتند یا جذب اقوام سامی شدند.
خوشنویسی در جهان غرب
منظورمان از خوشنویسی غربی، خوشنویسی در جهان غرب است که بیشتر حروف لاتین در آن استفاده میشود. تغییر و تحولات بسیار زیادی در جهان غرب رخ داده است که اینگونه امروزه میتوانیم سبکهای مختلفی از خوشنویسی را در آثار خود به کار ببریم. قبل از اینکه وارد دنیای خوشنویسی شویم باید بدانیم حروف الفبای لاتین چگونه ابداع شد.
گفته میشود اولین الفبای غربی در حدود 1200 سال قبل از میلاد در فنیقیه تکامل یافت. این الفبا در قرن هشتم قبل از میلاد توسط یونانیها اقتباس شد. بهتدریج فرم نوشتاری آنها به اتروسکها (مردمانی که در ایتالیا باستان زندگی میکردند) و سپس به رومیها رسید. تمامی حروف الفبای بعد از آن از اصول خط رومی سرچشمه میگیرد. میتوان گفت خط رومی اساس و پایه خوشنویسی غربی است.
خوشنویسی غربی، هنر نوشتاری زبان لاتین و تا اندازه ای زبان های یونانی و سیریلیک است. هر چند ریشه خوشنویسی غربی را باید در یونان و روم باستان جستجو کرد، اما کلیسا بیشترین نقش را در توسعه آن داشت. نسخه نویسی از روی عهد عتیق و جدید سبب شد تا کلیسا خوشنویسی را به کار بندد. با وجود این، خوشنویسی در اروپا یک هنر فرعی و وابسته به کتابخانه ها و محافل مذهبی بود، تا جایی که واژه خوشنویسی (Calligraphy) در غرب از قرن پانزدهم میلادی وارد دایره لغات فرهنگ های لاتینی شد و تنها پس از قرن نوزدهم به عنوان یک اصطلاح شناخته شده مطرح شد.
همان زمان ها یوهان گوتنبرگ صنعت چاپ را براساس حروف چینی گوتیک راهبان اختراع کرد. این تکنیک جدید چاپ شغل و حرفه راهبان را مورد تهدید قرار داد. اگر چه همزمان با رواج و رونق گرفتن انواع هنرها در طول دوره رنسانس اروپا هنر خوشنویسی همچنان مورد تقاضای زیادی بود. با این همه، پس از آن هنر خوشنویسی در اروپا رو به افول بود. ویلیام موریس شاعر و هنرمند بریتانیایی قرن 19 با ابداع قلم هایی با نوک هایی جدید توانست هنر خوشنویسی را به جایگاه گذشته خود بازگرداند.
خوشنویسی لاتین یکی از قدیمیترین و تأثیرگذارترین سبکهای خوشنویسی در جهان غرب است. این هنر با توجه به تغییرات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیکی طی قرون مختلف تکامل یافته است.
برخی از سبکهای مهم خوشنویسی لاتین عبارتند از:
Uncial: این سبک در حدود قرن چهارم میلادی توسعه یافت و با حروف بزرگ و منحنی مشخص میشود. Uncial به دلیل خوانایی بالا، در نوشتن کتابهای مقدس و متون رسمی بسیار محبوب بود.
Carolingian: در قرن هشتم و نهم میلادی، به ویژه در دوران شارلمانی، سبک Carolingian Minuscule توسعه یافت. این سبک با حروف کوچک و فاصلههای منظم بین کلمات و خطوط، باعث تسهیل در خواندن متون شد.
Gothic: سبک Gothic در قرون وسطی (حدود قرن دوازدهم تا پانزدهم) رواج یافت. این سبک با خطوط عمودی بلند و زاویههای تیز شناخته میشود و در کتابهای مذهبی و اسناد رسمی مورد استفاده قرار میگرفت.
Italic: این سبک در دوره رنسانس (قرن پانزدهم) توسعه یافت و با خطوط مایل و روان مشخص میشود. Italic به دلیل زیبایی و سرعت در نوشتن، به سرعت در اروپا محبوبیت پیدا کرد.
Copperplate: در قرن هجدهم میلادی، سبک Copperplate به دلیل زیبایی و دقت بالا در خطوط منحنی و نازک و ضخیم، بسیار مورد توجه قرار گرفت. این سبک بیشتر در نوشتن اسناد تجاری و رسمی کاربرد داشت.
خوشنویسی هندی
خوشنویسی از زمان های دور در هند مرسوم بوده است. بیشتر متون خوشنویسی شده در هند، به متون سانسکریت باستان یا هندوئیسم و متون آیین های چین و بودایی یا به خوشنویسان ایرانی و پیروان آنها تعلق داشته است. خوشنویسی های سانسکریت که بر برگ پالم نوشته می شد به مناطق مختلفی ازجمله بالی فرستاده می شد.
تاثیر خوشنویسی و زبان فارسی را بر خوشنویسی هندی نمی توان انکار کرد تا آنجا که بر متون کلاسیک و افسانه های هندی چون رامایانا نیز تاثیر گذاشت. از اواسط سده دهم هجری مهاجرت شاعران و خوشنویسان ایرانی به شبه قاره هند افزایش یافت و در سده یازدهم هجری به اوج خود رسید.
از سده شانزدهم میلادی، سیک ها نقش مهمی در تاریخ خوشنویسی هند داشته اند. آنها متون مقدس خود را خوشنویسی می کردند. در این میان، می توان به گورو گرانت صاحب از رهبران مذهب سیک اشاره کرد که کتاب های مذهبی سیک را خوشنویسی و تذهیب می کرد.
خوشنویسی هندی، به خوشنویسی متون سانسکریت و دیگر زبانها و خطهایی گفته میشود که در هند مرسوم بوده و هست. بیشتر متون خوشنویسیشده در هند، متعلق به خوشنویسان ایرانی یا پیروان آنها، متون سانسکریت باستان یا هندوئیسم و متون آیینهای جین یا جَینیسم (یکی از دینهای هندی است) و بوداگرایی است.
درباره خوشنویسی هندی گفته شده:
"فرمانهای آشوکا (۲۶۵-۲۳۸ پیش از میلاد) بر روی سنگ نبشته میشدند. این نوشتهها مستقیم و زاویهدار بودند.
پس از سبک آشوکا، دو سبک جدید خوشنویسی هندی پدید آمد: خاروستی و براهمی. خاروستی در شمالغربی هند در سده سوم تا چهارم میلادی بکار گرفته میشد و تا سده هشتم در آسیای مرکزی کماکان بکار میرفت. از صفحههای مسی نیز در نوشتههای هندی بسیار استفاده میکردند.
در سده دوم میلادی در شمال هند از پوست درخت غان برای نوشتهها استفاده میشود. نوشتههای هندی زیادی بر برگ درختان پالم و بعدها کاغذ (از سده سیزدهم) باقی ماندهاند. از هر دو طرف برگ برای نوشتن استفاده میکردند و کتاب را با رشتههایی به هم میبستند. این چنین کتابهایی در آسیای جنوبشرقی معمول بود. برگ پالم برای نوشتن سطحی عالی پدید میآورد."
نوشتههای هندی از طریق بازرگانان، راهبان و نظامیان به کشورهای آسیای جنوبشرقی برده شد که بر زبان و خط آنها تأثیر زیادی بر جای گذاشت؛ از جمله بر ساختار درونی، نحوه قرارگیری سیلابها و ارائه حروف و همچنین جهت نوشتن (چپ به راست). خوشنویسیهای سانسکریت که بر برگ پالم نوشته میشد به مناطق مختلفی از جمله بالی فرستاده میشد.
تاثیر خوشنویسی و زبان فارسی در دوره حکومت مغولان در هند بر خوشنویسی هندی را نمیتوان انکار کرد تا آنجایی که بر متون کلاسیک و افسانههای هندی چون رامایانا نیز تأثیر گذاشت. بسیاری از پادشاهان امپراتوری مغولی هند از جمله نصیرالدین همایون و اکبر کبیر خوشنویسان ایرانی زیادی را در بارگاه خود گرد آوردند.
از اواسط سدۀ دهم هجری مهاجرت شاعران و خوشنویسان ایرانی به شبه قاره نمود افزایش یافت و در سده یازدهم هجری به اوج خود رسید. از جملۀ عوامل مهاجرت خوشنویسان در ربع دوم سدۀ یازدهم هجری، کشته شدن میرعماد قزوینی به اشارۀ شاه عباس صفوی بود که باعث دلسردی و مهاجرت بسیاری از شاگردان او شد. (از جمله عبدالرشید دیلمی)
نوشته عربی قطب منار در خط کوفی که با سبد و تاجگل تزیین شده نشاندهنده تأثیر سنتهای هندو و جینیسم بر خوشنویسیهای فارسی و عربی است. از سده شانزدهم میلادی،دین سیکها نقش مهمی در تاریخ خوشنویسی هند داشته چون سیکها متون مقدس خود را خوشنویسی میکردهاند. گورو گرانت صاحب کتابهای دین سیک را خوشنویسی کرده و با تذهیب زیبا میکرد. نسخهای از شیکشاپاتری که در آکسفورد نگهداری میشود نمونه زیبایی از خوشنویسی سانسکریت است.
خط و خوشنویسی گرجی
خط گُرجی یکی از ۱۴ دبیره موجود در جهان، و مخصوص نوشتن زبان گرجی و دیگر زبانهای کارتولی است. این خط به عنوان یکی از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو شناخته شده است.
این سامانهٔ نوشتاری شامل سه الفبای همارز است که عبارتاند از: آسُمْتاوْرولی، نوسْخوری و مْخِدْرولی، که امروزه فقط مخدرولی مورد استفادهٔ رسمی و وسیع قرار دارد.
قدیمیترین کتیبهٔ کشفشده از زبان گرجی، نوشتهشده به نخستین الفبای گرجی، یعنی آسُمتاوْرولی و مربوط به سدهٔ یکم پیش از میلاد است.
تاریخچه خط و خوشنویسی گرجی
خط گرجی یکی از قدیمیترین دبیرههای جهان است. با استناد به کتاب باستانی «سرگذشت کارتلی»، خط گرجی به وسیلهٔ پارناواز یکم پادشاه گرجستان باستان اختراع شدهاست.
یکی از قدیمیترین سنگنبشتههای گرجی به وسیلهٔ کوربو باستانشناس ایتالیایی در فلسطین کشف شدهاست و تاریخ کتابت آن در حدود سال ۴۳۳ میلادی تعیین گردیدهاست؛ و یکی دیگر از قدیمیترین سنگنبشتههای گرجی بر دیوار کلیسای بولنیسی واقع در جنوب گرجستان وجود دارد و تاریخ کتابت آن به سال ۴۹۲ میلادی تخمین زده شدهاست. در اکتشافات اخیر در ایالت کاختی گرجستان نیز اشیایی به دست آمدهاست که در حدود ۱ قرن پیش از میلاد مسیح بر روی آنها جملات کوتاهی با الفبای گرجی نوشته شدهاست.
الفبای گرجی چه در قرون گذشته و چه در عصر حاضر تنها الفبایی است که توسط گرجیها مورد استفاده قرار گرفتهاست ولی حوزهٔ استفاده از آن دربعضی موارد از مرزهای گرجستان هم فراتر رفتهاست. غیر از خود گرجیها الفبای گرجی در قرون وسطی مورد استفاده بعضی از ساکنان شمال قفقاز قرار گرفتهاست مثلاً در داغستان، چچن و اینگوشتیا، سنگ مقبرهها و کتیبههای متعددی وجود دارد که به زبان گرجی نوشته شدهاست.
تغییر و تطور الفبای گرجی
متون و آثار ادبی و تاریخی گرجی، با سه نوع الفبا دیده میشود که هر یک دارای شکل منحصر به خود و تکمیلکننده الفبای قبلی برای تسریع در نوشتن است. این سه نوع الفبا عبارتند از:
آسُمْتاوْرولی
نوسْخوری
مْخِدْرولی
حروف آسومتاورولی
حروف آسومتاورولی از سدهٔ اول پیش از میلاد مسیح تا سدهٔ نهم میلادی کاربرد داشته، از نظر شکل خیلی ساده بوده و از دایره، نیم دایره و خط راست تشکیل شدهاست. دارای اندازه برابر بوده و در یک خط نوشته میشدهاست که از سدهٔ نهم میلادی، به تدریج الفبای «نوسخوری» جایگزین آن شده، هرچند بعد از آن نیز حروف آسومتاورولی بر سردر کلیساها، آثار تاریخی و در مکاتبات مهم کشوری به عنوان سرتیتر دیده شدهاست.
حروف نوسخوری
حروف نوسخوری از سدهٔ هشتم میلادی در متون و آثار ادبی و تاریخی دیده میشود که در چهار خط، با اندازههای مختلف، به صورت شکسته و به هم چسبیده و سریع نوشته میشود. این نوع الفبا تا سدهٔ یازدهم میلادی، همراه با الفبای «مخدرولی» دیده میشود.
حروف مخدرولی
حروف مخدرولی از سدهٔ یازدهم میلادی در متون گرجی دیده میشود و فرم پیشترفتهٔ «نوسخوری» است. در چهار خط، در اندازههای مختلف و ترسیم آن به شکل منحنی میباشد. در ابتدا از این الفبا فقط در متون دولتی و نظامی استفاده میشد، و در متون و اماکن مذهبی، «آسومتاورولی» و «نوسخوری» کاربرد بیشتری داشتند.
الفبای کنونی گرجی و شیوهٔ نوشتن آنها . تهیه و تنظیم: ابوالفضل رنجبران
الفبای کنونی گرجی
الفبای کنونی گرجی نتیجهٔ تطور الفبایی است که از قرون وسطی در گرجستان رایج بود. این الفبا دارای ۳۳ حرف است که به صامت و مصوت تقسیم میشود. در زبان گرجی معاصر، ۵ مصوت (ა–ე–ი–ო–უ) و ۲۸ صامت وجود دارد و از چپ به راست نوشته میشود. هر کدام از حروف الفبای گرجی با صوت مطابقت کاملی دارد. از نظر تناسب و تطبیق نوشتار و تلفظ، الفبای گرجی فوقالعاده کامل و عالی است. بدین معنی که در الفبای گرجی یک مثال عدم مطابقت حروف و اصوات دیده وجود ندارد.
الفبای کنونی گرجی نتیجهٔ تطور الفبایی است که از قرون وسطی در گرجستان رایج بود. این الفبا دارای ۳۳ حرف است که به صامت و مصوت تقسیم میشود. در زبان گرجی معاصر، ۵ مصوت (ა–ე–ი–ო–უ) و ۲۸ صامت وجود دارد و از چپ به راست نوشته میشود. هر کدام از حروف الفبای گرجی با صوت مطابقت کاملی دارد. از نظر تناسب و تطبیق نوشتار و تلفظ، الفبای گرجی فوقالعاده کامل و عالی است. بدین معنی که در الفبای گرجی یک مثال عدم مطابقت حروف و اصوات دیده وجود ندارد.
الفبای کنونی گرجی و شیوهٔ نوشتن آنها . تهیه و تنظیم: ابوالفضل رنجبران
همانگونه که در جدول مشاهده میشود، حروف الفبای گرجی به همان صورت که در واژهها نوشته میشود تلفظ میشوند و این یکی از خصوصیاتی است که خواندن زبان گرجی را آسان ساختهاست و به همین دلیل است که تنوعی از مصوتها در این زبان وجود دارد. مثلاً در زبان فارسی آوای «Z» به اشکال «ذ، ز، ض و ظ» ممکن است. اما در زبان گرجی برای هر آوایی یک حرف الفبا وجود دارد.
حروف الفبای کنونی زبان گرجی و معادلهای فارسی آنها . تهیه و تنظیم: ابوالفضل رنجبران
آن دسته از حروفی که مشابه فارسی ندارند:
صامت «კ» مشابه فارسی ندارد و تقریباً مانند حرف «ქ» است، با این تفاوت که باید بدون دَمِش تلفظ شود.
صامت «პ» مشابه فارسی ندارد و تقریباً مانند حرف «ფ» است، با این تفاوت که باید بدون دَمِش تلفظ شود.
صامت «ტ» مشابه فارسی ندارد و تقریباً مانند حرف «თ» است، با این تفاوت که باید بدون دَمِش تلفظ شود.
صامت «კ» مشابه فارسی ندارد و تقریباً مانند حرف «ქ» است، با این تفاوت که باید بدون دَمِش تلفظ شود.
صامت «პ» مشابه فارسی ندارد و تقریباً مانند حرف «ფ» است، با این تفاوت که باید بدون دَمِش تلفظ شود.
صامت «ტ» مشابه فارسی ندارد و تقریباً مانند حرف «თ» است، با این تفاوت که باید بدون دَمِش تلفظ شود.
صامت «ღ» مشابه فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «غ» (عربی) و «გ» پدید میآید.
صامت «ც» مشابه فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «თ» و «ს» پدید میآید.
صامت «ძ» مشابه فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «დ» و «ზ» پدید میآید.
صامت «წ» مشابه فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «ტ» و «ს» پدید میآید.
صامت «ჭ» مشابه فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «ტ» و «შ» پدید میآید.
صامت «ც» مشابه فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «თ» و «ს» پدید میآید.
صامت «ძ» مشابه فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «დ» و «ზ» پدید میآید.
صامت «წ» مشابه فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «ტ» و «ს» پدید میآید.
صامت «ჭ» مشابه فارسی ندارد و از ترکیب دو صامت «ტ» و «შ» پدید میآید.
خوشنویسی گرجی
خوشنویسی گرجی (به گرجی: ქართული კალიგრაფია) گونهای از خوشنویسی به زبان گرجی که با سه نوع الفبای گرجی نوشته میشود.
روشهای خوشنویسی گرجستان دارای صدها سال سابقه هستند. کتابهای دستنویس گرجی متعلق قرنهای اولیه میلادی، از گنجینههای ملی و فرهنگی این کشور به شمار میآیند.
مسیحیت در ادبیات گرجی نقشی مهم داشته است و این راهبان کلیسای ارتدکس گرجی بودهاند که با نسخهبرداری کتب مذهبی و نوشتن تاریخ گرجستان، خوشنویسی و خط گرجی را نگاه داشتهاند.
روش های خوشنویسی گرجستان دارای صدها سال سابقه است.
کتاب های دستنویس گرجی متعلق به قرون اولیه میلادی، از گنجینه های ملی و فرهنگی این کشور به شمار می آیند. مسیحیت در ادبیات گرجی نقشی مهم داشته است و این راهبان کلیسای ارتدوکس گرجستان بوده اند که با نسخه برداری کتاب های مذهبی و نوشتن تاریخ گرجستان، خوشنویسی و خط گرجی را زنده نگاه داشته اند.
خوشنویسی گرجی (به گرجی: ქართული კალიგრაფია) گونهای از خوشنویسی به زبان گرجی که با سه نوع الفبای گرجی نوشته میشود.
روشهای خوشنویسی گرجستان دارای صدها سال سابقه هستند. کتابهای دستنویس گرجی متعلق قرنهای اولیه میلادی، از گنجینههای ملی و فرهنگی این کشور به شمار میآیند.
مسیحیت در ادبیات گرجی نقشی مهم داشته است و این راهبان کلیسای ارتدکس گرجی بودهاند که با نسخهبرداری کتب مذهبی و نوشتن تاریخ گرجستان، خوشنویسی و خط گرجی را نگاه داشتهاند.
روش های خوشنویسی گرجستان دارای صدها سال سابقه است.
کتاب های دستنویس گرجی متعلق به قرون اولیه میلادی، از گنجینه های ملی و فرهنگی این کشور به شمار می آیند. مسیحیت در ادبیات گرجی نقشی مهم داشته است و این راهبان کلیسای ارتدوکس گرجستان بوده اند که با نسخه برداری کتاب های مذهبی و نوشتن تاریخ گرجستان، خوشنویسی و خط گرجی را زنده نگاه داشته اند.
یک نوع خوشنویسی گرجی . تهیه و تنظیم: ابوالفضل رنجبران
خلرتوا یک نوع خوشنویسی گرجی
خِلْرْتْوا (به گرجی: ხელრთვა) (تلفظ: khelrtva) یک نوع خوشنویسی گرجی، امضا یا مُهر مخصوص رهبران، پادشاهان، شاهزادگان و اشراف گرجستان است.
ریشه شناسی خلرتوا
معنی تحتاللفظی کلمهٔ "خِلْرْتْوا" در زبان گرجی آراستن و زینت بخشیدن با دست است، "خِلی" به معنای دست و "رْتْوا" به معنای آراستن و زینت بخشیدن است.
کاربرد خلرتوا
امضاهای خلرتوا در قالب یکی از سه نوع خط گرجی (بیشتر در خطهای نوسخوری و مخدرولی) نوشته میشدند، گرچه امضاهای مخصوص اشراف در خط آسومتاورلی نوشته میشدند. هر پادشاه گرجی امضای مخصوص به خود را داشتهاست.
خِلْرْتْوا (به گرجی: ხელრთვა) (تلفظ: khelrtva) یک نوع خوشنویسی گرجی، امضا یا مُهر مخصوص رهبران، پادشاهان، شاهزادگان و اشراف گرجستان است.
ریشه شناسی خلرتوا
معنی تحتاللفظی کلمهٔ "خِلْرْتْوا" در زبان گرجی آراستن و زینت بخشیدن با دست است، "خِلی" به معنای دست و "رْتْوا" به معنای آراستن و زینت بخشیدن است.
کاربرد خلرتوا
امضاهای خلرتوا در قالب یکی از سه نوع خط گرجی (بیشتر در خطهای نوسخوری و مخدرولی) نوشته میشدند، گرچه امضاهای مخصوص اشراف در خط آسومتاورلی نوشته میشدند. هر پادشاه گرجی امضای مخصوص به خود را داشتهاست.
خلرتوا پادشاهان یک نوع خوشنویسی گرجی . تهیه و تنظیم: ابوالفضل رنجبران
امضاهای خلرتوا: پادشاهان
1) خلرتوای پادشاه. داویت چهارم
2) خلرتوای. ملکه تامار
3) خلرتوای پاشاه. گیورگی چهارم
4) خلرتوای پادشاه. آرچیل ایمرتی
5) خلرتوای پادشاه. واختانگ ششم
2) خلرتوای. ملکه تامار
3) خلرتوای پاشاه. گیورگی چهارم
4) خلرتوای پادشاه. آرچیل ایمرتی
5) خلرتوای پادشاه. واختانگ ششم
خلرتوا پاتریارکها یک نوع خوشنویسی گرجی . تهیه و تنظیم: ابوالفضل رنجبران
پاتریارکها: واژهای یونانی به معنای شیوخ و آباء و نامی است که در تورات به نخستین رؤسای خانوادهها میدادند.
1) خلرتوای پاتریارک. آنتونی دوم
2) خلرتوای پاتریارک. ایلیای دوم
1) خلرتوای پاتریارک. آنتونی دوم
2) خلرتوای پاتریارک. ایلیای دوم
1) خلرتوای شاهزاده. لوان کارتلی
2) خلرتوای. شاهزاده داویت
2) خلرتوای. شاهزاده داویت
خوشنویسی چینی
خوشنویسی چینی شکلی از خوشنویسی است که به طور گسترده در چین و حوزه های فرهنگی چینی شامل ژاپن، تایوان، کره و ویتنام رواج دارد. در واقع سنت خوشنویسی شرق آسیا از چین سرچشمه گرفته و توسعه یافته است.
خوشنویسی چینی شباهت نزدیکی به نقاشی با جوهر دارد که در فرهنگ چینی رایج است، چرا که هر دوی آنها با استفاده از ابزارها و تکنیک های مشابه انجام می شود. از سوی دیگر، نقاشی چینی و خوشنویسی آن با تاکید بر حرکت و پویایی، خود را از هنرهای دیگر متمایز می کنند.
ریشه خوشنویسی در چین به قرن ها پیش از میلاد می رسد، زمانی که تصویرنگاشت ها را برای امور مذهبی روی استخوان می نوشتند.
درقرن سوم پیش از میلاد، لی سی که نخست وزیر دربار پادشاهی سلسله کین بود نوشتار استانداردی ارائه کرد. او شکلی از تصویرنگاشت را تصویب کرد که باید در اندازه های مربع های یکنواخت و تنها با هشت ضربه قلم نوشته شوند. او همچنین مشخص کرد که نوشته ها از بالا به پایین و از راست به چپ نوشته شوند.
چین کشور آسیایی که در جمعیت اولین و در وسعت سومین کشور جهان، یکی از کهنترین تمدنهای دنیا و با حکومت تکحزبی کمونیستی است. اسلام سومین دین این کشور و مذهب تشیع یکی از مذاهب اسلامی در آنجاست. همه ساله از این کشور افرادی به عنوان حاجی به مکه مکرمه برای انجام مناسک حج سفر میکنند.
سابقهای دیرینه هنر خطاطی
خطاطی یا نقاشی خط در فرهنگ چین نیز سابقهای دیرینه و جایگاهی ویژه دارد. در واقع، خطاطی چینی یکی از قدیمیترین و پرمخاطبترین هنرهای این کشور به شمار میرود.
خط چینی بعد از ورود اسلام
خط سینی یا صینی به نوعی از خوشنویسی اسلامی که در چین مرسوم است گفته میشود. گاهی نیز «خوشنویسی چینی و اسلامی» گفته میشود که منظور تغییر در ضخامت و باریکی خط است. این خط معمولاً در مساجد شرق چین بهکار میرود. از معروفترین خوشنویسان این خط، نور دین می گوانگ جیانگ است.
ویژگیها خط سینی یا چینی
در این خط، معمولاً واژگان بهصورت خمیده و گرد با جریان نوشته میشوند و کلفتی و نازکی را برای زیباتر کردن آنها بهکار میبرند. از این خوشنویسی در نوشتن نام مساجد در ورودی اصلی مساجد استفاده میکنند.
برای نحوهٔ نوشتن و ویژگیهای آن تاکنون ساختاری رسمی بیان نشدهاست. میتوان آغاز شکلگیری آن را به دورههایی نسبت داد که خط ثلث بهدست ایلخانان مغول در ایران و آسیای مرکزی استفاده میشد (قرن چهاردهم میلادی).
نقاط مشترک خطوط اسلامی با هنر خطاطی چینی
هر دو هنر به خط و خوشنویسی به عنوان پایهای برای خلق آثار هنری مینگرند.
هر دو هنر دارای ظرافت، زیبایی و ارزش هنری بالایی هستند.
در هر دو فرهنگ، خطاطی از احترام و جایگاه ویژهای برخوردار است.
تشیع و خلق آثار خوشنویسی در چین
شیعیان چین در دو گروه دوازده امامی و اسماعیلی قرار میگیرند. وجود شیعیان موجب شد تا آثاری با مضامین مذهبی به خط ثلث و نسخ و قرآنهای متعددی کتابت شود. شیعیان دوازده امامی که بیشتر کشمیری الاصل هستند، در شهرهای ختن و یارغند و مناطق اطراف آن، در ایالت خود مختار سین کیانگ زندگی میکنند. شیعیان اسماعیلی تاجیک نیز در کوههای پامیر سکونت دارند و مرکزشان شهر تاشقورقان است.
خرید تابلوهای خوشنویسی به واسطه سفر حج
مسیر اصلی حاجیان چین، رفتن به هند یا بنگلادش و از آنجا، از طریق دریایی، سفر به جده بود. مسیر چین به هند یا بنگلادش نیز به سبب سهولت سفر دریایی، بیشتر از طریق دریایی صورت میگرفت. فاصله چین تا بنگلادش بسته به موافق یا مخالف بودن باد و شرایط دیگر، پانزده تا سی روز به طول میانجامید.
حاجیان، گاه ماهها در هند یا بنگلادش منتظر کشتیهای جده میشدند. در فاصله بین بندر بنگلادش تا بندر جده، بسته به شرایط آب و هوا نیز، سفر بین چهل روز تا پنج ماه طول میکشید.
حاجیان، در طول این مسیر، با همراه شدن با بازرگانان و با استفاده از کشتیهای تجاری، خود را به جده میرسانند. البته در دورههایی، این مسیر دریایی، به سبب اختلاف چین و انگلیس، توسط دولت انگلیس، بسته شده بود و حاجیان چینی مجبور بودند، با تحمل سختیهای فراوان، مسیری جدید و طولانی را در پیش گیرند.
راه دیگری که حاجیان چینی را به حج میرساند، مسیر زمینی راه ابریشم بود.
حاجیان، در این مسیر، از سمت شمال چین و عبور از شهرهای آسیای مرکزی چون کاشغر، اندیجان، خوجند، سمرقند و بخارا خود را به سرحدات ایران رسانده، و پس از گذر کردن از شهرهای سرخس، مشهد، شهر ری، تهران و همدان به کرمانشاه رسیده، و از آنجا وارد بغداد شده و به همراه کاروانهای حج به مکه رهسپار میشدند.
این مسافرت موجب شد تا مسلمانان چینی، از خرید تابلوهای خطاطی با مضامین آیات قرآنی در سفر حج موجب رونق و زیبایی این آثار در کشور خود بشوند. کم کم با خرید تابلوهای خوشنویسی به واسطه سفر حج موجب الگو پذیری برخی از هنرمندان خطاط چینی شد.
تعداد حاجیان چینی
شمار حاجیان، در عهد سلطه پادشاهان سلسله چینگ، یعنی در سالهای ۱۶۴۴ تا ۱۹۱۱م. افزایش یافت. بسیاری از این حاجیان، عالمان دین بودند که به انگیزه آشنایی با دیگر بلاد اسلامی و بهرهگیری از علوم سایر کشورها عازم این سفر میشدند. سفر این افراد بسیار پرمشقت بود و یک سال یا بیشتر از یک سال به طول میانجامید.
آنها طی این سفر که گاه از طریق راه زمینی ابریشم، از طریق آسیای مرکزی و ایران، و گاه از راه دریایی، از سواحل جنوبی چین تا خلیج فارس، انجام میگرفت، با افکار و حرکتهای اسلامی و ملی آشنا شده و به تبادل علوم و تجربه میپرداختند. سپس تحت تاثیر این افکار به کشور خود بازگشته و به تبلیغ و ترویج آن اقدام میکردند.
روحالدین مافاچو (۱۷۹۴-۱۸۷۴م.) از جمله این عالمان است که در دوره چینگ به حج رفت و سفرنامه حجی را از خود بر جای گذاشت. یاداشتهای سفر به خانه خدا که گزارش سفر هشت ساله وی به حج است، و قدیمیترین سفرنامه حج چین به شمار میرود، پس از بازگشت وی به چین، به زبان عربی، نگاشته شد.
وی در سال ۱۲۵۷ق (۱۸۴۱م.) عازم سفر حج شد. مافاچو از حدود چین جنوبی و با گذر از یونان به میانمار (برمه) رفت و پس از چهل روز سفر دریایی، به وسیله کشتیهای تجاری، به هند رسید. مافاچو پس از اقامت چند ماهه در هند از بندر آنجا به بندر جده رفت. مافاچو در مسیر بازگشت به چین، در سال ۱۸۴۶م. از بندر جده به کراچی رفت و از آنجا به هند و سنگاپور و سپس به چین رسید.
گزارش وی از این سفر، راه حج حاجیان چینی در آن دوران را باز شناسانده و اطلاعات دقیقی از منازل، مشکلات و هزینههای موجود را در این راه ارائه میدهد. شاگردان وی این سفرنامه را به زبان چینی ترجمه و منتشر کردند.
شیخ نوح ماوان فو (۱۸۴۹-۱۹۳۴م.) از دیگر عالمانی است که در این دوره به حج رفت و تحت تاثیر افکار سلفی قرار گرفت و حرکت اخوانی را در چین بنیان نهاد. وی در سال ۱۸۸۶م، از طریق راه زمینی ابریشم و گذر از کشورهای مسلماننشین آسیای مرکزی، به همراه آخوند ضیاءالدین و آخوند ولی، از بزرگان و دانشمندان چین، به حج رفت و پس از چهار سال سکونت در مکه و کسب علم از اساتید آن دیار، در سال ۱۸۹۲م.، از طریق دریایی به چین بازگشت.
پژوهشهای قرآنی در چین
پژوهشی در هنر قرآن نگاری چین ازقرن شانزدهم تاپایان قرن هجدهم میلادی توسط پژوهشگران انجام شده، که به نوع خط و تذهیب های که آمیختگی هنر اسلامی با چینی را دارد اشاره میکند.
خوشنویسی چینی شباهت نزدیکی به نقاشی با جوهر دارد که در فرهنگ چینی رایج است، چرا که هر دوی آنها با استفاده از ابزارها و تکنیک های مشابه انجام می شود. از سوی دیگر، نقاشی چینی و خوشنویسی آن با تاکید بر حرکت و پویایی، خود را از هنرهای دیگر متمایز می کنند.
ریشه خوشنویسی در چین به قرن ها پیش از میلاد می رسد، زمانی که تصویرنگاشت ها را برای امور مذهبی روی استخوان می نوشتند.
درقرن سوم پیش از میلاد، لی سی که نخست وزیر دربار پادشاهی سلسله کین بود نوشتار استانداردی ارائه کرد. او شکلی از تصویرنگاشت را تصویب کرد که باید در اندازه های مربع های یکنواخت و تنها با هشت ضربه قلم نوشته شوند. او همچنین مشخص کرد که نوشته ها از بالا به پایین و از راست به چپ نوشته شوند.
چین کشور آسیایی که در جمعیت اولین و در وسعت سومین کشور جهان، یکی از کهنترین تمدنهای دنیا و با حکومت تکحزبی کمونیستی است. اسلام سومین دین این کشور و مذهب تشیع یکی از مذاهب اسلامی در آنجاست. همه ساله از این کشور افرادی به عنوان حاجی به مکه مکرمه برای انجام مناسک حج سفر میکنند.
سابقهای دیرینه هنر خطاطی
خطاطی یا نقاشی خط در فرهنگ چین نیز سابقهای دیرینه و جایگاهی ویژه دارد. در واقع، خطاطی چینی یکی از قدیمیترین و پرمخاطبترین هنرهای این کشور به شمار میرود.
خط چینی بعد از ورود اسلام
خط سینی یا صینی به نوعی از خوشنویسی اسلامی که در چین مرسوم است گفته میشود. گاهی نیز «خوشنویسی چینی و اسلامی» گفته میشود که منظور تغییر در ضخامت و باریکی خط است. این خط معمولاً در مساجد شرق چین بهکار میرود. از معروفترین خوشنویسان این خط، نور دین می گوانگ جیانگ است.
ویژگیها خط سینی یا چینی
در این خط، معمولاً واژگان بهصورت خمیده و گرد با جریان نوشته میشوند و کلفتی و نازکی را برای زیباتر کردن آنها بهکار میبرند. از این خوشنویسی در نوشتن نام مساجد در ورودی اصلی مساجد استفاده میکنند.
برای نحوهٔ نوشتن و ویژگیهای آن تاکنون ساختاری رسمی بیان نشدهاست. میتوان آغاز شکلگیری آن را به دورههایی نسبت داد که خط ثلث بهدست ایلخانان مغول در ایران و آسیای مرکزی استفاده میشد (قرن چهاردهم میلادی).
نقاط مشترک خطوط اسلامی با هنر خطاطی چینی
هر دو هنر به خط و خوشنویسی به عنوان پایهای برای خلق آثار هنری مینگرند.
هر دو هنر دارای ظرافت، زیبایی و ارزش هنری بالایی هستند.
در هر دو فرهنگ، خطاطی از احترام و جایگاه ویژهای برخوردار است.
تشیع و خلق آثار خوشنویسی در چین
شیعیان چین در دو گروه دوازده امامی و اسماعیلی قرار میگیرند. وجود شیعیان موجب شد تا آثاری با مضامین مذهبی به خط ثلث و نسخ و قرآنهای متعددی کتابت شود. شیعیان دوازده امامی که بیشتر کشمیری الاصل هستند، در شهرهای ختن و یارغند و مناطق اطراف آن، در ایالت خود مختار سین کیانگ زندگی میکنند. شیعیان اسماعیلی تاجیک نیز در کوههای پامیر سکونت دارند و مرکزشان شهر تاشقورقان است.
خرید تابلوهای خوشنویسی به واسطه سفر حج
مسیر اصلی حاجیان چین، رفتن به هند یا بنگلادش و از آنجا، از طریق دریایی، سفر به جده بود. مسیر چین به هند یا بنگلادش نیز به سبب سهولت سفر دریایی، بیشتر از طریق دریایی صورت میگرفت. فاصله چین تا بنگلادش بسته به موافق یا مخالف بودن باد و شرایط دیگر، پانزده تا سی روز به طول میانجامید.
حاجیان، گاه ماهها در هند یا بنگلادش منتظر کشتیهای جده میشدند. در فاصله بین بندر بنگلادش تا بندر جده، بسته به شرایط آب و هوا نیز، سفر بین چهل روز تا پنج ماه طول میکشید.
حاجیان، در طول این مسیر، با همراه شدن با بازرگانان و با استفاده از کشتیهای تجاری، خود را به جده میرسانند. البته در دورههایی، این مسیر دریایی، به سبب اختلاف چین و انگلیس، توسط دولت انگلیس، بسته شده بود و حاجیان چینی مجبور بودند، با تحمل سختیهای فراوان، مسیری جدید و طولانی را در پیش گیرند.
راه دیگری که حاجیان چینی را به حج میرساند، مسیر زمینی راه ابریشم بود.
حاجیان، در این مسیر، از سمت شمال چین و عبور از شهرهای آسیای مرکزی چون کاشغر، اندیجان، خوجند، سمرقند و بخارا خود را به سرحدات ایران رسانده، و پس از گذر کردن از شهرهای سرخس، مشهد، شهر ری، تهران و همدان به کرمانشاه رسیده، و از آنجا وارد بغداد شده و به همراه کاروانهای حج به مکه رهسپار میشدند.
این مسافرت موجب شد تا مسلمانان چینی، از خرید تابلوهای خطاطی با مضامین آیات قرآنی در سفر حج موجب رونق و زیبایی این آثار در کشور خود بشوند. کم کم با خرید تابلوهای خوشنویسی به واسطه سفر حج موجب الگو پذیری برخی از هنرمندان خطاط چینی شد.
تعداد حاجیان چینی
شمار حاجیان، در عهد سلطه پادشاهان سلسله چینگ، یعنی در سالهای ۱۶۴۴ تا ۱۹۱۱م. افزایش یافت. بسیاری از این حاجیان، عالمان دین بودند که به انگیزه آشنایی با دیگر بلاد اسلامی و بهرهگیری از علوم سایر کشورها عازم این سفر میشدند. سفر این افراد بسیار پرمشقت بود و یک سال یا بیشتر از یک سال به طول میانجامید.
آنها طی این سفر که گاه از طریق راه زمینی ابریشم، از طریق آسیای مرکزی و ایران، و گاه از راه دریایی، از سواحل جنوبی چین تا خلیج فارس، انجام میگرفت، با افکار و حرکتهای اسلامی و ملی آشنا شده و به تبادل علوم و تجربه میپرداختند. سپس تحت تاثیر این افکار به کشور خود بازگشته و به تبلیغ و ترویج آن اقدام میکردند.
روحالدین مافاچو (۱۷۹۴-۱۸۷۴م.) از جمله این عالمان است که در دوره چینگ به حج رفت و سفرنامه حجی را از خود بر جای گذاشت. یاداشتهای سفر به خانه خدا که گزارش سفر هشت ساله وی به حج است، و قدیمیترین سفرنامه حج چین به شمار میرود، پس از بازگشت وی به چین، به زبان عربی، نگاشته شد.
وی در سال ۱۲۵۷ق (۱۸۴۱م.) عازم سفر حج شد. مافاچو از حدود چین جنوبی و با گذر از یونان به میانمار (برمه) رفت و پس از چهل روز سفر دریایی، به وسیله کشتیهای تجاری، به هند رسید. مافاچو پس از اقامت چند ماهه در هند از بندر آنجا به بندر جده رفت. مافاچو در مسیر بازگشت به چین، در سال ۱۸۴۶م. از بندر جده به کراچی رفت و از آنجا به هند و سنگاپور و سپس به چین رسید.
گزارش وی از این سفر، راه حج حاجیان چینی در آن دوران را باز شناسانده و اطلاعات دقیقی از منازل، مشکلات و هزینههای موجود را در این راه ارائه میدهد. شاگردان وی این سفرنامه را به زبان چینی ترجمه و منتشر کردند.
شیخ نوح ماوان فو (۱۸۴۹-۱۹۳۴م.) از دیگر عالمانی است که در این دوره به حج رفت و تحت تاثیر افکار سلفی قرار گرفت و حرکت اخوانی را در چین بنیان نهاد. وی در سال ۱۸۸۶م، از طریق راه زمینی ابریشم و گذر از کشورهای مسلماننشین آسیای مرکزی، به همراه آخوند ضیاءالدین و آخوند ولی، از بزرگان و دانشمندان چین، به حج رفت و پس از چهار سال سکونت در مکه و کسب علم از اساتید آن دیار، در سال ۱۸۹۲م.، از طریق دریایی به چین بازگشت.
پژوهشهای قرآنی در چین
پژوهشی در هنر قرآن نگاری چین ازقرن شانزدهم تاپایان قرن هجدهم میلادی توسط پژوهشگران انجام شده، که به نوع خط و تذهیب های که آمیختگی هنر اسلامی با چینی را دارد اشاره میکند.
خوشنویسی در ژاپن
خوشنویسی سنتی چینی در حدود 600 پس از میلاد به ژاپن راه یافت و تا امروزه تمرین و تغییر شکل آن ادامه یافته است. قدیمی ترین متن خوشنویسی شده ژاپنی در هاله نور مجسمه یاکوشی نیورای در معبد هوریو ـ جی قرار دارد.
برای مدت زمان طولانی، وانگ ژی چی، هنرمند خوشنویس چینی قرن چهارم میلادی الگوی خوشنویسان در ژاپن بود، اما پس از پدید آمدن حرف های ژاپنی هیراگانا و کاتاکانا، سامانه نگارش زبان ژاپنی گسترش یافت و خوشنویسان ژاپنی سبک هایی ویژه ژاپن پدید آوردند.
در خوشنویسی جدید ژاپنی مجموعه ای از ابزارها را بکار می برند. از ابزارهای سنتی آن می توان به جوهر جامد، واشی (کاغذ سنتی ژاپنی)، سنگ جوهر که آن را ساییده و با آب مخلوط می کنند، وزنه کاغذ برای نگه داشتن کاغذ، پارچه برای گذاشتن زیر کاغذ تا جوهر از پشت کاغذ بیرون نزند و قلم مو اشاره کرد.
در هنگام آماده کردن، آب را بر سنگ جوهر می ریزند و با جوهر جامد می سایند تا جوهر مایع پدید آید. قلم موها در اشکال و اندازه های گوناگون و بیشتر از موی زبر حیوانات ساخته می شوند.امروزه خوشنویسی یکی از درس های مدارس ابتدایی در سیستم آموزشی اجباری ژاپن است. البته در دبیرستان، خوشنویسی یکی از دروس اختیاری هنر به شمار می رود.
خوشنویسی ژاپنی یا شودو (به ژاپنی: 書道) هنر خوشنویسی زبان ژاپنی است. برای مدت زمان طولانی، وانگ ژیچی، هنرمند خوشنویس چینی قرن چهارم میلادی الگوی خوشنویسان در ژاپن بود اما پس از پدید آمدن حرفهای ژاپنی هیراگانا و کاتاکانا، سامانه نگارش زبان ژاپنی گسترش یافت و خوشنویسان ژاپنی سبکهایی ویژه ژاپن پدیدآوردند.
خوشنویسی ژاپنی از خوشنویسی چینی گرفته شده و به همین دلیل اصول اولیه و تکنیکهای آنها بسیار به هم شبیه است.
غالباً آن را با جوهر (به ژاپنی: 墨) (SUMI) و روی کاغذ واشی (به ژاپنی: 和紙) مینویسند و دارای سبکهای زیر است:
1) تنشو (به ژاپنی: 篆書) (به چینی: zhuànshū)
2) ریشو (به ژاپنی: 隸書) (به چینی: lìshū)
3) کایشو (به ژاپنی: 楷書) (به چینی: kǎishū)
4) جیوشو (به ژاپنی: 行書) (به چینی: xíngshū)
5) سوشو (به ژاپنی: 草書) (به چینی: cǎoshū)
در خوشنویسی جدید ژاپنی مجموعهای از ابزارها را بکار میبرند. از ابزارهای سنتی آن میتوان این موارد را نام برد:
1)جوهر جامد (به ژاپنی: 墨، sumi)
2)واشی (به ژاپنی: 和紙) (کاغذ سنتی ژاپنی)
3) سنگ جوهر (به ژاپنی: 硯، suzuri) - که آن را ساییده و با آب مخلوط میکنند.
4) وزنه کاغذ (به ژاپنی: 文鎮، bunchin) - برای نگهداشتن کاغذ.
5)پارچه (به ژاپنی: 下敷き، shitajiki) - برای گذاشتن زیر کاغذ تا جوهر از پشت کاغذ بیرون نزند.
5)قلممو (به ژاپنی: 筆، fudé)
ریشه خط و خوشنویسی چینی
در هنگام آماده کردن، آب را بر سنگ جوهر میریزند و با جوهر جامد میسایند تا جوهر مایع پدید آید. از آنجاییکه این کار زمانبر است امروزه تازهکاران، جوهرهای آماده مایع را بکار میبرند. هنرآموزان پیشرفتهتر به ساییدن جوهر خود علاقه دارند.
قلمموها در اشکال و اندازههای گوناگون و بیشتر از موی زبر حیوانات ساخته میشوند. (بیشتر از مو و پشم بز و گوسفند و نیز یال اسب استفاده میشود) دسته قلمموها را از چوب، بامبو، پلاستیک و مواد دیگر میسازند.
ریشه خوشنویسی در چین به قرن ۲۲ پیش از میلاد میرسد زمانیکه که تصویرنگاشتها را برای امور مذهبی روی استخوان مینوشتند. لی سی، نخستوزیر دربار دودمان چین، در قرن سوم پیش از میلاد نوشتار استانداردی ارائه کرد.
او شکلی از تصویرنگاشت را تصویب کرد که باید در اندازههای مربعهای یکنواخت و تنها با هشت ضربه قلم نوشته شوند. او همچنین مشخص کرد که نوشتهها از بالا به پایین و از راست به چپ نوشته شوند. خوشنویسی کایشو سنتی چینی در حدود ۶۰۰ پس از میلاد به ژاپن راه یافت و تا امروزه تمرین و تغییر شکل آن ادامه یافتهاست.
قدیمیترین متن خوشنویسی شده ژاپنی در هاله نور مجسمه یاکوشی نیورای در معبد هوریو-جی قرار دارد. این خوشنویسی ژاپنی در سبک شاکیتای (写経体) نوشته شدهاست که در دوران شش دودمان سبکی شناخته شده بودهاست.
خوشنویسی پیش از دوره نارا
دوره نارا (به ژاپنی: 奈良時代, Nara jidai) بخشی از تاریخ کشور ژاپن است که از سال ۷۱۰ تا ۷۹۴ میلادی را پوشش میدهد.
در معبد هوریو - جی نوشتههایی در مورد سوترای گل نیلوفر از جمله هوکه گیشو (法華義疏) نیز نگهداری میشود که متعلق به قرن ۷ میلادی است و قدیمیترین نوشته ژاپنی است. متن آن به سبک سوشو نوشته شده و در دوره آسوکا برای آن تصویرسازی هم شدهاست. قدیمیترین سوترای دستنویس ژاپنی، کونگو جودارانیکیو است که در ۶۸۶ میلادی بدست راهب هورین نوشته شدهاست و سبک آن از کار اویانگ خون الهام گرفتهاست.
سنگ شکسته پل اوجی (به ژاپنی: 宇治橋断碑) متعلق به میانه قرن هفتم میلادی و سنگ شهرستان ناسو (به ژاپنی: (那須国造碑) نمونههایی از این زمان هستند. هر دوی این نوشتهها نمونههایی از سبک خوشنویسی دودمان وی شمالی هستند.
در قرن هفتم، دودمان تانگ در چین به برتری رسیدند. دومین امپراتور آنها، تایتسونگ، کارهای وانگ ژیچی را ستود و به او اعتبار بخشید و این امر خوشنویسان ژاپنی را نیز تحت تأثیر قرار داد. تمامی کارهای این خوشنویس چینی گم شدهاند ولی کپیهایی که از روی کارهای او انجام شده باقیماندند و منابع خوبی برای ادامه راه او باقی گذاشتند؛ از جمله این کپیها میتوان به گاکی رون (楽毅論) اشاره کرد که به سبک وانگ ژیچی و بدست شهبانو کومیو نوشته شدهاست.
خوشنویسی دوره هیان
دوره هِیآن (به ژاپنی: 平安時代, Heian jidai) در تاریخ ژاپن فاصله زمانی سالهای ۷۹۴ تا ۱۱۸۵ میلادی را در بر میگیرد.
با دوره هِیآن دوران تاریخ باستانی ژاپن به آخر میرسد و عصر فئودالی آغاز میشود. نام این دوره از پایتخت آن هِیآنکیو میآید که امروز کیوتو نامیده میشود. آخرین بخش کلاسیک تاریخ ژاپن است که از ۷۹۴ تا ۱۱۸۵ اجرا میشود. امپراتور کانمو، پایتخت ژاپن را به هیآن-کیو (مدرن کیوتو) منتقل کرد.
امپراتور کامو پایتخت را ابتدا در سال ۷۸۴ میلادی از هیجو کیو در نارا به ناگااوکا کیو و سپس در ۷۹۴ میلادی به هیان کیو در کیوتو منتقل کرد. این آغاز دوره هیان بود که از آن با نام دوره طلایی ژاپن نام میبرند. در اوایل این دوره تغییری در تأثیرات برگرفته از خوشنویسی چینی روی نداد.
به عنوان مثال در دوره امپراتور ساگا، طبقه اشرافی و زنان درباری همچنان از خوشنویسیهای اشعار چینی برای تمرین استفاده میکردند.
از خوشنویسیهای باقیمانده از سایچو و کوکای میتوان فهمید که تأثیر وانگ ژیچی بر خوشنویسی ژاپن همچنان پابرجاست. آثار خوشنویسان دیگر چینی از جمله اویانگ ژون و یان ژنکینگ نیز مورد توجه قرار میگرفت.
در همین دوره بود که سبک خوشنویسی ویژه ژاپن نیز ایجاد شد. سیستم نوشتاری واجی کانا نیز برای نوشتن صداهایی که با کلمات وامگرفته چینی نمیشد نوشت پدید آمد. خوشنویسان ژاپنی هنوز واژههای اصلی، کانجی (漢字) را در همان مربع به جا مانده از دوران قبل مینوشتند.
سوکو شوجیتسو اولین متنی است که در آن سبک خوشنویسی ویژه ژاپن دیده میشود. این متن شعری تانکا (短歌) بود که در ۷۴۹ میلادی نوشته شد و با خوشنویسی چینی تفاوتهایی داشت.
خوشنویسی دوره کاماکورا و موروماچی
رسیدن میناموتو نو یوریتومو به عنوان شوگون که پس از شورشهای هوگن و هیجی و پیروزی خاندان میناموتو بر خاندان تایرا بود، باعث به وجود آمدن دورهای جدید در ژاپن شد که با نام دوره کاماکورا (۱۱۸۵–۱۳۳۳) شناختهشد. در این دوره که به دوران نظامیگری معروف شد ارتباط با چین که دودمان سونگ در آن حکومت میکرد بیشتر شد و بوداگرایی در ژاپن شکوفا شد.
راهبان بودایی همچون شونجو که در چین تحصیل میکردند پس از بازگشت به ژاپن کتابهایی با خود میآوردند که در پدید آمدن و نیرو گرفتن سبک خوشنویسی کایشو بسیار تأثیرگذاردند.
همچنین بومی شدن ماندگار شدن راهبان چینی در ژاپن که با تشویق افرادی صاحب قدرتی چون هوجو توکیوری صورت میگرفت بر این امر تأثیرگذار بود.
معبد کنچو-جی در منطقه کاماکورا که آن را رانکی دوریو بنیان نهاد هنوز هم دارای آثار بسیاری از آن دوره است. با گسترش رینزایی ذن گرایش به سبکی کمتر تکنیکی که حالتهای ذن در آن نمایان است بیشتر گشت که از نمونههای آن میتوان به کارهای موسو سوسکی اشاره کرد که با سبک پالوده شده سوشو نوشته شدهاست.
کارهای فوجیوارا نو شونزی و فوجیوارا نو تیکا در سبک وایو از بهترین نمونههای خوشنویسی در اواخر دوره هیان و اوایل دوره کاماکورا است.
ناآرامی و آشوب سیاسی و نظامی در دوره موروماچی (۱۳۳۶–۱۵۳۷) نیز ادامه داشت. پس از اینکه آشیکاگا تاکااوجی توانست امپراتور گودایگو را از کیوتو بیرون کرده و شگونسالاری آشیکاگا را ایجاد کند، باهمآمیختن اعضای بارگاه امپراتوری، اربابان، ساموراییها و راهبان ذن به ایجاد نوعی فرهنگ جدید کمک کرد که به شکوفایی هنرها انجامید.
با به قدرت رسیدن ایککیو سوجون در معبد دایتوکو-جی، خوشنویسی به بخشی از مراسم چای ژاپنی در قرن پانزدهم تبدیل شد.
خوشنویسی دوره ادو
دوره ادو (به ژاپنی: 江戸時代, Edo jidai) بخشی از تاریخ دوران پیشامدرن ژاپن است که از سال ۱۶۰۳ تا ۱۸۶۸ میلادی را در بر میگیرد. این دوره همچنین با نام دوره توکوگاوا نیز شناخته میشود. توکوگاوا ایهیاسو در سال ۱۶۰۳ قدرت را در دست گرفت و شوگونسالاری توکوگاوا را بنیانگذاری کرد.
در پایهگذاری شوگونسالاری توکوگاوا، توکوگاوا ایهیاسو بیشترین بهره را از تلاشهای اودا نوبوناگا و تویوتومی هیدهیوشی برد و حکومتی را سامان داد که پانزده نسل قدرت را در اختیار داشت. او مرکز فرمانروایی خود را ادو (توکیوی امروزی) قرار داد. در این دوره کشور در میان بیش از دویست دایمیو تقسیم شده بود.
در دوره ادو ساموراییها بالاتر از کشاورزان و صنعتگران و بازرگانان، که مردم عادی بهشمار میآمدند، قرار گرفتند. شوگونسالاران ادو تحت عنوان تجملستیزی قانونهایی را علیه مدل مو، لباس و آویزههای اضافی به تصویب رساندند.
دوره ادو با به قدرت رسیدن توکوگاوا ایهیاسو در بین سالهای ۱۶۰۳ تا ۱۶۱۵ و پایهگذاری شوگونسالاری توکوگاوا بنیان نهاده شد و دوره ۲۵۰ ساله پرثباتی را در ژاپن پدید آورد که تا نیمه دوم سده نوزدهم جریان داشت. در این دوره بر بوشیدو (به ژاپنی: 武士) (راه و روش جنگاوری) و سیاست ساکوکو (به ژاپنی: 鎖國) (انزوای ژاپن از دیگر کشورهای جهان) پافشاری میشد.
پژوهشهای خوشنویسی در این دوره بیشتر بر سبک کارایو (唐様) از چین دودمان مینگ بود. اینگن و اوباکو از شاخههای بوداگرایی ذن ژاپن و نیز مدرسه خوشنویسی دایشی، هر یک بهبودها و دگرگونیهایی در خوشنویسی پدیدآوردند. مدرسه خوشنویسی دایشی بر هشت اصل یونگ (永字八法) که به وانگ شیژی برمیگشت و نیز ۷۲ گونه هیسی که به استاد وانگ شیژی (وی شو) برمیگشت پافشاری میکرد.
در ۱۶۶۴ چاپ دوباره این اصول تغییری مهم در تئوری خوشنویسی پدیدآورد.
خوشنویسانی چون هوسویی هوتاکو بعدها سبک کارایو را پیشرفت دادند. در ابتدای دوره ادو نیز هونامی کوئتسو (۱۵۵۸–۱۶۳۷) با افزودن طرحهای زیبای نقاشی همچون گل، پروانه یا شکلهای مدور بر زمینه کاغذ، ساختاری شعرگونه به خوشنویسیها افزود. او به همراه کونوئه نوبوتادا (۱۵۶۵–۱۶۱۴) و شوکادو شوجو (۱۵۸۴–۱۶۳۹)، سه خوشنویس بزرگ زمان خود در سبک وایو (和様) بودند که نمونههای خوشنویسی ویژه ژاپن را پدیدآوردند؛ آنها را با نام سه کانی سانپیتسو (寛永三筆) نیز میشناسند.
در حدود ۱۷۳۶ که توکوگاوا یوشیمونو که سیاست انزوای ژاپن را کمتر کرد، واردات ژاپن از دیگر کشورها و همچنین تأثیرگیری فرهنگی ژاپن از چین بیشتر شد. ادیبان ژاپنی از خوشنویسیهای سبکهای وایو استقبال کردند و کارهای سنتی همچون آثار وانگ ژیچی و ون ژنگمینگ و همچنین کارهای هنرمندان سبک جدیدتر سوشو همچون ژانگ شو، هوآی سو و می فو وارد کشور شد. کونوئه ایهیرو کارهای زیادی با کانا در سبک وایو انجام داد اما در آن دوره سبک کارایو بیشتر تمرین میشد.
نمونهّایی از این خوشنیسیها بدست استادان کوکوگاکو (به ژاپنی: 國學، مطالعات ملی) یا شاعران و نقاشانی چون فوکودا چیو-نی، یوسا بوسون و ساکای هوییتسو نگهداری شد و باقی ماندهاند.
امروزه خوشنویسی یکی از درسهای مدارس ابتدایی در سیستم آموزشی اجباری ژاپن است. در دبیرستان، خوشنویسی یکی از دروس اختیاری هنر است (درسهای اختیاری دیگر هنر عبارتند از موسیقی و نقاشی).
همچنین یکی از انجمنهای پرطرفدار در دوران دبیرستان است به ویژه پس از اینکه خوشنویسی نمایشی پدید آمد.
برخی از دانشگاهها همچون دانشگاه تسوکوبا، دانشگاه گاکوگی توکیو و دانشگاه آموزش فوکوکا بخشهای ویژهای برای پژوهشهای خوشنویسی با تأکید بر برنامههای آموزش معلم در خوشنویسی دارند.
خوشنویسی ژاپنی بسیاری از هنرمندان غربی را نیز در طول قرنها به خود شیفته کردهاست.
خوشنویسی سنتی چینی در حدود 600 پس از میلاد به ژاپن راه یافت و تا امروزه تمرین و تغییر شکل آن ادامه یافته است. قدیمی ترین متن خوشنویسی شده ژاپنی در هاله نور مجسمه یاکوشی نیورای در معبد هوریو ـ جی قرار دارد.
برای مدت زمان طولانی، وانگ ژی چی، هنرمند خوشنویس چینی قرن چهارم میلادی الگوی خوشنویسان در ژاپن بود، اما پس از پدید آمدن حرف های ژاپنی هیراگانا و کاتاکانا، سامانه نگارش زبان ژاپنی گسترش یافت و خوشنویسان ژاپنی سبک هایی ویژه ژاپن پدید آوردند.
در خوشنویسی جدید ژاپنی مجموعه ای از ابزارها را بکار می برند. از ابزارهای سنتی آن می توان به جوهر جامد، واشی (کاغذ سنتی ژاپنی)، سنگ جوهر که آن را ساییده و با آب مخلوط می کنند، وزنه کاغذ برای نگه داشتن کاغذ، پارچه برای گذاشتن زیر کاغذ تا جوهر از پشت کاغذ بیرون نزند و قلم مو اشاره کرد.
در هنگام آماده کردن، آب را بر سنگ جوهر می ریزند و با جوهر جامد می سایند تا جوهر مایع پدید آید. قلم موها در اشکال و اندازه های گوناگون و بیشتر از موی زبر حیوانات ساخته می شوند.امروزه خوشنویسی یکی از درس های مدارس ابتدایی در سیستم آموزشی اجباری ژاپن است. البته در دبیرستان، خوشنویسی یکی از دروس اختیاری هنر به شمار می رود.
خوشنویسی ژاپنی یا شودو (به ژاپنی: 書道) هنر خوشنویسی زبان ژاپنی است. برای مدت زمان طولانی، وانگ ژیچی، هنرمند خوشنویس چینی قرن چهارم میلادی الگوی خوشنویسان در ژاپن بود اما پس از پدید آمدن حرفهای ژاپنی هیراگانا و کاتاکانا، سامانه نگارش زبان ژاپنی گسترش یافت و خوشنویسان ژاپنی سبکهایی ویژه ژاپن پدیدآوردند.
خوشنویسی ژاپنی از خوشنویسی چینی گرفته شده و به همین دلیل اصول اولیه و تکنیکهای آنها بسیار به هم شبیه است.
غالباً آن را با جوهر (به ژاپنی: 墨) (SUMI) و روی کاغذ واشی (به ژاپنی: 和紙) مینویسند و دارای سبکهای زیر است:
1) تنشو (به ژاپنی: 篆書) (به چینی: zhuànshū)
2) ریشو (به ژاپنی: 隸書) (به چینی: lìshū)
3) کایشو (به ژاپنی: 楷書) (به چینی: kǎishū)
4) جیوشو (به ژاپنی: 行書) (به چینی: xíngshū)
5) سوشو (به ژاپنی: 草書) (به چینی: cǎoshū)
در خوشنویسی جدید ژاپنی مجموعهای از ابزارها را بکار میبرند. از ابزارهای سنتی آن میتوان این موارد را نام برد:
1)جوهر جامد (به ژاپنی: 墨، sumi)
2)واشی (به ژاپنی: 和紙) (کاغذ سنتی ژاپنی)
3) سنگ جوهر (به ژاپنی: 硯، suzuri) - که آن را ساییده و با آب مخلوط میکنند.
4) وزنه کاغذ (به ژاپنی: 文鎮، bunchin) - برای نگهداشتن کاغذ.
5)پارچه (به ژاپنی: 下敷き، shitajiki) - برای گذاشتن زیر کاغذ تا جوهر از پشت کاغذ بیرون نزند.
5)قلممو (به ژاپنی: 筆، fudé)
ریشه خط و خوشنویسی چینی
در هنگام آماده کردن، آب را بر سنگ جوهر میریزند و با جوهر جامد میسایند تا جوهر مایع پدید آید. از آنجاییکه این کار زمانبر است امروزه تازهکاران، جوهرهای آماده مایع را بکار میبرند. هنرآموزان پیشرفتهتر به ساییدن جوهر خود علاقه دارند.
قلمموها در اشکال و اندازههای گوناگون و بیشتر از موی زبر حیوانات ساخته میشوند. (بیشتر از مو و پشم بز و گوسفند و نیز یال اسب استفاده میشود) دسته قلمموها را از چوب، بامبو، پلاستیک و مواد دیگر میسازند.
ریشه خوشنویسی در چین به قرن ۲۲ پیش از میلاد میرسد زمانیکه که تصویرنگاشتها را برای امور مذهبی روی استخوان مینوشتند. لی سی، نخستوزیر دربار دودمان چین، در قرن سوم پیش از میلاد نوشتار استانداردی ارائه کرد.
او شکلی از تصویرنگاشت را تصویب کرد که باید در اندازههای مربعهای یکنواخت و تنها با هشت ضربه قلم نوشته شوند. او همچنین مشخص کرد که نوشتهها از بالا به پایین و از راست به چپ نوشته شوند. خوشنویسی کایشو سنتی چینی در حدود ۶۰۰ پس از میلاد به ژاپن راه یافت و تا امروزه تمرین و تغییر شکل آن ادامه یافتهاست.
قدیمیترین متن خوشنویسی شده ژاپنی در هاله نور مجسمه یاکوشی نیورای در معبد هوریو-جی قرار دارد. این خوشنویسی ژاپنی در سبک شاکیتای (写経体) نوشته شدهاست که در دوران شش دودمان سبکی شناخته شده بودهاست.
خوشنویسی پیش از دوره نارا
دوره نارا (به ژاپنی: 奈良時代, Nara jidai) بخشی از تاریخ کشور ژاپن است که از سال ۷۱۰ تا ۷۹۴ میلادی را پوشش میدهد.
در معبد هوریو - جی نوشتههایی در مورد سوترای گل نیلوفر از جمله هوکه گیشو (法華義疏) نیز نگهداری میشود که متعلق به قرن ۷ میلادی است و قدیمیترین نوشته ژاپنی است. متن آن به سبک سوشو نوشته شده و در دوره آسوکا برای آن تصویرسازی هم شدهاست. قدیمیترین سوترای دستنویس ژاپنی، کونگو جودارانیکیو است که در ۶۸۶ میلادی بدست راهب هورین نوشته شدهاست و سبک آن از کار اویانگ خون الهام گرفتهاست.
سنگ شکسته پل اوجی (به ژاپنی: 宇治橋断碑) متعلق به میانه قرن هفتم میلادی و سنگ شهرستان ناسو (به ژاپنی: (那須国造碑) نمونههایی از این زمان هستند. هر دوی این نوشتهها نمونههایی از سبک خوشنویسی دودمان وی شمالی هستند.
در قرن هفتم، دودمان تانگ در چین به برتری رسیدند. دومین امپراتور آنها، تایتسونگ، کارهای وانگ ژیچی را ستود و به او اعتبار بخشید و این امر خوشنویسان ژاپنی را نیز تحت تأثیر قرار داد. تمامی کارهای این خوشنویس چینی گم شدهاند ولی کپیهایی که از روی کارهای او انجام شده باقیماندند و منابع خوبی برای ادامه راه او باقی گذاشتند؛ از جمله این کپیها میتوان به گاکی رون (楽毅論) اشاره کرد که به سبک وانگ ژیچی و بدست شهبانو کومیو نوشته شدهاست.
خوشنویسی دوره هیان
دوره هِیآن (به ژاپنی: 平安時代, Heian jidai) در تاریخ ژاپن فاصله زمانی سالهای ۷۹۴ تا ۱۱۸۵ میلادی را در بر میگیرد.
با دوره هِیآن دوران تاریخ باستانی ژاپن به آخر میرسد و عصر فئودالی آغاز میشود. نام این دوره از پایتخت آن هِیآنکیو میآید که امروز کیوتو نامیده میشود. آخرین بخش کلاسیک تاریخ ژاپن است که از ۷۹۴ تا ۱۱۸۵ اجرا میشود. امپراتور کانمو، پایتخت ژاپن را به هیآن-کیو (مدرن کیوتو) منتقل کرد.
امپراتور کامو پایتخت را ابتدا در سال ۷۸۴ میلادی از هیجو کیو در نارا به ناگااوکا کیو و سپس در ۷۹۴ میلادی به هیان کیو در کیوتو منتقل کرد. این آغاز دوره هیان بود که از آن با نام دوره طلایی ژاپن نام میبرند. در اوایل این دوره تغییری در تأثیرات برگرفته از خوشنویسی چینی روی نداد.
به عنوان مثال در دوره امپراتور ساگا، طبقه اشرافی و زنان درباری همچنان از خوشنویسیهای اشعار چینی برای تمرین استفاده میکردند.
از خوشنویسیهای باقیمانده از سایچو و کوکای میتوان فهمید که تأثیر وانگ ژیچی بر خوشنویسی ژاپن همچنان پابرجاست. آثار خوشنویسان دیگر چینی از جمله اویانگ ژون و یان ژنکینگ نیز مورد توجه قرار میگرفت.
در همین دوره بود که سبک خوشنویسی ویژه ژاپن نیز ایجاد شد. سیستم نوشتاری واجی کانا نیز برای نوشتن صداهایی که با کلمات وامگرفته چینی نمیشد نوشت پدید آمد. خوشنویسان ژاپنی هنوز واژههای اصلی، کانجی (漢字) را در همان مربع به جا مانده از دوران قبل مینوشتند.
سوکو شوجیتسو اولین متنی است که در آن سبک خوشنویسی ویژه ژاپن دیده میشود. این متن شعری تانکا (短歌) بود که در ۷۴۹ میلادی نوشته شد و با خوشنویسی چینی تفاوتهایی داشت.
خوشنویسی دوره کاماکورا و موروماچی
رسیدن میناموتو نو یوریتومو به عنوان شوگون که پس از شورشهای هوگن و هیجی و پیروزی خاندان میناموتو بر خاندان تایرا بود، باعث به وجود آمدن دورهای جدید در ژاپن شد که با نام دوره کاماکورا (۱۱۸۵–۱۳۳۳) شناختهشد. در این دوره که به دوران نظامیگری معروف شد ارتباط با چین که دودمان سونگ در آن حکومت میکرد بیشتر شد و بوداگرایی در ژاپن شکوفا شد.
راهبان بودایی همچون شونجو که در چین تحصیل میکردند پس از بازگشت به ژاپن کتابهایی با خود میآوردند که در پدید آمدن و نیرو گرفتن سبک خوشنویسی کایشو بسیار تأثیرگذاردند.
همچنین بومی شدن ماندگار شدن راهبان چینی در ژاپن که با تشویق افرادی صاحب قدرتی چون هوجو توکیوری صورت میگرفت بر این امر تأثیرگذار بود.
معبد کنچو-جی در منطقه کاماکورا که آن را رانکی دوریو بنیان نهاد هنوز هم دارای آثار بسیاری از آن دوره است. با گسترش رینزایی ذن گرایش به سبکی کمتر تکنیکی که حالتهای ذن در آن نمایان است بیشتر گشت که از نمونههای آن میتوان به کارهای موسو سوسکی اشاره کرد که با سبک پالوده شده سوشو نوشته شدهاست.
کارهای فوجیوارا نو شونزی و فوجیوارا نو تیکا در سبک وایو از بهترین نمونههای خوشنویسی در اواخر دوره هیان و اوایل دوره کاماکورا است.
ناآرامی و آشوب سیاسی و نظامی در دوره موروماچی (۱۳۳۶–۱۵۳۷) نیز ادامه داشت. پس از اینکه آشیکاگا تاکااوجی توانست امپراتور گودایگو را از کیوتو بیرون کرده و شگونسالاری آشیکاگا را ایجاد کند، باهمآمیختن اعضای بارگاه امپراتوری، اربابان، ساموراییها و راهبان ذن به ایجاد نوعی فرهنگ جدید کمک کرد که به شکوفایی هنرها انجامید.
با به قدرت رسیدن ایککیو سوجون در معبد دایتوکو-جی، خوشنویسی به بخشی از مراسم چای ژاپنی در قرن پانزدهم تبدیل شد.
خوشنویسی دوره ادو
دوره ادو (به ژاپنی: 江戸時代, Edo jidai) بخشی از تاریخ دوران پیشامدرن ژاپن است که از سال ۱۶۰۳ تا ۱۸۶۸ میلادی را در بر میگیرد. این دوره همچنین با نام دوره توکوگاوا نیز شناخته میشود. توکوگاوا ایهیاسو در سال ۱۶۰۳ قدرت را در دست گرفت و شوگونسالاری توکوگاوا را بنیانگذاری کرد.
در پایهگذاری شوگونسالاری توکوگاوا، توکوگاوا ایهیاسو بیشترین بهره را از تلاشهای اودا نوبوناگا و تویوتومی هیدهیوشی برد و حکومتی را سامان داد که پانزده نسل قدرت را در اختیار داشت. او مرکز فرمانروایی خود را ادو (توکیوی امروزی) قرار داد. در این دوره کشور در میان بیش از دویست دایمیو تقسیم شده بود.
در دوره ادو ساموراییها بالاتر از کشاورزان و صنعتگران و بازرگانان، که مردم عادی بهشمار میآمدند، قرار گرفتند. شوگونسالاران ادو تحت عنوان تجملستیزی قانونهایی را علیه مدل مو، لباس و آویزههای اضافی به تصویب رساندند.
دوره ادو با به قدرت رسیدن توکوگاوا ایهیاسو در بین سالهای ۱۶۰۳ تا ۱۶۱۵ و پایهگذاری شوگونسالاری توکوگاوا بنیان نهاده شد و دوره ۲۵۰ ساله پرثباتی را در ژاپن پدید آورد که تا نیمه دوم سده نوزدهم جریان داشت. در این دوره بر بوشیدو (به ژاپنی: 武士) (راه و روش جنگاوری) و سیاست ساکوکو (به ژاپنی: 鎖國) (انزوای ژاپن از دیگر کشورهای جهان) پافشاری میشد.
پژوهشهای خوشنویسی در این دوره بیشتر بر سبک کارایو (唐様) از چین دودمان مینگ بود. اینگن و اوباکو از شاخههای بوداگرایی ذن ژاپن و نیز مدرسه خوشنویسی دایشی، هر یک بهبودها و دگرگونیهایی در خوشنویسی پدیدآوردند. مدرسه خوشنویسی دایشی بر هشت اصل یونگ (永字八法) که به وانگ شیژی برمیگشت و نیز ۷۲ گونه هیسی که به استاد وانگ شیژی (وی شو) برمیگشت پافشاری میکرد.
در ۱۶۶۴ چاپ دوباره این اصول تغییری مهم در تئوری خوشنویسی پدیدآورد.
خوشنویسانی چون هوسویی هوتاکو بعدها سبک کارایو را پیشرفت دادند. در ابتدای دوره ادو نیز هونامی کوئتسو (۱۵۵۸–۱۶۳۷) با افزودن طرحهای زیبای نقاشی همچون گل، پروانه یا شکلهای مدور بر زمینه کاغذ، ساختاری شعرگونه به خوشنویسیها افزود. او به همراه کونوئه نوبوتادا (۱۵۶۵–۱۶۱۴) و شوکادو شوجو (۱۵۸۴–۱۶۳۹)، سه خوشنویس بزرگ زمان خود در سبک وایو (和様) بودند که نمونههای خوشنویسی ویژه ژاپن را پدیدآوردند؛ آنها را با نام سه کانی سانپیتسو (寛永三筆) نیز میشناسند.
در حدود ۱۷۳۶ که توکوگاوا یوشیمونو که سیاست انزوای ژاپن را کمتر کرد، واردات ژاپن از دیگر کشورها و همچنین تأثیرگیری فرهنگی ژاپن از چین بیشتر شد. ادیبان ژاپنی از خوشنویسیهای سبکهای وایو استقبال کردند و کارهای سنتی همچون آثار وانگ ژیچی و ون ژنگمینگ و همچنین کارهای هنرمندان سبک جدیدتر سوشو همچون ژانگ شو، هوآی سو و می فو وارد کشور شد. کونوئه ایهیرو کارهای زیادی با کانا در سبک وایو انجام داد اما در آن دوره سبک کارایو بیشتر تمرین میشد.
نمونهّایی از این خوشنیسیها بدست استادان کوکوگاکو (به ژاپنی: 國學، مطالعات ملی) یا شاعران و نقاشانی چون فوکودا چیو-نی، یوسا بوسون و ساکای هوییتسو نگهداری شد و باقی ماندهاند.
امروزه خوشنویسی یکی از درسهای مدارس ابتدایی در سیستم آموزشی اجباری ژاپن است. در دبیرستان، خوشنویسی یکی از دروس اختیاری هنر است (درسهای اختیاری دیگر هنر عبارتند از موسیقی و نقاشی).
همچنین یکی از انجمنهای پرطرفدار در دوران دبیرستان است به ویژه پس از اینکه خوشنویسی نمایشی پدید آمد.
برخی از دانشگاهها همچون دانشگاه تسوکوبا، دانشگاه گاکوگی توکیو و دانشگاه آموزش فوکوکا بخشهای ویژهای برای پژوهشهای خوشنویسی با تأکید بر برنامههای آموزش معلم در خوشنویسی دارند.
خوشنویسی ژاپنی بسیاری از هنرمندان غربی را نیز در طول قرنها به خود شیفته کردهاست.
خوشنویسی کره ای
حروف چینی در اوایل قرن های دوم و سوم میلادی به همراه گسترش بوداگرایی به کشور کره وارد شد. در قرن هشتم میلادی کیم سانگ استاد خوشنویسی در کره به شهرت رسید و آثار او را با کارهای وانگ ژی چی چینی مقایسه می کردند.
در قرن چهاردهم، سبک های منحنی دار ژائو منگفو در کره رواج یافت. در این سال ها بود که خوشنویسی کره ای به سمت رسمی شدن پیش رفت. با وجود این، کیم جونگ هی خوشنویسی کره ای را در اوایل سده نوزدهم با پدید آوردن سبک جوسا دگرگون کرد.
خوشنویسی کره ای با خط هانگول یا هانجا نوشته می شود. از آنجایی که در سال های 1910 تا 1945 در مدارس حروف چینی را به کار می بردند از خوشنویسی با حروف هانجا استفاده می شد. پس از آن با افزایش ناسیونالیسم ملی، به کارگیری هانگول بیشتر شده و کارهای بیشتری با آن پدید آمد.
خطاطی کره ای که سویه نیز نام دارد، به دستخط هنری سنتی کره ای اطلاق می شود. خطاطی در فرهنگ کره ای هانجا (واژه نگاشت چینی) و هانگول (الفبای بومی کره ای) را در بر می گیرد.
خطاطی اولیه کره ای منحصرا به رسم الخط هانجا نگاشته می شد. هانجا واژه نگاشت چینی بود که در ابتدا برای نوشتن زبان کره ای مورد استفاده قرار می گرفت. در طی دودمان های گوریو و چوسون اشیای سودمند به مانند پایه قلمو، قفل، بخوردان، ظروف چینی، اسباب چوبی و جلادار و آهن های علامت زن منقش به خطاطی می شدند.
حتی پس از اختراع رسم الخط کره ای یا هانگول در سال ۱۴۴۳، خوشنویسان کره ای حروف چینی را ترجیح می دادند زیرا آنها الفبای چینی را معتبرتر می پنداشتند. هانجا تا اواخر قرن نوزدهم میلادی به عنوان الفبای رسمی کره مورد استفاده قرار می گرفت.
پس از اینکه کره جنوبی و کره شمالی بعد از جداییشان به صورت جداگانه هانگول را به عنوان رسم الخاط رسمی زبان کره ای نهادینه کردند، این موضوع دستخوش دگرگونی شد. امروزه بسیاری از خطاطان به ویژه در کره جنوبی با سبک های جدید هانگول کار آزموده شده اند، سبک هایی که به بخش مهمی از عرف بزرگتر خطاطی کره ای بدل گشته است.
حروف چینی در اوایل قرن های دوم و سوم میلادی به همراه گسترش بوداگرایی به کشور کره وارد شد. در قرن هشتم میلادی کیم سانگ استاد خوشنویسی در کره به شهرت رسید و آثار او را با کارهای وانگ ژی چی چینی مقایسه می کردند.
در قرن چهاردهم، سبک های منحنی دار ژائو منگفو در کره رواج یافت. در این سال ها بود که خوشنویسی کره ای به سمت رسمی شدن پیش رفت. با وجود این، کیم جونگ هی خوشنویسی کره ای را در اوایل سده نوزدهم با پدید آوردن سبک جوسا دگرگون کرد.
خوشنویسی کره ای با خط هانگول یا هانجا نوشته می شود. از آنجایی که در سال های 1910 تا 1945 در مدارس حروف چینی را به کار می بردند از خوشنویسی با حروف هانجا استفاده می شد. پس از آن با افزایش ناسیونالیسم ملی، به کارگیری هانگول بیشتر شده و کارهای بیشتری با آن پدید آمد.
خطاطی کره ای که سویه نیز نام دارد، به دستخط هنری سنتی کره ای اطلاق می شود. خطاطی در فرهنگ کره ای هانجا (واژه نگاشت چینی) و هانگول (الفبای بومی کره ای) را در بر می گیرد.
خطاطی اولیه کره ای منحصرا به رسم الخط هانجا نگاشته می شد. هانجا واژه نگاشت چینی بود که در ابتدا برای نوشتن زبان کره ای مورد استفاده قرار می گرفت. در طی دودمان های گوریو و چوسون اشیای سودمند به مانند پایه قلمو، قفل، بخوردان، ظروف چینی، اسباب چوبی و جلادار و آهن های علامت زن منقش به خطاطی می شدند.
حتی پس از اختراع رسم الخط کره ای یا هانگول در سال ۱۴۴۳، خوشنویسان کره ای حروف چینی را ترجیح می دادند زیرا آنها الفبای چینی را معتبرتر می پنداشتند. هانجا تا اواخر قرن نوزدهم میلادی به عنوان الفبای رسمی کره مورد استفاده قرار می گرفت.
پس از اینکه کره جنوبی و کره شمالی بعد از جداییشان به صورت جداگانه هانگول را به عنوان رسم الخاط رسمی زبان کره ای نهادینه کردند، این موضوع دستخوش دگرگونی شد. امروزه بسیاری از خطاطان به ویژه در کره جنوبی با سبک های جدید هانگول کار آزموده شده اند، سبک هایی که به بخش مهمی از عرف بزرگتر خطاطی کره ای بدل گشته است.
خوشنویسی کرهای (به هانگول: 서예) (به هانجا: 書藝) (با تلفظ Seoye) به هنر نوشتاری زبان کرهای با خط هانگول یا هانجا گفته میشود.
تاریخچه خوشنویسی کرهای
حروف چینی در اوایل قرنهای دوم و سوم میلادی به همراه گسترش بوداگرایی به کشور کره وارد شد. تحسین فرهنگ دودمان تانگ در دوره سیلای متحد و نیز در قرن هشتم میلادی ادامه یافت؛ در این قرن بود که کیم سانگ استاد خوشنویسی اهل کره مشهور شد و خطاطیهای او را با کارهای وانگ ژیچی چینی مقایسه میکردند.
چوئه چیون شاعر نیز به خاطر خوشنویسیهایش مشهور بوده و یکی از آثار او به صورت سنگنوشته در هائوندائه در بوسان هنوز هم وجود دارد.
سبک گوشهدار استادان اولیه تانگ، یو شینان، اویانگ ژون و چو سویلیانگ تا سده چهاردهم بکار میرفت تا اینکه در این سده، سبکهای منحنیدار ژائو منگفو رواج یافت.
در این سالها بود که خوشنویسی کرهای به سمت رسمی شدن پیش رفت.
کیم جونگ هی خوشنویسی کرهای را در اوایل سده نوزدهم با پدید آوردن سبک جوسا (از روی سبک چینی لیشو) دگرگون کرد.
از آنجاییکه در سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۴۵ در مدارس حروف چینی را بکار میبردند از خوشنویسی با حروف هانجا استفاده میشد. پس از آن با افزایش ناسیونالیسم ملی، بهکارگیری هانگول بیشتر شده و کارهای بیشتری با آن پدید آمد.
تاریخچه خوشنویسی کرهای
حروف چینی در اوایل قرنهای دوم و سوم میلادی به همراه گسترش بوداگرایی به کشور کره وارد شد. تحسین فرهنگ دودمان تانگ در دوره سیلای متحد و نیز در قرن هشتم میلادی ادامه یافت؛ در این قرن بود که کیم سانگ استاد خوشنویسی اهل کره مشهور شد و خطاطیهای او را با کارهای وانگ ژیچی چینی مقایسه میکردند.
چوئه چیون شاعر نیز به خاطر خوشنویسیهایش مشهور بوده و یکی از آثار او به صورت سنگنوشته در هائوندائه در بوسان هنوز هم وجود دارد.
سبک گوشهدار استادان اولیه تانگ، یو شینان، اویانگ ژون و چو سویلیانگ تا سده چهاردهم بکار میرفت تا اینکه در این سده، سبکهای منحنیدار ژائو منگفو رواج یافت.
در این سالها بود که خوشنویسی کرهای به سمت رسمی شدن پیش رفت.
کیم جونگ هی خوشنویسی کرهای را در اوایل سده نوزدهم با پدید آوردن سبک جوسا (از روی سبک چینی لیشو) دگرگون کرد.
از آنجاییکه در سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۴۵ در مدارس حروف چینی را بکار میبردند از خوشنویسی با حروف هانجا استفاده میشد. پس از آن با افزایش ناسیونالیسم ملی، بهکارگیری هانگول بیشتر شده و کارهای بیشتری با آن پدید آمد.
پنج گونه عمده از خطاطی هانجای کره ای وجود دارد که از خوشنویسی چینی مشتق شده اند.
1) جونسو
جونسو در لغت به معنی رسم الخط مهری می باشد. رسم الخط مهری به رسم الخط منظم شده اطلاق می شود. آن به خاطر یکنواختی ضخامت و فواصل خطوط عمودی، افقی و منحنی وار مورد ملاحظه قرار می گیرد. بنابراین آن غالبا برای مهرها و نشان ها مورد استفاده قرار می گیرد.
2) چوسو
چوسو به معنی رسم الخط شکسته یا چمنی می باشد. آن به خاطر ضربات تکی موثر قلمو مشهور است. دست خط بیش از اندازه شکسته برای بیشتر مردم قابل خواندن نیست زیرا حروف مختلف در زمانیکه با دست خط شکسته نوشته می شوند ممکن است به همدیگر شبیه به نظر برسند.
3) هه سو
هه سو معنی رسم الخط قطعه ای را می دهد. حروف رسم الخط قطعه ای اساسا در داخل یک فضای مربعی قرار می گیرند، در حالیکه هر حرف تقریبا نسبت ابعادی یکسانی را در برمیگرد. حروف چینی غالبا از این فونت بهره می جویند.
4) هِنگ سو
هِنگ سو به معنی رسم الخط نیمه شکسته می باشد. رسم الخط نیمه شکسته نوعی خط است که بین رسم الخط های قطعه ای و شکسته قرار می گیرد. آن برای بیشتر مردم قابل خواندن است و کاربردی تر بوده و کتابت آن سریع تر می باشد.
5) یه سو
یه سو معنی رسم الخط رسمی را می دهد. رسم الخط رسمی از گونه رسم الخط مهری توسعه یافته است. ظاهر آنها زاویه ای بوده و در مقایسه با رسم الخط مهری یا شکسته خوانایی به مراتب بیشتری دارند.
1) جونسو
جونسو در لغت به معنی رسم الخط مهری می باشد. رسم الخط مهری به رسم الخط منظم شده اطلاق می شود. آن به خاطر یکنواختی ضخامت و فواصل خطوط عمودی، افقی و منحنی وار مورد ملاحظه قرار می گیرد. بنابراین آن غالبا برای مهرها و نشان ها مورد استفاده قرار می گیرد.
2) چوسو
چوسو به معنی رسم الخط شکسته یا چمنی می باشد. آن به خاطر ضربات تکی موثر قلمو مشهور است. دست خط بیش از اندازه شکسته برای بیشتر مردم قابل خواندن نیست زیرا حروف مختلف در زمانیکه با دست خط شکسته نوشته می شوند ممکن است به همدیگر شبیه به نظر برسند.
3) هه سو
هه سو معنی رسم الخط قطعه ای را می دهد. حروف رسم الخط قطعه ای اساسا در داخل یک فضای مربعی قرار می گیرند، در حالیکه هر حرف تقریبا نسبت ابعادی یکسانی را در برمیگرد. حروف چینی غالبا از این فونت بهره می جویند.
4) هِنگ سو
هِنگ سو به معنی رسم الخط نیمه شکسته می باشد. رسم الخط نیمه شکسته نوعی خط است که بین رسم الخط های قطعه ای و شکسته قرار می گیرد. آن برای بیشتر مردم قابل خواندن است و کاربردی تر بوده و کتابت آن سریع تر می باشد.
5) یه سو
یه سو معنی رسم الخط رسمی را می دهد. رسم الخط رسمی از گونه رسم الخط مهری توسعه یافته است. ظاهر آنها زاویه ای بوده و در مقایسه با رسم الخط مهری یا شکسته خوانایی به مراتب بیشتری دارند.
خوشنویسی تبتی
در تبت همچون دیگر بخش های آسیای شرقی، اشراف و لاماهای بلندمرتبه قابلیت های بالایی در خوشنویسی داشته اند، بااین تفاوت که در تبت برخلاف چین، ژاپن و کره، برای خوشنویسی از قلم نی استفاده می کنند، نه قلم مو.
بجز این مساله، تاثیر این هنر از خوشنویسیهای شرق آسیا محسوس است و حتی در برخی مواقع برخلاف دیگر خطوط برهمایی، آزادی جریان خط را در آن می توانیم ببینیم.
بیشتر رسوم خوشنویسی تبتی از متون مذهبی سرچشمه گرفته و بیشتر خوشنویسی قدیمی با زمینه های رهبانی همراه است.
سبکهای گوناگون خوشنویسی در تبت وجود دارد. رکورد طولانیترین حلقه خوشنویسی تبتی متعلق به Jamyang Dorjee Chakrishar است که ۱۶۳،۲ متر شامل ۶۵،۰۰۰ حرف را خوشنویسی کردهاست. این طومار شامل دعاهایی برای دالایی لامای چهاردهم است که بدست ۳۲ راهب پدید آمدهاند.
الفبای تبتی یک الفبای نوشتاری ابوگیدا است که برای نوشتن زبانهای تبتی مانند تبتی و همچنین دزونگخایی، سیکیمی، لداخی و گاهی بلتی استفاده میشود. شکل چاپ شدهُ آن خط اوچن نام دارد در حالی که خط دستنوشتهٔ آن که روزمره استفاده میشود، خط اومی نامیده میشود.
الفبای تبتی به گسترهٔ قومی-هویتی تبتی در سراسر تبت، بوتان، هند و نپال بسیار نزدیک است. الفبای تبتی مبدأ هندی دارد و و نیای الفبای لیمبو، الفبای لپچا و خط چند زبانهٔ فاگس-پا است.
در تبت همچون دیگر بخش های آسیای شرقی، اشراف و لاماهای بلندمرتبه قابلیت های بالایی در خوشنویسی داشته اند، بااین تفاوت که در تبت برخلاف چین، ژاپن و کره، برای خوشنویسی از قلم نی استفاده می کنند، نه قلم مو.
بجز این مساله، تاثیر این هنر از خوشنویسیهای شرق آسیا محسوس است و حتی در برخی مواقع برخلاف دیگر خطوط برهمایی، آزادی جریان خط را در آن می توانیم ببینیم.
بیشتر رسوم خوشنویسی تبتی از متون مذهبی سرچشمه گرفته و بیشتر خوشنویسی قدیمی با زمینه های رهبانی همراه است.
سبکهای گوناگون خوشنویسی در تبت وجود دارد. رکورد طولانیترین حلقه خوشنویسی تبتی متعلق به Jamyang Dorjee Chakrishar است که ۱۶۳،۲ متر شامل ۶۵،۰۰۰ حرف را خوشنویسی کردهاست. این طومار شامل دعاهایی برای دالایی لامای چهاردهم است که بدست ۳۲ راهب پدید آمدهاند.
الفبای تبتی یک الفبای نوشتاری ابوگیدا است که برای نوشتن زبانهای تبتی مانند تبتی و همچنین دزونگخایی، سیکیمی، لداخی و گاهی بلتی استفاده میشود. شکل چاپ شدهُ آن خط اوچن نام دارد در حالی که خط دستنوشتهٔ آن که روزمره استفاده میشود، خط اومی نامیده میشود.
الفبای تبتی به گسترهٔ قومی-هویتی تبتی در سراسر تبت، بوتان، هند و نپال بسیار نزدیک است. الفبای تبتی مبدأ هندی دارد و و نیای الفبای لیمبو، الفبای لپچا و خط چند زبانهٔ فاگس-پا است.
خوشنویسی مغولی
خوشنویسی مغولی هنر خوشنویسی زبان مغولی است.
نوشته های مغولی را از بالا به پایین و از راست به چپ و به صورت موافق عقربه های ساعت می نویسند. برای نوشتن آن همچون خطوط آسیای شرقی، قلم مو به کار می برند.
قدمت نگارش و نامه نویسی در بین قوم مغول به حدود 1200 میلادی می رسد که قوم مغول بر اویغور چیره شد و از خط آنان برای نوشتن زبان خود استفاده کرد. در سرزمین مغولستان سنگ نگاره ها و کتیبه های بسیاری با خط مغولی وجود دارد.
از نمونه های این سنگ نوشته ها می توان به ستون سنگی یادبود چنگیزخان اشاره کرد که در حدود 1224 میلادی نوشته شده است. همچنین نامه های زیادی نیز با خط مغولی از ایلخانان مغولی باقی مانده است.
زبان مُغولی (در مغولی: Монгол) زبانی رایج در جمهوری مغولستان و بخشهایی از چین و فدراسیون روسیه است. شمار گویشوَران آن ۵٫۲ میلیون در سال ۲۰۰۵ است و اصلیترین و پر گویشورترین زبان از خانواده زبانی زبانهای مغولی است.
مغولی جزو زبانهای آلتایی است و ارتباط دستوری و واژگانی با زبانهای ترکی و تونگوزی دارد. دیگر زبانهای مرتبط با مغولی، زبان کالمیک در شمال قفقاز، بوریاتی در سیبری شرقی، چند زبان اقلیتی در آسیای مرکزی و چین است. ۹۰٪ گویشوران مغولی در مغولستان ساکن هستند.
گویش اصلی مغولی گویش خالخا نام دارد که در شهر اولانباتور، پایتخت مغولستان، صحبت میشود. گویش دیگر مغولی در مغولستان داخلی (چین) و مغولستان شمالی صحبت میشود که متکلمان آن یک میلیون از خالخا بیشترند.
کتاب تاریخ سری مغولان که دربارهٔ پارهای حوادث و وقایع تاریخی امپراتوری عظیم مغولان است، از آثار ارزشمند به زبان مغولی است.
نوشته های مغولی را از بالا به پایین و از راست به چپ و به صورت موافق عقربه های ساعت می نویسند. برای نوشتن آن همچون خطوط آسیای شرقی، قلم مو به کار می برند.
قدمت نگارش و نامه نویسی در بین قوم مغول به حدود 1200 میلادی می رسد که قوم مغول بر اویغور چیره شد و از خط آنان برای نوشتن زبان خود استفاده کرد. در سرزمین مغولستان سنگ نگاره ها و کتیبه های بسیاری با خط مغولی وجود دارد.
از نمونه های این سنگ نوشته ها می توان به ستون سنگی یادبود چنگیزخان اشاره کرد که در حدود 1224 میلادی نوشته شده است. همچنین نامه های زیادی نیز با خط مغولی از ایلخانان مغولی باقی مانده است.
زبان مُغولی (در مغولی: Монгол) زبانی رایج در جمهوری مغولستان و بخشهایی از چین و فدراسیون روسیه است. شمار گویشوَران آن ۵٫۲ میلیون در سال ۲۰۰۵ است و اصلیترین و پر گویشورترین زبان از خانواده زبانی زبانهای مغولی است.
مغولی جزو زبانهای آلتایی است و ارتباط دستوری و واژگانی با زبانهای ترکی و تونگوزی دارد. دیگر زبانهای مرتبط با مغولی، زبان کالمیک در شمال قفقاز، بوریاتی در سیبری شرقی، چند زبان اقلیتی در آسیای مرکزی و چین است. ۹۰٪ گویشوران مغولی در مغولستان ساکن هستند.
گویش اصلی مغولی گویش خالخا نام دارد که در شهر اولانباتور، پایتخت مغولستان، صحبت میشود. گویش دیگر مغولی در مغولستان داخلی (چین) و مغولستان شمالی صحبت میشود که متکلمان آن یک میلیون از خالخا بیشترند.
کتاب تاریخ سری مغولان که دربارهٔ پارهای حوادث و وقایع تاریخی امپراتوری عظیم مغولان است، از آثار ارزشمند به زبان مغولی است.
خوشنویسی در جهان اسلام
پس از گسترش اسلام در سراسر شبه جزیرهٔ عربستان، ایران، ماوراءالنهر، بخشهایی از هند، شمال آفریقا و اندلس، یا زبان عربی جایگزین زبان اقوام ساکن دراین مناطق شد (مانند مصر)، یا دست کم خط عربی جای خطوط قدیمی را گرفت(مانند ایران)، و بدین سان خطی واحد در تمام قلمرو اسلام پدیدار گردید. خط عربی که پیش از ظهور اسلام نگارشی ساده و کاربردی محدود داشت، به سرعت با خطوط دیگر درآمیخت و به کمال رسید.
با ظهور دین اسلام و تلاش جهت زیبانویسی کلام الهی، هنر خوشنویسی در بین مسلمانان ارزشی ویژه پیدا نمود، چنانچه برخی خوشنویسی را شاخصترین هنر در پهنه سرزمینهای اسلامی دانسته اند.
خطاطی در بین مسلمانان در اشکال مختلف همچون کتیبه نگاری، خوشنویسی روی بوم، کاغذ، سفال و غیره ظاهر گردیده است. بسیارى از برگزیدهترین خوشنویسان، ایرانى بودند؛ آنگونه که در میان انواع شیوههاى خطاطى، دو شکل عمده آن یعنى نستعلیق و شکسته نستعلیق، از ابتکارات ایرانیان بود.
اهمیت خوشنویسی در اسلام
از نظرگاه مسلمانان، هنر خوشنویسی هنری مقدس است و با تهذیب نفس و طهارت روح ارتباطی نزدیک دارد. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «خط خوش باعث جلای روح و صفای باطن است».
خوشنویسی والاترین هنر اسلامی
به دلیل محدودیت نسبی سایر هنرها همچون نقاشی، مجسمهسازی، موسیقی، و حتی گاهی، مکروه و حرام شمردن آنها، هنر خوشنویسی یا خطاطی، همواره، و در کلیهٔ کشورهای اسلامی، به عنوان والاترین هنر مورد توجه بودهاست.
ثروت عکاشه محقق برجسته مصری مینویسد: «نقاشی دینی در دورههای نخستین اسلامی، از آن استقبال و تشویقی که نزد بوداییان و مسیحیان معمول بود، بهرهای نداشت. مساجد از تصاویر دینی خالی بود و از نقاشی برای آموزشهای دینی و پرورش اعتقادات مذهبی، تا پیش از سده ۸ ه. ق/۱۴ م استفاده نمیشد.»
در اسلام پیام بسیار مهمتر از پیامبر بود؛ بنابراین در مواردی که در تمدن بیزانس از تصاویر پیکرهای بهره گرفتهاند، در جهان اسلام از فرمهای غیر پیکرهای استفاده شدهاست.
تأثیر شکوهمند خوشنویسی
در غالب موارد کلمه و نوشتار نوعی حس فخر و شکوه به اماکن میدهد. بهعنوان مثال میتوان به تأثیر شکوهمند خوشنویسی در کتیبههای یک محراب، یا خطوط نگاشته شده بر روی سکهها توجه کرد.
از ویژگیهای مهم هنر اسلامی برتری یافتن خوشنویسی و جایگزینی نسبی آن با نقاشی و پیکرهسازی است. این امر موجب شد تا هنرمندان و هنرپروران در سراسر سرزمینهای اسلامی به هنر خوشنویسی توجه ویژه داشته باشند.
ذوق ایرانیان در خوشنویسی
از این رو ذوق زیبایی شناختی مردمان این سرزمینها به ویژه ایرانیان در اوج قدرت و نهایت ظرافت در این هنر تجلی یافت و خوشنویسی همواره به مانند محوری در میان سایر هنرهای بصری درخشیده است.
عربها پیش از ظهور اسلام از شیوه معینی در نگارش پیروی نمیکردند. ذوق هنری هنرمندان در سرزمینهای اسلامی و طی ادوار مختلف، شیوهها یا قلمهای مختلفی را بهوجود آورد که کم و بیش همواره در کنار یکدیگر کاربرد داشتهاند و عمدهترین آنها تا به امروز همچنان رواج دارند.
در صدر اسلام زیبانویسی امری ناشناخته بود. در قرون اولیه هجری، خطی به نام کوفی برای تحریر قرآن پدید آمد که متشکل از عناصر مدور، عمودیهای کوتاه و افقیهای کشیده بود.
بخش اصلی تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام به عهده ایرانیان بوده است و ایرانیان رفته رفته سبک و شیوه های ویژه خود را در خوشنویسی ابداع کردند.
هر چند این شیوه ها و قلم های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می باشد.
در این منطقه خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای ظرایف زیبایی خاصی است.
در ایران فتح شده توسط مسلمانان، خطاطی به شیوه نسخ وجود داشت. با حمایت های ابوبکر بن سعد زنگی (حاکم فارس در زمان سعدی)، ده ها نسخه قرآن به نگارش درآمد.
در زمان حکومت ایلخانان به دلیل نفوذ هنر چین و تسلط مغول ها بر ایران، صفحات کتب برای اولین بار تزئین شدند و هنز تذهیب شکل گرفت.
در زمان حکومت تیموریان در ایران میرعلی تبریزی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را ابداع کرد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره، بایسنقر میرزا بود.
خوشنویسى در عصر صفوى به کمال خود رسید.
خوشنویسان این عصر، اغلب کتابها را با تذهیبها و نقشهاى دلانگیز مىآراستند.
انواع خطوط در این دوره، نمونههاى برجستهاى دارد که در تاریخ خطوط دوره اسلامى داراى اهمیت بسیار است.
خوشنویسان زیادى در این دوره مىزیستهاند که شهیرترین آنها میرعماد، علیرضا عباسى تبریزى و ملاعبدالباقى تبریزى هستند.
آثار اغلب این خوشنویسان در کتیبههاى مختلف این دوره هنوز باقى است.
خوشنویسی شاخصترین هنر
خوشنویسی در جهان اسلام را میتوان شاخصترین هنر در پهنهٔ سرزمینهای اسلامی و به مثابهٔ زبان هنری مشترک برای تمامی مسلمانان دانست. هنر خوشنویسی همواره برای مسلمانان ارزش ویژه داشتهاست.
چرا که در بنیاد، آن را هنر تجسم کلام وحی میدانستهاند. آنها خط زیبا را نه تنها در نسخهپردازی قرآن، بلکه در بیشتر هنرها بهکار میبردند.
تکامل و تبدیل خط به هنر خوشنویسی بیش از هرکجا در میان مسلمانان به چشم میخورد.
در قرآن در آیههای «ن، والقلم و ما یسطرون» و «الذّی علّم بالقلم» به قلم و نگارش اشاره شدهاست.
خوشنویسی و مسلمان اسپانیا
اغلب نسخههای قدیمی قرآن به نوعی خط کوفی اولیه است. پس از سدهٔ پنجم هجری، خط کوفی بهکلی جای خود را در نگارش متن قرآن به خط نسخ و محقق داد که حروف آنها بر خلاف حروف زاویهدار کوفی، منحنی و قوسدار است. در اسپانیای مسلمان، نوعی خط بهوجود آمد که حاصل تماس اندلس با مسیحیان غربی است.
خط عربی در آغاز به نوعی از خط نسخ که برگرفته از شیوه نگارش خط نبطی بود، نوشته میشد. خط کوفی نیز بر آن اضافه شد که گفته میشود در کوفه رایج شد و این همان خطی است که کاتبان اصلاحات خود را بر آن اعمال کردند که بزودی در خط نسخ نیز انجام شد.
سریانیهای مقیم شام خط عربی را با چند شکل مینوشتند که از آن میان، خط سطرنجیلی ویژه کتابت تورات و انجیل بودهاست. خط کوفی تحت تأثیر خط سطرنجیلی برای نگارش قرآن پدید آمد.
انواع قلم در دوران عباسیان
بعدها در دوران عباسیان، خطهای دیگری نیز برای نگارش الفبای عربی رواج یافت از جمله قلم جلیل، قلم سجلات، قلم دیباج، قلم اسطور مار بزرگ، ثلاثین، قلم زنبد، قلم مفتح، قلم حرم، قلم مد مرآت، قلم عمود، قلم قصص و قلم حرفاج و برخی خطوط دیگر.
در زمان مأمون عباسی نویسندگی، ترجمه و امور دیوانی اهمیت زیادی پیدا کرد و کاتبان در نیکو ساختن خط به رقابت پرداختند و چندین قلم دیگر به نام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسی و مانند آنها پدیدار شد.
در نتیجه خط کوفی به بیش از بیست شکل درآمد؛ ولی قلم نسخ اولیه، کم و بیش به همان شکل در میان مردم و برای تحریر مطالب غیررسمی رایج بود تا آنکه ابن مقله خوشنویس نامی (درگذشت: ۳۲۸ه. ق با نبوغ خود نیاز به بازبینی خطوط را درک کرد و خطوط مشخص و قواعد معینی را مطرح کرد.
خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی
خوشنویسی اسلامی انواع مختلفی از شیوههای گوناگون دارد که به آنها کلک، خط یا قلم میگویند.
این قلمها که در زمانها و سرزمینهای مختلف اسلامی رایج بوده، اغلب کم و بیش در کنار هم به حیات خود ادامه دادهاند فقط در برهههای از زمان یا مکانهایی خاص از اهمیتشان کاسته شده یا ارج و قربی ویژه یافتهاند. مهمترین این خطوط عبارتند از:
کوفی، بنایی، نسخ، ثلث، محقق، ریحان، تعلیق، توقیع، اجازه، جلی، دیوانی، دیوانی جلی، دیوانی خفی، رقاع، رقعه، مسلسل، سنبلی، آندلسی یا مغربی، سیاق، شجری، شکسته، نستعلیق، شکستهنستعلیق، کرشمه، معلی، سفیر، استادی
خطوط ششگانه یا اقلام سته
قواعد یا اصول دوازدهگانهٔ خوشنویسی قواعدی است که در اغلب خطوط رایج در خوشنویسی به ویژه در خطوط ششگانه و خط نستعلیق بهکار برده میشود. تنظیم این قواعد که بیش از هزار سال دوام یافته و اعتبارش را حفظ کرده به ابن مُقلهٔ بیضاوی شیرازی (شوال ۲۷۲–۳۲۸ قمری/ مارس ۸۸۶–۹۴۰ میلادی)_ وزیر ایرانی عباسیان به کمک برادرش ابوعبدالله حسن در اواخر سده سوم و اوایل سده چهارم هجری_ نسبت داده میشود.
ابن مُقله با تکمیل و دستهبندی خطهای گوناگونی که در میان رونویسان و خوشنویسان آن زمان رواج داشت و گفته میشود که در آن زمان بسیار متنوع شده بود، خطوط را سامان مند کرد.
آنان پایهٔ خطوط را بر سطح و دور نهادند یعنی میزانِ سنجشِ حروف و کلمات و خطوط به نسبتِ حرکات مستقیم یا منحنی شان. ابن مقله با مهندسی کردن ابعاد حروف و تعیین اساس قواعد دوازدهگانه در خط، خوشنویسی اندازه حروف را براساس نقطه سنجید. او برای هر خط طول الف و اندازه یک حرف دایرهای شکل را مبنا قرار داد.
قواعد یا اصول دوازدهگانه خوشنویسی گام مهمی در ارتقاء نگارش حروف با خط خوش در خوشنویسی و ممتاز کردن این هنر خوشنویسی اسلامی به نزد سایر ملل بهشمار میرود.
همچنین ابن مقله از دستهبندی خطهای موجود، به معرفی خطوطی پرداخت که به خطوط ششگانه یا اقلام سِته معروف شدند. این خطوط عبارتند از: مُحَقَّق، ریحان، ثُلث، نَسخ، رِقاع و توقیع.
وجه تمایز این خطوط در اختلاف شکل حروف و کلمات و همچنین نسبت سطح و دور در هر کدام میباشد.
او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازدهگانه خوشنویسی معروفند و بعدها در خطوط ابداعی دیگر نیز همین اصول بکار رفت و تا امروز اهمیت خود را حفظ کردهاست.
این خطها که به «خطوط اصول» نیز مشهورند عبارتند از:
1) محقق
2) ریحان
3) ثلث
4) نسخ
5) رقاع
6) توقیع
وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور (حرکتهای مستقیم یا منحنی در شکل حروف) در هر کدام میباشد.
اصول دوازدهگانه خوشنویس
ابن مقله همچنین برای خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی قواعدی وضع کرد که به اصول دوازدهگانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از:
1) ترکیب
2) کرسی
3) نسبت
4) ضعف
5) قوت
6) سطح
7) دور
8) صعود مجازی
9) نزول مجازی
10) اصول
11) صفا
12) شأن
ترجمهٔ فارسی نام این اصول در پرانتز آمدهاست:
قاعدهٔ اصول (استواری): به معنی حُسن نگارش حروف و استحکام آنها از جهات: قوت، ضعف، سطح، دور، صعود، نزول، سواد، بیاض و ارسال است.
قاعدهٔ نسبت یا تناسب (هماندازگی): بدین معنی که حروف و شکلهای مشابه هم، در همهٔ موارد به یک اندازه باشند.
قاعدهٔ ترکیب (هماهنگی): یعنی آمیزش و در کنار هم قرار گرفتن هماهنگ و دلپذیر حروف، کلمات، جملهها و سطرها با یکدیگر به گونهای که از حُسنِ ترکیب برخوردار باشند.
قاعدهٔ کرسی (قالبپذیری): یعنی نوشتن با توجه به خط کرسی انجام شود. کرسی کوچکترین مستطیلی است که واژهها و حرفها را در بر میگیرد و با زاویه قلمگذاری برابر است.
دو اصطلاح «صفا» و «شأن» صفتِ خطی است که به مرحلهٔ کمال رسیده باشد که پس از سالها تمرین و مُمارست و کارآزمودگی در خوشنویسی پدید میآید در توصیف این دو گفتهاند:
ابن مُقله قواعد خوشنویسی را به دو بخش تقسیم کردهاست:
1) حُسن تشکیل (خوشساختی): که از قاعدهٔ اصول و نسبت پدید میآید.
2) حُسن وضع (خوشنشینی): که از قواعد ترکیب و کرسی در آن تبعیت میشود.
صفا (شادابی): حالتی است که طبعِ خطاط از نوشتهٔ خود شاد و چشمش روشن میشود تا جایی که سلطان علی مشهدی در بیتی میگوید.
داند آن کس که آشنای دل است
که صفای خط از صفای دل است
شأن (دلنشینی): کیفیتی است از خط که چون پدید آید خطاط به نگریستن در خط مجذوب شود و احساس خستگی نکند.
بعد از ابن مُقله خوشنویسان دیگری نیز بهتدریج این اصول را گسترش دادند. ابن بَوّاب هنرمند دیگری بود که تقریباً یک سده پس از ابن مُقله در تکامل این قواعد کوشید.
او در ضمنِ بهکار بستن قواعد دوازدهگانه، با دقت در تراشِ قلم و انتخاب مُرَکَّب و نیز با تربیت شاگردان متعدد در تکمیل اقلام ثُلث و نَسخ و رِقاع تأثیرگذار بود.
برخی سنجش حروف با میزان نقطه را به ابن بَواب نسبت میدهند.
خوشنویسی در ایران
پیش از اسلام در ایران خطوط مختلفی مانند میخی، پهلوی و اوستایی رایج بود ولی پس از ظهور اسلام ایرانیان الفبا و خطوط اسلامی را پذیرفتند.
در ایران پس از فتح اسلام، خطّاطی به شیوهٔ نسخ وجود داشت. در پرتو حمایت ابوبکر بن سعد زنگی در فارس، دهها نسخه قرآن خطی به وجود آمد.
در زمان حکومت ایلخانیان، به دلیل نفوذ چینیها و مغولها، اوراق مذهّب کتابها نخستین بار با نقشهای تزیینی زینت یافت.
در زمان حکومت تیموریان در ایران، خط و خوشنویسی به اوج کمال خود رسید.
میرعلی تبریزی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را بنیان نهاد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره بایسنقر میرزا بود.
و بزرگترین استاد نستعلیقنویس در طول تاریخ میرعماد حسنی بود.
اوایل قرن هفتم خط تعلیق که ترسل نیز نامیده میشد از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد که بیشتر به عنوان خط تحریر برای نوشتن نامهها و فرمانهای حکومتی بهکار میرفت. این خط حدود یکصد سال دوام داشت. تعلیق را خواجه تاج سلمانی قانونمند کرد؛ که بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی استر آبادی بدان قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد.
خط تعلیق دارای دوایر زیاد، حروف مدور و قابلیت بسیاری در ارائهٔ ترکیبهای متنوع است و بیشتر در بین کسانی رواج داشته که از نظر سواد و میزان آشنایی با خط در سطح بالایی بودهاند. از این رو این خط به تدریج کاربرد خود را از دست داد. خط تعلیق را میتوان نخستین خط کاملاً ایرانی دانست.
دومین خط ایرانی در سده هشتم توسط میرعلی تبریزی (۸۵۰ ه. ق) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق شکل گرفت و بهنام نسختعلیق نامیده شد که در اثر کثرت استفاده به نستعلیق تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید.
نستعلیق حدود یک دانگ سطح و مابقی آن دور است. (یک ششم حرکتهای مستقیم و پنج ششم حرکتهای مدور دارد) در میان خطوط ایرانی و عربی، خط نستعلیق به گواه آثار آفریده شده بهعنوان زیباترین خط و برتر از خطوط اسلامی شناخته شده و آن را «عروس خطوط اسلامی» نامیدهاند.
نستعلیق در دوره تیموری کاملتر شد و در دوران صفوی به اوج رسید که سر آمد همه خوشنویسان میرعماد در این دوره ظهور کرد.
همزمان به هند و عثمانی راه یافت و خوشنویسان بزرگی به ویژه در هند در این عرصه خوش درخشیدند. در ایران پس از یک دوره رکود دوباره در دوران قاجار آثار درخور توجهی از نستعلیق و شکسته پدیدار گشت.
در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی، یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد.
علت پیدایش آن را میتوان به سبب نیاز به تندنویسی و راحتنویسی در امور منشیگری و بیش از آن ذوق و خلاقیت ایرانی دانست.
همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان بهخاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق آن را نیز به وجود آوردند.
خط شکسته نستعلیق بهدست میرزا شفیعا هراتی کاملتر شد و درویش عبدالمجید طالقانی قواعد جدیدی برای آن وضع کرد و آن را به کمال رساند.
درویش عبدالمجید شکسته نستعلیق را به جایی رساند که میرعماد در نستعلیق انجام داده بود.
در سراسر کشورهای اسلامی و در طول چهارده قرن تاریخ آن هنرمندان زیادی در ارائه آثار ارزشمند خوشنویسی درخشیدند که عمده آنها برخاسته از تمدنهای ایران، عثمانی و هند بودند.
چهار تن از خوشنویسان نامی که در چهار خط ثلث، نسخ، نستعلیق و شکسته نستعلیق سرآمد بودهاند و به «ارکان اربعه هنر» خوشنویسی مشهور گشتهاند عبارتند از:
1) در خط ثلث: یاقوت مستعصمی (۶۹۸ هجری قمری)
2) در خط نسخ: میرزا احمد نیریزی (اواسط قرن ۱۲)
3) در خط نستعلیق: میرعماد حسنی (۱۰۲۴ هجری قمری)
4) در خط شکستهنستعلیق: عبدالمجید طالقانی (۱۱۸۵ هجری قمری)
ارکان اربعه خوشنویسی
1) خط ثُلث یکی از شیوههای بسیار مهم در خوشنویسی اسلامی و یکی از خطوط ششگانه است و ابداع آن را به ابوعلی بن مقله بیضاوی شیرازی (معروف به ابن مقله) که در قرن سوم هجری میزیست نسبت میدهند.
خط ثلث با ساختاری ایستا و موقر، بیشتر در تزئین کتابها و کتیبهها بهکار رفتهاست. تکامل تدریجی ثلث به عنوان خطی تزئینی توسط ابن مقله، ابنبواب و یاقوت مستعصمی شکل گرفت.
ابنبواب زیبایی و ظرافت را با خط ثلث همراه کرد. خط ثلث در ایران برای نوشتن عنوان سورههای قرآن کریم، پشت جلدنویسی، سرلوحهها، و بخصوص در کتیبهها و کاشیکاریها بهکار رفتهاست و هنوز نیز رایج است.
2) خط نسخ، خطی است ابداع شده در اوایل قرن سوم هجری قمری بهدست ابن مقله شیرازی که در ابتدا خطی همپایهٔ خط کوفی بود.
نسخ یعنی نسخه برداری یا رونوشتشده و کپیشده. خط نسخ در واقع اولین خطی بود که برای تکمیل کردن نواقص و اشکالات خط کوفی و اضافه کردن اعراب و حرکات و آواها اختراع شد تا برای الفبای فارسی مناسب گردد.
این خط از دو خط نَبَطی و سُریانی اخذ شده بود. هرچند برخی معتقدند که خط نسخ پیش از ابنمقله نیز وجود داشتهاست.
زیرا در اواخر سدهٔ یکم هجری، خط جدیدی به دستور عبدالملک بن مروان ساخته شد تا نواقص خط کوفی برطرف گردد.
ولی آنچه مسلم است آنکه ابنمقله این خط را به گونهای تکامل بخشیده تا با الفبای فارسی تطبیق پیدا کند.
خط نسخ به طور کلی از اواخر سدهٔ دوم هجری شناخته شد؛ ولی تا اواخر سدهٔ سوم هجری چندان رایج و متداول نبود.
این خط به تمام سرزمینهای شرقی که تحت لوای اسلام بودهاند، گسترش یافت. امتیاز مهم خط نسخ در رعایت نسبت است، که یکی از قواعد مهم خوشنویسی میباشد که موجب زیبایی خط است.
از سده پنجم هجری تاکنون در کتابت قرآن اغلب از خط نسخ استفاده شدهاست.
3) نَستعلیق یکی از شیوههای خوشنویسی ایرانی است. این واژه چنانکه در تذکِرهها و مُرَقَّعات و اشعار آوردهاند، از دو واژهٔ نَسْخ و تَعلیق پدید آمده است.
خطِّ نستعلیق دومین خطِّ ویژهٔ ایرانیان است. پیدایش نستعلیق پس از حملهٔ مغول و در روزگار ایلخانی با دگرگونیهای شگرف در نگارگری ایرانی همراه بود و این دو تحول، همزمان و در عصرِ زرّینِ هنرِ ایران شکل گرفتهاند و بنابراین بررسیِ یکی بدون توجه به دیگری درست نمینماید.
نستعلیق در محیطی پرورش یافت که در آن، نگارگری ایران فُرمِ قطعیِ خویش را در آثارِ احمد موسی در نیمهٔ نخست سدهٔ هشتم هجری یافته بود. بهگمانِ بسیار، نستعلیقهای نخستین، پیرامون اواخرِ زندگیِ احمد موسی همزمان با آغازِ ظهورِ میرعلی تبریزی در اوایلِ نیمهٔ دومِ سدهٔ هشتم هجری و در بخش بزرگی از غرب ایران پدیدار شدهاند.
هیچ نشانهای مبنی بر پیدایشِ نستعلیق پیش از نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری وجود ندارد.
با آنکه بیشتر پژوهشگران، واضعِ این خط را میرعلی تبریزی دانستهاند اما هیچ اطلاعاتِ مُتقَنی در اینباره وجود ندارد و تنها گفتهٔ سُلطانعلی مشهدی است که میرعلی را واضعِ این خط دانسته است.
نشانهها این نتیجه را بهدست میدهند که نستعلیق به یکباره و توسط یک تن آفریده نشده و پیدایش آن تدریجی بوده است و احتمالاً میرعلی تبریزی برای نخستین بار آن را قاعدهمند و اصولش را مشخص کرده است و ازاین رو او را واضعِ نستعلیق نامیدهاند.
4) شکستهنستعلیق از جدیدترین خطوط و زیباترین و سومین گونه از خوشنویسی ایرانی است که در اوایل سده یازدهم هجری قمری ابداع شد.
چون بیشتر شکلهای آن از شکستن و رها کردن خط نستعلیق گرفته شده بود به نام شکستهٔ نستعلیق شهرت یافت.
این خط را میتوان ایرانیترین خط از میان خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی دانست.
خط شکسته نستعلیق از طرفی حاوی جزئیاتی از خط تعلیق است که در تندنویسی به کار کاتب میآید.
در واقع خط شکسته پلی است میان روانی و تندنویسی تعلیق و ظرافت و زیبایی نستعلیق.
هنر اسلامی راه یافته به اکثر کشورهای
با ظهور دین اسلام و تلاش جهت زیبانویسی کلام الهی، هنر خوشنویسی در بین مسلمانان ارزشی ویژه پیدا نمود، چنانچه برخی خوشنویسی را شاخصترین هنر در پهنه سرزمینهای اسلامی دانسته اند.
هنر اسلامی به سرعت راهی و میهمان کشورهای هم جوار خود شد، تا جایی که امروزه به راحتی آمیختگی هنر خوشنویسی و تذهیب، کتابت و معماری اسلامی را در اکثرنقاط جهان شاهد هستیم.
خوشنویسی از مهمترین هنرهای تمدن اسلامی است که به سبب آمیختگی با کتابت قرآن و متون دینی و علمی و ادبی، با فرهنگ اسلامی پیوندی عمیق دارد.
بعد از ظهور اسلام در اکثر کشورهای جهان اسلام و پراکندگی جغرافیایی و تحولات فرهنگی، سنّت های آموزشی، رویکردهای تفننی، و کاربرد خوشنویسی در سایر هنرها مورد توجه ویژه بوده است.
پس از گسترش اسلام در سراسر شبه جزیرهٔ عربستان، ایران، ماوراءالنهر، بخشهایی از هند، شمال آفریقا و اندلس، یا زبان عربی جایگزین زبان اقوام ساکن دراین مناطق شد (مانند مصر)، یا دست کم خط عربی جای خطوط قدیمی را گرفت(مانند ایران)، و بدین سان خطی واحد در تمام قلمرو اسلام پدیدار گردید. خط عربی که پیش از ظهور اسلام نگارشی ساده و کاربردی محدود داشت، به سرعت با خطوط دیگر درآمیخت و به کمال رسید.
با ظهور دین اسلام و تلاش جهت زیبانویسی کلام الهی، هنر خوشنویسی در بین مسلمانان ارزشی ویژه پیدا نمود، چنانچه برخی خوشنویسی را شاخصترین هنر در پهنه سرزمینهای اسلامی دانسته اند.
خطاطی در بین مسلمانان در اشکال مختلف همچون کتیبه نگاری، خوشنویسی روی بوم، کاغذ، سفال و غیره ظاهر گردیده است. بسیارى از برگزیدهترین خوشنویسان، ایرانى بودند؛ آنگونه که در میان انواع شیوههاى خطاطى، دو شکل عمده آن یعنى نستعلیق و شکسته نستعلیق، از ابتکارات ایرانیان بود.
اهمیت خوشنویسی در اسلام
از نظرگاه مسلمانان، هنر خوشنویسی هنری مقدس است و با تهذیب نفس و طهارت روح ارتباطی نزدیک دارد. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «خط خوش باعث جلای روح و صفای باطن است».
خوشنویسی والاترین هنر اسلامی
به دلیل محدودیت نسبی سایر هنرها همچون نقاشی، مجسمهسازی، موسیقی، و حتی گاهی، مکروه و حرام شمردن آنها، هنر خوشنویسی یا خطاطی، همواره، و در کلیهٔ کشورهای اسلامی، به عنوان والاترین هنر مورد توجه بودهاست.
ثروت عکاشه محقق برجسته مصری مینویسد: «نقاشی دینی در دورههای نخستین اسلامی، از آن استقبال و تشویقی که نزد بوداییان و مسیحیان معمول بود، بهرهای نداشت. مساجد از تصاویر دینی خالی بود و از نقاشی برای آموزشهای دینی و پرورش اعتقادات مذهبی، تا پیش از سده ۸ ه. ق/۱۴ م استفاده نمیشد.»
در اسلام پیام بسیار مهمتر از پیامبر بود؛ بنابراین در مواردی که در تمدن بیزانس از تصاویر پیکرهای بهره گرفتهاند، در جهان اسلام از فرمهای غیر پیکرهای استفاده شدهاست.
تأثیر شکوهمند خوشنویسی
در غالب موارد کلمه و نوشتار نوعی حس فخر و شکوه به اماکن میدهد. بهعنوان مثال میتوان به تأثیر شکوهمند خوشنویسی در کتیبههای یک محراب، یا خطوط نگاشته شده بر روی سکهها توجه کرد.
از ویژگیهای مهم هنر اسلامی برتری یافتن خوشنویسی و جایگزینی نسبی آن با نقاشی و پیکرهسازی است. این امر موجب شد تا هنرمندان و هنرپروران در سراسر سرزمینهای اسلامی به هنر خوشنویسی توجه ویژه داشته باشند.
ذوق ایرانیان در خوشنویسی
از این رو ذوق زیبایی شناختی مردمان این سرزمینها به ویژه ایرانیان در اوج قدرت و نهایت ظرافت در این هنر تجلی یافت و خوشنویسی همواره به مانند محوری در میان سایر هنرهای بصری درخشیده است.
عربها پیش از ظهور اسلام از شیوه معینی در نگارش پیروی نمیکردند. ذوق هنری هنرمندان در سرزمینهای اسلامی و طی ادوار مختلف، شیوهها یا قلمهای مختلفی را بهوجود آورد که کم و بیش همواره در کنار یکدیگر کاربرد داشتهاند و عمدهترین آنها تا به امروز همچنان رواج دارند.
در صدر اسلام زیبانویسی امری ناشناخته بود. در قرون اولیه هجری، خطی به نام کوفی برای تحریر قرآن پدید آمد که متشکل از عناصر مدور، عمودیهای کوتاه و افقیهای کشیده بود.
بخش اصلی تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام به عهده ایرانیان بوده است و ایرانیان رفته رفته سبک و شیوه های ویژه خود را در خوشنویسی ابداع کردند.
هر چند این شیوه ها و قلم های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می باشد.
در این منطقه خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای ظرایف زیبایی خاصی است.
در ایران فتح شده توسط مسلمانان، خطاطی به شیوه نسخ وجود داشت. با حمایت های ابوبکر بن سعد زنگی (حاکم فارس در زمان سعدی)، ده ها نسخه قرآن به نگارش درآمد.
در زمان حکومت ایلخانان به دلیل نفوذ هنر چین و تسلط مغول ها بر ایران، صفحات کتب برای اولین بار تزئین شدند و هنز تذهیب شکل گرفت.
در زمان حکومت تیموریان در ایران میرعلی تبریزی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را ابداع کرد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره، بایسنقر میرزا بود.
خوشنویسى در عصر صفوى به کمال خود رسید.
خوشنویسان این عصر، اغلب کتابها را با تذهیبها و نقشهاى دلانگیز مىآراستند.
انواع خطوط در این دوره، نمونههاى برجستهاى دارد که در تاریخ خطوط دوره اسلامى داراى اهمیت بسیار است.
خوشنویسان زیادى در این دوره مىزیستهاند که شهیرترین آنها میرعماد، علیرضا عباسى تبریزى و ملاعبدالباقى تبریزى هستند.
آثار اغلب این خوشنویسان در کتیبههاى مختلف این دوره هنوز باقى است.
خوشنویسی شاخصترین هنر
خوشنویسی در جهان اسلام را میتوان شاخصترین هنر در پهنهٔ سرزمینهای اسلامی و به مثابهٔ زبان هنری مشترک برای تمامی مسلمانان دانست. هنر خوشنویسی همواره برای مسلمانان ارزش ویژه داشتهاست.
چرا که در بنیاد، آن را هنر تجسم کلام وحی میدانستهاند. آنها خط زیبا را نه تنها در نسخهپردازی قرآن، بلکه در بیشتر هنرها بهکار میبردند.
تکامل و تبدیل خط به هنر خوشنویسی بیش از هرکجا در میان مسلمانان به چشم میخورد.
در قرآن در آیههای «ن، والقلم و ما یسطرون» و «الذّی علّم بالقلم» به قلم و نگارش اشاره شدهاست.
خوشنویسی و مسلمان اسپانیا
اغلب نسخههای قدیمی قرآن به نوعی خط کوفی اولیه است. پس از سدهٔ پنجم هجری، خط کوفی بهکلی جای خود را در نگارش متن قرآن به خط نسخ و محقق داد که حروف آنها بر خلاف حروف زاویهدار کوفی، منحنی و قوسدار است. در اسپانیای مسلمان، نوعی خط بهوجود آمد که حاصل تماس اندلس با مسیحیان غربی است.
خط عربی در آغاز به نوعی از خط نسخ که برگرفته از شیوه نگارش خط نبطی بود، نوشته میشد. خط کوفی نیز بر آن اضافه شد که گفته میشود در کوفه رایج شد و این همان خطی است که کاتبان اصلاحات خود را بر آن اعمال کردند که بزودی در خط نسخ نیز انجام شد.
سریانیهای مقیم شام خط عربی را با چند شکل مینوشتند که از آن میان، خط سطرنجیلی ویژه کتابت تورات و انجیل بودهاست. خط کوفی تحت تأثیر خط سطرنجیلی برای نگارش قرآن پدید آمد.
انواع قلم در دوران عباسیان
بعدها در دوران عباسیان، خطهای دیگری نیز برای نگارش الفبای عربی رواج یافت از جمله قلم جلیل، قلم سجلات، قلم دیباج، قلم اسطور مار بزرگ، ثلاثین، قلم زنبد، قلم مفتح، قلم حرم، قلم مد مرآت، قلم عمود، قلم قصص و قلم حرفاج و برخی خطوط دیگر.
در زمان مأمون عباسی نویسندگی، ترجمه و امور دیوانی اهمیت زیادی پیدا کرد و کاتبان در نیکو ساختن خط به رقابت پرداختند و چندین قلم دیگر به نام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسی و مانند آنها پدیدار شد.
در نتیجه خط کوفی به بیش از بیست شکل درآمد؛ ولی قلم نسخ اولیه، کم و بیش به همان شکل در میان مردم و برای تحریر مطالب غیررسمی رایج بود تا آنکه ابن مقله خوشنویس نامی (درگذشت: ۳۲۸ه. ق با نبوغ خود نیاز به بازبینی خطوط را درک کرد و خطوط مشخص و قواعد معینی را مطرح کرد.
خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی
خوشنویسی اسلامی انواع مختلفی از شیوههای گوناگون دارد که به آنها کلک، خط یا قلم میگویند.
این قلمها که در زمانها و سرزمینهای مختلف اسلامی رایج بوده، اغلب کم و بیش در کنار هم به حیات خود ادامه دادهاند فقط در برهههای از زمان یا مکانهایی خاص از اهمیتشان کاسته شده یا ارج و قربی ویژه یافتهاند. مهمترین این خطوط عبارتند از:
کوفی، بنایی، نسخ، ثلث، محقق، ریحان، تعلیق، توقیع، اجازه، جلی، دیوانی، دیوانی جلی، دیوانی خفی، رقاع، رقعه، مسلسل، سنبلی، آندلسی یا مغربی، سیاق، شجری، شکسته، نستعلیق، شکستهنستعلیق، کرشمه، معلی، سفیر، استادی
خطوط ششگانه یا اقلام سته
قواعد یا اصول دوازدهگانهٔ خوشنویسی قواعدی است که در اغلب خطوط رایج در خوشنویسی به ویژه در خطوط ششگانه و خط نستعلیق بهکار برده میشود. تنظیم این قواعد که بیش از هزار سال دوام یافته و اعتبارش را حفظ کرده به ابن مُقلهٔ بیضاوی شیرازی (شوال ۲۷۲–۳۲۸ قمری/ مارس ۸۸۶–۹۴۰ میلادی)_ وزیر ایرانی عباسیان به کمک برادرش ابوعبدالله حسن در اواخر سده سوم و اوایل سده چهارم هجری_ نسبت داده میشود.
ابن مُقله با تکمیل و دستهبندی خطهای گوناگونی که در میان رونویسان و خوشنویسان آن زمان رواج داشت و گفته میشود که در آن زمان بسیار متنوع شده بود، خطوط را سامان مند کرد.
آنان پایهٔ خطوط را بر سطح و دور نهادند یعنی میزانِ سنجشِ حروف و کلمات و خطوط به نسبتِ حرکات مستقیم یا منحنی شان. ابن مقله با مهندسی کردن ابعاد حروف و تعیین اساس قواعد دوازدهگانه در خط، خوشنویسی اندازه حروف را براساس نقطه سنجید. او برای هر خط طول الف و اندازه یک حرف دایرهای شکل را مبنا قرار داد.
قواعد یا اصول دوازدهگانه خوشنویسی گام مهمی در ارتقاء نگارش حروف با خط خوش در خوشنویسی و ممتاز کردن این هنر خوشنویسی اسلامی به نزد سایر ملل بهشمار میرود.
همچنین ابن مقله از دستهبندی خطهای موجود، به معرفی خطوطی پرداخت که به خطوط ششگانه یا اقلام سِته معروف شدند. این خطوط عبارتند از: مُحَقَّق، ریحان، ثُلث، نَسخ، رِقاع و توقیع.
وجه تمایز این خطوط در اختلاف شکل حروف و کلمات و همچنین نسبت سطح و دور در هر کدام میباشد.
او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازدهگانه خوشنویسی معروفند و بعدها در خطوط ابداعی دیگر نیز همین اصول بکار رفت و تا امروز اهمیت خود را حفظ کردهاست.
این خطها که به «خطوط اصول» نیز مشهورند عبارتند از:
1) محقق
2) ریحان
3) ثلث
4) نسخ
5) رقاع
6) توقیع
وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور (حرکتهای مستقیم یا منحنی در شکل حروف) در هر کدام میباشد.
اصول دوازدهگانه خوشنویس
ابن مقله همچنین برای خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی قواعدی وضع کرد که به اصول دوازدهگانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از:
1) ترکیب
2) کرسی
3) نسبت
4) ضعف
5) قوت
6) سطح
7) دور
8) صعود مجازی
9) نزول مجازی
10) اصول
11) صفا
12) شأن
ترجمهٔ فارسی نام این اصول در پرانتز آمدهاست:
قاعدهٔ اصول (استواری): به معنی حُسن نگارش حروف و استحکام آنها از جهات: قوت، ضعف، سطح، دور، صعود، نزول، سواد، بیاض و ارسال است.
قاعدهٔ نسبت یا تناسب (هماندازگی): بدین معنی که حروف و شکلهای مشابه هم، در همهٔ موارد به یک اندازه باشند.
قاعدهٔ ترکیب (هماهنگی): یعنی آمیزش و در کنار هم قرار گرفتن هماهنگ و دلپذیر حروف، کلمات، جملهها و سطرها با یکدیگر به گونهای که از حُسنِ ترکیب برخوردار باشند.
قاعدهٔ کرسی (قالبپذیری): یعنی نوشتن با توجه به خط کرسی انجام شود. کرسی کوچکترین مستطیلی است که واژهها و حرفها را در بر میگیرد و با زاویه قلمگذاری برابر است.
دو اصطلاح «صفا» و «شأن» صفتِ خطی است که به مرحلهٔ کمال رسیده باشد که پس از سالها تمرین و مُمارست و کارآزمودگی در خوشنویسی پدید میآید در توصیف این دو گفتهاند:
ابن مُقله قواعد خوشنویسی را به دو بخش تقسیم کردهاست:
1) حُسن تشکیل (خوشساختی): که از قاعدهٔ اصول و نسبت پدید میآید.
2) حُسن وضع (خوشنشینی): که از قواعد ترکیب و کرسی در آن تبعیت میشود.
صفا (شادابی): حالتی است که طبعِ خطاط از نوشتهٔ خود شاد و چشمش روشن میشود تا جایی که سلطان علی مشهدی در بیتی میگوید.
داند آن کس که آشنای دل است
که صفای خط از صفای دل است
شأن (دلنشینی): کیفیتی است از خط که چون پدید آید خطاط به نگریستن در خط مجذوب شود و احساس خستگی نکند.
بعد از ابن مُقله خوشنویسان دیگری نیز بهتدریج این اصول را گسترش دادند. ابن بَوّاب هنرمند دیگری بود که تقریباً یک سده پس از ابن مُقله در تکامل این قواعد کوشید.
او در ضمنِ بهکار بستن قواعد دوازدهگانه، با دقت در تراشِ قلم و انتخاب مُرَکَّب و نیز با تربیت شاگردان متعدد در تکمیل اقلام ثُلث و نَسخ و رِقاع تأثیرگذار بود.
برخی سنجش حروف با میزان نقطه را به ابن بَواب نسبت میدهند.
خوشنویسی در ایران
پیش از اسلام در ایران خطوط مختلفی مانند میخی، پهلوی و اوستایی رایج بود ولی پس از ظهور اسلام ایرانیان الفبا و خطوط اسلامی را پذیرفتند.
در ایران پس از فتح اسلام، خطّاطی به شیوهٔ نسخ وجود داشت. در پرتو حمایت ابوبکر بن سعد زنگی در فارس، دهها نسخه قرآن خطی به وجود آمد.
در زمان حکومت ایلخانیان، به دلیل نفوذ چینیها و مغولها، اوراق مذهّب کتابها نخستین بار با نقشهای تزیینی زینت یافت.
در زمان حکومت تیموریان در ایران، خط و خوشنویسی به اوج کمال خود رسید.
میرعلی تبریزی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را بنیان نهاد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره بایسنقر میرزا بود.
و بزرگترین استاد نستعلیقنویس در طول تاریخ میرعماد حسنی بود.
اوایل قرن هفتم خط تعلیق که ترسل نیز نامیده میشد از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد که بیشتر به عنوان خط تحریر برای نوشتن نامهها و فرمانهای حکومتی بهکار میرفت. این خط حدود یکصد سال دوام داشت. تعلیق را خواجه تاج سلمانی قانونمند کرد؛ که بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی استر آبادی بدان قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد.
خط تعلیق دارای دوایر زیاد، حروف مدور و قابلیت بسیاری در ارائهٔ ترکیبهای متنوع است و بیشتر در بین کسانی رواج داشته که از نظر سواد و میزان آشنایی با خط در سطح بالایی بودهاند. از این رو این خط به تدریج کاربرد خود را از دست داد. خط تعلیق را میتوان نخستین خط کاملاً ایرانی دانست.
دومین خط ایرانی در سده هشتم توسط میرعلی تبریزی (۸۵۰ ه. ق) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق شکل گرفت و بهنام نسختعلیق نامیده شد که در اثر کثرت استفاده به نستعلیق تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید.
نستعلیق حدود یک دانگ سطح و مابقی آن دور است. (یک ششم حرکتهای مستقیم و پنج ششم حرکتهای مدور دارد) در میان خطوط ایرانی و عربی، خط نستعلیق به گواه آثار آفریده شده بهعنوان زیباترین خط و برتر از خطوط اسلامی شناخته شده و آن را «عروس خطوط اسلامی» نامیدهاند.
نستعلیق در دوره تیموری کاملتر شد و در دوران صفوی به اوج رسید که سر آمد همه خوشنویسان میرعماد در این دوره ظهور کرد.
همزمان به هند و عثمانی راه یافت و خوشنویسان بزرگی به ویژه در هند در این عرصه خوش درخشیدند. در ایران پس از یک دوره رکود دوباره در دوران قاجار آثار درخور توجهی از نستعلیق و شکسته پدیدار گشت.
در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی، یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد.
علت پیدایش آن را میتوان به سبب نیاز به تندنویسی و راحتنویسی در امور منشیگری و بیش از آن ذوق و خلاقیت ایرانی دانست.
همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان بهخاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق آن را نیز به وجود آوردند.
خط شکسته نستعلیق بهدست میرزا شفیعا هراتی کاملتر شد و درویش عبدالمجید طالقانی قواعد جدیدی برای آن وضع کرد و آن را به کمال رساند.
درویش عبدالمجید شکسته نستعلیق را به جایی رساند که میرعماد در نستعلیق انجام داده بود.
در سراسر کشورهای اسلامی و در طول چهارده قرن تاریخ آن هنرمندان زیادی در ارائه آثار ارزشمند خوشنویسی درخشیدند که عمده آنها برخاسته از تمدنهای ایران، عثمانی و هند بودند.
چهار تن از خوشنویسان نامی که در چهار خط ثلث، نسخ، نستعلیق و شکسته نستعلیق سرآمد بودهاند و به «ارکان اربعه هنر» خوشنویسی مشهور گشتهاند عبارتند از:
1) در خط ثلث: یاقوت مستعصمی (۶۹۸ هجری قمری)
2) در خط نسخ: میرزا احمد نیریزی (اواسط قرن ۱۲)
3) در خط نستعلیق: میرعماد حسنی (۱۰۲۴ هجری قمری)
4) در خط شکستهنستعلیق: عبدالمجید طالقانی (۱۱۸۵ هجری قمری)
ارکان اربعه خوشنویسی
1) خط ثُلث یکی از شیوههای بسیار مهم در خوشنویسی اسلامی و یکی از خطوط ششگانه است و ابداع آن را به ابوعلی بن مقله بیضاوی شیرازی (معروف به ابن مقله) که در قرن سوم هجری میزیست نسبت میدهند.
خط ثلث با ساختاری ایستا و موقر، بیشتر در تزئین کتابها و کتیبهها بهکار رفتهاست. تکامل تدریجی ثلث به عنوان خطی تزئینی توسط ابن مقله، ابنبواب و یاقوت مستعصمی شکل گرفت.
ابنبواب زیبایی و ظرافت را با خط ثلث همراه کرد. خط ثلث در ایران برای نوشتن عنوان سورههای قرآن کریم، پشت جلدنویسی، سرلوحهها، و بخصوص در کتیبهها و کاشیکاریها بهکار رفتهاست و هنوز نیز رایج است.
2) خط نسخ، خطی است ابداع شده در اوایل قرن سوم هجری قمری بهدست ابن مقله شیرازی که در ابتدا خطی همپایهٔ خط کوفی بود.
نسخ یعنی نسخه برداری یا رونوشتشده و کپیشده. خط نسخ در واقع اولین خطی بود که برای تکمیل کردن نواقص و اشکالات خط کوفی و اضافه کردن اعراب و حرکات و آواها اختراع شد تا برای الفبای فارسی مناسب گردد.
این خط از دو خط نَبَطی و سُریانی اخذ شده بود. هرچند برخی معتقدند که خط نسخ پیش از ابنمقله نیز وجود داشتهاست.
زیرا در اواخر سدهٔ یکم هجری، خط جدیدی به دستور عبدالملک بن مروان ساخته شد تا نواقص خط کوفی برطرف گردد.
ولی آنچه مسلم است آنکه ابنمقله این خط را به گونهای تکامل بخشیده تا با الفبای فارسی تطبیق پیدا کند.
خط نسخ به طور کلی از اواخر سدهٔ دوم هجری شناخته شد؛ ولی تا اواخر سدهٔ سوم هجری چندان رایج و متداول نبود.
این خط به تمام سرزمینهای شرقی که تحت لوای اسلام بودهاند، گسترش یافت. امتیاز مهم خط نسخ در رعایت نسبت است، که یکی از قواعد مهم خوشنویسی میباشد که موجب زیبایی خط است.
از سده پنجم هجری تاکنون در کتابت قرآن اغلب از خط نسخ استفاده شدهاست.
3) نَستعلیق یکی از شیوههای خوشنویسی ایرانی است. این واژه چنانکه در تذکِرهها و مُرَقَّعات و اشعار آوردهاند، از دو واژهٔ نَسْخ و تَعلیق پدید آمده است.
خطِّ نستعلیق دومین خطِّ ویژهٔ ایرانیان است. پیدایش نستعلیق پس از حملهٔ مغول و در روزگار ایلخانی با دگرگونیهای شگرف در نگارگری ایرانی همراه بود و این دو تحول، همزمان و در عصرِ زرّینِ هنرِ ایران شکل گرفتهاند و بنابراین بررسیِ یکی بدون توجه به دیگری درست نمینماید.
نستعلیق در محیطی پرورش یافت که در آن، نگارگری ایران فُرمِ قطعیِ خویش را در آثارِ احمد موسی در نیمهٔ نخست سدهٔ هشتم هجری یافته بود. بهگمانِ بسیار، نستعلیقهای نخستین، پیرامون اواخرِ زندگیِ احمد موسی همزمان با آغازِ ظهورِ میرعلی تبریزی در اوایلِ نیمهٔ دومِ سدهٔ هشتم هجری و در بخش بزرگی از غرب ایران پدیدار شدهاند.
هیچ نشانهای مبنی بر پیدایشِ نستعلیق پیش از نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری وجود ندارد.
با آنکه بیشتر پژوهشگران، واضعِ این خط را میرعلی تبریزی دانستهاند اما هیچ اطلاعاتِ مُتقَنی در اینباره وجود ندارد و تنها گفتهٔ سُلطانعلی مشهدی است که میرعلی را واضعِ این خط دانسته است.
نشانهها این نتیجه را بهدست میدهند که نستعلیق به یکباره و توسط یک تن آفریده نشده و پیدایش آن تدریجی بوده است و احتمالاً میرعلی تبریزی برای نخستین بار آن را قاعدهمند و اصولش را مشخص کرده است و ازاین رو او را واضعِ نستعلیق نامیدهاند.
4) شکستهنستعلیق از جدیدترین خطوط و زیباترین و سومین گونه از خوشنویسی ایرانی است که در اوایل سده یازدهم هجری قمری ابداع شد.
چون بیشتر شکلهای آن از شکستن و رها کردن خط نستعلیق گرفته شده بود به نام شکستهٔ نستعلیق شهرت یافت.
این خط را میتوان ایرانیترین خط از میان خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی دانست.
خط شکسته نستعلیق از طرفی حاوی جزئیاتی از خط تعلیق است که در تندنویسی به کار کاتب میآید.
در واقع خط شکسته پلی است میان روانی و تندنویسی تعلیق و ظرافت و زیبایی نستعلیق.
هنر اسلامی راه یافته به اکثر کشورهای
با ظهور دین اسلام و تلاش جهت زیبانویسی کلام الهی، هنر خوشنویسی در بین مسلمانان ارزشی ویژه پیدا نمود، چنانچه برخی خوشنویسی را شاخصترین هنر در پهنه سرزمینهای اسلامی دانسته اند.
هنر اسلامی به سرعت راهی و میهمان کشورهای هم جوار خود شد، تا جایی که امروزه به راحتی آمیختگی هنر خوشنویسی و تذهیب، کتابت و معماری اسلامی را در اکثرنقاط جهان شاهد هستیم.
خوشنویسی از مهمترین هنرهای تمدن اسلامی است که به سبب آمیختگی با کتابت قرآن و متون دینی و علمی و ادبی، با فرهنگ اسلامی پیوندی عمیق دارد.
بعد از ظهور اسلام در اکثر کشورهای جهان اسلام و پراکندگی جغرافیایی و تحولات فرهنگی، سنّت های آموزشی، رویکردهای تفننی، و کاربرد خوشنویسی در سایر هنرها مورد توجه ویژه بوده است.
منابع:
اسلام در چین: ژاک گوسولت و بدرالدین حی: ترجمه عبدالحمید بدیع، تهران، مؤسسه مطبوعاتی عطائی، ۱۳۹۶ق.
اطلس شیعه: رسول جعفریان، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۸۷ش.
الاعلام: خیرالدین بن محمود زرکلی (م۱۳۹۶ق)، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۸۹م.
افادة الانام بذکر اخبار بلد الله الحرام: عبدالله بن محمد غازی (م۱۳۶۵ق)، به کوشش عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، مکه، مکتبة الاسدی، ۱۴۳۰ق.
تاریخ چین جدید: ژرژ دو باربیه: ترجمه فتح الله ثقفی، تهران، مؤسسه زبانهای خارجی علمی، ۱۹۷۳ م.
ترکستان الشرقیة البلد الاسلامی المنسی: توختی اخون ارکون، ۱۹۹۷. م.
جغرافیای چین، پکن، اداره نشریات زبانهای خارجی، ۱۹۷۳م.
حج ۲۵: گزارشی از حج گزاری سال ۱۴۲۵ق برابر با سال ۱۳۸۳ش، رضا مختاری، تهران، مشعر، ۱۳۸۴ش.
حج ۲۶: گزارش حج سال ۱۴۲۶ قمری برابر سال ۱۳۸۴ شمسی، محمد حسین رجبی، تهران، مشعر، ۱۳۸۶ش.
حج ۲۷: گزارش حجگزاری ایرانیان در موسم حج سال ۱۴۲۷ق، آذر و دی ۱۳۸۵ش، حسن مهدویان، تهران، مشعر، ۱۳۸۶ش.
حج ۲۸: (گزارشی از حجگزاری سال ۱۴۲۸ق): رضا بابایی و علیاکبر جوانفکر، تهران، مشعر، ۱۳۸۷ش.
سایت Arabic. china. drg. cn: ۴ آگوست ۲۰۰۳.
سایت go-makkah.com عنوان مطلب: الحج فی الصین: تاریخ درج ۴/۱۰/۲۰۱۰.
سایت islamtimes.org مقاله: ماجرای نخستین حج مسلمانان چین پس از استقرار نظام کمونیستی: تاریخ درج: ۱۰ آذر ۱۳۸۸ش.
الصین: لجنة التحریر، پکن، دار النشر باللغات الاجنبیه، ۲۰۰۹م.
اسلام در چین: ژاک گوسولت و بدرالدین حی: ترجمه عبدالحمید بدیع، تهران، مؤسسه مطبوعاتی عطائی، ۱۳۹۶ق.
اطلس شیعه: رسول جعفریان، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۸۷ش.
الاعلام: خیرالدین بن محمود زرکلی (م۱۳۹۶ق)، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۸۹م.
افادة الانام بذکر اخبار بلد الله الحرام: عبدالله بن محمد غازی (م۱۳۶۵ق)، به کوشش عبدالملک بن عبدالله بن دهیش، مکه، مکتبة الاسدی، ۱۴۳۰ق.
تاریخ چین جدید: ژرژ دو باربیه: ترجمه فتح الله ثقفی، تهران، مؤسسه زبانهای خارجی علمی، ۱۹۷۳ م.
ترکستان الشرقیة البلد الاسلامی المنسی: توختی اخون ارکون، ۱۹۹۷. م.
جغرافیای چین، پکن، اداره نشریات زبانهای خارجی، ۱۹۷۳م.
حج ۲۵: گزارشی از حج گزاری سال ۱۴۲۵ق برابر با سال ۱۳۸۳ش، رضا مختاری، تهران، مشعر، ۱۳۸۴ش.
حج ۲۶: گزارش حج سال ۱۴۲۶ قمری برابر سال ۱۳۸۴ شمسی، محمد حسین رجبی، تهران، مشعر، ۱۳۸۶ش.
حج ۲۷: گزارش حجگزاری ایرانیان در موسم حج سال ۱۴۲۷ق، آذر و دی ۱۳۸۵ش، حسن مهدویان، تهران، مشعر، ۱۳۸۶ش.
حج ۲۸: (گزارشی از حجگزاری سال ۱۴۲۸ق): رضا بابایی و علیاکبر جوانفکر، تهران، مشعر، ۱۳۸۷ش.
سایت Arabic. china. drg. cn: ۴ آگوست ۲۰۰۳.
سایت go-makkah.com عنوان مطلب: الحج فی الصین: تاریخ درج ۴/۱۰/۲۰۱۰.
سایت islamtimes.org مقاله: ماجرای نخستین حج مسلمانان چین پس از استقرار نظام کمونیستی: تاریخ درج: ۱۰ آذر ۱۳۸۸ش.
الصین: لجنة التحریر، پکن، دار النشر باللغات الاجنبیه، ۲۰۰۹م.
تاریخچه و چگونگی پیدایش خط یا دبیره، استودیو طرح و عکس
بامداد محمدی / روزنامه جام جم . تبیان
آیدین آغداشلو، آسمانی و زمینی: نگاهی به خوشنویسی ایرانی از گذشته تا امروز، تهران ۱۳۸۵ش.
محمدتقی احسانی، هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
ابوتراب احمدپناه، «زیباییشناسی نقوش سفال نیشابور»، هنرنامه، ش ۱۲ (پاییز ۱۳۸۰).
علی ایمانی، سیر خط کوفی در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
عیسی بهنام، «هنر تزئین به وسیله خط»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
یحیی ذکاء و محمدحسن سمسار، «اشعار و اشیاء»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
بزیل ویلیام رابینسون، «بررسی نقاشی ایرانی: ۱۳۱۴ـ۷۵۰ه ق/ ۱۸۹۶ـ۱۳۵۰م»، ترجمه کرامت اللّه افسر، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، بهکوشش شهریار عدل، تهران: توس، ۱۳۷۹ش.
زهره روحفر، نگاهی بر پارچه بافی دوران اسلامی، تهران ۱۳۸۰ش.
زکی محمد حسن، فنون الاسلام، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
عباس زمانی، «خط کوفی تزئینی در آثار تاریخی اسلامی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
عباس سرمدی، دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام: از مانی تا معاصرین کمالالملک، تهران ۱۳۸۰ش.
سفال معاصر ایران: گزیده آثار پنجمین نمایشگاه سفالگران معاصر ایران، تهران ـ اردیبهشت ۱۳۷۵، زیرنظر محمد صحفی، تهران: انجمن هنرهای تجسمی ایران، ۱۳۷۵ش.
«شعر و جام: معرفی چند اثر هنری از موزه هنرهای تزئینی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
هلن علی اکبرزاده کردمهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، تهران ۱۳۷۳ش.
جواد علیمحمدی اردکانی، پژوهشی در زیلوی یزد، تهران ۱۳۸۶ش.
فاطمه بنت علی، «'باتیک، مالزیایی و اندونزیایی، از جنبه اسلامی آن»، در راز و رمز هنر دینی: مقالات ارائه شده در اولین کنفرانس بینالمللی هنر دینی، تنظیم و ویرایش مهدی فیروزان، حبیب الله فضائلی، اطلس خط، اصفهان ۱۳۵۰ش.
فرزانه قائینی، موزه آبگینه و سفالینههای ایران، تهران ۱۳۸۳ش.
ارنست کونل، هنر اسلامی، ترجمه هوشنگ طاهری، تهران ۱۳۵۵ش.
محمدیوسف کیانی، پیشینه سفال و سفالگری در ایران، تهران ۱۳۸۰ش.
محمد معمارزاده، تصویر و تجسم عرفان در هنرهای اسلامی، تهران ۱۳۸۶ش.
اسدالله سورن ملکیان شیروانی، «نوشتاری درباره جامعهشناسی هنر اسلامی: نقره آلات و ملوک الطوایفی در ایران سدههای میانه»، ترجمه ژاله کهنموییپور، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، پرویز ورجاوند، «سیری در هنر ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی»، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۴ (فروردین ۱۳۵۱).
ابوالفضل وکیلی، شناخت طرحها و نقشههای قالی ایران و جهان، تهران ۱۳۸۲ش.
در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.
شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
بامداد محمدی / روزنامه جام جم . تبیان
آیدین آغداشلو، آسمانی و زمینی: نگاهی به خوشنویسی ایرانی از گذشته تا امروز، تهران ۱۳۸۵ش.
محمدتقی احسانی، هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
ابوتراب احمدپناه، «زیباییشناسی نقوش سفال نیشابور»، هنرنامه، ش ۱۲ (پاییز ۱۳۸۰).
علی ایمانی، سیر خط کوفی در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
عیسی بهنام، «هنر تزئین به وسیله خط»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
یحیی ذکاء و محمدحسن سمسار، «اشعار و اشیاء»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
بزیل ویلیام رابینسون، «بررسی نقاشی ایرانی: ۱۳۱۴ـ۷۵۰ه ق/ ۱۸۹۶ـ۱۳۵۰م»، ترجمه کرامت اللّه افسر، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، بهکوشش شهریار عدل، تهران: توس، ۱۳۷۹ش.
زهره روحفر، نگاهی بر پارچه بافی دوران اسلامی، تهران ۱۳۸۰ش.
زکی محمد حسن، فنون الاسلام، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
عباس زمانی، «خط کوفی تزئینی در آثار تاریخی اسلامی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
عباس سرمدی، دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام: از مانی تا معاصرین کمالالملک، تهران ۱۳۸۰ش.
سفال معاصر ایران: گزیده آثار پنجمین نمایشگاه سفالگران معاصر ایران، تهران ـ اردیبهشت ۱۳۷۵، زیرنظر محمد صحفی، تهران: انجمن هنرهای تجسمی ایران، ۱۳۷۵ش.
«شعر و جام: معرفی چند اثر هنری از موزه هنرهای تزئینی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
هلن علی اکبرزاده کردمهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، تهران ۱۳۷۳ش.
جواد علیمحمدی اردکانی، پژوهشی در زیلوی یزد، تهران ۱۳۸۶ش.
فاطمه بنت علی، «'باتیک، مالزیایی و اندونزیایی، از جنبه اسلامی آن»، در راز و رمز هنر دینی: مقالات ارائه شده در اولین کنفرانس بینالمللی هنر دینی، تنظیم و ویرایش مهدی فیروزان، حبیب الله فضائلی، اطلس خط، اصفهان ۱۳۵۰ش.
فرزانه قائینی، موزه آبگینه و سفالینههای ایران، تهران ۱۳۸۳ش.
ارنست کونل، هنر اسلامی، ترجمه هوشنگ طاهری، تهران ۱۳۵۵ش.
محمدیوسف کیانی، پیشینه سفال و سفالگری در ایران، تهران ۱۳۸۰ش.
محمد معمارزاده، تصویر و تجسم عرفان در هنرهای اسلامی، تهران ۱۳۸۶ش.
اسدالله سورن ملکیان شیروانی، «نوشتاری درباره جامعهشناسی هنر اسلامی: نقره آلات و ملوک الطوایفی در ایران سدههای میانه»، ترجمه ژاله کهنموییپور، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، پرویز ورجاوند، «سیری در هنر ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی»، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۴ (فروردین ۱۳۵۱).
ابوالفضل وکیلی، شناخت طرحها و نقشههای قالی ایران و جهان، تهران ۱۳۸۲ش.
در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.
شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}