مقدمه:

بیان مسئله:
اخلاق اداری کارگزاران، یکی از مهم‌ترین موضوعات در مدیریت اسلامی است. امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر (نامه ۵۳ نهج‌البلاغه)، با بیانی جامع، اصول اخلاقی حاکم بر رفتار کارگزاران را تبیین کرده است.
 
 خودپسندی، منّت، خلف وعده، عجله، لجاجت، امتیازخواهی و مدیریت نادرست خشم، از جمله آفت‌های اخلاقی هستند که اعمال نیک کارگزاران را نابود کرده و محبوبیت آنان را در میان مردم از بین می‌برند. امام(ع) با تأکید بر پرهیز از این صفات زشت، الگویی کامل برای مدیران ترسیم می‌فرمایند.
 
ضرورت مسئله:
بررسی اخلاق اداری از منظر عهدنامه مالک اشتر، از چند جهت ضروری است. این عهدنامه، یکی از مهم‌ترین اسناد نهج‌البلاغه در زمینه اخلاق مدیریتی است. هشدارهای امام(ع) درباره حبط اعمال، نشان‌دهنده تأثیر عمیق اخلاق در سرنوشت اخروی انسان است.
 
آموزه‌های این عهدنامه درباره مدیریت خشم، برای مدیران امروزی بسیار کارآمد است. در عصری که اخلاق اداری دغدغه اصلی جوامع است، بازخوانی این آموزه‌ها، چراغ راهی برای اصلاح رفتارهای مدیریتی خواهد بود.
 
اهداف مقاله:
هدف کلی مقاله: تبیین اصول اخلاق اداری کارگزاران از منظر عهدنامه مالک اشتر و ارائه الگویی برای اصلاح رفتارهای مدیریتی.
در این مقاله به سوالات زیر پاسخ داده می‌شود:

سؤال اول: خودپسندی و عجب چه تأثیری بر مدیران دارد و چگونه می‌توان از آن پرهیز کرد؟
سؤال دوم: منّت و افزون‌نمایی چه پیامدهایی برای کارگزاران دارد و قرآن درباره آن چه فرموده است؟
 
سؤال سوم: خلف وعده چه عواقبی در پی دارد و آیه قرآن درباره آن چیست؟
سؤال چهارم: مدیریت زمان و تصمیم‌گیری در سیره علوی چگونه است و چگونه از عجله، سستی و لجاجت پرهیز کنیم؟
 
سؤال پنجم: عوامل حبط اعمال از منظر قرآن و روایات چیست و چگونه از نابودی حسنات جلوگیری کنیم؟
سؤال ششم: امتیازخواهی چه تأثیری بر کارآمدی مدیران دارد و چرا باید از آن پرهیز کرد؟
 
سؤال هفتم: تغافل در برابر امور روشن چه پیامدهایی دارد و چرا امام(ع) از آن نهی فرموده است؟
سؤال هشتم: مدیریت خشم و خویشتن‌داری در سیره علوی چگونه است و راهکار کنترل غضب چیست؟
 

اخلاق اداری کارگزاران در عهدنامه مالک اشتر

بخش اول: پرهیز از خودپسندی و عجب

🔹 سه نقطه ضعف اساسی در مدیریت
امام علی(ع) در این بخش از عهدنامه، به چندین مطلب مهم اشاره کرده و مالک اشتر را به آن توصیه می‌کند. نخست می‌فرماید:
 
«وَإِیَّاکَ وَالْإِعْجَابَ بِنَفْسِکَ، وَالثِّقَةَ بِمَا یُعْجِبُکَ مِنْهَا، وَحُبَّ الْإِطْرَاءِ» از خودپسندی و تکیه بر نقاط قوت خویش و علاقه به مبالغه در ستایش (ستایش‌گویان) شدیداً بپرهیز. (۱)
 
امام(ع) انگشت روی سه نقطه ضعف از نقاط ضعف آدمی، به‌خصوص زمامداران، گذارده است: اول خودپسندی، دوم اعتماد بر نقاط قوت خویش و سوم علاقه به مدح و ثنای ثناگویان. این سه صفت، از خطرناک‌ترین آفت‌های مدیریتی هستند که هر حاکم و کارگزاری باید از آنها برحذر باشد.
 
گرفتاری انسان در این گونه موارد از آنجا نشأت می‌گیرد که حب ذات و علاقه به خویشتن، سبب می‌شود نقاط قوت خود را بزرگ ببیند و بر آنها تکیه کند و دوست دارد او را بستایند، بلکه گاه نقاط ضعف خویش را نقطه قوت می‌شمارد و ثنای ثناگویان را می‌طلبد که این خطرناک‌ترین حالات انسان است.
 
🔹 خودپسندی؛ از مطمئن‌ترین فرصت‌های شیطان
امام(ع) در ادامه سخن، به بیان دلیل این نهی شدید پرداخته و می‌فرماید:«فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّیْطَانِ فِی نَفْسِهِ لِیَمْحَقَ مَا یَکُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِینَ» زیرا این صفات از مطمئن‌ترین فرصت‌های شیطان است تا کارهای نیک نیکوکاران را محو و نابود کند. (۲)
 
دلیل آن روشن است، زیرا هنگامی که انسان کارهای خود را بزرگ بیند و طالب ثناخوانی و مداحی شود، قطعاً گرفتار ریاکاری خواهد شد و می‌دانیم ریاکاری، اعمال انسان را بر باد می‌دهد، زیرا خداوند جز عمل خالص را نمی‌پذیرد.
 
تعبیر به «فِی نَفْسِهِ» در واقع اشاره به شیطان است؛ یعنی شیطان در نظر خود بهترین فرصت را برای نفوذ در انسان و نابود کردن اعمال او، همین صفات سه‌گانه می‌داند. خودپسندی، دروازه ورود شیطان به قلب انسان است و او را از مسیر حق و عدالت منحرف می‌سازد.
 
🔹 عواقب خودپسندی در مدیریت
امام علی(ع) با تأکید بر اینکه خودپسندی از مطمئن‌ترین فرصت‌های شیطان است، به مالک اشتر می‌آموزند که یک مدیر و کارگزار، هرگز نباید به نقاط قوت خود مغرور شود و خود را بی‌نقص ببیند. زیرا این نگاه، او را از دیدن واقعیت‌ها و شنیدن نقدهای سازنده باز می‌دارد.
 
خودپسندی، آفتی است که انسان را از مسیر رشد و تعالی باز می‌دارد و او را در باتلاق غرور و تکبر فرو می‌برد. کارگزاری که به خود می‌بالد و نقاط قوت خود را بزرگ می‌شمارد، هرگز نمی‌تواند به عدالت رفتار کند و حقوق مردم را به درستی رعایت نماید.
 
🔹 نقش حب ذات در خودپسندی کارگزاران
ریشه خودپسندی، حب ذات و علاقه افراطی به خویشتن است. این ویژگی، باعث می‌شود انسان نقاط ضعف خود را نبیند و آنها را به حساب نقاط قوت بگذارد. کارگزارانی که به این آفت مبتلا می‌شوند، نه تنها از پیشرفت باز می‌مانند، بلکه دیگران را نیز از مسیر رشد و تعالی باز می‌دارند.
 
حب ذات، هنگامی که از حد اعتدال خارج شود، به خودپسندی تبدیل می‌گردد و انسان را به جایی می‌رساند که نه تنها خود را کامل می‌پندارد، بلکه دیگران را نیز تحقیر می‌کند. این ویژگی، در تضاد کامل با روحیه خدمت‌گزاری و تواضع است که از صفات برجسته یک مدیر اسلامی محسوب می‌شود.
 
امام علی(ع) با نهی از خودپسندی و تأکید بر اینکه این صفت از مطمئن‌ترین فرصت‌های شیطان است، به مالک اشتر می‌آموزند که یک کارگزار باید همواره خود را در معرض نقد و ارزیابی قرار دهد و هرگز به خاطر نقاط قوت خود، دچار غرور و تکبر نشود.
 
🔹 نکته پایانی: ضرورت دوری از خودپسندی برای کارگزاران
خودپسندی، یکی از بزرگ‌ترین موانع پیشرفت و عدالت در مدیریت است. کارگزاری که به خود می‌بالد و نقاط قوت خود را بزرگ می‌شمارد، هرگز نمی‌تواند به درستی به مردم خدمت کند و حقوق آنان را رعایت نماید.
 
 از این رو، امام علی(ع) در این بخش از عهدنامه، با تأکید بر پرهیز از خودپسندی و اعتماد بر نقاط قوت، به مالک اشتر می‌آموزند که یک مدیر واقعی، باید همواره متواضع باشد و خود را در معرض نقد و ارزیابی قرار دهد.
 
امام(ع) با اشاره به اینکه این صفات، از مطمئن‌ترین فرصت‌های شیطان است، به کارگزاران هشدار می‌دهند که شیطان از طریق خودپسندی و علاقه به مدح و ثنا، به راحتی در وجود انسان نفوذ می‌کند و اعمال نیک او را نابود می‌سازد. بنابراین، پرهیز از این آفت اخلاقی، یکی از مهم‌ترین وظایف هر مدیر و کارگزاری است.
 
این درس بزرگ، همچنان برای همه حاکمان و کارگزاران امروزی الهام‌بخش و کارآمد است. در عصری که خودپسندی و تکبر، بسیاری از مدیران را از مسیر حق و عدالت دور کرده است، بازخوانی این آموزه‌های علوی، می‌تواند چراغ راهی برای اصلاح رفتارهای مدیریتی باشد.
 

بخش دوم: نکوهش خودپسندی در روایات اسلامی

🔹 سخن ابلیس به لشکریان خود درباره سه عامل هلاکت
در روایات اسلامى نیز از این صفات به شدت نهى شده است. در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که ابلیس به لشکریان خود چنین گفت:
 
«قَالَ إِبْلِیسُ لَعَنَهُ اللهُ لِجُنُودِهِ إِذَا اسْتَمْکَنْتُ مِنِ ابْنِ آدَمَ فِی ثَلاَث لَمْ أُبَالِ مَا عَمِلَ فَإِنَّهُ غَیْرُ مَقْبُول مِنْهُ إِذَا اسْتَکْثَرَ عَمَلَهُ وَنَسِیَ ذَنْبَهُ وَدَخَلَهُ الْعُجْبُ» ابلیس به لشکریان خود چنین مى‌گوید: اگر من در سه چیز بر انسان‌ها پیروز شوم، کار به اعمال آنها ندارم، زیرا اعمال آنها پذیرفته نیست. (نخست اینکه) عملش را بزرگ بشمرد و (دیگر اینکه) گناهش را فراموش کند و (سوم اینکه) عجب و خودپسندى در او نافذ گردد. (۳)
 
ابلیس در این سخن، سه عامل را برای بی‌ارزش شدن اعمال انسان معرفی می‌کند: اول، بزرگ شمردن عمل خود؛ دوم، فراموش کردن گناهان خویش؛ و سوم، نفوذ عجب و خودپسندی در وجود انسان. این سه صفت، دروازه‌های ورود شیطان به قلب انسان هستند و او را از مسیر قرب الهی دور می‌سازند.
 
خودپسندی، بزرگ‌ترین آفت اعمال انسان است، زیرا هنگامی که انسان به خود می‌بالد و اعمال خود را بزرگ می‌شمارد، از دیدن نقص‌ها و کاستی‌های خود غافل می‌شود و گناهان خود را فراموش می‌کند. این غفلت، او را به تدریج به سمت هلاکت و گمراهی سوق می‌دهد.
 
🔹 حدیث امام صادق(ع) درباره هلاکت خودپسندان
در روایات اسلامى نیز خودپسندى و عجب، شدیداً نکوهش شده است. از جمله در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود:
 
«مَنْ أُعْجِبَ بِنَفْسِهِ هَلَکَ وَمَنْ أُعْجِبَ بِرَأْیِهِ هَلَکَ»)هرکس خود را بزرگ ببیند هلاک (و گمراه) مى‌شود و آن کس که فکر و رأى خود را بزرگ ببیند هلاک و (گمراه) مى‌شود. (۴)
 
امام صادق(ع) در این حدیث، دو نوع خودپسندی را عامل هلاکت انسان معرفی می‌فرمایند: خودپسندی نسبت به شخصیت خویش و خودپسندی نسبت به رأی و اندیشه خود. کسی که به خود می‌بالد و خود را برتر از دیگران می‌بیند، از مسیر حق و عدالت دور می‌شود و کسی که رأی و اندیشه خود را بی‌نقص می‌پندارد، هرگز نمی‌تواند از خطاهای خود پرهیز کند.
 
خودپسندی در رأی، از خطرناک‌ترین آفت‌های مدیریتی است، زیرا مدیرانی که به رأی خود مغرور می‌شوند، از مشورت با دیگران خودداری می‌کنند و راه خطا و انحراف را می‌پیمایند. این ویژگی، آنان را از مسیر رشد و تعالی باز می‌دارد و سرانجام به هلاکت می‌کشاند.
 
🔹 سخن عیسی(ع) درباره درمان‌ناپذیری احمق خودپسند
در ذیل این حدیث، سخنی از عیسى بن مریم(ع) آمده است که می‌فرماید: بیماران را مداوا کردم و آنها را به اذن خدا شفا بخشیدم؛ کور مادرزاد و کسى را که گرفتار برص بود به اذن خدا سالم کردم و حتى مردگان را زنده نمودم؛ ولى هرچه در معالجه احمق کوشیدم قادر بر اصلاح او نبودم. (۵)عرض کردند: اى روح الله، احمق کیست؟

 فرمود:«الَّذِی یُعْجِبُهُ نَفْسُهُ وَ رَأْیُهُ، فَیَرَى الْفَضْلَ کُلَّهُ لَهُ، وَ الْحَقَّ کُلَّهُ لَهُ، وَ لَا یَرَى أَنَّ لَهُ حَقّاً عَلَیْهِ» آن کسى که خویشتن و رأى خود را بزرگ مى‌شمارد و تمام فضیلت را براى خود مى‌داند و تمام حق را براى خود مى‌خواهد و خود را مدیون هیچ حقى نمى‌شمارد. و او احمقى است که درمان پذیر نیست. (۶)
 
در این حدیث، عیسى بن مریم(ع) احمق واقعی را کسی معرفی می‌کند که خود و رأی خود را بزرگ می‌شمارد، تمام فضیلت را برای خود می‌داند و خود را مدیون هیچ حقی نمی‌داند. چنین انسانی، درمان‌ناپذیر است و هرگز نمی‌توان او را به مسیر حق و حقیقت هدایت کرد.
 
این ویژگی‌ها، در تضاد کامل با روحیه تواضع و فروتنی است که از صفات برجسته مؤمنان محسوب می‌شود. کسی که خود را بی‌نقص می‌پندارد و تمام فضیلت را برای خود می‌داند، از رشد و تعالی باز می‌ماند و سرانجام به هلاکت می‌رسد.
 
🔹 کلام امام علی(ع) درباره خودپسندی؛ ضد درستکاری
در حدیث دیگرى نیز از امیرمؤمنان(علیه السلام) مى خوانیم:«إِنَّ الْإِعْجَابَ ضِدُّ الصَّوَابِ وَآفَةُ الْأَلْبَابِ» خودپسندى ضد درستکارى و آفت عقل انسانى است. (۷)
 
امام علی(ع) در این کلام حکیمانه، خودپسندی را در مقابل درستکاری قرار می‌دهد و آن را آفت عقل انسان معرفی می‌کند. کسی که به خود می‌بالد، از مسیر درستکاری خارج می‌شود و عقل او نیز تحت تأثیر این آفت، از تشخیص حق و باطل باز می‌ماند.
 
این جمله، نشان‌دهنده عمق خطر خودپسندی برای انسان است. خودپسندی، نه تنها او را از درستکاری باز می‌دارد، بلکه عقل و خرد او را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و او را از تشخیص مسیر حق و حقیقت ناتوان می‌سازد. از این رو، پرهیز از خودپسندی، یکی از مهم‌ترین وظایف هر انسان خردمندی است.
 
امام علی(ع) با این کلام، به مالک اشتر و همه کارگزاران می‌آموزند که خودپسندی، بزرگ‌ترین مانع رشد و تعالی است و هر مدیر و کارگزاری که به دنبال درستکاری و عدالت است، باید از این آفت اخلاقی برحذر باشد.
 
🔹 نکته پایانی: ضرورت دوری از خودپسندی در مدیریت
مجموعه این روایات و کلمات نورانی، نشان‌دهنده عمق خطر خودپسندی برای انسان، به‌ویژه مدیران و کارگزاران است. خودپسندی، دروازه ورود شیطان به قلب انسان است و او را از مسیر حق و عدالت منحرف می‌سازد. کسی که به خود می‌بالد و رأی خود را برتر می‌داند، هرگز نمی‌تواند به درستی به مردم خدمت کند و حقوق آنان را رعایت نماید.
 
امام علی(ع) با تأکید بر اینکه خودپسندی، ضد درستکاری و آفت عقل انسان است، به مالک اشتر می‌آموزند که یک مدیر واقعی، باید همواره متواضع باشد و خود را در معرض نقد و ارزیابی قرار دهد. او باید بداند که فضیلت، تنها برای او نیست و حق، تنها از آن او نیست، بلکه همه مردم در فضیلت و حق، شریک و برابر هستند.
 
این درس بزرگ، همچنان برای همه حاکمان و کارگزاران امروزی الهام‌بخش و کارآمد است. در عصری که خودپسندی و تکبر، بسیاری از مدیران را از مسیر عدالت دور کرده است، بازخوانی این آموزه‌های علوی، می‌تواند چراغ راهی برای اصلاح رفتارهای مدیریتی باشد.
 
بخش سوم: پرهیز از منّت و خلف وعده
🔹 نهی از منّت، افزون‌نمایی و خلف وعده

امام علی(ع) در ادامه این سخن، از سه صفت نکوهیده دیگر به شدت نهی می‌کند و می‌فرماید:«وَإِیَّاکَ وَالْمَنَّ عَلَى رَعِیَّتِکَ بِإِحْسَانِکَ، أَوِ التَّزَیُّدَ فِیمَا کَانَ مِنْ فِعْلِکَ، أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ» از منّت بر رعیت به هنگام احسان، شدیداً دوری کن و (همچنین) از افزون شمردن کارهایی که انجام داده‌ای خودداری نما و نیز از اینکه به آنها وعده دهی سپس تخلف کنی برحذر باش. (۸)
 
امام(ع) در این بخش از عهدنامه، سه صفت زشت دیگر را به مالک اشتر گوشزد می‌فرمایند که هرکدام می‌تواند اعمال نیک یک کارگزار را نابود کند و محبوبیت او را در میان مردم از بین ببرد.
 
نخست منّت بر رعیت به هنگام احسان است که کارگزار نباید خدمت خود را به رخ مردم بکشد. دوم افزون‌نمایی و بزرگ‌شماری کارهای انجام‌شده است که مصداق روشن دروغ محسوب می‌شود. سوم خلف وعده و تخلف از وعده‌هایی است که به مردم داده شده است.
 
از چیزهایی که طبق صریح قرآن مجید، کمک‌های به مردم را باطل می‌کند، منّت است. خداوند متعال می‌فرماید:«لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى» ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بخشش‌های خود را با منّت و آزار، باطل نکنید. (۹)
 
🔹 دلایل نهی از این سه صفت زشت
 امام(ع) در ادامه، به ذکر دلیل برای آنچه بیان کرده پرداخته و می‌فرماید: «فَإِنَّ الْمَنَّ یُبْطِلُ الْإِحْسَانَ، وَالتَّزَیُّدَ یَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ، وَالْخُلْفَ یُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللهِ وَالنَّاسِ؛ قَالَ اللهُ تَعَالَى: ﴿کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ أَنْ تَقُولُوا ما لاَ تَفْعَلُونَ﴾» (۱۰)
 
زیرا منّت گذاردن، احسان را باطل مى‌سازد و بزرگ شمردن نعمت نور حق را مى‌برد و خلف وعده موجب خشم خدا و خلق است؛ خداوند متعال مى‌فرماید: «نزد خدا بسیار خشم آور است که چیزى را بگویید که انجام نمى‌دهید». (۱۰)
 
امام(ع) در این عبارت به سه دلیل برای هر سه دستوری که در عبارت بالا فرموده است، توسل جسته و یا به تعبیر دیگر، پیامدهای سوء هر یک از آن رذائل اخلاقی را بیان می‌کند. منّت گذاردن، یعنی خدمت خود را بزرگ شمردن و به رخ طرف کشیدن، سبب می‌شود که احسان هم در پیشگاه پروردگار و هم در نزد مردم، ناچیز یا نابود گردد.
 
«تَزَیُّد» یعنی واقعیت را بیش از آنچه هست و بر خلاف آنچه هست ارائه کردن، نور حق را می‌برد، زیرا مصداق روشن کذب است و می‌دانیم کذب نور حق را ضایع می‌کند. تخلّف از وعده‌ها، افزون بر اینکه موجب خشم و غضب مردم می‌شود، در پیشگاه خداوند نیز همین اثر را دارد و خشم الهی را به دنبال می‌آورد.
 
🔹 استناد به آیه قرآن درباره خلف وعده
امام(ع) برای تأکید بر نکوهش خلف وعده، به آیه قرآن استناد می‌فرماید:«کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ أَنْ تَقُولُوا ما لاَ تَفْعَلُونَ»نزد خدا بسیار خشم آور است که چیزى را بگویید که انجام نمى‌دهید. (۱۱)
 
این آیه، نشان‌دهنده عمق نفرت خداوند از کسانی است که سخنی می‌گویند و به آن عمل نمی‌کنند. خلف وعده، از بزرگ‌ترین گناهانی است که هم در آیات و هم در روایات اسلامی به طور گسترده از آن نهی شده است. کارگزاری که به مردم وعده می‌دهد و سپس تخلف می‌کند، نه تنها اعتماد آنان را از دست می‌دهد، بلکه خشم خداوند را نیز به همراه می‌آورد.
 
بنابراین، حاکمان و زمامداران، بلکه تمام مدیران و فرماندهان، باید از این سه کار بپرهیزند که محبوبیت آنها را سخت متزلزل می‌سازد و موقعیت آنها را در میان مردم به خطر می‌افکند. منّت، افزون‌نمایی و خلف وعده، سه آفت بزرگ در مدیریت اسلامی هستند که هر کارگزاری باید از آنها برحذر باشد.
 
🔹 جالب توجه: خودپسندی در عصر جاهلیت
جالب توجّه اینکه عرب جاهلى با تمام محرومیت‌های مختلفى که داشت، بسیار خودپسند و خودبزرگ‌بین بود. در فقر و جهل و ناتوانى و ذلت دست و پا مى‌زد، ولى خود را بزرگ‌ترین انسان روى زمین مى‌دانست و حتى هر قبیله‌اى براى خود چنین حالتى را داشت و حاضر نبودند دختران قبیله را به ازدواج پسران قبیله دیگر در آورند و حتى گاه هدایاى یکدیگر را نمى‌پذیرفتند، چون کسر شأن خود مى‌پنداشتند.
 
این حالت که پیغمبر اکرم(ص) در خطبه فتح مکه از آن به «نخوت جاهلیت» یاد کرد، بسیار آزار دهنده بود تا زمانى که اسلام آمد و قلم بطلان بر این گونه افکار شیطانى و بى‌ارزش کشید. در خطبه فتح مکه مى‌خوانیم که پیغمبر(ص) فرمود:
 
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللهَ قَدْ أَذْهَبَ عَنْکُمْ نَخْوَةَ الْجَاهِلِیَّةِ وَتَفَاخُرَهَا بِآبَائِهَا، أَلاَ إِنَّکُمْ مِنْ آدَمَ وَآدَمُ مِنْ طِینٍ» خداوند (در پرتو اسلام) کبر و خودپسندى جاهلیت و افتخار به پدران را از شما دور ساخت. همه مردم از آدمند (و همه برادر یکدیگر) و آدم از خاک است. (۱۲)
 
🔹 نکته پایانی: عبرت از آموزه‌های علوی برای مدیران امروزی
نامه امام علی(ع) به مالک اشتر، با تأکید بر پرهیز از خودپسندی، منّت، افزون‌نمایی و خلف وعده، الگویی جامع برای اخلاق اداری کارگزاران ارائه می‌دهد. این آموزه‌ها، نه تنها برای حاکمان و زمامداران، بلکه برای تمام مدیران و مسئولان در هر سطحی، کارآمد و الهام‌بخش است.
 
مدیر امروزی باید از خودپسندی بپرهیزد و بداند که فضیلت و حق، تنها برای او نیست. او باید از منّت گذاشتن بر مردم خودداری کند و خدمت خود را به رخ آنان نکشد. همچنین باید از افزون‌نمایی و بزرگ‌شماری کارهای خود بپرهیزد و به وعده‌هایی که به مردم می‌دهد، پایبند باشد.
 
این درس‌های بزرگ، همچنان برای همه حاکمان و کارگزاران امروزی الهام‌بخش و کارآمد است. در عصری که اخلاق اداری و مدیریتی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جوامع بشری است، بازخوانی این آموزه‌های علوی، می‌تواند چراغ راهی برای اصلاح رفتارهای مدیریتی و اداری باشد.
 

بخش چهارم: مدیریت زمان و تصمیم‌گیری؛ پرهیز از عجله، سستی و لجاجت

🔹 حدیث درباره دروغ و از بین رفتن نور انسان
در حدیث نیز آمده است:«مَنْ کَثُرَ کَذِبُهُ ذَهَبَ بَهَاؤُهُ» کسى که زیاد دروغ بگوید نورانیّت و زیبایى او از بین مى‌رود. (۱۳)
این حدیث، نشان‌دهنده عمق اثر دروغ در روح و شخصیت انسان است. دروغ، نه تنها اعتماد مردم را از بین می‌برد، بلکه نورانیت و زیبایی درونی انسان را نیز نابود می‌سازد. از این رو، پرهیز از دروغ، یکی از مهم‌ترین وظایف هر انسان، به‌ویژه کارگزاران و مدیران است.
 
🔹 پرهیز از عجله در کارها و سستی در زمان عمل
سپس امام(ع) در ادامه این سخن، از افراط و تفریط در کارها شدیداً برحذر می‌دارد و روی دو موضوع مخصوصاً انگشت می‌گذارد. نخست می‌فرماید:
 
«وَإِیَّاکَ وَالْعَجَلَةَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا، أَوِ التَّسَقُّطَ فِیهَا عِنْدَ إِمْکَانِهَا» از عجله در کارهایى که وقتش نرسیده است جداً بپرهیز و از کوتاهى در آن کارها که امکانات عمل آن فراهم شده خوددارى کن. (۱۴)
 
هر کاری وقتی دارد و هر برنامه‌ای شرایطی. آن‌گاه که وقت و شرایط فراهم نباشد، شتاب کردن سبب ناکامی است و نیز با فراهم آمدن شرایط باید به سرعت کار را انجام داد، چرا که در صورت کوتاهی کردن، فرصت از دست می‌رود و سبب پشیمانی است. عجله در سوی افراط قرار گرفته و سستی در کار به هنگام فرا رسیدن وقت عمل در مسیر تفریط است.
 
مدیر موفق، کسی است که زمان را بشناسد و هر کاری را در جایگاه و زمان مناسب خود انجام دهد. او نه عجله می‌کند و نه سستی می‌ورزد، بلکه با برنامه‌ریزی دقیق، کارها را در زمان مناسب خود به انجام می‌رساند.
 
🔹 پرهیز از لجاجت در امور مبهم و سستی در امور روشن
امام(ع) در مورد موضوع دوم می‌فرماید:«أَوِ اللَّجَاجَةَ فِیهَا إِذَا تَنَکَّرَتْ، أَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا إِذَا اسْتَوْضَحَتْ» از لجاجت در امورى که مبهم و مجهول است بپرهیز و (نیز) از سستى در انجام آن به هنگامى که روشن شود برحذر باش. (۱۵)
 
انسان هنگامى باید به سراغ انجام برنامه‌ای برود که تمام جوانب آن روشن باشد، ولى افراد لجوج بر خلاف ابهام‌ها و ناآشنایی‌ها به حقیقت امور، با لجاجت به سراغ آن می‌روند و چون راه ورود و خروج بر آنها تاریک است، غالباً گرفتار خطا و ناکامی می‌شوند.
 
این در طرف افراط است و در مقابل، یعنی در طرف تفریط این است که انسان پس از وضوح مطلب، گرفتار وسواس شود و در انجام امر کوتاهی کند تا فرصت از دست برود.
 
لجاجت در امور مبهم، یکی از آفت‌های بزرگ مدیریت است. مدیر باید قبل از تصمیم‌گیری، تمام جوانب کار را بررسی کند و از ابهامات بپرهیزد. اما پس از روشن شدن موضوع، نباید دچار سستی و وسواس شود، بلکه باید با قاطعیت و سرعت، کار را به انجام برساند.
 
🔹 تعادل در مدیریت؛ پرهیز از افراط و تفریط
امام علی(ع) با این دو توصیه، به مالک اشتر می‌آموزند که در مدیریت، همواره باید تعادل را رعایت کرد. عجله در کارهای نرسیده، افراط است و سستی در کارهای ممکن، تفریط. لجاجت در امور مبهم، افراط است و سستی در امور روشن، تفریط. مدیر موفق، کسی است که از هر دو سوی افراط و تفریط پرهیز کند و راه میانه را در پیش گیرد.
 
این توصیه‌های امام(ع)، نشان‌دهنده نگاه دقیق و عمیق ایشان به مدیریت زمان و تصمیم‌گیری است. یک مدیر، باید زمان را بشناسد، شرایط را بسنجد و در زمان مناسب، تصمیم درست را بگیرد. او نباید با عجله، کاری را آغاز کند که زمانش نرسیده است و نباید با سستی، فرصت را از دست بدهد.
 
🔹 نکته پایانی: مدیریت زمان در سیره علوی
مدیریت زمان و تصمیم‌گیری، یکی از مهم‌ترین مهارت‌های مدیریتی است که امام علی(ع) در این بخش از عهدنامه به آن پرداخته است. ایشان با تأکید بر پرهیز از عجله، سستی، لجاجت و وسواس، الگویی کامل برای مدیران ترسیم می‌فرمایند که می‌تواند در همه زمان‌ها و مکان‌ها کارآمد باشد.
 
مدیر امروزی باید از این آموزه‌های علوی بهره گیرد و در مدیریت خود، تعادل را رعایت کند. او نباید در کارهایی که زمانش نرسیده، عجله کند و نباید در کارهایی که زمانش رسیده، سستی ورزد. همچنین نباید در امور مبهم، لجاجت کند و نباید در امور روشن، دچار وسواس و سستی شود.
 
این درس بزرگ، همچنان برای همه حاکمان و کارگزاران امروزی الهام‌بخش و کارآمد است. در عصری که مدیریت زمان و تصمیم‌گیری، از مهم‌ترین چالش‌های مدیریتی است، بازخوانی این آموزه‌های علوی، می‌تواند چراغ راهی برای مدیران باشد.
 

بخش پنجم: انجام هر کاری در جایگاه و زمان مناسب خود

🔹 دستور کلی؛ هر امری را در جای خود قرار ده
امام علی(ع) در پایان این بخش از عهدنامه، دستوری کلی که شامل همه اینها و غیر اینهاست و در مدیریت بسیار کارساز است، بیان کرده و می‌فرماید:«فَضَعْ کُلَّ أَمْرٍ مَوْضِعَهُ، وَأَوْقِعْ کُلَّ أَمْرٍ مَوْقِعَهُ» (آرى) هر امرى را در جاى خویش و هر کارى را به موقع خود انجام ده. (۱۶)
 
این جمله، یکی از جامع‌ترین و مهم‌ترین دستورات مدیریتی در نهج‌البلاغه است که تمام اصول مدیریت را در خود خلاصه کرده است. امام(ع) با این عبارت، به مالک اشتر می‌آموزند که یک مدیر موفق، باید هر کاری را در زمان و مکان مناسب خود انجام دهد و هیچ‌گونه افراط و تفریطی در کارهایش راه ندهد.
 
این همان چیزى است که در تعریف عدالت بیان می‌شود و به گفته خود امام(ع) در نهج‌البلاغه:«الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا» عدالت، هر چیزى را در جایگاه خودش قرار می‌دهد. (۱۷)
 
در حقیقت، امام(ع) با این عبارت، عدالت را به عنوان یک اصل کلی در مدیریت معرفی می‌فرمایند که شامل تمام ابعاد مدیریتی می‌شود. عدالت، یعنی هر چیزی در جای خود قرار گیرد و هر حقی به صاحبش برسد.
 
🔹 ارتباط با علم اخلاق؛ پرهیز از افراط و تفریط
علماى اخلاق نیز تمام صفات رذیله را خروج از حد اعتدال و از مصادیق افراط یا تفریط شمرده‌اند که با آنچه امام(ع) در کلمات پیشین فرموده، کاملاً مطابقت دارد. عجله، نماد افراط است و سستی، نماد تفریط. لجاجت، نماد افراط است و وسواس، نماد تفریط. عدالت، یعنی قرار گرفتن در حد وسط و پرهیز از هر دو سوی افراط و تفریط.
 
در خطبه پنجم نهج‌البلاغه، امام(ع) نیز فرموده است:«وَمُجْتَنِی الثَّمَرَةِ لِغَیْرِ وَقْتِ إِینَاعِهَا کَالزَّارِعِ بِغَیْرِ أَرْضِهِ» آنان که میوه را پیش از رسیدن بچینند، به کسى مى‌مانند که بذر را در زمین نامناسبى پاشیده (هیچ کدام بهره‌ای از تلاش خود نمى‌گیرند). (۱۸)
 
امام(ع) این سخن را زمانی بیان فرمود که مردم پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و بیعت گروهی با ابوبکر، خدمت آن حضرت آمدند و تقاضا کردند با امام به عنوان خلافت بیعت کنند. این جمله، نشان‌دهنده اهمیت زمان‌شناسی و مکان‌شناسی در مدیریت است.
 
🔹 استناد به قرآن در نکوهش عجله و لجاجت
در آیات قرآن مجید نیز از عجله و لجاجت نهى شده است. در یک جا خداوند متعال می‌فرماید:«خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیکُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ».(گرچه) انسان از عجله آفریده شده، به زودى آیاتم را به شما نشان خواهم داد ولى با عجله چیزى از من نخواهید. (۱۹)
 
این آیه، نشان می‌دهد که عجله، ریشه در طبیعت انسان دارد و خداوند انسان را از عجله کردن برحذر داشته است. عجله، نه تنها در امور دنیوی، بلکه در مسائل دینی نیز مذموم است و انسان باید از آن پرهیز کند.
 
همچنین در جاى دیگرى از قرآن مجید در مذمت گروهى از کفار می‌فرماید:«وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَکَشَفْنَا مَا بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ» .اگر به آنان رحم کنیم و ناراحتى‌ها (و مشکلات) آنان را برطرف سازیم، (نه تنها بیدار نمى‌شوند بلکه) در طغیانشان لجاجت مى‌ورزند و سرگردان مى‌مانند. (۲۰)
 
این آیه، لجاجت را به عنوان یکی از صفات کافران و طغیانگران معرفی می‌کند و نشان می‌دهد که لجاجت، مانع بزرگ هدایت و رشد انسان است.
 
🔹 نکته پایانی: عدالت، محور مدیریت علوی
امام علی(ع) در این بخش از عهدنامه، با تأکید بر انجام هر کاری در جایگاه و زمان مناسب خود، عدالت را به عنوان محور مدیریت معرفی می‌فرمایند. عدالت، یعنی هر چیزی در جای خود قرار گیرد و هر حقی به صاحبش برسد. یک مدیر عادل، کسی است که زمان را بشناسد، شرایط را بسنجد و هر کاری را در زمان و مکان مناسب خود انجام دهد.
 
این درس بزرگ، همچنان برای همه حاکمان و کارگزاران امروزی الهام‌بخش و کارآمد است. در عصری که مدیریت و عدالت، دو مقوله جدایی‌ناپذیر هستند، بازخوانی این آموزه‌های علوی، می‌تواند چراغ راهی برای مدیران باشد تا با پرهیز از عجله، سستی، لجاجت و وسواس، هر کاری را در جایگاه و زمان مناسب خود انجام دهند.
 
مدیر امروزی باید بداند که موفقیت در مدیریت، در گرو رعایت تعادل و پرهیز از افراط و تفریط است. او باید با الگوگیری از امام علی(ع)، هر امری را در جای خود قرار دهد و هر کاری را به موقع خود انجام دهد تا بتواند به عدالت رفتار کند و حقوق مردم را به درستی رعایت نماید.
 
بخش ششم: چگونگی حبط اعمال و تأثیر گناهان بر اعمال نیک
🔹 معنای حبط در لغت و اصطلاح
حبط به معناى بى‌اثر شدن و باطل گشتن است و به همین دلیل در بعضى از آیات قرآن «باطل» بر آن عطف شده است. در آیه ۱۶ سوره هود مى‌خوانیم:«أُولئِکَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ ما صَنَعُوا فِیهَا وَباطِلٌ مَّا کانُوا یَعْمَلُونَ» آنان کسانى هستند که در آخرت جز آتش براى آنها نیست و آنچه در آن (دوران حیات) انجام داده‌اند، نابود و باطل مى‌شود. (۲۱)
 
در اصطلاح علماى کلام و عقاید، حبط به این معناست که اعمال نیکِ انسان بواسطه گناهانى که انجام مى‌دهد، از میان برود و بی‌اثر شود. این مفهوم، یکی از مباحث مهم و چالش‌برانگیز در علم کلام است که همواره مورد بحث و بررسی علما بوده است.
 
جمعى از بزرگان این علم، حبط و احباط را باطل شمرده و آن را مخالف دلیل عقل و نقل دانسته‌اند. آنان معتقدند که خداوند عادل است و نمی‌تواند اعمال نیک انسان را به خاطر گناهانش نابود کند، زیرا این کار با عدالت الهی سازگاری ندارد.
 
🔹 دلیل عقلی مخالفان حبط
دلیل عقلى مخالفان حبط این است که احباط اعمال موجب ظلم است، زیرا نتیجه آن این است که اگر کسى ثواب کمترى انجام دهد و گناه بیشترى داشته باشد و گناهان او تمام اعمال نیک را از بین ببرد، همانند کسى خواهد بود که اصلاً کار نیکى نکرده است و این ستمى در حق اوست.
 
از دلیل نقلى، آیه شریفه سوره زلزال را عنوان کرده‌اند که مى‌فرماید:«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» پس هر کس هموزن ذرّه‌اى کار خیر انجام دهد، آن را مى‌بیند و هر کس ذرّه‌اى کار بد کرده، آن را (نیز) مى‌بیند. (۲۲)
 
این آیه، نشان می‌دهد که هر عمل نیکی، هرچند کوچک، پاداش خود را دارد و هر عمل بدی، هرچند کوچک، کیفر خود را خواهد دید. بنابراین، نمی‌توان گفت که گناهان، تمام اعمال نیک انسان را نابود می‌کنند.
 
البته مخالفان حبط، یک مورد را استثنا کرده‌اند و آن جایى است که انسان در آخر عمر بى‌ایمان از دنیا برود که اعمال او در این صورت حبط خواهد شد. قرآن مجید نیز در آیات زیادى سخن از حبط اعمال به میان آورده، ولى غالباً در مورد کافران است که در آن اتفاق نظر وجود دارد.
 
🔹 پاسخ به مخالفان؛ نزاع لفظی یا واقعی؟
در جواب مى‌توان گفت که ممکن است این نزاع به نزاعى لفظى باز گردد، زیرا آنچه صحیح نیست این است که به نحو یک قاعده‌اى کلى بگوییم: همیشه حسنات و سیئات با هم سنجیده مى‌شوند و آن سو که غلبه دارد، دیگرى را از بین مى‌برد و به اصطلاح کسر و انکسار حاصل مى‌شود.
 
ولى به صورت قضیه جزئیه، نه تنها اشکالى ندارد، بلکه دلایل فراوانى براى آن مى‌توان ارائه کرد. یعنى همان گونه که در ارتباط با محو شدن سیئات به وسیله حسنات، قرآن مجید مى‌فرماید:«إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ» قطعاً نیکى‌ها بدى‌ها را از میان مى‌برند. (۲۳)
 
و یا مسأله شفاعت و عفو الهى سبب نابودى گناهان مى‌شود و اشکالى لازم نمى‌آید، همچنین در مورد محو شدن حسنات بر اثر گناهان نیز این معنا ممکن است. یعنی همان‌گونه که گناهان با توبه و حسنات از بین می‌روند، گاهی اعمال نیک نیز به خاطر گناهان بزرگ، بی‌اثر می‌شوند.
 
🔹 نکته پایانی: تأثیر خودپسندی و منّت در حبط اعمال
با توجه به مباحث پیشین در عهدنامه مالک اشتر، می‌توان گفت که خودپسندی، منّت، افزون‌نمایی و خلف وعده، از جمله گناهانی هستند که می‌توانند اعمال نیک انسان را نابود کنند. امام علی(ع) با تأکید بر پرهیز از این صفات زشت، به مالک اشتر می‌آموزند که یک کارگزار، باید مراقب باشد که اعمال نیکش به خاطر این آفت‌های اخلاقی، بی‌اثر و نابود نشود.
 
خودپسندی، انسان را از مسیر حق و عدالت دور می‌کند و منّت، احسان را باطل می‌سازد. افزون‌نمایی، نور حق را می‌برد و خلف وعده، خشم خدا و خلق را به دنبال می‌آورد. این صفات، نه تنها در دنیا اعتبار انسان را از بین می‌برند، بلکه در آخرت نیز می‌توانند باعث حبط اعمال او شوند.
 
این درس بزرگ، همچنان برای همه حاکمان و کارگزاران امروزی الهام‌بخش و کارآمد است. آنان باید با پرهیز از این آفت‌های اخلاقی، اعمال نیک خود را از حبط و نابودی حفظ کنند و با تواضع، صداقت و وفای به وعده، محبوبیت خود را در میان مردم و پیشگاه خداوند افزایش دهند.
 

بخش هفتم: عوامل حبط اعمال در قرآن و روایات

🔹 باطل شدن صدقات با منّت و آزار
قرآن مجید درباره از بین رفتن ثواب صدقات به وسیله منّت و آزار بعدى با صراحت مى‌فرماید:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى» اى کسانى که ایمان آورده‌اید! صدقات خود را با منت گذاردن و آزار باطل نسازید. (۲۴)
 
این آیه، به روشنی نشان می‌دهد که منّت و آزار، دو عامل مهم در باطل شدن صدقات و اعمال نیک هستند. کسى که به دیگرى احسان مى‌کند، اگر پس از آن، منت بگذارد و یا با رفتار ناپسند خود، طرف را آزار دهد، ثواب عمل خود را از بین برده است. این هشدار قرآنى، تأکیدى است بر آنچه امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر فرموده است.
 
منّت، نه تنها در نزد مردم، بلکه در پیشگاه خداوند نیز باعث باطل شدن احسان مى‌شود. کسى که خدمتى انجام مى‌دهد و سپس آن را به رخ دیگران مى‌کشد، در حقیقت ارزش آن خدمت را از بین برده و محبت خود را به دشمنى تبدیل کرده است.
 
🔹 نهی از بلند کردن صدا بر پیامبر(ص) و حبط اعمال
در سوره حجرات نیز خداوند متعال مى‌فرماید:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ» ,
 
اى کسانى که ایمان آورده‌اید! صداى خود را از صداى پیامبر بالاتر نبرید و در برابر او بلند سخن مگویید (و او را بلند صدا نزنید) آن گونه که بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى‌کنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى که نمى‌دانید. (۲۵)
 
این آیه، هشدارى جدى به مؤمنان است که مبادا با بی‌احترامى به پیامبر(ص)، اعمال خود را حبط و نابود کنند. بلند کردن صدا بر پیامبر(ص)، نه تنها نشانه بی‌ادبی است، بلکه می‌تواند باعث نابودی تمام اعمال نیک انسان شود، در حالى که خود او متوجه این خطر بزرگ نیست.
 
این آیه، نشان می‌دهد که حبط اعمال، اختصاص به کافران ندارد، بلکه مؤمنان نیز در صورت ارتکاب گناهان بزرگ، ممکن است اعمال نیک خود را از بین ببرند. از این رو، هر مؤمنى باید همواره مراقب گفتار و رفتار خود باشد تا مبادا اعمال نیکش به خاطر گناهى، نابود شود.
 
🔹 عجب و خودبزرگ‌بینی؛ آتشی که حسنات را می‌سوزاند
درباره عُجب و خودبزرگ‌بینى بعد از عمل نیز در روایات آمده است:«الْعُجْبُ یَأْکُلُ الْحَسَنَاتِ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ» عجب حسنات انسان را از بین مى‌برد همان گونه که آتش هیزم را. (۲۶)
 
این روایت، تصویری روشن از تأثیر مخرب عجب بر اعمال نیک ارائه می‌دهد. همان‌گونه که آتش، هیزم را یکجا می‌سوزاند و نابود می‌کند، عجب و خودپسندی نیز تمام حسنات انسان را نابود می‌سازد. از این رو، امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، با شدت تمام از خودپسندی و تکیه بر نقاط قوت، نهی می‌فرماید.
 
عجب، یکی از خطرناک‌ترین آفت‌های اخلاقی است که پس از انجام عمل نیک، انسان را تهدید می‌کند. کسی که به عمل خود می‌بالد و خود را برتر از دیگران می‌بیند، در حقیقت ارزش آن عمل را از بین برده و آن را در معرض حبط و نابودی قرار داده است.
 
🔹 حسد؛ آتشی که حسنات را می‌سوزاند
در مورد حسد نیز شبیه همین تعبیر آمده است. در حدیثى از پیغمبر اکرم(ص) مى‌خوانیم:«إِیَّاکُمْ وَالْحَسَدَ فَإِنَّ الْحَسَدَ یَأْکُلُ الْحَسَنَاتِ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ» از حسد بپرهیزید، زیرا حسد، حسنات را مى‌خورد همان گونه که آتش، هیزم را مى‌خورد. (۲۷)
 
حسد، یکی از رذایل اخلاقی است که نه تنها به دیگران آسیب می‌زند، بلکه خود شخص حسود را نیز نابود می‌کند. حسد، مانند آتش، تمام حسنات و اعمال نیک انسان را می‌سوزاند و او را از پاداش الهی محروم می‌سازد. از این رو، پرهیز از حسد، یکی از مهم‌ترین توصیه‌های اخلاقی در اسلام است.
 
🔹 جسارت در گناه؛ عامل دیگر حبط اعمال
از بعضى از روایات نیز استفاده مى‌شود که جسور بودن و بى‌باکى در برابر گناه نیز از عوامل حبط اعمال است. (۲۸)
بنابراین آنچه در کلام امام(ع) در این فراز از عهدنامه آمده است که علاقه به ثناگویى و تملق، فرصتى براى شیطان است تا نیکى نیکوکاران را محو و نابود سازد، مطلبى است حساب شده و موافق با عقل و نقل و آیات و روایات. در ادامه این سخن نیز امام(ع) در مورد منّت مى‌فرماید: از منت بپرهیز که احسان را باطل مى‌سازد.
 
مجموعه این آیات و روایات، نشان می‌دهد که حبط اعمال، یک واقعیت قرآنی و روایی است و عوامل متعددی مانند عجب، منّت، حسد، جسارت در گناه و بی‌احترامی به پیامبر(ص) می‌توانند باعث نابودی اعمال نیک انسان شوند.
 
🔹 نکته پایانی: پرهیز از عوامل حبط اعمال در سیره علوی
امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، با تأکید بر پرهیز از خودپسندی، منّت، افزون‌نمایی و خلف وعده، در حقیقت به کارگزاران خود می‌آموزند که چگونه از عوامل حبط اعمال دوری کنند. ایشان با استناد به آیات قرآن و روایات نبوی، نشان می‌دهند که این آفت‌های اخلاقی، نه تنها در دنیا اعتبار انسان را از بین می‌برند، بلکه در آخرت نیز می‌توانند باعث نابودی پاداش اعمال نیک او شوند.
 
مدیر امروزی باید از این آموزه‌های علوی بهره گیرد و با پرهیز از عجب، منّت، حسد و جسارت در گناه، اعمال نیک خود را از حبط و نابودی حفظ کند. او باید با تواضع، صداقت و وفای به وعده، محبوبیت خود را در میان مردم و پیشگاه خداوند افزایش دهد و از هرگونه رفتاری که می‌تواند اعمال او را نابود کند، برحذر باشد.
 
این درس بزرگ، همچنان برای همه حاکمان و کارگزاران امروزی الهام‌بخش و کارآمد است. در عصری که اخلاق اداری و مدیریتی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جوامع بشری است، بازخوانی این آموزه‌های علوی، می‌تواند چراغ راهی برای اصلاح رفتارهای مدیریتی و اداری باشد.
 
🔹 نکته پایانی: پرهیز از عوامل حبط اعمال در سیره علوی
امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، با تأکید بر پرهیز از خودپسندی، منّت، افزون‌نمایی و خلف وعده، در حقیقت به کارگزاران خود می‌آموزند که چگونه از عوامل حبط اعمال دوری کنند. ایشان با استناد به آیات قرآن و روایات نبوی، نشان می‌دهند که این آفت‌های اخلاقی، نه تنها در دنیا اعتبار انسان را از بین می‌برند، بلکه در آخرت نیز می‌توانند باعث نابودی پاداش اعمال نیک او شوند.
 
مدیر امروزی باید از این آموزه‌های علوی بهره گیرد و با پرهیز از عجب، منّت، حسد و جسارت در گناه، اعمال نیک خود را از حبط و نابودی حفظ کند. او باید با تواضع، صداقت و وفای به وعده، محبوبیت خود را در میان مردم و پیشگاه خداوند افزایش دهد و از هرگونه رفتاری که می‌تواند اعمال او را نابود کند، برحذر باشد.
 
این درس بزرگ، همچنان برای همه حاکمان و کارگزاران امروزی الهام‌بخش و کارآمد است. در عصری که اخلاق اداری و مدیریتی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جوامع بشری است، بازخوانی این آموزه‌های علوی، می‌تواند چراغ راهی برای اصلاح رفتارهای مدیریتی و اداری باشد.
 

بخش هشتم: پرهیز از امتیازخواهی، تغافل و تصمیم‌گیری در خشم

🔹 پرهیز از امتیازخواهی در امور عمومی
امام(ع) در ادامه به سه موضوع مهم دیگر اشاره کرده و مالک اشتر را از آنها برحذر می‌دارد. نخست می‌فرماید:«وَإِیَّاکَ وَالِاسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِیهِ أُسْوَةٌ» (۲۹)
 
از امتیاز خواهى براى خود در آنچه مردم در آن مساوى اند جدّاً بپرهیز. امتیاز خواهى حاکمان و حواشى و اطرافیان و حامیان آنها، یکى از آفات مهم حکومت‌هاست که در امورى که همه مردم باید در آن یکسان باشند، آنها بیش از حق خود سهم خواهى مى‌کنند.
 
چیزى که افکار عمومى را بر ضد آنها مى‌شوراند. این همان چیزى است که در زمان ما به عنوان رانت‌خوارى (امتیاز ویژه طلبیدن) مشهور شده است و متأسّفانه در تمام دنیا وجود دارد و عامل مهمى براى جدایى ملت‌ها از دولت‌هاست.
 
امام مالک اشتر را از این کار به شدت برحذر مى‌دارد، زیرا مردم سخت در این موضوع حساسیت دارند. حتى اگر به عنوان نمونه، در زمان ما اتومبیل یکى از رؤسا از خیابانى که گذشتن از آن براى دیگران ممنوع است بگذرد، مردم در برابر آن عکس‌العمل نشان مى‌دهند. این حساسیت، نشان‌دهنده عمق نفرت عمومی از امتیازخواهی و رانت است.
 
🔹 پرهیز از تغافل در برابر امور روشن
در دومین توصیه، امام(ع) مى‌فرماید:«وَالتَّغَابِیَ عَمَّا تُعْنَى بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُیُونِ، فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْکَ لِغَیْرِکَ، وَعَمَّا قَلِیلٍ تَنْکَشِفُ عَنْکَ أَغْطِیَةُ الْأُمُورِ، وَیُنْتَصَفُ مِنْکَ لِلْمَظْلُومِ»
 
و از غفلت در انجام آنچه مربوط به توست و در برابر چشمان مردم واضح و روشن است برحذر باش، چرا که به هر حال در برابر مردم نسبت به آن مسئولى و به زودى پرده از کارهایت کنار مى‌رود و انتقام مظلوم از تو گرفته مى‌شود. (30)
 
اشاره به اینکه بسیار مى‌شود که نزدیکان و حامیان زمامدار، کارهاى خلافى انجام مى‌دهند و حق مظلومى را پایمال مى‌سازند و حاکمان جور معمولاً آن را نادیده گرفته و از کنار آن به سادگى مى‌گذرند.
 
 امام مالک اشتر را از این کار به شدت برحذر مى‌دارد، زیرا هم عواقب شومى در دنیا دارد که همان بدبینى مردم و جدایى آنها از حکومت است و هم در آخرت، زمانى که پرده‌ها کنار رود و اعمال آشکار شود و خداوندِ عالم به اسرار، حق مظلوم را از ظالم بگیرد.
 
متأسّفانه در عصر بعضى از خلفا (مانند خلیفه سوم) امورى رخ داد که درست در نقطه مقابل این دستورات است. از جمله اینکه بخش‌هایى از اطراف مدینه را به صورت خالصه در اختیار شخص خودش گرفته بود.
 
 یکى از مهاجران گفت: اى عثمان آیا این کار را که کرده‌اى، خداوند به تو اجازه داده یا بر خدا افترا مى‌بندى؟ (آللهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَى اللهِ تَفْتَرُونَ) آیا خدا به شما اجازه داده یا بر خدا دروغ می‌بندید؟ (۳۱)
 
🔹 انحرافات دوران خلیفه سوم
نیز همان مورخ در همان کتاب آورده است که «جمعى از صحابه نامه‌اى نوشتند و بخشى از بدعت‌هاى عثمان را یادآور شدند... از جمله اختصاص دادنِ مقامات حکومت اسلامى به خویشاوندانش از بنى‌امیّه و افرادى که هرگز محضر رسول خدا را درک نکرده بودند و جوانان بى‌تجربه‌اى محسوب مى‌شدند، در حالى که از وجود مهاجران و انصار براى آن مقامات استفاده نمى‌کرد.
 
و حتى با آنها به مشورت نمى‌نشست و تنها به رأى خود قناعت مى‌کرد و نیز داستان ولید بن عقبه که از طرف عثمان فرماندار کوفه بود و نماز صبح را در حال مستى، چهار رکعت براى مردم خواند سپس گفت: اگر بخواهید یک رکعت دیگر نیز اضافه مى‌کنم و اجازه نداد حد (شرب خمر) را بر او اجرا کنند. این است معناى بى‌اعتنایى به احکام اسلام و بى‌تفاوت از کنار امور گذشتن که براى همه واضح و آشکار است.
 
🔹 خویشتن‌داری در هنگام خشم
آن‌گاه امام(ع) سومین دستور را بیان مى‌دارد و مالک اشتر را به شدت از هرگونه قضاوت و حرکت به هنگام غضب نهى مى‌کند. مى‌فرماید:«امْلِکْ حَمِیَّةَ أَنْفِکَ وَسَوْرَةَ حَدِّکَ، وَسَطْوَةَ یَدِکَ وَغَرْبَ لِسَانِکَ، وَاحْتَرِسْ مِنْ کُلِّ ذَلِکَ بِکَفِّ الْبَادِرَةِ، وَتَأْخِیرِ السَّطْوَةِ حَتَّى یَسْکُنَ غَضَبُکَ فَتَمْلِکَ الْاخْتِیَارَ» :
 
به هنگام خشم، خویشتن‌دار باش و از تندى و تیزى خود، و قدرت دست، و خشونت زبانت بکاه و براى پرهیز از این امور از انجام کارهاى شتاب‌زده و سخنان ناسنجیده و اقدام به مجازات، برحذر باش تا خشم تو فرو نشیند و مالک خویشتن گردى. (۳2)
 
به هنگام عصبانیت، انسان گاه باد در دماغ مى‌افکند و نسبت به کارهاى انجام شده اظهار تنفر مى‌کند و گاه تندى و تیزى نشان مى‌دهد و گاه دست به مجازات دراز مى‌کند و گاه به دشنام و بدگویى مى‌پردازد.
 
امام(ع) مالک اشتر را از این پدیده‌هاى چهارگانه غضب برحذر داشته و راه جلوگیرى از آن را این شمرده است که به هنگام غضب هیچ سخنى نگوید و هیچ اقدامى نکند تا آتش غضب فرو نشیند و به حال عادى باز گردد و زمام اراده خود را که در موقع غضب از دست داده بود در اختیار بگیرد.
 
🔹 راهکار کنترل خشم؛ یاد معاد
سپس در ادامه سخن به این حقیقت اشاره کرده مى‌فرماید:«وَلَنْ تَحْکُمَ ذَلِکَ مِنْ نَفْسِکَ حَتَّى تُکْثِرَ هُمُومَکَ بِذِکْرِ الْمَعَادِ إِلَى رَبِّکَ»هرگز در این زمینه حاکم بر خود نخواهى شد مگر اینکه بسیار به یاد قیامت و بازگشت به سوى پروردگارت باشى. (۳3)
 
یاد معاد و بازگشت به سوى خدا، بهترین راهکار برای کنترل خشم و غضب است. کسی که به یاد روز قیامت باشد و بداند که همه اعمال او در آن روز مورد حساب قرار خواهد گرفت، هرگز نمی‌گذارد خشم و غضب بر او غلبه کند و او را به تصمیمات نادرست وادار سازد.
 
آنچه امام(ع) در این بخش از سخنانش فرموده، امورى سرنوشت‌ساز است که نه تنها در مسأله حکومت، که در تمام مدیریت‌ها و در سراسر زندگى انسان پیش مى‌آید. به سراغ امتیازات ویژه رفتن، از خلاف‌کارى‌هاى نزدیکان و اطرافیان چشم پوشیدن و به هنگام خشم و غضب حکمى صادر کردن، بلاهاى عظیمى است که مى‌تواند حکومت‌ها را متزلزل سازد و شخصیت انسان‌ها را زیر سؤال ببرد و آبروى انسان را در دنیا و آخرت بریزد.
 
🔹 نکته پایانی: عبرت از آموزه‌های علوی برای مدیران امروزی
امام علی(ع) در این بخش از عهدنامه، با تأکید بر پرهیز از امتیازخواهی، تغافل در برابر امور روشن و تصمیم‌گیری در هنگام خشم، الگویی جامع برای اخلاق اداری و مدیریتی ارائه می‌دهد. این آموزه‌ها، نه تنها برای حاکمان و زمامداران، بلکه برای تمام مدیران و مسئولان در هر سطحی، کارآمد و الهام‌بخش است.
 
مدیر امروزی باید از امتیازخواهی و رانت‌خواری پرهیز کند و بداند که همه مردم در برابر قانون و امکانات عمومی، مساوی و برابر هستند. او باید در برابر امور روشن و واضح، هرگز دچار تغافل و غفلت نشود و از کنار تخلفات اطرافیان و نزدیکان خود به سادگی نگذرد. همچنین باید در هنگام خشم و غضب، خویشتن‌دار باشد و هیچ تصمیمی در آن حالت نگیرد تا مبادا گرفتار خطا و پشیمانی شود.
 
این درس‌های بزرگ، همچنان برای همه حاکمان و کارگزاران امروزی الهام‌بخش و کارآمد است. در عصری که اخلاق اداری و مدیریتی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جوامع بشری است، بازخوانی این آموزه‌های علوی، می‌تواند چراغ راهی برای اصلاح رفتارهای مدیریتی و اداری باشد.

 
نتیجه‌گیری:
عهدنامه مالک اشتر، یکی از جامع‌ترین اسناد نهج‌البلاغه در زمینه اخلاق اداری و مدیریتی است که امام علی(ع) در آن، اصول اخلاقی حاکم بر رفتار کارگزاران را به طور دقیق و عمیق تبیین فرموده است.
 
خودپسندی، منّت، خلف وعده، عجله، لجاجت، امتیازخواهی و مدیریت نادرست خشم، از جمله آفت‌های اخلاقی هستند که اعمال نیک کارگزاران را نابود کرده و محبوبیت آنان را در میان مردم از بین می‌برند. امام(ع) با استناد به آیات قرآن و روایات نبوی، نشان می‌دهد که خودپسندی از مطمئن‌ترین فرصت‌های شیطان است، منّت احسان را باطل می‌سازد و خلف وعده موجب خشم خدا و خلق می‌شود.
 
امام(ع) در بخش مدیریت زمان و تصمیم‌گیری، با دستور کلی «فَضَعْ کُلَّ أَمْرٍ مَوْضِعَهُ، وَأَوْقِعْ کُلَّ أَمْرٍ مَوْقِعَهُ»، عدالت را به عنوان محور مدیریت معرفی می‌فرماید و از کارگزاران می‌خواهد که هر کاری را در جایگاه و زمان مناسب خود انجام دهند.
 
همچنین، ایشان با تأکید بر پرهیز از امتیازخواهی، تغافل در برابر امور روشن و تصمیم‌گیری در هنگام خشم، الگویی جامع برای مدیریت اسلامی ارائه می‌دهند و یاد معاد را بهترین راهکار برای کنترل خشم و خویشتن‌داری معرفی می‌فرمایند.
 
این آموزه‌های علوی، همچنان برای همه حاکمان و کارگزاران امروزی الهام‌بخش و کارآمد است. در عصری که اخلاق اداری و مدیریتی، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جوامع بشری است، بازخوانی این عهدنامه ارزشمند، می‌تواند چراغ راهی برای اصلاح رفتارهای مدیریتی و اداری و تحقق عدالت و کرامت انسانی باشد.

 
ارجاعات :
 (۱) نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.
(۲) نهج‌البلاغه، نامه ۵۳.
(۳) بحارالانوار، جلد ۶۹، صفحه ۳۱۵.
(۴) بحارالانوار، جلد ۶۹، صفحه ۳۲۰.
(۵) بحارالانوار، جلد ۶۹، صفحه ۳۲۰.
(۶) بحارالانوار، جلد ۶۹، صفحه ۳۲۰.
(۷) نهج‌البلاغه، نامه ۳۱.
(۸) نهج‌البلاغه، نامه ۵۳
(۹) سوره بقره، آیه ۲۶۴
(۱۰) نهج‌البلاغه، نامه ۵۳
(۱۱) سوره صف، آیه ۳
(۱۲) مناهج البراعة، جلد ۲۰، صفحه ۳۱۵؛ کافی، جلد ۸، صفحه ۲۴۶، حدیث ۳۴۲
(۱۳) کافی، جلد ۲، صفحه ۳۴۱، حدیث ۱۳
(۱۴) نهج‌البلاغه، نامه ۵۳
(۱۵) نهج‌البلاغه، نامه ۵۳
(۱۶) نهج‌البلاغه، نامه ۵۳
(۱۷) نهج‌البلاغه، کلمات قصار ۴۳۷
(۱۸) نهج‌البلاغه، خطبه ۵
(۱۹) سوره انبیاء، آیه ۳۷
(۲۰) سوره مؤمنون، آیه ۷۵
(۲۱) سوره هود، آیه ۱۶
(۲۲) سوره زلزال، آیه ۷ و ۸
(۲۳) سوره هود، آیه ۱۱۴
(۲۴) سوره بقره، آیه ۲۶۴
(۲۵) سوره حجرات، آیه ۲
(۲۶) تفسیر روح البیان، جلد ۸، صفحه ۵۲۲
(۲۷) بحارالانوار، جلد ۷۰، صفحه ۲۵۵، حدیث ۲۶
(۲۸) مستدرک الوسائل، جلد ۱۱، صفحه ۲۸۰، حدیث ۱۶
(۲۹) نهج‌البلاغه، نامه ۵۳
(۳۰) نهج‌البلاغه، نامه ۵۳
(۳۱) الامامة و السیاسة (خلقای ابن قتیبه)، جلد ۱، صفحه ۵۰
(۳۲) الامامة و السیاسة (خلقای ابن قتیبه)، جلد ۱، صفحه ۵۰
 (۳3) نهج‌البلاغه، نامه ۵۳
 
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون