بررسی ادلهٔ قرآنی، روایی و فقهی نیابت عام ولی فقیه
چرا ولی فقیه (مقام معظم رهبری) را نائب عام امام زمان (عج) میدانیم؟
هدف این پژوهش، تبیین جایگاه ولایت فقیه بهعنوان نائب عام امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری، با تکیه بر ادلهٔ قرآنی، روایی و فقهی شیعه، و اثبات این حقیقت است که اطاعت از ولی فقیه، اطاعت از امام زمان (عج) و استمرار راه اهلبیت (ع) میباشد و هرگونه ادعای اطاعت از امام (عج) بدون پذیرش نائب ایشان، از نظر شرعی و عقلی مردود است.
بیان مسئله:
یکی از اساسیترین آموزههای سیاسی و اعتقادی شیعه در عصر غیبت، اصل «ولایت فقیه» است که بر اساس آن، فقیه جامعالشرایط، عهدهدار رهبری جامعهٔ اسلامی و اجرای احکام الهی میگردد.
این اصل، ریشه در آیات قرآن، روایات معصومین (ع) و مبانی فقهی شیعه دارد و بهعنوان «نیابت عام» امام زمان (عج) در دوران غیبت کبری شناخته میشود.
اما پرسش اساسی این است که چرا با وجود پایان یافتن نیابت خاص (نواب اربعه)، همچنان فقیه جامعالشرایط را نائب امام زمان (عج) میدانیم و چه دلایل قرآنی، روایی و فقهی بر این ادعا وجود دارد؟ این مقاله، در پی پاسخ به این پرسش و تبیین مستندات نیابت عام فقیه، بهویژه تطبیق آن بر مقام معظم رهبری (مدّظلّهالعالی) است.
ضرورت مسئله:
در عصر حاضر، با وجود هجمههای گستردهٔ دشمنان علیه نظام اسلامی و شبههافکنی در اصل ولایت فقیه، ضرورت تبیین دقیق و مستدل این اصل بیش از پیش احساس میشود.
از یک سو، آگاهی مؤمنان از مبانی قرآنی و روایی ولایت فقیه، میتواند ایمان آنان را نسبت به رهبری نظام استوار سازد و از سوی دیگر، پاسخ به شبهات معاصر (مانند پایان نیابت خاص و عدم وجود نائب در عصر غیبت کبری) نیازمند ارائهٔ تحلیلی علمی و مبتنی بر منابع معتبر است.
همچنین، تطبیق این اصل بر شخصیت مقام معظم رهبری بهعنوان فقیهی جامعالشرایط، نیاز به تبیین مستندات و ویژگیهای ایشان دارد تا مردم با بصیرت بیشتری، ولایتپذیری را تمرین کنند.
اهداف مقاله:
هدف این مقاله، تبیین جایگاه ولایت فقیه بهعنوان نائب عام امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری، با تکیه بر ادلهٔ قرآنی (آیهٔ ۵۹ سورهٔ نساء و آیات مشابه)، ادلهٔ روایی (توقیع اسحاق بن یعقوب، مقبولهٔ عمر بن حنظلة، حدیث امام رضا (ع) و امام حسن عسکری (ع) دربارهٔ شرایط فقیه، و حدیث «علماء ورثة الأنبیاء») و مبانی فقهی (نظریهٔ نصب عام و نقش خبرگان در شناسایی ولی فقیه) است.
همچنین، این نوشتار در پی آن است که با بررسی تفاوت نیابت خاص و عام، پاسخ به شبههٔ پایان نیابت پس از علی بن محمد سمری، و تبیین نقش مقام معظم رهبری بهعنوان مصداق کامل فقیه جامعالشرایط، نشان دهد که اطاعت از ولی فقیه، اطاعت از امام زمان (عج) و استمرار راه اهلبیت (ع) است و هرگونه ادعای اطاعت از امام (عج) بدون پذیرش نائب ایشان، مردود و بیاساس میباشد
چرا ولی فقیه (مقام معظم رهبری) را نائب عام امام زمان (عج) میدانیم؟
بخش اول: روایت امام صادق (ع) دربارهٔ شرایط فقیه جامعالشرایط
امام صادق (ع) میفرمایند: «فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ، فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ» (1) «هر کدام از فقها که نفس خود را حفظ کند (پرهیزکار باشد)، دین خود را نگه دارد، با هوای نفس خود مخالفت کند و از فرمان مولای خود اطاعت نماید، بر عوام (مردم) است که از او تقلید کنند.»۱. «صَائِناً لِنَفْسِهِ» (پرهیزکار و نگهدارندهٔ نفس)
فقیهی که شایستهٔ تقلید و رهبری است، باید از نفس خود مراقبت کند و آن را از گناهان و آلودگیها حفظ نماید. این صفت، نشان از تقوا** و پرهیزگاری او دارد که از مهمترین شرایط یک فقیه جامعالشرایط است.
مقام معظم رهبری (مدّظلّهالعالی) بهعنوان فقیهی جامعالشرایط، همواره بر تقوا و پرهیزگاری تأکید داشته و خود نیز مصداق بارز این صفت هستند. ایشان با سادهزیستی و دوری از تجملات، نشان دادهاند که نفس خود را از تعلقات دنیوی حفظ کردهاند و این ویژگی، آنان را بهعنوان نائب شایستهٔ امام زمان (عج) معرفی میکند.
۲. «حَافِظاً لِدِینِهِ» (نگهدارندهٔ دین خود):
فقیه باید دین خود را از هرگونه انحراف و بدعت حفظ کند و بر اصول و فروع دین، استوار باشد. این ویژگی، بهمعنای علم و آگاهی کامل از معارف دینی و نیز پایبندی عملی به آنهاست.
مقام معظم رهبری، با دهها سال تلاش علمی و عملی در عرصهٔ فقه، اصول، تفسیر و فلسفه، دین خود را از هرگونه انحراف حفظ کردهاند. ایشان با تدریس خارج فقه و اصول، پرورش شاگردان برجسته، و تألیف آثار ارزشمند، نشان دادهاند که حافظ دین الهی هستند و این ویژگی، ایشان را بهعنوان مرجع و نائب امام زمان (عج) برای مردم معرفی میکند.
۳. «مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ» (مخالف با هوای نفس):
فقیهی که شایستهٔ تقلید است، نباید تحت تأثیر خواستهها و تمایلات نفسانی خود قرار گیرد. او باید در تصمیمگیریها، داوریها و فتواهای خود، از هوای نفس پرهیز کند و تنها بر اساس احکام الهی عمل نماید.
مقام معظم رهبری، در طول دهههای گذشته، همواره در برابر فشارهای داخلی و خارجی، بر اساس احکام الهی و مصالح نظام اسلامی ایستادگی کردهاند و هرگز تحت تأثیر هوای نفس یا خواستههای گروههای خاص قرار نگرفتهاند. این ویژگی، آنان را بهعنوان نائب بینظیر امام زمان (عج) در عصر حاضر تثبیت کرده است.
۴. «مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ» (اطاعتکننده از فرمان مولای خود):
فقیه باید در همهٔ امور، مطیع فرمان خداوند و اولیای الهی باشد و هیچچیز را بر فرمان خدا ترجیح ندهد. این ویژگی، نشان از تسلیم و بندگی او در برابر خداوند دارد.
مقام معظم رهبری، با تأسی به قرآن و عترت، همواره مطیع فرمان خداوند و اولیای الهی بودهاند. ایشان در تمام مراحل زندگی، از آغاز انقلاب تا امروز، نشان دادهاند که هیچچیز را بر فرمان الهی ترجیح نمیدهند و این اطاعت، آنان را بهعنوان نائب شایستهٔ امام زمان (عج) معرفی میکند.
«فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ» (بر عوام است که از او تقلید کنند):
امام (ع) در پایان این روایت، بهصراحت میفرماید که مردم عادی (غیرمتخصص در مسائل دینی) وظیفه دارند از چنین فقیهی تقلید کنند و در امور شرعی و اجتماعی، به او مراجعه نمایند.
این بخش از روایت، بهوضوح وظیفهٔ مردم را در قبال فقیه جامعالشرایط (که در عصر حاضر، مقام معظم رهبری است) مشخص میکند. مردم باید در مسائل شرعی، سیاسی و اجتماعی به ایشان مراجعه کنند و از ایشان اطاعت نمایند. این، همان نیابت عام است که امام (ع) برای فقیهان قائل شده و در عصر غیبت، مصداق کامل آن، ولی فقیه عصر حاضر است.
🔹 ارتباط این روایت با نائب امام زمان:
این روایت، بهروشنی نشان میدهد که فقیه جامعالشرایط (که دارای صفات چهارگانهٔ فوق باشد) از سوی امام معصوم (ع) بهعنوان مرجع و نائب برای مردم معرفی شده است.
در عصر حاضر، مقام معظم رهبری (آیتالله خامنهای) با برخورداری از تمام این صفات، مصداق کامل این روایت هستند و مردم وظیفه دارند در مسائل دینی و اجتماعی، به ایشان مراجعه و از ایشان اطاعت کنند.
بخش دوم: توقیع اسحاق بن یعقوب (مرجعیت فقها در حوادث زمان)
امام مهدی (عج) در توقیع شریف خود به اسحاق بن یعقوب میفرمایند:«وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا» (2) «در اتفاقات جدیدی که در طول زمان پیش میآید، به راویان احادیث ما مراجعه کنید.»۱. «اَلْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ» (رویدادهای نوپدید):
منظور از حوادث واقعه، مسائل و رویدادهایی است که در هر عصر و زمانی، بهطور تازه پدید میآیند و نیاز به پاسخگویی شرعی و حکومتی دارند. این حوادث، محدود به مسائل فردی نیست، بلکه شامل مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز میشود که جامعهٔ اسلامی با آنها مواجه است و نیازمند استنباط حکم الهی توسط فقیهان میباشد.
همچنین این واژه، اشاره به گسترهٔ وسیعی از موضوعات دارد که ممکن است در هیچ منبع نقلی بهصورت خاص به آنها پرداخته نشده باشد، بنابراین رجوع به فقیه در این موارد، یک ضرورت حیاتی برای جامعهٔ اسلامی محسوب میشود.
۲. «رُوَاةِ حَدِیثِنَا» (راویان احادیث ما):
امام (عج) در این عبارت، فقیهان و عالمانی را که احادیث اهلبیت (ع) را روایت کرده و درک صحیحی از آنها دارند، بهعنوان مرجع معرفی میفرمایند. این راویان، همان فقهای جامعالشرایط هستند که با استنباط از منابع دینی (قرآن و سنت)، میتوانند در مسائل جدید، حکم الهی را استخراج کنند و جامعه را در مسیر صحیح هدایت نمایند.
همچنین این واژه، نشاندهندهٔ این است که صرف نقل حدیث کافی نیست، بلکه راوی باید درک عمیقی از معارف اهلبیت (ع) داشته باشد تا بتواند در شرایط جدید، حکم الهی را تطبیق دهد و این همان چیزی است که در عصر غیبت، وظیفهٔ فقیه جامعالشرایط را سنگینتر میکند.
۳. «فَارْجِعُوا» (مراجعه کنید):
امام (عج) با این دستور، وظیفهٔ مردم را در قبال فقیهان مشخص میکنند. مراجعه به فقها، تنها محدود به تقلید در احکام فردی نیست، بلکه شامل رجوع در امور حکومتی، قضایی و اجتماعی نیز میشود.این مراجعه، نشان از نیابت عام فقیه در عصر غیبت دارد و مردم را موظف میکند که در تمام شئون زندگی، به فقیهان جامعالشرایط مراجعه کنند و از رهنمودهای آنان پیروی نمایند.
همچنین این دستور، دلالت بر این دارد که مردم نباید در مسائل پیچیده و نوپدید، بهصورت سلیقهای عمل کنند، بلکه باید به فقیه متخصص و جامعالشرایط مراجعه نمایند تا از خطا و انحراف مصون بمانند.
4.شرط فقاهت؛ فهم و استنباط، نه صرف نقل روایت
اولین شرط برای نیابت فقیه، فقاهت است. زیرا هنگامی که امام (عج) دستور به مراجعه به «رُواة حدیث» (راویان حدیث) میدهند، فهم عرف از این عبارت، به مقام فقاهت متوجه میشود، نه صرف نقل الفاظ.
به عبارت دیگر، مراجعه به راویان حدیث، به این معناست که مردم باید به کسانی رجوع کنند که علاوه بر حفظ احادیث، توانایی فهم، استنباط و تطبیق احکام بر مسائل جدید را داشته باشند.
این ویژگی، همان فقاهت است که یک فقیه جامعالشرایط را از یک راویِ صرفِ حدیث متمایز میکند.بنابراین، شرط فقاهت، مهمترین معیار برای شناسایی نائب امام زمان (عج) در عصر غیبت است و بدون آن، مراجعه به راویان، نمیتواند پاسخگوی نیازهای جامعه باشد.
🔹 ارتباط با نائب امام زمان و نظام ولایت فقیه
این توقیع شریف، یکی از مهمترین مستندات روایی برای اثبات ولایت فقیه و نیابت عام فقها در عصر غیبت است.امام مهدی (عج) در این روایت، بهجای معرفی شخص خاصی، معیار مرجعیت را بیان میفرمایند و مردم را به فقیهان راوی حدیث ارجاع میدهند.
در عصر حاضر، مقام معظم رهبری (آیتالله خامنهای) بهعنوان فقیهی جامعالشرایط که احادیث اهلبیت (ع) را بهخوبی درک کرده و بر مسائل زمان اشراف کامل دارد، مصداق روشن این روایت هستند.
بر اساس این روایت، مردم وظیفه دارند در تمام حوادث و رویدادهای جدید (از مسائل سیاسی گرفته تا فرهنگی و اقتصادی)، به ایشان مراجعه کنند و از رهنمودهای ایشان پیروی نمایند. این مراجعه، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک تکلیف شرعی است که امام زمان (عج) آن را بر عهدهٔ مؤمنان نهاده است
بخش سوم: حدیث امام رضا (ع) دربارهٔ شرایط امام و حاکم
امام رضا (ع) در مورد ویژگیهای امام و حاکم اسلامی میفرمایند:«نَامِی الْعِلْمِ، کَامِلُ الْحِلْمِ، مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَةِ، عَالِمٌ بِالسِّیَاسَةِ» (۳) «[امام و حاکم باید] علمش همواره در حال رشد و ترقی باشد، حلمش کامل باشد، در امامت توانا و قوی باشد و به امور سیاست آگاه باشد.»۱. «نَامِی الْعِلْمِ» (علمِ همواره در حال رشد):
حاکم و امام جامعه، نباید به دانش موجود اکتفا کند، بلکه باید همواره در حال افزایش علم و آگاهی خود باشد. این ویژگی، نشان از پویایی علمی او دارد و او را از جمود و تقلید کورکورانه بازمیدارد.
در عصر حاضر، مقام معظم رهبری با دهها سال تدریس و تحقیق در سطوح عالی فقه و اصول، همواره در مسیر رشد علمی گام برداشتهاند و این ویژگی، ایشان را برای رهبری جامعه شایسته ساخته است.
۲. «کَامِلُ الْحِلْمِ» (حلم کامل):
حلم، به معنای بردباری، خویشتنداری و دوری از شتابزدگی است. حاکم اسلامی باید در برابر مشکلات و فشارها، صبور و بردبار باشد و هرگز تحت تأثیر هیجانات، تصمیمات نسنجیده نگیرد.
این ویژگی، در رهبری مقام معظم رهبری بهوضوح دیده شده است؛ ایشان در طول دهههای گذشته، با صبر و استقامت در برابر هجمههای دشمنان، نظام اسلامی را حفظ کردهاند و این بردباری، الگویی برای تمام مؤمنان است.
۳. «مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَةِ» (توانا در امامت):
«مضطلع» به معنای قوی، توانا و صاحبقدرت در انجام وظیفه است. امام و حاکم باید توانایی ادارهٔ جامعه و اجرای احکام الهی را داشته باشد و در برابر مسئولیتهای سنگین، کمنیاورد.
مقام معظم رهبری، با مدیریت هوشمندانهٔ نظام اسلامی در شرایط حساس داخلی و خارجی، توانایی خود را در این عرصه بهخوبی به اثبات رساندهاند و این قدرت و صلابت، ایشان را بهعنوان رهبری شایسته برای جامعهٔ اسلامی تثبیت کرده است.
۴. «عَالِمٌ بِالسِّیَاسَةِ» (آگاه به امور سیاست):
سیاست، به معنای مدیریت جامعه، شناخت دشمن و آگاهی از مناسبات داخلی و خارجی است. حاکم اسلامی باید به سیاستهای کلان کشور و نیز توطئههای دشمنان آگاه باشد تا بتواند جامعه را در مسیر صحیح هدایت کند.
مقام معظم رهبری، با دهها سال تجربه در عرصهٔ سیاست، مدیریت و رهبری، همواره نشان دادهاند که از عمق تحولات سیاسی و فرهنگی جهان آگاه هستند و با تحلیل دقیق، بهترین تصمیمات را برای نظام اسلامی اتخاذ میکنند.
🔹 ارتباط با نائب امام زمان و نظام ولایت فقیه
این حدیث شریف از امام رضا (ع)، معیارهای یک امام و حاکم اسلامی را بهروشنی ترسیم میکند: علم پویا، حلم کامل، توانایی در امامت و آگاهی از سیاست.
در عصر غیبت، این معیارها، همان شرایطی است که یک فقیه جامعالشرایط برای نیابت از امام زمان (عج) باید داشته باشد.مقام معظم رهبری (آیتالله خامنهای)، با برخورداری از تمام این ویژگیها، مصداق کامل این روایت هستند.
ایشان با علم گسترده و پویا، حلم و بردباری مثالزدنی، توانایی در مدیریت نظام اسلامی و آگاهی عمیق از مسائل سیاسی و بینالمللی، بهعنوان نائب شایستهٔ امام زمان (عج)، جامعه را در مسیر عدالت و کرامت هدایت میکنند.
بنابراین، این روایت، یکی از مستندات قوی برای اثبات ولایت فقیه و نیابت عام در نظام اسلامی است و نشان میدهد که رهبری جامعه، باید دارای این شرایط الهی باشد.
بخش چهارم: روایت امام حسن عسکری (ع) و شرط کفایت و کاردانی
امام حسن عسکری (ع) میفرمایند:«فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ، فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ» (۴) «از میان فقها، کسی که دارای صیانت نفس (پرهیزکاری)، حافظ دین، مخالف هوای نفس و مطیع فرمان مولای خود باشد، مردم باید از او تقلید و اطاعت کنند.»
۱. «صَائِناً لِنَفْسِهِ» (پرهیزکار و نگهدارندهٔ نفس):
فقیهی که شایستهٔ تقلید و رهبری است، باید از گناهان و آلودگیها دوری کند و نفس خود را در مسیر تقوا حفظ نماید. این ویژگی، نشان از خودکنترلی و پایبندی به اخلاق الهی دارد و او را از سوءاستفاده از موقعیت و قدرت بازمیدارد.
فقیهی که نفس خود را از گناهان و تعلقات دنیوی حفظ نکرده باشد، نمیتواند الگویی برای مردم باشد و اعتماد عمومی را جلب نماید؛ بنابراین، صیانت نفس، یکی از اساسیترین شرایط برای نیابت از امام معصوم (ع) محسوب میشود.
۲. «حَافِظاً لِدِینِهِ» (نگهدارندهٔ دین خود):
فقیه باید دین خود را از هرگونه انحراف، بدعت و تفسیرهای نادرست حفظ کند و بر اساس قرآن و سنت، حرکت نماید. این ویژگی، بهمعنای تعهد عملی و پایبندی به احکام الهی است و او را از سهلانگاری در مسائل دینی بازمیدارد.
فقیهی که دین خود را در معرض تهدید و انحراف قرار دهد، نمیتواند از مرزهای دین دفاع کند و جامعه را در مسیر صحیح هدایت نماید؛ بنابراین، حفظ دین، شرطی ضروری برای هر فقیه جامعالشرایط است.
۳. «مُخَالِفاً لِهَوَاهُ» (مخالف با هوای نفس):
فقیه نباید تحت تأثیر خواستههای نفسانی و تمایلات شخصی خود قرار گیرد. او باید در فتوا، قضاوت و مدیریت، تنها بر اساس احکام الهی عمل کند و از هرگونه خودخواهی و سلیقهگرایی پرهیز نماید. این ویژگی، عدالت و استقامت او را در برابر فشارها تضمین میکند.
اگر فقیهی از هوای نفس خود پیروی کند، نمیتواند در مسیر حق حرکت کند و جامعه را به انحراف میکشاند؛ بنابراین، مخالفت با هوا، یکی از کلیدیترین شروط برای نیابت از امام زمان (عج) است.
۴. «مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ» (اطاعتکننده از فرمان مولای خود):
فقیه باید در همهٔ امور، مطیع فرمان خداوند و اولیای الهی باشد و هیچچیز را بر دستورات الهی ترجیح ندهد. این ویژگی، نشان از تسلیم و بندگی او دارد و او را در مسیر ولایت الهی قرار میدهد.
فقیهی که در برابر فرمان الهی تسلیم نباشد، نمیتواند جامعه را به سمت خداوند هدایت کند و در نتیجه، شایستگی رهبری و نیابت از امام معصوم (ع) را نخواهد داشت.
۵. «فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ» (بر عوام است که از او تقلید کنند):
امام (ع) در پایان، بهصراحت وظیفهٔ مردم را مشخص میفرمایند که در مسائل دینی، باید به چنین فقیهی مراجعه کنند و از او پیروی نمایند. این دستور، نشان از نیابت عام فقیه در عصر غیبت دارد.
مردم عادی که توانایی استنباط احکام شرعی را ندارند، وظیفه دارند در مسائل دینی، سیاسی و اجتماعی به فقیه جامعالشرایط مراجعه کنند و از رهنمودهای او پیروی نمایند تا از انحراف و گمراهی مصون بمانند.
🔹 شرط کفایت و کاردانی در ولایت فقیه
گرچه روایت امام رضا (ع) به ویژگیهایی مانند کفایت، کاردانی، مدیریت و تدبیر اشاره دارد، اما درک عرفی از ادلهٔ ولایت نیز نشان میدهد که هدف از ولایت، برطرف کردن نیازهای جامعه در چارچوب حفظ مصالح است.
این وظیفه، تنها در صورتی محقق میشود که ولی فقیه، از کاردانی و شایستگی لازم برای اجرای این رسالت سنگین برخوردار باشد.
اگر فقیهی از این تواناییها بیبهره باشد، عقل و شرع، او را برای عهدهداری چنین مسئولیتی شایسته نمیدانند، زیرا مدیریت جامعهٔ اسلامی، نیازمند آگاهی از مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بینالمللی است و بدون این تواناییها، نظام اسلامی با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
بنابراین، در کنار فقاهت و تقوا، کاردانی، مدیریت، آگاهی، نکتهسنجی، تیزهوشی، زیرکی و قاطعیت در تصمیمگیری نیز از شرایط اساسی برای ولی فقیه محسوب میشود. (5)
🔹 ارتباط با نائب امام زمان و نظام ولایت فقیه
این روایت از امام حسن عسکری (ع)، همانند روایت امام صادق (ع)، بر چهار شرط اساسی برای فقیه جامعالشرایط تأکید دارد: پرهیزکاری، حفظ دین، مخالفت با هوا و اطاعت از فرمان الهی.
شرط کفایت و کاردانی نیز که از روایت امام رضا (ع) و درک عرفی از ادلهٔ ولایت بهدست میآید، این معیارها را کامل میکند و نشان میدهد که ولی فقیه، علاوه بر فقاهت و تقوا، باید از توانایی مدیریت و رهبری جامعه نیز برخوردار باشد.
در عصر حاضر، مقام معظم رهبری (آیتالله خامنهای) با برخورداری از تمام این ویژگیها (فقاهت، تقوا، مدیریت، کاردانی، زمانشناسی و دشمنشناسی)، مصداق کامل این معیارها هستند و مردم وظیفه دارند در مسائل دینی و اجتماعی، به ایشان مراجعه و از ایشان اطاعت کنند.
این روایت، بهروشنی نشان میدهد که ولایت فقیه، یک اصل دینی و برگرفته از معیارهای الهی است که امام معصوم (ع) آن را بهعنوان نیابت عام برای فقیهان جامعالشرایط قرار داده است و در عصر غیبت، این اصل، با رهبری مقام معظم رهبری، بهعنوان نائب امام زمان (عج)، در نظام اسلامی جاری و ساری است.
بخش پنجم: مقبولهٔ عمر بن حنظلة (نصب فقیه بهعنوان حاکم از سوی امام)
امام صادق (ع) در مقبولهٔ عمر بن حنظلة میفرمایند:«یَنْظُرُ إِلَى مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَلْیَرْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً» (۶)«به کسی از شما مراجعه کند که احادیث ما را نقل میکند، در حلال و حرام ما نظر میکند (آنها را میشناسد) و از احکام شرع آگاه است؛ پس مردم باید او را بهعنوان حاکم بپذیرند، زیرا من او را بر شما حاکم قرار دادهام.»
۱. «مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا» (کسی از شما که احادیث ما را روایت میکند):
امام (ع) در این بخش، راویان احادیث اهلبیت (ع) را بهعنوان یکی از معیارهای حاکمیت معرفی میفرمایند.راوی حدیث، کسی است که سخنان معصومین (ع) را بهدقت حفظ کرده و درک صحیحی از آنها دارد.
این ویژگی، نشان از ارتباط علمی و دینی فرد با منابع اصیل اسلام دارد و او را برای استنباط احکام و حل مسائل شرعی آماده میسازد.
۲. «نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا» (در حلال و حرام ما نظر میکند و آنها را میشناسد):
فقیه باید توانایی تشخیص حلال از حرام الهی را داشته باشد و با استنباط از قرآن و سنت، احکام شرعی را استخراج کند.این ویژگی، نشان از اجتهاد و فقاهت او دارد و او را از تقلید کورکورانه در مسائل شرعی بازمیدارد.
فقیهی که حلال و حرام الهی را بهخوبی بشناسد، میتواند جامعه را در مسیر صحیح هدایت کند و از انحرافات جلوگیری نماید. (۶)
۳. «عَرَفَ أَحْکَامَنَا» (از احکام ما آگاه است):
فقیه باید به تمام احکام الهی (اعم از عبادی، سیاسی، اقتصادی، قضایی و اجتماعی) آگاهی کامل داشته باشد.این آگاهی، او را قادر میسازد که در هر مسئلهای، حکم الهی را بهدرستی استخراج و به مردم ابلاغ نماید.
فقیهی که از احکام الهی آگاهی نداشته باشد، نمیتواند در مسائل پیچیدهٔ جامعه، راهگشا باشد و شایستگی حاکمیت را نخواهد داشت.
۴. «فَلْیَرْضَوْا بِهِ حَکَماً» (مردم باید او را بهعنوان حاکم بپذیرند):
امام (ع) بهصراحت به مردم دستور میدهند که فقیه واجد شرایط را بهعنوان حاکم بپذیرند و از او اطاعت کنند.این پذیرش، یک تکلیف شرعی است که بر عهدهٔ همگان نهاده شده است و مردم نباید در برابر حاکمیت فقیه، تردید یا سرپیچی کنند.
۵. «فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً» (من او را بر شما حاکم قرار دادهام):
امام (ع) در این بخش، نصب الهی فقیه را بهعنوان حاکم اعلام میفرمایند.این نصب، از سوی امام معصوم (ع) صورت گرفته است و فقیه، بهعنوان نائب عام امام (ع) در عصر غیبت، عهدهدار حکومت و رهبری جامعه میشود.بنابراین، ولایت فقیه، یک نصب شرعی و الهی است که مردم وظیفه دارند آن را بپذیرند و از ولی فقیه اطاعت کنند. (۶)
🔹 ارتباط با نائب امام زمان و نظام ولایت فقیه
این روایت معروف به مقبولهٔ عمر بن حنظلة، یکی از مهمترین مستندات روایی برای اثبات ولایت فقیه و نیابت عام فقها در عصر غیبت است.
امام صادق (ع) در این حدیث، فقیهی که دارای سه شرط روایت حدیث، شناخت حلال و حرام، و آگاهی از احکام باشد را بهعنوان حاکم منصوب میفرمایند و بر مردم واجب میکنند که او را بپذیرند و از او اطاعت کنند.
در عصر حاضر، مقام معظم رهبری (آیتالله خامنهای) با برخورداری از تمام این شرایط (فقاهت، شناخت حلال و حرام، آگاهی از احکام و مدیریت جامعه)، مصداق کامل این روایت هستند و بر اساس فرمایش امام صادق (ع)، ایشان بهعنوان نائب امام زمان (عج)، عهدهدار رهبری نظام اسلامی هستند.
این روایت، بهوضوح نشان میدهد که ولایت فقیه، یک اصل الهی و برگرفته از نصب امام معصوم (ع) است و مردم وظیفه دارند در مسائل دینی، سیاسی و اجتماعی، به فقیه جامعالشرایط مراجعه و از او اطاعت کنند.
بخش ششم: طاعت از ولی فقیه؛ آزمونی الهی پیش از ظهور امام زمان (عج)
🔹 ولایتمداری در عصر غیبت؛ تکلیفی الهیدر عصر غیبت کبری که دست ما از امام معصوم (ع) کوتاه است، تبعیت از ولی فقیه بهعنوان نائب عام امام زمان (عج)، یکی از مهمترین تکالیف دینی و نشانههای آمادگی برای یاری حضرت در زمان ظهور محسوب میشود.
ولایتمداری در این دوران، نهتنها یک تکلیف سیاسی و اجتماعی، بلکه آزمونی الهی برای سنجش وفاداری و اطاعتپذیری انسانهاست؛ آزمونی که زمینهساز ظهور و تشکیل حکومت عدل جهانی است.
🔹 اطاعت از ولی فقیه؛ تمرین ولایتمداری برای ظهور
رهبری شهید انقلاب (ره) در این باره میفرمایند: «قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان میشوند، در کورههای آزمایش وارد میشوند و سربلند بیرون میآیند.» (۷)
این بیان نورانی، بهخوبی نشان میدهد که دوران غیبت، میدان غربالگری و پالایش یاران حقیقی امام عصر (ع) است.
کسانی که در این دوره، از ولی فقیه اطاعت کرده و در مسیر ولایت حرکت میکنند، در حقیقت شایستگی یاری امام زمان (عج) را کسب مینمایند و برای ظهور آماده میشوند.
🔹 چرا برخی با ظهور هم مخالفت خواهند کرد؟
امام خمینی (ره) در سخنی ژرف و هشداردهنده، از تقابل برخی با اصل ولایت—حتی در صورت ظهور امام معصوم (ع)—سخن میگویند:«ولایت فقیه همان ولایت رسولالله (ص) است. شما بدانید اگر امام زمان (ع) بیاید، باز هم این قلمها و زبانها (مخالفان ولایت) با او مخالفاند.» (۸)
این بیان، نکتهای اساسی را روشن میسازد:کسی که امروز در برابر ولی فقیه ایستاده، در برابر امام زمان (ع) نیز خواهد ایستاد، زیرا روح ولایتستیزی در وجود اوست و این مخالفت، ریشه در عدم پذیرش اصل ولایت الهی دارد.
🔹 ولایت فقیه؛ ادامهٔ راه ولایت اهلبیت (ع)
در فقه شیعه، ولایت فقیه، استمرار ولایت امام معصوم (ع) در عصر غیبت است.امام معصوم (ع) بنا بر حدیث معروف نبوی، نهتنها جانشین پیامبر (ص) است، بلکه والی جامعهٔ اسلامی نیز هست:
«مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ» (۹)«هر کس من مولای او هستم، این علی (ع) مولای اوست.» در عصر غیبت، این وظیفهٔ خطیر به دوش فقهای جامعالشرایط گذاشته شده است؛ افرادی که در دین شناختهشده، آگاه به زمان، عادل، مدیر و مدبرند و با تکیه بر قرآن و سنت، جامعه را در مسیر الهی هدایت میکنند. (۹)
🔹 اطاعت از ولی فقیه؛ نشانهٔ انتظار واقعی
انتظار واقعی، تنها به دعا برای فرج و اشتیاق درونی محدود نمیشود؛ بلکه در عمل به تکالیف دینی و حمایت از ولایت در دوران غیبت معنا مییابد.
پیروی از ولی فقیه، نشانهٔ آمادگی برای اطاعت از امام معصوم (ع) است و کسی که امروز در مسیر ولایت فقیه گام برمیدارد، در حقیقت خود را برای یاری امام زمان (عج) آماده میسازد.
بنابراین، اگر کسی میخواهد در جرگهٔ یاران امام زمان (عج) باشد، باید امروز در میدان تبعیت از ولایت فقیه حاضر شود و با اطاعت از نائب امام، شایستگی خود را برای همراهی با حضرت به اثبات برساند.
🔹 نتیجهگیری: ولایتمداری؛ راز قبولی در آزمون پیش از ظهور
اگر میخواهیم در زمرهٔ یاران حضرت ولیعصر (عج) باشیم، باید از امروز در مسیر ولایت فقیه حرکت کنیم و با اطاعت از نائب امام زمان (عج)، خود را برای ظهور آماده سازیم.بیتوجهی به این موضوع، خطر عقبماندن از کاروان ظهور را در پی دارد و ممکن است در روز موعود، در زمرهٔ مخالفان و سرگردانان قرار گیریم.
امروز تمرین اطاعت از نائب امام، یعنی ولی فقیه، همان آزمونی است که سرنوشت فردای ظهور ما را رقم میزند.پس باید با بصیرت و آگاهی، از ولی فقیه خود حمایت کنیم و با تمسک به قرآن و عترت، نظام اسلامی را در مسیر عدالت و کرامت انسانی استوار سازیم.
بخش هفتم: شجاعت و مدیریت؛ دو شرط اساسی برای ولی فقیه
🔹 شجاعت و قاطعیت در تصمیمگیریبدون تردید، ولی فقیه و حاکم جامعهٔ اسلامی باید دارای شجاعت و مدیریّت باشد تا بتواند در موقعیتهای حساس، با قاطعیت تصمیمگیری کند و از منافع جامعه دفاع نماید.
شجاعت در رهبری، به معنای توانایی ایستادگی در برابر فشارهای داخلی و خارجی، اتخاذ تصمیمات دشوار و عدم ترس از سرزنشها در مسیر حق است.
در عصر حاضر، مقام معظم رهبری (مدّظلّهالعالی) با شجاعت مثالزدنی در برابر هجمههای دشمنان و ایستادگی بر اصول نظام اسلامی، این ویژگی را بهخوبی به نمایش گذاشتهاند.
🔹 مدیریّت و تدبیر؛ شرط رهبری موفق
مدیریّت و تدبیر در ولی فقیه، به معنای درک و تحلیل پیگیر مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. حاکم اسلامی باید به کیفیت و فنون رهبری جامعهٔ اسلامی و نیازهای ملت آگاهی کامل داشته باشد و بتواند با برنامهریزی دقیق، جامعه را در مسیر تعالی و پیشرفت هدایت کند.
فقیهی که از قوانین رفتاری بینالمللی، جریانهای سیاسی داخلی، روابط خارجی، مدیریت بحرانها و بسیاری از مسائل پیچیدهٔ سیاسی مطلع نباشد، نمیتواند جامعهٔ اسلامی را رهبری کرده و آن را از هجمههای سیاسی و فرهنگی بیگانگان مصون دارد.
🔹 نصب عام فقیه از سوی امام معصوم (ع)
ویژگیهایی که برای ولی فقیه از سوی امامان معصوم (ع) بیان شده است (مانند فقاهت، عدالت، تقوا، شجاعت، مدیریت و ...)، در حقیقت بهمعنای نصب عام است؛ یعنی امام معصوم (ع) بهصورت کلی، فقهای واجد شرایط در عصر غیبت را برای رهبری و هدایت جامعهٔ اسلامی برگزیده است.
اما از آنجا که فقهای واجد شرایط متعدد هستند و اقدام همگی آنها یا حتی برخی از آنان برای اعمال ولایت، عملاً ممکن نیست، راهکارهای اساسی برای تعیین یا کشف یکی از آنان لازم است.
🔹 نقش خبرگان در شناسایی فقیه جامعالشرایط
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، یک راهکار عقلاَئی برای تشخیص رهبری و فرد واجد شرایط، پیشبینی شده است.
بر اساس این مکانیسم، نمایندگانی با رأی مستقیم مردم انتخاب میشوند و در مجلس خبرگان حضور مییابند.این نمایندگان، با تحقیق و بررسی و مشاهدهٔ شرایط و ویژگیهای لازم در یکی از فقها، آن شخص را شناسایی یا کشف کرده و به مردم معرفی مینمایند.
این راهکار، در شرایط موجود، بهترین مکانیسم برای کشف و شناسایی فقیه جامعالشرایط و نائب امام زمان (عج) است. (۷)
🔹 تأیید رهبری مقام معظم رهبری توسط خبرگان
در انتخاب رهبر شهید انقلاب(ره) به مقام ولایت، فرایند قانونی فوق، بهطور کامل صورت گرفته و ایشان به این مقام نائل شدهاند.
خبرگان، ایشان را دارای تمام ویژگیهای رهبری و زعامت امت اسلامی دانسته و در شرایط موجود، از دیگر فقها برتر و برجستهتر تشخیص دادهاند. بنابراین، ایشان قطعاً نائب برحق امام زمان (عج) و منصوبِ عام از طرف آن حضرت هستند.
🔹 تواضع و اخلاص رهبر شهید انقلاب(ره) در پذیرش مسئولیت
خود مقام معظم رهبری، هرگز تمایل به پذیرش چنین مقامی نداشتند و مجتهدان، خبرگان و شخصیتهای دیگر، این مسئولیت را بهعنوان احساس وظیفه به ایشان سپردند.
ایشان در یکی از گفتارهای خود میفرمایند:«اگر به خامنهای بگویند که امروز وجود تو برای کفش جفت کردن در فلان حسینیه مفیدتر است... بنده خواهم رفت آنجا و کفش جفت خواهم کرد. این را قطعاً بدانید اگر یک کاری باشد که من در آن کار در گمنامی زندگی کنم و وجودم برای اسلام مفیدتر از مسئولیتی باشد که الان دارم، والله یک لحظه درنگ نمیکنم.» (۸)
این سخن، نشان از تواضع، اخلاص و بیرغبتی ایشان به قدرت و مقام دارد و تنها انگیزهٔ ایشان را خدمت به اسلام و مردم معرفی میکند.
🔹 تأیید امام خمینی (ره) بر شخصیت و خدمتگزاری مقام معظم رهبری
حضرت امام خمینی (ره) نیز در خصوص تعهد و خدمتگزاری آیتالله خامنهای به اسلام و مردم، جملهٔ زیبایی دارند:«به شما عرض میکنم اگر گمان میکنید که در تمام دنیا، رؤسای جمهورها و سلاطین و امثال اینها، یک نفر را مثل آقای خامنهای پیدا کنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار... پیدا نمیکنید.» (۹)
این تأیید، نشان از جایگاه والای مقام معظم رهبری در نزد بنیانگذار نظام اسلامی دارد و نشان میدهد که ایشان از نگاه امام خمینی (ره) نیز، شایستهترین فرد برای رهبری جامعهٔ اسلامی بودهاند.
بخش هشت: جایگاه ولایت فقیه در نظام اسلامی و نقش آن در عصر غیبت
🔹 ولایت فقیه؛ نائب عام امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری
در عصر غیبت کبری، ولایت فقیه و فقیه جامعالشرایط بهعنوان نائب عام امام عصر (عج) در جامعه حضور دارند و عهدهدار رهبری و هدایت امت اسلامی هستند.این اصل، نه تنها در فقه شیعه، بلکه در میان فقهای اهل سنت نیز مورد پذیرش است و اختلافات موجود، تنها در جزئیات است، نه در کلیات.
بر اساس آیهٔ ۵۹ سورهٔ نساء: «أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکُمْ» (۱۰)، اطاعت از اولیالامر (که در عصر غیبت، فقیه جامعالشرایط مصداق آن است) در کنار اطاعت از خدا و رسول (ص) واجب شده است و این نشان از جایگاه والای ولایت فقیه در نظام الهی دارد.
🔹 بیعت با ولایت فقیه؛ بیعت با امیرالمؤمنین (ع)
یکی از مسیرهای بیعت با امیرالمؤمنین (ع)، بیعت با انقلاب اسلامی و مسیر امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب است.کمک برای ادامه و استمرار مسیر انقلاب اسلامی که بر پایهٔ اصل مترقی ولایت مطلقهٔ فقیه و امتداد راه امیرالمؤمنین (ع) بنا شده است، امری مهم و حیاتی برای حفظ نظام اسلامی محسوب میشود.
بیعت با ولی فقیه، در حقیقت بیعت با امام زمان (عج) و استمرار راه اهلبیت (ع) است و هرگونه تردید در این مسیر، بهمعنای تضعیف نظام اسلامی و سرپیچی از ولایت الهی خواهد بود.
🔹 نیابت خاص و عام؛ از نواب اربعه تا فقیه جامعالشرایط
اهل بیت (ع) از امیرالمؤمنین (ع) آغاز و تا امام عصر (عج) ادامه پیدا میکنند.در زمان غیبت صغری، نواب اربعه (نائبان خاص) بهعنوان افرادی برای استمرار ولایت اهلبیت (ع) در جامعه حضور داشتند.
پس از اتمام غیبت صغری و آغاز غیبت کبری، ولایت فقیه و فقیه جامعالشرایط، این نیابت را بهعنوان نائب عام امام عصر (عج) انجام میدهند و عهدهدار رهبری و هدایت جامعهٔ اسلامی میشوند.
🔹 اتفاق نظر فقهای شیعه و سنی بر اصل ولایت فقیه
افرادی که با فقه سیاسی قرآن، اهلبیت (ع) و سیرهٔ علمای مشهور آشنا هستند، معتقدند که ولایت فقیه، اصلی مورد رضایت و قبول قاطبهٔ فقهای شیعه و سنی است.گرچه در جزئیات، اختلاف نظر وجود دارد، اما در کلیات، همگی بر لزوم وجود یک حاکم عادل و عالم در جامعه اتفاق نظر دارند.
این اتفاق نظر، نشان از اهمیت والای این اصل در نظام سیاسی اسلام دارد و ثابت میکند که ولایت فقیه، نه یک بدعت، بلکه یک اصل ریشهدار در فقه اسلامی است.
🔹 وظیفهٔ مؤمنان در قبال نظام اسلامی و ولایت فقیه
مسلمانان، افراد انقلابی و مؤمنان باید قدر نظام اسلامی را بدانند و با بصیرت و آگاهی، از ولی فقیه خود حمایت کنند.
ولایت فقیه در عصر غیبت کبری، احکام حکومتی قرآن، اسلام و پیامبر (ص) را ترویج و تبیین میکند و با اجرای این احکام، نظام اسلامی را در مسیر عدالت و کرامت انسانی هدایت مینماید.
بنابراین، حمایت از ولی فقیه، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک تکلیف شرعی است که بر عهدهٔ همگان نهاده شده است و هرگونه تضعیف این اصل، بهمعنای تضعیف اسلام و نظام الهی است.
بخش نهم: پایان نیابت خاص و آغاز نیابت عام در عصر غیبت کبری
🔹 توقیع امام زمان (عج) به آخرین نائب خاص
امام زمان (عج) در توقیع شریف خود به آخرین نائب خاص، علی بن محمد سَمُری، چنین مرقوم فرمودند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ؛ یَا عَلِیُّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِیُّ، أَعْظَمَ اللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِکَ فِیکَ، فَإِنَّکَ مَیِّتٌ مَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ سِتَّةِ أَیَّامٍ، فَاجْمَعْ أَمْرَکَ، وَ لَا تُوصِ إِلَى أَحَدٍ یَقُومُ مَقَامَکَ بَعْدَ وَفَاتِکَ، فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَیْبَةُ الثَّانِیَةُ» (۱1)
«ای علی بن محمد سمری! خداوند به برادرانت در مصیبت تو اجر عطا کند، زیرا تو تا شش روز دیگر از دنیا میروی. پس کارهای خود را جمع و جور کن و کسی را برای جانشینی خود پس از مرگت وصیت مکن، زیرا غیبت دوم (کبری) واقع شده است.»
این توقیع، بهروشنی پایان نیابت خاص را اعلام میکند و امام (عج) تأکید میفرماید که پس از علی بن محمد سمری، دیگر نائبی که بهطور مستقیم با امام در ارتباط باشد، وجود نخواهد داشت.
🔹 ذیل توقیع؛ هشدار دربارهٔ ادعای مشاهدهٔ امام
در ادامهٔ این توقیع، امام (عج) میفرمایند:«فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَاذِبٌ مُفْتَرٍ»آگاه باشید که هر کس ادعای مشاهدهٔ امام زمان (عج) را قبل از خروج سفیانی و صیحهٔ آسمانی داشته باشد، دروغگو و مفتری است.»
این بخش از روایت، نشان میدهد که پس از پایان غیبت صغری، هیچکس بهطور مستقیم با امام (عج) دیدار نخواهد داشت و هرگونه ادعای مشاهده، دروغ و افترا خواهد بود.
🔹 پایان نیابت خاص؛ نه پایان اصل نیابت
بر اساس این توقیع، نیابت خاص (یعنی ارتباط مستقیم با امام و دریافت دستورات از محضر ایشان) پایان یافته است. اما اصل نیابت بهصورت نیابت عام، همچنان پابرجاست.
امام (عج) در همان دوران، در توقیع دیگری به اسحاق بن یعقوب، دستور به مراجعه به فقها (رُواةِ حَدِیثِنَا) داده بودند و این، نشان از استمرار نیابت در عصر غیبت کبری دارد.
🔹 تفاوت نیابت خاص و نیابت عام
در نظام اعتقادی شیعه، نیابت خاص به معنای تعیین فردی مشخص و معیّن از سوی امام معصوم (ع) است که بهطور مستقیم با امام در ارتباط بوده و دستورات و احکام را از محضر ایشان دریافت میکند.
این نوع نیابت، در عصر غیبت صغری تحقق یافت و چهار تن از نائبان خاص (نواب اربعه) بهترتیب، عهدهدار این مسئولیت بودند. این نائبان، با اسم و نشان از سوی امام حسن عسکری (ع) و امام زمان (عج) معرفی شدند و مردم از طریق آنها با امام ارتباط داشتند.
اما نیابت عام، به دورهٔ غیبت کبری اختصاص دارد که در آن، امام زمان (عج) شخص خاصی را بهعنوان نائب معرفی نمیکند، بلکه معیارها و شرایطی را بیان میفرماید که هر فقیهی دارای آن شرایط باشد، بهعنوان نائب عام امام شناخته میشود.
این شرایط عبارتند از: فقاهت، عدالت، تقوا، مدیریت، زمانشناسی، دشمنشناسی و کاردانی. در این نوع نیابت، فقیه با استنباط از قرآن و سنت، احکام الهی را استخراج کرده و جامعه را در مسیر صحیح هدایت میکند، هرچند ارتباط مستقیمی با امام (عج) ندارد.
بنابراین، نیابت خاص با ارتباط مستقیم و تعیین اسمی همراه است، در حالی که نیابت عام بر پایهٔ معیارهای الهی استوار است و مصداق آن، با شناسایی خبرگان، تعیین میشود.
🔹 دلیل نقلی بر استمرار نیابت عام
امام زمان (عج) در توقیع اسحاق بن یعقوب بهروشنی دستور به مراجعه به فقها دادهاند:«وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ» (۱2)
«در حوادث و رویدادهایی که پیش میآید، به راویان احادیث ما مراجعه کنید، زیرا آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم.»
این روایت، بهوضوح نشان میدهد که فقیهان جامعالشرایط، بهعنوان نائبان عام امام (عج) در عصر غیبت کبری، عهدهدار رهبری و هدایت جامعه هستند.
🔹 پاسخ به شبهه: چرا با وجود پایان نیابت خاص، ولی فقیه را نائب امام میدانیم؟
شبههای که برخی مطرح میکنند این است که «امام زمان (عج) به آخرین نائب خود دستور داد که جانشینی برای خود انتخاب نکند، بنابراین در دوران غیبت کبری دیگر نائبی وجود نخواهد داشت و نمیتوان رهبری را نائب امام زمان نامید.»
پاسخ به این شبهه، با توجه به توقیع اسحاق بن یعقوب و تمایز میان نیابت خاص و عام، روشن میشود:امام (عج) در توقیع به علی بن محمد سمری، پایان نیابت خاص را اعلام کردند و فرمودند که دیگر نائب خاصی وجود نخواهد داشت.
اما در همان دوران، در توقیع دیگری، نیابت عام را برای فقهای جامعالشرایط اثبات کردند و مردم را به مراجعه به آنان امر فرمودند.بنابراین، پایان نیابت خاص، با وجود نیابت عام (که در عصر غیبت کبری، ولی فقیه مصداق آن است) هیچگونه منافاتی ندارد.
🔹 نقش خبرگان در شناسایی ولی فقیه در عصر غیبت
در عصر حاضر، مقام معظم رهبری (آیتالله خامنهای) با برخورداری از شرایط فقاهت، عدالت، تقوا، مدیریت و کاردانی، بهعنوان فقیه جامعالشرایط و نائب عام امام زمان (عج) شناخته شدهاند.
ایشان، با هدایت نظام اسلامی در مسیر انقلاب و حفظ ارزشهای اهلبیت (ع)، نقش نایب امام را بهخوبی ایفا کردهاند و بیعت با ایشان، بیعت با امام زمان (عج) و امیرالمؤمنین (ع) محسوب میشود.این مسئله، ریشه در روایات معصومین (ع) و مبانی فقهی شیعه دارد و با پایان نیابت خاص، هیچگونه تناقضی ندارد.
🔹 امام زمان (عج)؛ حاکم و مدبر جامعه در تمام اعصار
از دیدگاه شیعه، غیبت امام زمان (عج) امری ظاهری است و ایشان در طول دوران غیبت نیز در جامعه حضور دارد و مدیریت ایشان بر جامعهٔ بشری، تا زمان برطرفشدن موانع ظهور، ادامه دارد.
امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری نیز به وظیفهٔ خود در قبال مسلمانان عمل میکند و هر کجا که لازم باشد، نواب خود را هدایت و در امور جامعه دخالت مینماید.
نمونهٔ بارز این هدایت، تصحیح فتوای شیخ مفید توسط امام (عج) بود که پس از آن، شیخ مفید تصمیم گرفت دیگر فتوا ندهد، اما امام (عج) به وی فرمودند که شما به وظیفهٔ خود عمل کنید و هر کجا لازم باشد، من اشتباهات را رفع میکنم.
این روایت، بهخوبی نشان میدهد که امام زمان (عج) همواره بر امور جامعه نظارت دارند و نواب خود را در مسیر صحیح هدایت میکنند.
🔹 فقها و مجتهدان جامعالشرایط؛ نواب امام زمان (عج)
فقها، مراجع تقلید و مجتهدان جامعالشرایط، نواب امام زمان (عج) محسوب میشوند و ایشان از طریق آنها، امور جامعهٔ اسلامی را انجام میدهد. در زمان غیبت، این نواب، عهدهدار رهبری و هدایت جامعه هستند و مردم وظیفه دارند در مسائل دینی، سیاسی و اجتماعی به آنها مراجعه کنند.
هنگامی که «بسط ید» برای علما پیش آید (یعنی مجتهد جامعالشرایط، طاغوت را کنار بزند و اسلام را برقرار کند)، دیگر فقها و مجتهدان نمیتوانند در مسائل حکومتی دخالت کنند و تعیین نهایی مصالح حکومت، جنگ و صلح و تصمیمات دیگر، تنها بر عهدهٔ ولی فقیه است.
🔹 ادعای اطاعت از امام زمان (عج) بدون پذیرش نایب وی؛ مردود
نمیتوان امام زمان (عج) را قبول داشت، اما نیابت نائب وی را نپذیرفت، زیرا امام زمان (عج) به اطاعت از نائب خود دستور داده است.بنابراین، هرگونه ادعای اطاعت از امام زمان (عج) بدون پذیرش ولی فقیه، مردود و بیاساس است. این اصل، ریشه در روایات معصومین (ع) دارد که فقهای جامعالشرایط را بهعنوان حجت و نائب خود بر مردم معرفی کردهاند.
🔹 جمهوری اسلامی؛ تنها حکومت اسلامی پس از ۱۴۰۰ سال
جمهوری اسلامی ایران، تنها حکومت اسلامی است که پس از یک هزار و ۴۰۰ سال، بر اساس اصول ولایت فقیه و نیابت عام تشکیل شده است.
همانگونه که در جامعهٔ کوچکی مانند خانواده، ضعفهایی وجود دارد که نباید آن را بهقدری بزرگ کرد که تمام خانواده به زیر سؤال برود، در حکومت اسلامی نیز اگر مسئولی خلاف کرد، نباید تمام سیستم را به زیر سؤال برد.
این حکومت، اسلامی و الهی است و از جانب امام زمان (عج) تاکنون بهصورتهای مختلف، پشتیبانی شده است.
🔹 ولایت فقیه؛ استمرار ولایت امیرالمؤمنین (ع)
ولایت حضرت علی (ع) در زمان ۲۵ سال خانهنشینی، گرچه نمیتوانست حکومت اسلامی برپا کند، اما این موضوع، ولایت ایشان را ساقط نمیکرد و ایشان در مواقع لزوم در امور حکومتی دخالت میکردند.
در طول پنج سالی که ایشان امامت و حکومت را بر عهده داشتند، عالیترین نمونهٔ حکومت اسلامی را ایجاد کردند.ولایت فقیه نیز، استمرار همین ولایت است و در عصر غیبت، فقیه جامعالشرایط، عهدهدار این مسئولیت خطیر است.
🔹 اطاعت از ولی فقیه؛ تکلیفی شرعی در عصر غیبت
در حکومت اسلامی، حاکمیت به دست مرجع شرعی است و فقهای شورای نگهبان، بر اجرای قوانین نظارت دارند.اگر حاکم شرعی از قوانین تخلف کند، از مرجعیت ساقط میشود.
بنابراین، اطاعت از ولی فقیه، تکلیف شرعی افراد مختلف در زمان غیبت است و امام زمان (عج) نیز خود بر این شرایط ناظر است.مردم وظیفه دارند در مسائل دینی، سیاسی و اجتماعی، به فقیه جامعالشرایط مراجعه کنند و از رهنمودهای او پیروی نمایند.
بخش یازدهم: حدیث «علماء ورثة الأنبیاء»؛ جایگاه علم و فقاهت در نیابت عام
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند:«مَنْ سَلَکَ طَرِیقاً یَطْلُبُ فِیهِ عِلْماً سَلَکَ اللَّهُ بِهِ طَرِیقاً إِلَى الْجَنَّةِ، وَ إِنَّ الْمَلَائِکَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِهِ، وَ إِنَّهُ یَسْتَغْفِرُ لِطَالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِی السَّمَاءِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ حَتَّى الْحُوتِ فِی الْبَحْرِ، وَ فَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ، وَ إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ، إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُوَرِّثُوا دِینَاراً وَ لَا دِرْهَماً، وَ لَکِنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ، فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ» (13)«هر کس در راهی گام نهد که در آن به دنبال دانش باشد، خداوند او را به راهی به سوی بهشت میبرد. همانا فرشتگان با خوشحالی بالهای خویش را برای دانشجو میگشایند و اهل آسمان و زمین، حتی ماهیان دریا، برای دانشجو طلب آمرزش میکنند. برتری عالم بر عابد، مانند برتری ماه شبچهارده بر دیگر ستارگان است. همانا عالمان، وارثان پیامبراناند؛ زیرا پیامبران، دینار و درهمی از خود به جا نمیگذارند، بلکه علم را به ارث مینهند. پس هر که از آن علم برگیرد، بهرهای فراوان برده است.»
۱. «مَنْ سَلَکَ طَرِیقاً یَطْلُبُ فِیهِ عِلْماً»
این بخش از روایت، به ارزش والای طلب علم اشاره دارد و نشان میدهد که هر کس در مسیر کسب علم گام بردارد، خداوند او را به سوی بهشت هدایت میکند.
این علم، محدود به علوم دینی نیست، اما در صدر آنها، علم به احکام الهی و معارف اهلبیت (ع) قرار دارد که همان فقاهت است.
۲. «وَ إِنَّ الْمَلَائِکَةَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِهِ»
فرشتگان، بهعنوان نشانهای از احترام به علم و عالم، بالهای خود را برای دانشجو میگشایند و این، نشان از جایگاه رفیع علم و عالم در نظام آفرینش دارد.
این تعبیر، بیانگر آن است که علم، نه تنها برای انسان، بلکه برای تمام موجودات آسمانی نیز ارزشمند است.
۳. «وَ یَسْتَغْفِرُ لِطَالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِی السَّمَاءِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ حَتَّى الْحُوتِ فِی الْبَحْرِ»
همهٔ موجودات، از اهل آسمان و زمین تا ماهیان دریا، برای دانشجو طلب آمرزش میکنند.
این عبارت، نشان از برکت علم و نقش آن در سعادت انسان دارد و بیانگر آن است که طلب علم، نه تنها برای فرد، بلکه برای تمام نظام هستی، خیر و برکت به همراه دارد.
۴. «وَ فَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ»
در اینجا، پیامبر (ص) برتری عالم بر عابد را به برتری ماه شبچهارده بر دیگر ستارگان تشبیه میفرمایند.
عابد، کسی است که به عبادت و ریاضت مشغول است، اما عالم، کسی است که با علم خود، به دیگران نیز هدایت میرساند و جامعه را از انحراف و گمراهی نجات میدهد.از این رو، عالم از جایگاه والاتری برخوردار است.
۵. «وَ إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ»
این عبارت، مهمترین بخش روایت برای اثبات ولایت فقیه است.پیامبران (ع) از خود، دینار و درهمی به ارث نمیگذارند، بلکه علم را بهعنوان میراث خود باقی میگذارند.عالمان دینی، وارثان این علم هستند و وظیفهٔ آنها، حفاظت از دین، تبیین احکام الهی و هدایت جامعه است.
۶. «فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ»
هر کس از این علمِ میراثبرده، بهره گیرد، بهرهای فراوان برده است.این بهرهمندی، شامل تقویت ایمان، هدایت در مسائل شرعی و کسب معرفت الهی میشود و نشان از ارزش والای علم و دانش دینی دارد.
🔹 ارتباط با نائب امام زمان و نظام ولایت فقیه
این حدیث شریف، از چند جهت به اثبات ولایت فقیه و نیابت عام کمک میکند:
۱. علم، میراث پیامبران (ع) و شرط نیابت
پیامبران (ع) علم را بهعنوان میراث خود به جا گذاشتند و عالمان دینی، وارثان این علم هستند.فقیه جامعالشرایط که با استنباط از قرآن و سنت، احکام الهی را استخراج میکند، در حقیقت از این میراث استفاده میکند و شایستهٔ مقام رهبری و نیابت از امام زمان (عج) است.
۲. برتری عالم بر عابد و لزوم رهبری جامعه
اگر عابد، تنها به عبادت خود مشغول است، عالم با علم خود، جامعه را هدایت میکند و این هدایت، شامل رهبری و مدیریت جامعه نیز میشود.بنابراین، عالم (فقیه) از جایگاه والاتری برخوردار است و میتواند عهدهدار ولایت و رهبری باشد.
۳. علم و فقاهت؛ مبنای نیابت عام
بر اساس این روایت، علم (و بهویژه فقاهت) مبنای اصلی شایستگی برای رهبری و نیابت است.فقهای جامعالشرایط، با برخورداری از علم دینی، وارثان پیامبران (ع) هستند و این ویژگی، آنان را بهعنوان نائبان امام زمان (عج) معرفی میکند.در عصر حاضر، مقام معظم رهبری (آیتالله خامنهای) بهعنوان فقیهی جامعالشرایط، مصداق بارز این روایت هستند و با علم و فقاهت خود، جامعه را هدایت میکنند.
۴. وظیفهٔ مردم در مراجعه به عالمان
همانگونه که مردم برای بهرهمندی از میراث پیامبران (ع) باید به عالمان مراجعه کنند، در عصر غیبت نیز برای حل مسائل دینی و اجتماعی، باید به فقهای جامعالشرایط مراجعه کنند و از آنان پیروی نمایند.این مراجعه، همان نیابت عام است که در نظام ولایت فقیه، بهخوبی تحقق یافته است.
نتیجهگیری:
بررسی جامع ادلهٔ قرآنی، روایی و فقهی ولایت فقیه، نشان میدهد که فقیه جامعالشرایط، بهعنوان نائب عام امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری، نقشی اساسی در هدایت جامعهٔ اسلامی ایفا میکند.روایات معصومین (ع)، بهویژه توقیع اسحاق بن یعقوب و مقبولهٔ عمر بن حنظلة، بهروشنی بر مرجعیت فقها و لزوم اطاعت از آنان در عصر غیبت تأکید دارند و پایان نیابت خاص (نواب اربعه) هرگز به معنای پایان نیابت عام نبوده است.
در نظام جمهوری اسلامی ایران، این اصل با نقش خبرگان در شناسایی فقیه جامعالشرایط و تطبیق آن بر شخصیتی والا مانند مقام معظم رهبری (آیتالله خامنهای)، تحقق عینی یافته است. ایشان با برخورداری از شرایطی چون فقاهت، عدالت، تقوا، مدیریت، شجاعت، کاردانی و زمانشناسی، مصداق کامل نائب امام زمان (عج) هستند و بیعت با ایشان، بیعت با امام زمان (عج) و استمرار راه اهلبیت (ع) محسوب میشود.
بنابراین، اطاعت از ولی فقیه، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک تکلیف شرعی است که امام زمان (عج) خود بر آن تأکید کردهاند و هرگونه ادعای اطاعت از امام (عج) بدون پذیرش نائب ایشان، از نظر شرعی و عقلی، مردود و بیاساس خواهد بود.
ارجاعات:
[1] حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، جلد ۲۷، صفحهٔ ۱۳۱.[2] بحارالأنوار، جلد ۵۳، صفحهٔ ۱۸۱، حدیث ۱۰.
[۳] اصول کافی، جلد ۱، صفحهٔ ۲۰۲.
[۴] صحاح طبرسی، جلد ۲، صفحهٔ ۲۶۲ .
[۵] کتاب نقد، شماره ۸، صفحهٔ ۱۱۵.
[۶] سنن ابنماجه، جلد ۱، صفحهٔ ۶۰۵، حدیث ۱۸۷۹ .
[۷] بیانات مقام معظم رهبری، ۳۰ بهمن ۱۳۷۰.
[۸] صحیفهٔ نور، جلد ۱۰، صفحهٔ ۲۶.
[۹] بحارالأنوار، جلد ۳۷، صفحهٔ ۱۱۲ .
[۷] جوادی آملی، عبدالله، ولایت فقیه، صفحهٔ ۳۹۰
[۸] روزنامهٔ جمهوری اسلامی، ۳/۳/۱۳۶۲، و نیز خاطرات و حکایتها، جلد ۱، صفحهٔ ۳۷
[۹] صحیفهٔ نور، جلد ۱۷، صفحهٔ ۱۷۰
[۱۰] سورهٔ نساء، آیهٔ ۵۹
[۱1] صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، جلد ۲، صفحهٔ ۵۱۶
[۱2] همان، جلد ۲، صفحهٔ ۴۹۳
[13] کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۴.
نویسنده: قربان منتظمی
منبع:تحریریه راسخون
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}