شبهات پیرامون آیه اختیار: بررسی و پاسخ به ابهامات آیه 93 نحل
این مقاله، پنج شبهه اساسی پیرامون آیه اختیار(«هر که را بخواهد گمراه میسازد و هر که را بخواهد هدایت میکند»)، مورد بررسی دقیق و پاسخگویی جامع قرار خواهد گرفت."
مقدمه:
آیه شریفه 93 سوره نحل، با عبارت کوتاه و در عین حال عمیق «هر که را بخواهد گمراه میسازد و هر که را بخواهد هدایت میکند»، همواره محل تأمل و پرسشهای گوناگون بوده است.این آیه، که در نگاه نخست میتواند زمینهساز برداشتهای جبرگرایانه و یا تصور تبعیض در فعل الهی گردد، شبهات متعددی را در طول تاریخ اندیشه اسلامی برانگیخته است. منکران، معاندان، سودجویان و حتی افراد ناآگاه، با استناد به ظاهر این آیه، سعی در القای سلب اختیار از انسان، بیعدالتی در گزینش الهی و یا ابهام در مسیر هدایت و گمراهی داشتهاند.
این شبهات، که گاه با انگیزههای تخریبی و گاه ناشی از عدم درک صحیح مبانی دینی مطرح میشوند، میتوانند موجب تزلزل در باورهای دینی و ایجاد سردرگمی در میان مسلمانان گردند.
از جمله مهمترین این ابهامات، مسئله نسبت میان اراده الهی و اختیار انسان، چگونگی جمع بین هدایت و اضلال الهی با مسئولیت فردی، معیار این خواست الهی و راههای تشخیص مسیر هدایت از گمراهی برای انسان بوده است.
این مقاله در صدد است با بررسی دقیق این شبهات پنجگانه و با استناد به دیگر آیات قرآن کریم و اصول مسلم اعتقادی، پاسخهایی روشن و مستدل ارائه نماید تا ابهامات موجود پیرامون این آیه مهم مرتفع گردد و فهم صحیحتری از حکمت و عدالت الهی در مسئله هدایت و گمراهی حاصل آید.
شبهات پیرامون آیه اختیار: بررسی و پاسخ به ابهامات آیه 93 نحل
چه کسانی شبهه میافکنند؟
طرح چنین شبهاتی پیرامون آیات الهی، سابقهای دیرینه دارد و معمولاً از سوی گروههای مختلف با اهداف و انگیزههای گوناگون صورت میگیرد. در یک دستهبندی کلی میتوان گفت که این شبهات غالباً از سوی افرادی مطرح میشوند که:1- منکرین قرآن و معاندین: این گروه اساساً با حقانیت قرآن و دین اسلام مخالف بوده و با هدف تضعیف اعتقادات مسلمانان و اثبات نادرستی این کتاب آسمانی، به طرح شبهات و ایرادات میپردازند. آنها با گزینش آیات و تقطیع آنها از سیاق و معنای کلی، سعی در ایجاد تناقض و ابهام میکنند.
2- سودجویان و منحرفین دنیایی: برخی افراد برای رسیدن به منافع شخصی، توجیه اعمال نادرست خود یا فریب دیگران، به تحریف معانی آیات و طرح شبهات میپردازند.
آنها ممکن است با تفسیرهای نادرست و مغرضانه، احکام دین را مطابق میل خود تغییر داده و از این طریق به اهداف دنیوی خود دست یابند.
3- فرارکنندگان از تکلیف: کسانی که زیر بار مسئولیتهای دینی نمیروند و از انجام واجبات و ترک محرمات سرباز میزنند، ممکن است با طرح شبهات در اصول دین، سعی در سست کردن مبانی اعتقادی و در نتیجه، توجیه بیتعهدی خود داشته باشند.
4- بیسوادان و کسانیکه مبانی دین را تخریب میکنند: گاهی اوقات، شبهات ناشی از عدم درک صحیح مفاهیم دینی، تفسیر سطحی آیات و بیاطلاعی از علوم قرآنی و روایی است. این افراد ممکن است بدون قصد سوء، به دلیل ضعف دانش خود، دچار سوء برداشت شده و سؤالاتی را مطرح کنند که در صورت آگاهی از مبانی دین، پاسخ آنها روشن خواهد بود.
همچنین، برخی افراد با انگیزههای تخریبی و با هدف ایجاد تزلزل در باورهای دینی، به صورت سازمانیافته به تحریف و طرح شبهات میپردازند.
5- عوام ساده و عوامفریبان: افراد ناآگاه و کماطلاع ممکن است به دلیل عدم آشنایی با تفاسیر صحیح و مبانی استدلالی دین، تحت تأثیر این شبهات قرار بگیرند. در مقابل، برخی افراد مغرض با سوءاستفاده از سادگی و عدم آگاهی این گروه، به طرح شبهات برای عوامفریبی و ایجاد انحراف در جامعه میپردازند.
6- مبارزه با دین: در طول تاریخ، همواره جریانهایی با انگیزههای سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی وجود داشتهاند که به مبارزه با ادیان الهی، از جمله اسلام، پرداختهاند. طرح شبهات و ایجاد تردید در اعتقادات دینی، یکی از ابزارهای این مبارزه بوده است.
خلاصه 5 شبهه وارد شده به آیه اختیار
وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَٰکِنْ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ ۚ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(1)اگر خدا می خواست شما را [بر محور هدایت] یک امت قرار می داد [اماهدایت اجباری فاقد ارزش است]، ولی هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت وتکبّرش] گمراه می کند و هر کس را بخواهد هدایت می نماید؛ و مسلماً ازآنچه همواره انجام می دادید، بازپرسی خواهیدشد.
شبهه اول: مسئله جبر و اختیار
شبهه دوم: تبعیض در هدایت و گمراهی
شبهه سوم: ارزش هدایت اجباری
شبهه چهارم: عدم امکان تشخیص اراده الهی
شبهه پنجم: ناسازگاری بازخواست با خواست الهی در گمراهی
شبهه اول: مسئله جبر و اختیار
طرح شبهه: اگر خداوند هر کس را بخواهد هدایت و هر کس را بخواهد گمراه میکند، پس نقش اختیار انسان در این میان چیست؟ آیا انسان در سرنوشت خود و انتخاب راه هدایت یا گمراهی، هیچگونه ارادهای ندارد و همه چیز از پیش تعیین شده است؟ در این صورت، بازپرسی از اعمال انسان چه معنایی خواهد داشت؟این شبهه از ظاهر آیه که میفرماید «هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت و تکبّرش] گمراه میکند و هر کس را بخواهد هدایت مینماید»، این تصور را ایجاد میکند که سرنوشت هدایت و گمراهی انسانها به طور کامل در دست خداوند است و اراده و انتخاب خود انسان در این میان هیچ نقشی ندارد.
اگر اینگونه باشد، یعنی انسان در انتخاب راه درست یا غلط مجبور و بیاختیار است، آنگاه این سؤال جدی مطرح میشود که فلسفه بازخواست و مؤاخذه انسان در قیامت چیست؟
چرا باید انسان به خاطر اعمالی که در انجام آنها هیچگونه آزادی و اختیاری نداشته، مورد سؤال و مجازات قرار بگیرد؟ این شبهه، مفهوم مسئولیت فردی و عدالت الهی را به چالش میکشد، زیرا مجازات فردی که هیچ کنترلی بر اعمال خود نداشته، غیرمنطقی به نظر میرسد.
پاسخ به شبهه اول: مسئله جبر و اختیار
واقعیت این است که انسانها با اختیار و آزادی ارادهای که خداوند به آنها عطا کرده، مسیر زندگی خود را انتخاب میکنند. اگر هدایت و گمراهی امری جبری و خارج از اراده ما بود، دیگر معنایی برای بازخواست و مؤاخذه در قیامت وجود نداشت.چرا که خداوند انسان مجبور را مورد سؤال قرار نمیدهد. پس همین پرسش الهی در پایان آیه، نشانهای آشکار از آزادی و مسئولیت ما در قبال اعمالمان است.
دلایل قرآنی بر آزادی و مسئولیت
آیه اختیار و انتخاب:
«وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْیَکْفُرْ» بگو: حق از جانب پروردگار شماست. پس هر که میخواهد بپذیرد و هر که میخواهد انکار کند! (2)
نکته: این آیه بهصراحت آزادی اراده انسان در پذیرش یا رد حق را تأیید میکند و نشان میدهد که ایمان و کفر، نتیجۀ انتخاب آگاهانۀ انسان است.
آیه عدم اجبار در دین:
«لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» در دین اجباری نیست؛ چرا که راه درست از راه نادرست آشکار شده است (3)
نکته: نفی اجبار در دین، نشاندهندۀ آن است که ارزش اعمال انسان در گرو انتخاب آزادانه اوست.
آیه مسئولیت انسان در برابر اعمال:
«وَمَا رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ»و پروردگار تو هرگز به بندگان ستم نمیکند. (4)
نکته: عدالت الهی اقتضا میکند که مجازات یا پاداش، تنها در صورتی معنا داشته باشد که انسان در انتخاب خود مختار باشد.
آیه ارتباط هدایت و گمراهی با اراده انسان:
«إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا» ما راه [خیر و شر] را به او نشان دادیم؛ خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس. (45)
نکته: خداوند راه را نشان میدهد، اما انتخاب نهایی با خود انسان است.
آیه بازخواست بر اساس اعمال: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُۥ ، وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُۥ»پس هر کس به اندازه ذرهای نیکی کند، [نتیجه] آن را میبیند، و هر کس به اندازه ذرهای بدی کند، [نتیجه] آن را میبیند. (6)
نکته: این آیه بر مسئولیت فردی انسان در قبال کوچکترین اعمالش تأکید دارد که بدون اختیار، بیمعناست.
۲. دلایل روایی
حدیثی از امام علی (ع):«الْجَبْرُ وَ التَّفْوِیضُ فِرْقَتَانِ بَیْنَ الْجَبْرِ وَ الْقَدَرِ، فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ یُجْبِرُ الْعِبَادَ عَلَی الْمَعَاصِی فَقَدْ ظَلَمَ اللَّهَ فِی حُکْمِهِ، وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ فَوَّضَ الْأَمْرَ إِلَیْهِمْ فَقَدْ أَخْرَجَهُ مِنَ الرُّبُوبِیَّةِ»
(جبر و تفویض دو انحراف هستند. هر که گمان کند خدا بندگان را به گناه مجبور میکند، به خدا ستم کرده است، و هر که گمان کند خدا امور را به خودشان واگذار کرده، او را از ربوبیت خارج دانسته است. (7)
نکته: این حدیث نشان میدهد که نظام الهی نه جبر است و نه واگذاری کامل (تفویض)، بلکه ترکیبی از هدایت الهی و اختیار انسان است.
روایتی از امام صادق (ع): «لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِیضَ وَ لَکِنْ أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْنِ» نه جبر است و نه واگذاری کامل، بلکه امری میان این دو است. (8)
نکته: این روایت بهصراحت نظریه «امر بین الامرین» را تأیید میکند که بر اساس آن، انسان در عین بهرهمندی از هدایت الهی، دارای اختیار است.
حدیثی از پیامبر (ص): «کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ» (همه شما مسئولید و همه از مسئولیت خود بازخواست می شوید. (9)
نکته: مسئولیتپذیری تنها در صورتی معنا دارد که انسان دارای اختیار باشد.
۳. استدلال منطقی از آیات
قرآن کریم در آیات متعدد، پرسش الهی در قیامت را به اعمال اختیاری انسان گره زده است، مانند:«وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ»
(هیچکس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد. (10)
و نیز:«وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا»(و ما هرگز [قومی را] عذاب نمیکنیم تا پیامبری بفرستیم [و حجت را تمام کنیم]. (11)
این آیات نشان میدهد که عذاب الهی تنها پس از اتمام حجت (ارائه راهنما و اختیار انسان) صورت میگیرد.
«برخی افراد آیه «یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ» را به اشتباه دلیلی بر جبر الهی میدانند. اما این یک افترا بزرگ به خداوند است! اگر هدایت و گمراهی صرفاً خواست بیدلیل خداوندی بود، پس مسئولیت اعمال ما چه میشد؟
این تفکر، انسان را به موجودی بیاختیار تبدیل میکند که میتواند مانند ابلیس، گناهان خود را به گردن خدا بیندازد و بگوید اگر خدا میخواست ما گمراه نمیشدیم. قرآن کریم این بهانهجویی را رد میکند و اختیار انسان را در انتخاب راهش تأیید مینماید.»
نکته اساسی:
«نکته اساسی در پاسخ به شبهه جبر این است که بدانیم سرچشمه نهایی هدایت و گمراهی خداوند متعال است، اما این به معنای سلب اختیار از انسان نیست.
هیچ نیرویی جز خدا قادر به خلقت و هدایت حقیقی نیست. اگر کسی حقیقتاً خواهان هدایت باشد و با تلاش خود در این راه قدم بردارد، اراده الهی بر هدایت او تعلق میگیرد.
در مقابل، اگر کسی خواهان گمراهی باشد و با انتخابهای نادرست خود در مسیر انحراف پیش رود، سنت الهی بر این جاری میشود که او را در همان مسیر رها کند.
این رها کردن، نتیجه انتخاب خود انسان است، نه تحمیل گمراهی از سوی خدا. بنابراین، انسان در انتخاب نهایی خود مختار است و مسئول عواقب آن خواهد بود.»
پس در پاسخ به شبهه جبر، باید توجه داشت که همانطور که اشاره کردید، خداوند میفرماید که او مؤمنان را از تاریکیها به سوی نور خارج میسازد. (12). این فعل هدایت از سوی خداست، اما این به معنای سلب اختیار از انسان نیست.
نه ابلیس لعین و نه هیچ کس دیگری نمیتواند راه حق و باطل را تعیین کند. اگر کسی خواهان هدایت باشد، خدا او را هدایت میکند؛ و اگر کسی خواهان گمراهی باشد، خدا او را در مسیرش میبرد. اما این خواست الهی بر اساس انتخاب خود انسان است.
همانطور که شما گفتید، اگر انسان راه انحرافی را انتخاب کند، خدا او را در همان مسیر میبرد. این نشان میدهد که اختیار انسان در انتخاب راه مقدم است و فعل هدایت و اضلال الهی، واکنشی به این انتخاب است. بنابراین، انسان مسئول انتخابهای خود خواهد بود، نه اینکه مجبور به هدایت یا گمراهی باشد.
یامبران الهی
یامبران الهی تنها دعوتکننده و راهنما هستند و قدرت هدایت اجباری کسی را ندارند. خداوند به پیامبر اکرم (ص) نیز میفرماید:
«هدایت آنان بر عهده تو نیست، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت مىکند» (13).
همچنین میفرماید: «تو نمیتوانی کسی را که دوست داری هدایت کنی، ولی خداوند هر کس را بخواهد هدایت میکند» (14). این آیات به وضوح نشان میدهند که هدایت نهایی به دست خداوند است،
اما این هدایت بر کسانی نازل میشود که خود طالب آن باشند و در مسیر آن گام بردارند. خداوند راه رشد و گمراهی را آشکار کرده و ابزارهای انتخاب (عقل، قلب، فطرت، وحی) را در اختیار انسان قرار داده است.
نقش انسان در این میان، صرفاً انتخاب است. هر راهی را که انتخاب کند، این اراده الهی است که او را در آن مسیر پیش میبرد. بنابراین، نه جبر بر انسان حاکم است و نه پیامبران قدرت تحمیل هدایت را دارند، بلکه اختیار انسان و سنت الهی در پی آن، تعیینکننده مسیر اوست.»
تکمیل پاسخ
در تکمیل پاسخ مرتبط با شبهه اول آیه شریفه :مَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا ۚ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۗ وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا:
هر کس هدایت یافت، فقط به سود خودش هدایت می یابد و هر کس گمراه شد، فقط به زیان خودش گمراه می شود. و هیچ بردارنده بار گناهی بار گناه دیگری را به دوش خود بر نمی دارد.
و ما بدون اینکه پیامبری را [برای هدایت واتمام حجت به سوی مردم] بفرستیم، عذاب کننده [آنان] نبودیم. (15) به خوبی بیان میکند که هدایت و گمراهی، علاوه بر اینکه تابع اراده الهی است، به انتخاب خود انسان نیز بستگی دارد.
خداوند راه را نشان داده و این انسان است که با اراده خود، یکی از آنها را برمیگزیند. مسئولیت این انتخاب نیز بر عهده خود اوست و نتیجه آن به خودش بازمیگردد. بنابراین، انسان در انتخاب نهایی خود مختار است.
شبهه دوم: تبعیض در هدایت و گمراهی
طرح شبهه: چرا خداوند برخی افراد را هدایت میکند و برخی دیگر را گمراه؟ آیا این مسئله نوعی تبعیض و بیعدالتی از جانب خداوند نیست؟ چه معیاری برای این خواست الهی وجود دارد و چرا برخی افراد از این لطف هدایت محروم میمانند؟این شبهه بر روی عبارت «هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت و تکبّرش] گمراه میکند و هر کس را بخواهد هدایت مینماید» تمرکز دارد و این سؤال را مطرح میکند که معیار و حکمت این «خواستن» الهی چیست؟
چرا خداوند برخی افراد را برای هدایت برمیگزیند و برخی دیگر را به گمراهی میکشاند؟ اگر این انتخاب صرفاً بر اساس مشیت الهی و بدون هیچگونه دلیل و استحقاق از جانب انسانها باشد، آنگاه این امر به نوعی تبعیض و بیعدالتی در حق کسانی که از هدایت محروم شدهاند، تلقی میشود.
این شبهه این ابهام را ایجاد میکند که آیا رحمت و عدالت خداوند شامل حال همه بندگان به طور یکسان است یا اینکه گزینش الهی برای هدایت و گمراهی بر اساس معیارهای نامعلوم و غیرقابل درک برای انسان صورت میگیرد.
پاسخ به شبهه دوم: تبعیض در هدایت و گمراهی
خداوند در ابتدا همه انسانها را با فطرت پاک و هدایت اولیه آشنا میسازد. اما چگونگی بهرهبرداری از این هدایت فطری و تلاش برای کسب معرفت بیشتر، به خود انسان بستگی دارد.درست مانند معلمی که در کلاس درس، مطالب را برای همه یکسان بیان میکند، اما دانشآموزانی که تلاش و پیگیری بیشتری دارند، از توجه و آموزش ویژه او بهرهمند میشوند. در مقابل، کسانی که بیتوجهی میکنند، از این فرصتها محروم میمانند. بنابراین، تفاوت در هدایت، نتیجه واکنش الهی به تلاش یا بیتوجهی خود انسانهاست، نه تبعیض ابتدایی.
از طرفی «اینکه تصور شود خداوند بدون هیچ علم و حکمت و اندازهای، هر کس را بخواهد هدایت و هر کس را بخواهد گمراه میکند، تصوری نادرست و توهینآمیز به ساحت الهی است.
فعل خداوند همواره بر اساس علم بینهایت و حکمت متعالی اوست. هدایت و گمراهی بر مبنای یک نظام عادلانه و سنجیده صورت میگیرد.
تلاش برای حق، پذیرش هدایت، لجاجت و انکار، هر کدام نتایج مشخصی دارند که در علم الهی مقدر شده است. بنابراین، گزینش الهی برای هدایت و گمراهی نه یک تبعیض کورکورانه، بلکه بر اساس شایستگیها و انتخابهای خود انسانها و در چارچوب حکمت الهی است.»
«در پاسخ به شبهه تبعیض، باید گفت: خلقت و هدایت کار خداست. هیچکس نمیتواند بندگان را به راهی ببرد مگر او. وقتی کسی خواهان هدایت باشد، خدا او را هدایت میکند. این نشان میدهد که اراده الهی برای هدایت، متوجه کسانی است که خود طالب آن هستند.
در مقابل، اگر کسی خواهان گمراهی باشد و در مسیر انحرافی قرار گیرد، خدا او را در همان مسیر میبرد. این بدان معنا نیست که خداوند ابتدائاً تبعیض قائل شود، بلکه بر اساس خواست و انتخاب خود انسان عمل میکند. فعل خداوند در هدایت و اضلال، حکیمانه و بر اساس نظام الهی است، نه یک خواست تصادفی.»
1.آیه قرآنی
«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ»
(16)
معنای آیه: خداوند انسانها را بر فطرتی الهی آفریده است که گرایش به حق و توحید در آن نهادینه شده است. این فطرت، تغییرناپذیر است و دینِ استوار (اسلام) هماهنگ با این سرشت الهی است. اما بسیاری از مردم به این حقیقت آگاهی ندارند.
تفسیر: این آیه به وضوح بیان میکند که خداوند همه انسانها را با فطرتی پاک و خداجو آفریده است. این هدایت اولیه، عمومی و غیراکتسابی است و در نهاد هر انسانی قرار داده شده است. تفاوت در بهرهبرداری از این فطرت، به تلاش فردی انسانها بستگی دارد
۲. روایت
حدیثی از امام صادق (علیه السلام):«لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِیضَ وَ لَکِنْ أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْنِ»(17) نه جبر مطلق است و نه واگذاری کامل (تفویض)، بلکه نظام الهی ترکیبی از هدایت خدا و اختیار انسان است.
تفسیر: این روایت نشان میدهد که خداوند با قراردادن فطرت توحیدی در انسان، راه هدایت را نشان داده است، اما بهرهگیری از این هدایت و تلاش برای تقویت آن، بر عهده خود انسان است. همانند معلمی که درس را برای همه یکسان بیان میکند، اما تنها دانشآموزان پیگیر از آن بهره میبرند
به عبارت دیگر:
«در پاسخ به شبهه تبعیض باید گفت که اراده خداوند در هدایت و گمراهی بر اساس علم و حکمت او استوار است، نه یک خواست تصادفی و بیدلیل.
خداوند در ابتدای امر، فطرت هدایتگر را در همه انسانها قرار داده است. اما چگونگی بهرهبرداری از این فطرت و انتخاب مسیر، به خود انسان بستگی دارد.
هدایت ویژه الهی نصیب کسانی میشود که با تلاش و طلب، آمادگی خود را برای پذیرش آن نشان میدهند. گمراهی نیز نتیجه رویگردانی از هدایت فطری و انتخاب آگاهانه مسیر باطل است
. بنابراین، تفاوت در هدایت و گمراهی افراد، نه ناشی از تبعیض الهی، بلکه معلول انتخابها و عملکرد خود آنها در چارچوب نظام حکیمانه الهی است.»
راه هدایت و گمراهی
خداوند راه هدایت و گمراهی را قرار داده است، اما هدایت و ربوبیت در این راهها بر اساس خواست و انتخاب انسان صورت میگیرد. خداوند هیچ تسلطی به ابلیس و شیاطین بر مؤمنان قرار نداده است، بلکه تسلط آنها تنها بر کسانی است که خود ولایت آنها را پذیرفتهاند (18).
این نشان میدهد که انسان با انتخاب خود، زمینه هدایت یا گمراهی را فراهم میکند و سپس اراده الهی بر آن جاری میشود. خداوند با دادن عقل، فطرت و وحی، راه رشد را از گمراهی متمایز ساخته است (: لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ)(19). بنابراین، هدایت و گمراهی نتیجه انتخاب آگاهانه انسان است، نه تبعیض بیدلیل از سوی خداوند.»
شبهه سوم: ارزش هدایت اجباری
طرح شبهه: در متن اشاره شده که هدایت اجباری فاقد ارزش است. چرا؟ مگر نه اینکه هدف نهایی خداوند، هدایت همه انسانها به سوی سعادت است؟ چرا خداوند از روش اجبار برای رسیدن به این هدف استفاده نمیکند؟در متن آیه اشاره شده است که اگر خدا میخواست، همه را یک امت هدایتشده قرار میداد، اما این کار را نکرد، زیرا «هدایت اجباری فاقد ارزش است».
این شبهه این سؤال را مطرح میکند که چرا هدایت اجباری ارزش ندارد؟ مگر هدف نهایی خداوند، سعادت و رستگاری تمام انسانها نیست؟ اگر چنین است، چرا خداوند از قدرت مطلق خود برای هدایت اجباری همگان استفاده نمیکند تا همه انسانها بدون استثنا به بهشت راه یابند؟
این شبهه این تصور را ایجاد میکند که گویا خداوند در رسیدن به هدف نهایی خود (هدایت همگانی) کوتاهی کرده یا روشی ناکارآمد را برگزیده است.
همچنین، این سؤال مطرح میشود که چه ارزشی در هدایت اختیاری وجود دارد که در هدایت اجباری نیست؟ آیا صرف انتخاب آزادانه، ارزش ذاتی به هدایت میبخشد، حتی اگر منجر به گمراهی عدهای شود؟
پاسخ به شبهه سوم: ارزش هدایت اجباری
ارزش واقعی هدایت در این است که انسان با آگاهی و انتخاب آزادانه، مسیر درست را برگزیند. هدایت اجباری، فضیلت انتخاب و رشد معنوی را از انسان سلب میکند. هدف خداوند، تربیت انسانهای مختاری است که با میل و اراده خود به سوی کمال قدم بردارند، نه موجودات بیارادهای که به زور به راهی کشانده شوند.«آیه شریفه «لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» (20) به صراحت بر عدم اجبار در دین تأکید میکند و روشن میسازد که راه درست از نادرست آشکار شده است.
این نشان میدهد که خداوند خواسته است انسان با اختیار و آگاهی، مسیر ایمان را برگزیند. هدایت اجباری، ارزش انتخاب و ایمان آگاهانه را از بین میبرد.»
شبهه چهارم: عدم امکان تشخیص اراده الهی
طرح شبهه: خداوند در قرآن میفرماید هر کس را بخواهد هدایت میکند و هر کس را بخواهد گمراه میسازد. حال، سؤال این است که انسان چگونه میتواند تشخیص دهد که آیا در مسیر هدایت قرار گرفته که مورد خواست الهی است، یا در مسیر گمراهی است که مشیت الهی بر آن تعلق گرفته است؟اگر تشخیص این امر برای انسان ممکن نباشد، چگونه میتواند مسئولانه عمل کند و از عواقب احتمالی گمراهی بپرهیزد؟ این ابهام، احساس سردرگمی و بی انگیزگی را در انسان ایجاد میکند.
این شبهه بر این نکته دست میگذارد که اگر فعل هدایت و گمراهی مستقیماً به خواست الهی مرتبط باشد و انسان نتواند معیار یا نشانهای برای تشخیص این خواست در مورد خود بیابد، آنگاه احساس میکند که در یک وضعیت نامعلوم و غیرقابل کنترل قرار دارد.
اینها سه شبهه احتمالی هستند که میتوان از این آیه شریفه برداشت کرد. البته ممکن است با دقت بیشتر، زوایای دیگری نیز برای طرح شبهه وجود داشته باشد.
پاسخ به شبهه چهارم: عدم امکان تشخیص اراده الهی
اگرچه درک جزئیات اراده الهی برای ما ممکن نیست، اما خداوند با فرستادن پیامبران و کتب آسمانی، و همچنین قرار دادن عقل و فطرت در وجود انسان، مسیر کلی هدایت و ضلالت را برای ما روشن ساخته است. میزان تلاش و توجه ما به این هدایتهای الهی و پیروی از عقل و فطرت، تا حد زیادی تعیینکننده مسیر ما خواهد بود.«خداوند با فرستادن پیامبران و کتب آسمانی، و همچنین با قرار دادن عقل و فطرت در وجود انسان، راه رشد را از گمراهی به وضوح تبیین کرده است (21).
بنابراین، انسان با استفاده از این ابزارها میتواند مسیر هدایت را تشخیص دهد. اراده الهی برای هدایت، متوجه کسانی است که این راه روشن را انتخاب کرده و در آن گام برمیدارند.»
چگونه تشخیص دهیم
اینکه سؤال میکنید چگونه تشخیص دهیم در مسیر هدایت هستیم یا گمراهی، باید گفت که خداوند بندگانش را در ابهام رها نکرده است.
او در آیات بسیاری از قرآن کریم، ویژگیهای کسانی را که مشمول هدایت، رحمت و مغفرت او قرار میگیرند و همچنین ویژگیهای کسانی را که از هدایت محروم شده و به گمراهی میافتند، به وضوح بیان کرده است.
1- برای نمونه، در ابتدای قرآن میفرماید: «این کتاب [قرآن مجید] است که شک در آن راه ندارد، و مایه هدایت پرهیزکاران است * (پرهیزکاران) آنها هستند که به غیب (آنچه از حس و ظاهر پوشیده و پنهان است) ایمان میآورند، و نماز را بر پا میدارند و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنها روزی دادهایم انفاق میکنند» (22).
این آیات و بسیاری دیگر، نشانههای هدایتیافتگان را ایمان به غیب، برپایی نماز و انفاق از روزی الهی ذکر میکنند. بنابراین، انسان با بررسی صفات و اعمال خود و تطبیق آن با این معیارها میتواند تا حد زیادی دریابد که در کدام مسیر قرار دارد.
خداوند طالبان رشد را هدایت میکند و کسانی را که طالب انحراف و جهنم باشند، در همان راهی که انتخاب کردهاند، میبرد. اما این بدان معنا نیست که راه تشخیص مبهم باشد، بلکه خداوند با بیان این نشانهها، حجت را بر بندگانش تمام کرده است.»
2- خداوند در آیه دیگری میفرماید: «خداوند به برکت آن [رسول و کتاب]، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند به راههای سلامت هدایت میکند، و از تاریکیها - به فرمان خود - به سوی روشنائی میبرد، و آنها را به راه راست هدایت (رهبری) مینماید» (24).
این آیه به وضوح نشان میدهد که پیروی از رضایت خداوند، که از طریق رسول و کتاب او تبیین میشود، راه رسیدن به هدایت و خروج از تاریکیهای جهل و گمراهی است. کسانی که در پی خشنودی الهی باشند و بر اساس دستورات او عمل کنند، مشمول هدایت او به سوی راههای سلامت و صراط مستقیم خواهند شد. بنابراین، خواست و اراده الهی برای هدایت، در پیروی از دستورات و رضایت او آشکار میشود و این راهی روشن برای تشخیص مسیر درست است.
این آیه نیز به خوبی تأکید میکند که با پیروی از دستورات الهی و طلب رضایت او، میتوان مسیر هدایت را تشخیص داد و از گمراهی دوری جست. منتظر آیه بعدی شما هستم.
3- «همچنین خداوند در آیه دیگری میفرماید: «ما آیات روشنگری نازل کردیم و خدا هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت میکند» (25).
در این آیه نیز بر نقش آیات الهی به عنوان روشنگر راه هدایت تأکید شده است. خداوند هدایت را به سوی صراط مستقیم برای هر کسی که بخواهد، قرار داده است. این خواست الهی بیضابطه نیست، بلکه همانطور که در آیات قبلی اشاره شد، شامل حال کسانی میشود که با پیروی از رضایت او و عمل به دستوراتش، آمادگی خود را برای هدایت نشان میدهند.
نزول آیات مبینات، خود روشنترین راهنما برای تشخیص صراط مستقیم و دوری از گمراهی است.»این آیه نیز بر وضوح راه هدایت از طریق آیات الهی و مشروط بودن هدایت الهی به خواست و تلاش انسان تأکید دارد. منتظر آیه بعدی شما هستم.
4- علاوه بر این، خداوند در آیات متعددی به روشنی بیان فرموده است که چه کسانی از هدایت او محروم میگردند: «و در حقیقت خداوند، مردمان کافر را هدایت نمیکند» (26)، «و در حقیقت، خداوند مردمان ظالم را هدایت نمیکند» (27)، «و خداوند، مردمان فاسق را هدایت نمیکند» (28)، و «و خدا نیرنگ خائنان را به [نفع آنان] رهبری نمیکند» (29). این آیات به صراحت نشان میدهند که کفر، ظلم، فسق و خیانت، موانعی بر سر راه هدایت الهی هستند.
بنابراین، تشخیص مسیر هدایت چندان دشوار نیست. کسی که در راه شناخت خداوند، ایمان به او، بندگی و اطاعت از دستوراتش قدم برمیدارد، قرآن را تلاوت میکند، به نماز خود اهمیت میدهد، تقوا پیشه میکند، از گناه دوری میجوید و به آخرت توجه دارد، میتواند اطمینان یابد که به لطف الهی در مسیر هدایت قرار گرفته است.
در مقابل، کسی که به کفر و شرک روی آورده، خدا و آخرت را فراموش کرده، تنها به دنبال لذتهای دنیوی و حیوانی است و اهل طغیان، فسق و خیانت شده است، باید بداند که از مسیر حق منحرف گشته و خداوند او را به همان راهی که خود با اختیار و اراده انتخاب کرده، میبرد. این وضعیت، نتیجه انتخابهای خود اوست و خداوند حجت را بر او تمام کرده است.»
این بخش پایانی به خوبی جمعبندی میکند که با بررسی ویژگیهای مؤمنان و کافران، ظالمان و عادلان، فاسقان و متقیان، میتوان مسیر هدایت یا گمراهی را تشخیص داد و این امر، نشاندهنده وضوح راه برای بندگان است.
در تکمیل پاسخ مرتبط با شبهه چهارم:(عدم امکان تشخیص اراده الهی( آیه شریفه خداوند میفرماید: وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا
«و ما هرگز (شخص یا قومی را) مجازات نخواهیم کرد مگر آنکه پیامبری مبعوث میکنیم (تا راه را نشان دهد و وظایفشان را بیان کند)». این بخش از آیه نشان میدهد که خداوند قبل از هرگونه مؤاخذه، راه هدایت و گمراهی را از طریق پیامبران برای انسان روشن ساخته است.
بنابراین، انسان نه تنها در انتخاب مسیر مختار است، بلکه از طریق هدایتهای الهی، قادر به تشخیص راه درست نیز میباشد و ابهامی در این زمینه وجود ندارد.»
شبهه پنجم: ناسازگاری بازخواست با خواست الهی در گمراهی
طرح شبهه: اگر خداوند همانطور که در آیه آمده، هر کس را بخواهد گمراه میکند، پس چرا باید همین افراد به خاطر گمراهی خود مورد بازخواست و مجازات قرار بگیرند؟ آیا این عادلانه است که خداوند از یک سو، اراده بر گمراهی برخی داشته باشد و از سوی دیگر، آنها را به خاطر همان گمراهی مجازات کند؟این مسئله، نوعی تناقض در فعل الهی و زیر سؤال بردن عدالت او را به ذهن متبادر میسازد. به عبارت دیگر، اگر گمراهی، خواست و فعل خداست، مسئولیت آن متوجه کیست؟ آیا میتوان کسی را به خاطر فعلی که از اراده دیگری نشأت گرفته، مؤاخذه کرد؟
این شبهه به چالش کشیدن منطق بازخواست و مجازات در صورتی میپردازد که گمراهی انسانها مستقیماً به خواست الهی نسبت داده شود. این سؤال اساسی را مطرح میکند که چگونه میتوان مسئولیت و مجازات را با قضا و قدر الهی در مورد گمراهی جمع کرد.
پاسخ به شبهه پنجم: ناسازگاری بازخواست با خواست الهی در گمراهی
گمراه کردن خداوند به معنای تحمیل گمراهی از ابتدا نیست. بلکه، پس از آنکه انسان با اختیار خود راه باطل را انتخاب کرد و از توبه و بازگشت سر باز زد، خداوند او را به حال خود رها میکند.در این صورت، بازخواست و مجازات به دلیل همین انتخاب آگاهانه و لجاجت انسان صورت میگیرد، نه به خاطر اینکه خداوند از ابتدا خواسته باشد او گمراه شود.
هدایت فطری برای همه وجود داشته و این خود انسان است که با انتخاب نادرست، خود را از هدایت ویژه الهی محروم میسازد.
«با توجه به اینکه انسان در انتخاب راه هدایت یا گمراهی مختار است و خداوند تنها راه را نشان داده است، بازخواست در قیامت امری عادلانه خواهد بود.
اگر انسان با اختیار خود راه گمراهی را برگزیند، مسئول عواقب آن خواهد بود. خواست الهی بر هدایت همگان است، اما این هدایت به کسانی میرسد که آن را بخواهند و در پی آن باشند.»
آیه:
وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ یَسْتَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاءٍ کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا
ترجمه: و بگو: «حق از جانب پروردگار شماست؛ هر کس بخواهد ایمان بیاورد و هر کس بخواهد کافر شود.» ما برای ستمگران آتشی آماده کردهایم که سراپردههای آن، ایشان را فرا میگیرد؛ و اگر فریاد رسی طلبند، با آبی چون مس گداخته که چهرهها را بریان میکند، به فریادشان رسند. چه بد آشامیدنی و چه بد جایگاهی است!(30)
توضیح ارتباط با مطلب: این آیه به صراحت بیان میکند که انتخاب ایمان یا کفر بر عهده خود انسان است. پس از این انتخاب آگاهانه، خداوند نتیجه آن را که آتش برای ظالمان است، بیان میکند. این نشان میدهد که گمراهی و عذاب، نتیجه انتخاب خود انسان است، نه تحمیل ابتدایی از سوی خداوند.
روایت:روایتی از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : إذا أذنَبَ الرجُلُ خَرَجَ فی قَلبِهِ نُکتَةٌ سَوداءُ ، فإن تابَ انمَحَت ، و إن زادَ زادَت حتّى تَغلِبَ على قَلبِهِ ، فلا یُفلِحُ بَعدَها أبَدا
امام صادق علیه السلام : هرگاه کسى گناه کند نقطه اى سیاه در دلش پیدا شود، اگر توبه کرد آن نقطه پاک شود، امّا اگر بر گناهش بیفزاید آن نقطه بزرگتر شود، تا جایى که تمام دلش را فرو پوشد و از آن پس هرگز رستگار نشود.(31)
این روایت به خوبی نشان میدهد که گمراهی تدریجی و در پی انتخابهای نادرست و اصرار بر گناه توسط خود انسان رخ میدهد. خداوند در ابتدا هدایت را نشان میدهد، اما وقتی انسان با اختیار خود از آن روی گردانده و بر گناه اصرار میورزد، قلبش تدریجاً تاریک شده و در نهایت از پذیرش هدایت محروم میگردد. این "مُهر زدن" و عدم هدایت الهی، نتیجه انتخابهای خود انسان است، نه خواست ابتدایی خداوند بر گمراهی او.
این آیه و روایت به وضوح تأیید میکنند که گمراهی، نتیجه انتخاب آگاهانه و لجاجت انسان در برابر هدایت الهی است.
نتیجه:
در پایان این بررسی، روشن گردید که آیه 93 سوره نحل، نه دال بر جبر و تبعیض، بلکه بیانگر نظام حکیمانه و سنت الهی در مواجهه با انتخابهای انسان است.هدایت و گمراهی نهایی از سوی خداوند صورت میگیرد، اما این فعل الهی همواره در تعامل با اختیار، تلاش و قابلیت خود انسان معنا مییابد. خداوند راه هدایت را از طریق عقل، فطرت، پیامبران و کتب آسمانی آشکار ساخته و مسئولیت انتخاب این راه را بر عهده انسان نهاده است.
شبهاتی که در ظاهر این آیه وجود دارد، با تدبر در دیگر آیات الهی و فهم اصول اعتقادی، قابل پاسخگویی بوده و نشان میدهد که اراده الهی در هدایت و اضلال، همواره بر مبنای علم، حکمت و عدالت او استوار است.
انسان با شناخت معیارهای هدایت و دوری از موانع آن، میتواند مسیر سعادت را تشخیص داده و با اختیار خود در آن گام بردارد. بنابراین، آیه مذکور نه تنها نافی اختیار انسان نیست، بلکه تأکیدی بر اهمیت انتخاب آگاهانه در مسیر قرب الهی است.
پی نوشت ها:
1.آیه 93 سوره نحل2. سوره کهف، آیه ۲۹
3. سوره بقره، آیه ۲۵۶
4. سوره فصلت، آیه ۴۶
5. سوره انسان، آیه ۳
6. سوره زلزله، آیات ۷-۸
7. نهج البلاغه، حکمت ۷۸
8. اصول کافی، جلد ۱، صفحه ۱۶۰
9. بحار الانوار، جلد ۷۲، صفحه ۳۸
10. سوره فاطر، آیه ۱۸
۱1. سوره اسراء، آیه ۱۵
12. اشاره به آیه 257 سوره بقره
13. اشاره به آیه 272 سوره بقره
14. اشاره به آیه 56 سوره قصص
15.آیه 15 سوره اسراء
16.سوره روم، آیه ۳۰
17.اصول کافی، ج ۱، ص ۱۶۰
18.اشاره به آیات 99 و 100 سوره نحل
19.اشاره به آیه 256 سوره بقره
20. اشاره به آیه 256 سوره بقره
21.اشاره به آیه 256 سوره بقره
23. اشاره به آیات 2 و 3 سوره بقره
24.اشاره به آیه 16 سوره مائده
25.اشاره به آیه 46 سوره نور
26. اشاره به آیه 107 سوره نحل
27. اشاره به آیه 86 سوره آل عمران
28. اشاره به آیه 108 سوره مائده
29.اشاره به آیه 52 سوره یوسف
30.آیه 29 سوره کهف:
31. . الکافی : 2/271/13.
منابع:
https://www.hadithlib.com/hadithtxts/view/26016405https://www.x-shobhe.com/quran/13784.html
https://wiki.ahlolbait.comآیه 15 سوره اسراء
https://wiki.ahlolbait.comآیه 257 سوره بقره
https://wiki.ahlolbait.comآیه 29 سوره کهف
https://ahlolbait.com/content/16926
https://lib2.eshia.ir/50082/26/266
https://wiki.ahlolbait.com
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}