مقدمه
بیان مسئله:
جمهوری اسلامی ایران، در طول حیات پربرکت خود، همواره با تهدیدات و توطئه‌های دشمنان مواجه بوده است. از هشت سال دفاع مقدس که ملت ایران با دستان خالی، اما با ایمان و اراده، در برابر تمام قدرت‌های استکباری ایستاد، تا جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان که دشمن صهیونی-آمریکایی بار دیگر تمام توان خود را به میدان آورد، ملت ایران هر بار ثابت کرده است که در میدان نظامی، دشمن حرفی برای گفتن ندارد.
 
در یک سال گذشته، ایران اسلامی یکی از سخت‌ترین و همه‌جانبه‌ترین جنگ‌های ترکیبی را تجربه کرده است. دشمن صهیونی-آمریکایی — که در میدان نظامی به بن‌بست خورده و نتوانسته است به اهداف شوم خود دست یابد — اکنون با ابزارهای دیگر به میدان آمده است: جنگ اقتصادی، تحریم‌های فلج‌کننده، جنگ روانی، و جنگ شناختی. دشمن می‌خواهد آنچه را که با موشک و پهپاد به دست نیاورده است، با فشار اقتصادی و القای ناامیدی به دست آورد.
 
پرسش اساسی این مقاله این است: «دفاع همه‌جانبه در برابر تهدیدات ترکیبی و جنگ اقتصادی، چگونه بر اساس قرآن و سنّت تبیین می‌شود؟» پاسخ به این پرسش، نیازمند بررسی مبانی قرآنی، ابعاد مختلف، ویژگی‌های اساسی، و راهکارهای عملی دفاع همه‌جانبه است.
 
ضرورت بحث:
ضرورت پرداختن به این موضوع، از چند جهت قابل تبیین است:
جهت اول: شرایط کنونی ایران
ایران در ۶ ماه جنگ با آمریکا و صهیونیزم، ثابت کرده است که در میدان نظامی، دشمن حرفی برای گفتن ندارد. دشمن اکنون به جنگ اقتصادی و تحریم روی آورده است. در چنین شرایطی، مردم ایران باید ماهیت دشمنی را به‌خوبی بشناسند و برای مقابله با آن، آماده باشند.
 
جهت دوم: ضرورت آگاهی‌بخشی به نسل جوان
نسل جوان ایران، آینده‌سازان این کشور هستند. اگر این نسل با آیات سیاسی و نظامی قرآن آشنا نشود، دشمن می‌تواند از خلأ آگاهی آنان سوءاستفاده کند. آیات سیاسی و نظامی قرآن باید در مدارس، دانشگاه‌ها، و مساجد بازگو شوند تا آمادگی دفاعی در نسل‌های جدید نهادینه شود.
 
جهت سوم: ضرورت انسجام ملی
در شرایط جنگ ترکیبی، دشمن به دنبال تفرقه‌افکنی در جامعه اسلامی است. هر جدال، هر اختلاف، و هر فرقه‌گرایی، آب به آسیاب دشمن می‌ریزد. وحدت و انسجام ملی، سپرِ دفاعی ما در برابر دشمن است.
 
جهت چهارم: ضرورت صرفه‌جویی در منابع
در جنگ اقتصادی، هر منبعی — مالی، انسانی، طبیعی — یک سرمایهٔ دفاعی است. اسراف و ولخرجی، این سرمایه‌ها را هدر می‌دهد و توان دفاعی کشور را کاهش می‌دهد. صرفه‌جویی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
 
اهداف مقاله:
این مقاله، با سه هدف اصلی نگاشته شده است:
هدف اول: تبیین مبانی قرآنی دفاع همه‌جانبه
این مقاله درصدد است مبنای قرآنیِ دفاع همه‌جانبه را از آیات قرآن استخراج کند و نشان دهد که قرآن، یک فرمان راهبردی برای آمادگی همه‌جانبه در برابر دشمن ارائه داده است. همچنین پیوند دین و سیاست، معنای آمادگی، و نمونه‌های تاریخی از آمادگی در صدر اسلام بررسی می‌شوند.
 
هدف دوم: تبیین ابعاد و ویژگی‌های دفاع همه‌جانبه
این مقاله به بررسی ابعاد مختلف دفاع همه‌جانبه — نظامی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، و اجتماعی — می‌پردازد و ویژگی‌های اساسی آن — بازدارندگی، وحدت، عزم، و صرفه‌جویی — را تبیین می‌کند.
 
هدف سوم: ارائه راهکارهای عملی دفاع همه‌جانبه
این مقاله درصدد است راهکارهای عملی برای تحقق دفاع همه‌جانبه در عرصه‌های مختلف ارائه دهد: تقویت بازدارندگی نظامی، اقتصاد مقاومتی، بصیرت‌افزایی، وحدت ملی، و صرفه‌جویی در منابع.
 

«دفاع همه‌جانبه؛ راهبرد قرآنی-انقلابیِ مقابله با تهدیدات ترکیبی و جنگ اقتصادی»

بخش اول: مبانی قرآنیِ دفاع همه‌جانبه

🔸 چرا دفاع همه‌جانبه یک فرمان الهی است؟
دفاع همه‌جانبه، یک راهبرد قرآنی-انقلابی است که ریشه در وحی الهی دارد. قرآن کریم، مبنای اصلیِ این راهبرد را در آیه ۶۰ سوره انفال ترسیم کرده است. این آیه که آرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، همهٔ مسلمانان را به آمادگی همه‌جانبه در برابر دشمن فرامی‌خواند.
 
خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ» [۱].
 
ترجمه: «و هر چه در توان دارید، از نیرو و اسبانِ آماده، برای [مقابله با] آنان فراهم کنید، تا با این [تدارکات]، دشمنِ خدا و دشمنِ خودتان و [دشمنانِ] دیگری را جز ایشان که شما نمی‌شناسیدشان ولی خدا آنان را می‌شناسد، بترسانید. و هر چه در راهِ خدا انفاق کنید، به شما بازگردانده می‌شود و به شما ستم نخواهد شد.»
 
این آیه، یک فرمانِ راهبردی است که همهٔ مسلمانان را — زن و مرد، پیر و جوان — به آمادگی همه‌جانبه در برابر دشمن فرامی‌خواند. آمادگی همه‌جانبه شامل نیروی نظامی، جنگ روانی، شعار، تبلیغات، آرایش نظامی، و فریب دشمن می‌شود.
 
🔸 دین از سیاست جدا نیست؛ دفاع، عرصهٔ پیوند آن دو
این آیه، یکی از صدها آیهٔ سیاسی در قرآن کریم است که نشان می‌دهد دین از سیاست جدا نیست. اگر کسی گمان کند که دین از سیاست جدا است، بداند که این گفتهٔ قرآن است که در همهٔ موضوعات — از جمله مسائل نظامی، سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی — حرف دارد برای گفتن، به‌ویژه اگر با روایات در کنار هم باشند.
 
این آیه، نمونه‌ای روشن از پیوند دین و سیاست است؛ چرا که به آمادگی نظامی و مقابله با دشمن دستور می‌دهد. دفاع همه‌جانبه، دقیقاً مصداقِ عینیِ پیوند دین و سیاست است.
 
🔸 «هر چه توان دارید»؛ اصلی که محدودیت نمی‌شناسد
«وَ أَعِدُّوا» از ریشه «عُدّه» به معنای «آماده‌باش» است. در فارسی می‌گوییم: «فلانی مستعد است» یعنی آمادگی دارد. پس «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ» یعنی: برای دشمن، آماده کنید. «مَا اسْتَطَعْتُمْ» یعنی: هر چه توان دارید. این کلمه، بار سنگینی دارد. مجلس شورای اسلامی برای تصویب بودجه‌های نظامی، نباید چانه بزند؛ هرچه می‌تواند باید کمک کند. آمادگی نظامی بر همه واجب است — زن یا مرد فرقی ندارد. آموزش نظامی یعنی دفاع، بر مرد و زن واجب است.
 
«مَا اسْتَطَعْتُمْ» یک اصل قرآنی است که در دو آیه دیگر نیز تکرار شده است [۲] و [۳]. یعنی خداوند تکلیف نمی‌کند بیش از وسع. وسع یعنی توان جسمی. به مقداری که جان داری. تکلیف ما بر اساس توان درونی و امکانات بیرونی است.
 
🔸 آمادگی در عمل؛ درس‌هایی از صدر اسلام
درس اول: مقابله به مثل در شعار

در جنگ‌های صدر اسلام، بت‌پرست‌ها شعار «اعلُ هبل» (زنده باد هُبل!) سر می‌دادند. حضرت فرمود: «الله اعلی و أجل» (خدای ما اعلی و برتر است). نیز گفتند: «انا لنا العزی ولا عزی لکم» (ما بت عُزّی داریم، شما ندارید). حضرت فرمود: «الله مولانا و لا مولی لکم» (خدا مولای ماست، شما مولای ما را ندارید). [۴] این نمونه نشان می‌دهد که حتی با شعار باید مقابله به مثل کرد. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ» شامل شعار، تبلیغات، و جنگ روانی نیز می‌شود.
 
درس دوم: سن سربازی در اسلام
در اسلام، سن سربازی ثابت نیست. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ» یعنی: هر کس، هر چه می‌تواند. نوجوان ۱۴ ساله اگر توان دارد، باید آماده باشد. پیرمرد اگر توان دارد، باید آماده باشد. در اسلام، ریش‌سفیدها نیز به جبهه می‌رفتند، اما ریش‌هایشان را رنگ می‌کردند تا دشمن گمان نکند ارتش اسلام، پیرمرد هستند.
 
درس سوم: آرایش نظامی در جبهه
روزی حضرت در جبهه پرسید: «غذا چیست؟» گفتند: «آبگوشت است.» فرمود: «چند دیگ بار گذاشته‌اید؟» گفتند: «یک دیگ.» فرمود: «چرا یک دیگ؟ شما ده تا دیگ بار بگذارید.» گفتند: «جمعیت یک دیگ بیشتر نیست.» فرمود: «ده تا دیگ آب با فاصله بگذارید. نه تا را آب خالی کنید و زیرش را روشن کنید، یکی هم آبگوشت باشد.» گفتند: «چه فایده‌ای دارد؟» فرمود: «دیدبان دشمن ما را می‌بیند. اگر یک دیگ بار بگذاریم، می‌گوید جمعیت مسلمان‌ها کم است. اگر بفهمند جمعیت ما کم است، جرأت پیدا می‌کنند و حمله می‌کنند. او نمی‌داند در دیگ آب است یا آبگوشت. ولی با فاصله ده دیگ بار بگذارید، یعنی آرایش نظامی شما طوری باید باشد که حواس آنها جمع باشد.» این نمونه، نشان می‌دهد که آمادگی همه‌جانبه شامل آرایش نظامی، جنگ روانی، و فریب دشمن نیز می‌شود. [۵]
 
🔸 آیات سیاسی و نظامی؛ سپر آگاهی نسل جوان
آیات سیاسی و نظامی قرآن — از جمله آیه ۶۰ سوره انفال — باید در دانشگاه‌ها، مدارس، و برای نوجوانان و جوانان بازگو شوند تا آمادگی دفاعی در نسل‌های جدید نهادینه شود. جوانان و دانشجویان باید بدانند که بین دین و سیاست، ارتباطی عمیق و ناگسستنی وجود دارد. دشمنان اسلام، سال‌ها تلاش کرده‌اند تا بین دین و سیاست تفرقه بیندازند و جوانان را گمراه کنند.
 
 اما حقیقت آن است که در اسلام، اعتقادات و سیاست، به هم پیوسته‌اند. آیه ۶۰ سوره انفال، دقیقاً همین پیوند را نشان می‌دهد: یک فرمانِ اعتقادی که به آمادگی نظامی و سیاسی دستور می‌دهد.
 
راهکار عملی:
🔹برگزاری دوره‌های تفسیر موضوعی قرآن با محوریت آیات سیاسی و نظامی در مساجد، مدارس، و دانشگاه‌ها.
🔹تولید محتوای رسانه‌ای جذاب (کلیپ، پادکست، اینفوگرافیک) برای تبیین پیوند دین و سیاست.
🔹تشویق جوانان به پژوهش در زمینه آیات سیاسی و نظامی قرآن و ارائه مقالات و طرح‌های پژوهشی.
 

بخش دوم: قدرت، سپرِ امنیت؛ بازدارندگی در برابر دشمنان

🔸 هدف از کسب قدرت؛ بازدارندگی یا تجاوز؟
هدف از کسب قدرت چیست؟ در دنیا، ارتش‌ها و قواهای مسلحِ بسیاری وجود دارند، اما بعضی برای غارت و استعمار، و بعضی برای حفظ امنیت و مصونیت. قرآن کریم، هدفِ نهاییِ کسب قدرت را در آیه ۶۰ سوره انفال چنین ترسیم می‌کند: «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» [۶]. یعنی دشمن خدا را بترسانید — بازدارندگی ایجاد کنید تا جرأت نکنند به حریم ما دست درازی کنند. قوای مسلح برای مصونیت کشور است، برای مصونیت ناموس است، برای قتل و غارت نیست.
 
اسلام، دینِ صلح و رحمت است، اما در برابر تجاوز، قاطعانه می‌ایستد. آیاتی که قرآن می‌گوید: «بکشید» — مانند «قَاتِلُوا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ...» [۷] — به آیات دیگر مقید است: «کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ» یعنی چون آنها کشتند، شما بکشید. یعنی باید ضعیف نباشید، باید آماده باشید، باید بتوانید از خود دفاع کنید.
 
🔸 آغازگر جنگ نباشید؛ اما در دفاع، قاطع باشید
قرآن کریم می‌فرماید: «وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» [۸]. یعنی: آنها شروع کردند، وقتی طرف تیراندازی را شروع کرد، تو هم باید بتوانی جواب بدهی. آغازگر جنگ نباشید، اما در دفاع، قاطع باشید.
 
مقام معظم رهبری در نامهٔ دوم خود به جوانان اروپایی و آمریکای شمالی فرمودند: «ما هیچ‌وقت در تاریخ آغازگر جنگ نبودیم.» [۹] این، خیلی مهم است و برای ما افتخار است و شعار قشنگی است. جمهوری اسلامی در هیچ مرحله‌ای آغازگر جنگ نبوده، ولی اگر به او حمله شده، از خودش جانانه دفاع کرده است. هشت سال جنگید، ولی یک وجب زمین ایران را به بعثی‌ها نداد.
 

🔸 «مَا اسْتَطَعْتُمْ»؛ زن و مرد ندارد

«تُرْهِبُونَ بِهِ» یعنی بازدارندگی. این آیه، زن و مرد ندارد. از خضاب ریش گرفته تا مدرن‌ترین اسلحه‌ها، «مَا اسْتَطَعْتُمْ» — زن باشد یا مرد باشد، ظاهر باشد یا باطن باشد، بودجه‌اش نباید انحصار باشد. نگویند: «ما این کار را می‌خواهیم بکنیم، ولی تأمین اعتبار ندارد.» مسئلهٔ اعتبارش را باید حل کنیم. «مَا اسْتَطَعْتُمْ» — هر چه می‌توانید، قصه را جدی بگیرید.
 
«تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» — هم قدرت سیاسی، هم قدرت امنیتی و نظامی و تبلیغی، هم قدرت تدارکاتی. «مِنْ قُوَّةٍ» — از هر رقم که هست.
 
🔸 آمادگی برای دشمنان ناپیدا
«وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ» [۶] — فقط به دشمن امروز نگاه نکنید. یک دشمنانی هستند که شما نمی‌شناسید، خدا می‌شناسد. غیر از دشمنانی که روبروی شما صف کشیدند، دشمنانی دارند ناپیدا هستند. باید برای آنها هم مجهز باشید.
 
در قرآن ده-پانزده مورد «یَسْئَلُونَکَ» هست — سؤال‌های امروز. یک آیه داریم که هنوز سؤال نیست، ولی در آینده سؤال خواهند کرد. «سَیَقُولُ السُّفَهَاءُ» [۱۰] و «سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا» [۱۱]. یعنی فعلاً سؤالی نیست، ولی اینهایی که من می‌شناسم، در آینده تو را به چالش خواهند کشید. پس تو باید هم پاسخ سؤالات الآن را داشته باشی، هم پاسخ سؤالاتی که احتمالاً در آینده شود.
 
🔸 راهکار عملی؛ قدرت بازدارندگی در عمل
قدرت بازدارندگی، تنها به تجهیزات نظامی محدود نمی‌شود. بازدارندگی واقعی، ترکیبی از قدرت سخت، نیمه‌سخت، و نرم است:
قدرت سخت (نظامی):
تقویت نیروهای مسلح، تجهیزات به‌روز، دفاع سایبری، و آمادگی رزمی. آیه ۶۰ سوره انفال، دقیقاً همین را می‌خواهد: «مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ».
 
قدرت نیمه‌سخت (اقتصادی، علمی):
اقتصاد مقاومتی، تولید داخلی، خودکفایی، و پیشرفت علمی. دشمن با جنگ اقتصادی می‌خواهد ما را به زانو درآورد. پاسخ ما، تقویت بنیه اقتصادی و کاهش وابستگی است.
 
قدرت نرم (فرهنگی، اجتماعی):
بصیرت‌افزایی، جنگ شناختی، انسجام ملی، و امیدآفرینی. دشمن با جنگ روانی می‌خواهد روحیه ما را تضعیف کند. پاسخ ما، تقویت ایمان و وحدت است.
 
🔸راهکار عملی:
🔹تقویت بازدارندگی نظامی: سرمایه‌گذاری در صنایع دفاعی بومی، موشک‌های دقیق‌زن، پدافند هوایی، و جنگ سایبری.
🔹تقویت بازدارندگی اقتصادی: اقتصاد مقاومتی، تولید داخلی، مدیریت مصرف، و مبارزه با فساد اقتصادی.
🔹تقویت بازدارندگی فرهنگی: بصیرت‌افزایی در مدارس و دانشگاه‌ها، تولید محتوای رسانه‌ای قوی، و تقویت هویت ملی و دینی.
  

بخش سوم: وحدت؛ مشتِ واحد در برابر دشمن

🔸 وحدت، رمزِ قدرت؛ تفرقه، عاملِ شکست
وحدت و یکپارچگی، شرطِ لازم برای حفظ قدرت و مقابله با دشمن است. اگر جامعه پراکنده و متفرق باشد، قدرت ندارد. این انگشت‌های ما اگر از هم باز باشند، نمی‌شود با این پنج انگشت باز حمله کرد — انگشت‌ها می‌شکنند. اما اگر اینها به هم چسبیدند و متحد شدند، مشت که شد، می‌شود در سینهٔ دشمن زد. یعنی اگر اتحاد باشد، قدرت هست، و اگر وحدت و تفرقه باشد، قدرت نیست.
 
قرآن کریم می‌فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا» [۱۳]. یعنی: همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرق نشوید. این آیه، یک راهبرد دفاعی است. «جَمِیعًا» یعنی با هم باشید، «وَ لَا تَفَرَّقُوا» یعنی تفرقه نکنید.
 
🔸 توحید و وحدت؛ پیوند ناگسستنی
خدا در قرآن سه بار گفته: «من قوی هستم». هرجا می‌گوید: «من قوی هستم، قهار هستم، قدرت دارم»، جلویش می‌گوید: «واحد» — «وَ لِلَّهِ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ». این کلمه سه مرتبه در قرآن تکرار شده است.
 
یعنی خدا چون یکتاست، زور دارد. اگر خدا هم چند خدا بود، «إِذًا لَذَهَبَ کُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ» [۱۴] — هر خدایی می‌رفت سراغ آن کسی که خلق کرده است. باید یکی باشد و اتحاد خیلی مهم است. توحید و وحدت، دو روی یک سکه هستند.
 
🔸 تفرقه؛ عذاب الهی در کنار عذاب آسمانی و زمینی
قرآن کریم، تفرقه را در کنار عذاب آسمانی و زمینی قرار داده است. خداوند می‌فرماید: «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ» [۱۵] — بگو: او قادر است که از بالا یا از زیر پای شما عذابی بر شما بفرستد، یا شما را گروه‌گروه (پراکنده) کند و طعم جنگ (و شکست) را به برخی از شما به دست برخی دیگر بچشاند.
 
این آیه، بسیار مهم است: خداوند سه نوع عذاب را در کنار هم می‌آورد: عذاب از آسمان، عذاب از زمین، و تفرقه. یعنی تفرقه، خودش یک نوع عذاب الهی است، هم‌سنگِ زلزله و آتشفشان. اگر جامعه‌ای مبتلا به تفرقه شود، مبتلا به عذاب الهی شده است.
 
🔸 درس‌هایی از تاریخ؛ گوساله‌پرستی و وحدت
حضرت موسی به کوه طور رفت تا سی روز عبادت کند و کتاب تورات را بیاورد. سی روزش چهل روز شد. در این ده روز که تمدید شد، یک هنرمندی به نام سامری، طلاها را گرفت و از طلاها یک مجسمه‌ای ساخت و گوساله‌ای، گفت: «هَذَا إِلَهُکُمْ وَ إِلَهُ مُوسَى» [۱۶] — خدای شما همین گوساله هست و یک عده سراغ گوساله‌پرستی رفتند.
 
حضرت موسی وقتی شنید، عصبانی شد و تورات را پرت کرد، ریش‌های برادرش را گرفت و کشید. برادرش گفت: «لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لَا بِرَأْسِی» [۱۷] — ریش‌هایم را نکش، موهای مرا نکش. می‌گوید: آخر پس چرا گذاشتی مردم گوساله‌پرست شدند؟ مگر تو هارون برادر من نبودی؟ مگر پیغمبر نبودی؟ «إِنِّی خَشِیتُ» — من ترسیدم، «أَنْ تَقُولَ» — بیایی بگویی، «فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ» — تفرقه شد. من خواستم برخورد انقلابی کنم، ولی ترسیدم بگویی جامعه از هم پاشید. من ترجیح دادم که یک عده گوساله‌پرست شوند و اما متحد شوند. شرف دارد به خداپرستی که با هم درگیر باشند. گوساله‌پرستیِ متحد را قبول می‌کنم، اما مسلمانِ اهل تفرقه را قبول نمی‌کنم.
 
🔸 روایتِ «دَعِ الْمِرَاءَ»؛ پرهیز از جدال
در روایت داریم: «دَعِ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کُنْتَ مُحِقًّا» [۱۸] — جر و بحث نکنید، گرچه حق با شماست. حدیث است. رها کن. مراء یعنی جدال، چانه‌زنی. چانه نزن، جر و بحث نکن، گرچه حق با تو هست. نگو حق با من است، حق با توست. اما اگر به جر و بحث می‌کشید، از خیرش بگذرید. «وَ لَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ» [۱۹] — مشرک نباشید. می‌گوییم: مشرک کیست؟ می‌گوید: نه، «مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ» [۲۰].
 
اما چرا این بحث در اینجا مطرح شد؟
زیرا در شرایط کنونی — جنگ ترکیبی و اقتصادی — دشمن به دنبال سوءاستفاده از اختلافات داخلی است. هر جدال، هر چانه‌زنی، و هر اختلاف، آب به آسیاب دشمن می‌ریزد. دشمن می‌خواهد جامعه اسلامی را از درون از هم بپاشد. او با القای اختلاف، تفرقه، و بدبینی، می‌خواهد ما را به جان هم بیندازد تا از مقابله با او غافل شویم.
 
🔸پیوند با دفاع همه‌جانبه:
دفاع همه‌جانبه، فقط به تجهیزات نظامی محدود نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین ابعاد دفاع همه‌جانبه، حفظ وحدت و انسجام داخلی است. اگر ما در درون خود، دچار تفرقه و جدال باشیم، حتی با پیشرفته‌ترین سلاح‌ها نیز نمی‌توانیم در برابر دشمن بایستیم. دشمن از اختلافات ما سوءاستفاده می‌کند. پس در شرایط کنونی، وقت آن نیست که با جدال و مراء، وحدت خود را خدشه‌دار کنیم.
 
نتیجه عملی:
در شرایط جنگ ترکیبی، هر مسلمانی موظف است از جدال و مراء — حتی اگر حق با او باشد — پرهیز کند، مگر در جایی که مصلحت اسلام و نظام ایجاب کند. وحدت، سپرِ دفاعی ما در برابر دشمن است. اگر می‌خواهیم در برابر دشمن بایستیم، باید اول در درون خود، متحد باشیم. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا».

🔸 راهکار عملی؛ وحدت در عمل
وحدت، یک شعار نیست؛ یک راهبرد عملی است. برای تحقق آن:
 
راهکار اول: تقویت مشترکات
به جای تکیه بر اختلافات، بر مشترکات تأکید کنیم: قرآن، اهلبیت(ع)، انقلاب اسلامی، و دشمن مشترک.
 
راهکار دوم: پرهیز از تفرقه‌افکنی
دشمن با القای اختلاف، می‌خواهد جامعه را از هم بپاشد. ما باید مراقب باشیم و از تفرقه‌افکنی پرهیز کنیم.
 
راهکار سوم: گفتگو و همدلی
به جای جدال و مراء، گفتگو و همدلی را جایگزین کنیم. «دَعِ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کُنْتَ مُحِقًّا» — جر و بحث نکن، گرچه حق با توست.
 
راهکار چهارم: انسجام در برابر دشمن
دشمن از تفرقه ما سوءاستفاده می‌کند. ما باید مشت واحد باشیم. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا»
 

بخش چهارم: آمادگی همه‌جانبه؛ از ورزش تا جایزه

🔸 توصیه به آموزش شنا، اسب‌سواری، و تیراندازی
«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ» یک فرمان عام است که همهٔ عرصه‌های آمادگی را در بر می‌گیرد. در صدر اسلام، وقتی به حضرت گفتند: «مردم یمن اسلحهٔ جدیدی دارند»، حضرت چند نفر را احضار کرد و فرمود: «به یمن بروید، آن اسلحه را آموزش ببینید و بیایید به مسلمان‌ها یاد بدهید.» [۲۰] این نمونه نشان می‌دهد که آمادگی همه‌جانبه شامل یادگیری فنون جدید، انتقال دانش، و به‌روزرسانی مهارت‌ها می‌شود.
 
«مَا اسْتَطَعْتُمْ» ممکن است بالفعل نباشد، ولی استطاعت دارد. استطاعت اندازه‌گیری نشده که چقدر است. استطاعت دارید. پس هر چه در توان دارید، باید به کار بگیرید.
 
🔸 ورزش اسلامی؛ دو شرط اساسی
اسلام، برای ورزش دو شرط تعیین کرده است:
۱. امروز لذت
۲. فردا خدمت
ورزش اسلامی، ورزشی است که هم در دنیا لذت‌بخش باشد و هم در آخرت و خدمت به جامعه مفید. شنا امروز یک لذت است و فردا کسی که شنا بلد باشد، می‌تواند جان خودش و دیگران را نجات دهد. تیراندازی و آموزش‌های نظامی امروز سرگرمی خوبی است و فردا کسی که بلد باشد، می‌تواند به جامعه خدمت کند. اسب‌سواری امروز تفریحی است و فردا کسی که اسب‌سوار باشد، می‌تواند به جامعه خدمت کند.
 
پیوند با دفاع: این بخش، مصداقِ عینیِ آمادگی همه‌جانبه است. آمادگی همه‌جانبه شامل ورزش‌های هدفمند می‌شود که هم لذت‌بخش باشند و هم خدمت‌آفرین.
 
🔸 مسابقه و برد و باخت در امور نظامی
مسابقهٔ برد و باخت در اسلام حرام است، اما در امور نظامی — مانند مسابقهٔ شنا، مسابقهٔ تیراندازی، و اسب‌سواری — برد و باختش حلال است. چرا؟ برای اینکه اینها هدف‌دار است. چون ورزش باید هدف‌دار باشد.
 
پیوند با دفاع: این بخش، مصداقِ عینیِ آمادگی همه‌جانبه است. آمادگی همه‌جانبه شامل مسابقات هدفمند می‌شود که هدفشان آمادگی دفاعی است، نه سرگرمی صرف.
 
🔸 نوع جایزه‌دهی در اسلام
پیغمبر ما دو چیز جایزه می‌داد:
۱. شتر حامله
۲. درخت خرمایی که به بار نشسته است
چرا؟ شتر حامله، خود شتر ارزش دارد. شیر شتر ارزش دارد. بچه‌ای که در شکم شتر است، شتر می‌زاید. بچه شتر مقدار زیادی گوشت می‌دهد. کرک شتر خیلی قیمتی است — از پشم گران‌تر است. قالی‌های کرکی از پشمی گران‌تر است. کرک، شیر، گوشتش، کمرش برای حمل و نقل و سواری — همه فایده است.
 
درخت خرما، خرمایش، چوبش، سایه‌اش — همه فایده است. اما امروز دنیای ما جوایزش دکوری است. یک چیزی می‌دهند، یک لوح می‌دهند یا یک مدال گردن می‌کنند، فقط علامت است. اما با این باید چه کرد؟ به چه درد می‌خورد؟
 
پیشنهاد:
امروز می‌خواهی جایزه بدهی، یک قطعه زمین بده. مگر این پرچم جمهوری اسلامی را بالا نبرد؟ این جوان زن ندارد، خانه و مسکن ندارد. بگویید: «هرکس مدال طلا آورد، صد متر زمین می‌دهیم.» یا صد متر زمین را به دو نفر بدهیم که دو طبقه بسازند — دو خانواده، مشکل این را حل کنید.
 
پیوند با دفاع: این بخش، مصداقِ عینیِ آمادگی همه‌جانبه است. آمادگی همه‌جانبه شامل نظام تشویقِ هدفمند می‌شود که مشکلات واقعیِ جوانان را حل کند، نه جوایز دکوری.
 
🔸 راهکار عملی؛ آمادگی جسمانی و مهارت‌های نظامی
آمادگی همه‌جانبه، تنها به تجهیزات نظامی محدود نمی‌شود. آمادگی جسمانی و مهارت‌های نظامی، بخش جدایی‌ناپذیرِ دفاع همه‌جانبه است. برای تحقق آن:
 
راهکار اول: آموزش همگانی شنا، اسب‌سواری، و تیراندازی
این سه مهارت، در صدر اسلام مورد تأکید پیامبر(ص) و امامان(ع) بوده است. امروز نیز باید در مدارس، دانشگاه‌ها، و مساجد آموزش داده شوند.

راهکار دوم: برگزاری مسابقات هدفمند
مسابقات شنا، تیراندازی، و اسب‌سواری — با جایزه‌های هدفمند — باید در سطح ملی برگزار شوند تا انگیزه آمادگی در جوانان تقویت شود.
 
راهکار سوم: نظام تشویق هدفمند
به جای جوایز دکوری، جوایز مصرفی و مفید (مانند زمین، مسکن، وام کم‌بهره) به برندگان مسابقات اهدا شود تا مشکلات واقعی آنان حل شود.
  

بخش پنجم: تفرقه؛ خنجری بر پیکرِ قدرت

🔸 مشرک کیست؟ تفرقه‌انداز در دین
قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ» [۲۰] — مشرک نباشید. می‌گوییم: مشرک کیست؟ بت‌پرست است؟ خورشیدپرست است؟ می‌گوید: نه، «مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ» [۲۱] — مشرک کسی است که در دین تفرقه به وجود بیاورد.
 
این آیه، یک نکتهٔ بسیار مهم را روشن می‌کند: مشرک، فقط بت‌پرست نیست؛ مشرک، کسی است که وحدت دین را می‌شکند و جامعهٔ اسلامی را به گروه‌های متخاصم تقسیم می‌کند. تفرقه در دین، خودش یک نوع شرک است؛ چرا که دین خدا، یکی است و تفرقه در آن، به معنای انکار وحدت الهی است. در شرایط کنونی — جنگ ترکیبی و اقتصادی — دشمن به دنبال سوءاستفاده از تفرقه‌های داخلی است. هر گروه‌گرایی، هر فرقه‌گرایی، و هر اختلاف، آب به آسیاب دشمن می‌ریزد.
 
🔸 تفرقه؛ عذاب الهی در کنار عذاب آسمانی و زمینی
قرآن کریم، تفرقه را در کنار عذاب آسمانی و زمینی قرار داده است. خداوند می‌فرماید: «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ» [۲۲] — بگو: او قادر است که از بالا یا از زیر پای شما عذابی بر شما بفرستد، یا شما را گروه‌گروه (پراکنده) کند و طعم جنگ (و شکست) را به برخی از شما به دست برخی دیگر بچشاند.
 
این آیه، بسیار مهم است: خداوند سه نوع عذاب را در کنار هم می‌آورد: عذاب از آسمان، عذاب از زمین، و تفرقه. یعنی تفرقه، خودش یک نوع عذاب الهی است، هم‌سنگِ زلزله و آتشفشان. اگر جامعه‌ای مبتلا به تفرقه شود، مبتلا به عذاب الهی شده است. دشمن با القای تفرقه، می‌خواهد ما را به عذاب الهی دچار کند. ما باید مراقب باشیم.
🔸 درس‌هایی از تاریخ؛ گوساله‌پرستی و وحدت
 
حضرت موسی به کوه طور رفت تا سی روز عبادت کند و کتاب تورات را بیاورد. سی روزش چهل روز شد. در این ده روز که تمدید شد، یک هنرمندی به نام سامری، طلاها را گرفت و از طلاها یک مجسمه‌ای ساخت و گوساله‌ای، گفت: «هَذَا إِلَهُکُمْ وَ إِلَهُ مُوسَى» [۲۳] — خدای شما همین گوساله هست و یک عده سراغ گوساله‌پرستی رفتند.
 
حضرت موسی وقتی شنید، عصبانی شد و تورات را پرت کرد، ریش‌های برادرش را گرفت و کشید. برادرش گفت: «لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَ لَا بِرَأْسِی» [۲۴] — ریش‌هایم را نکش، موهای مرا نکش. می‌گوید: آخر پس چرا گذاشتی مردم گوساله‌پرست شدند؟ مگر تو هارون برادر من نبودی؟
 
مگر پیغمبر نبودی؟ «إِنِّی خَشِیتُ» — من ترسیدم، «أَنْ تَقُولَ» — بیایی بگویی، «فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ» — تفرقه شد. من خواستم برخورد انقلابی کنم، ولی ترسیدم بگویی جامعه از هم پاشید. من ترجیح دادم که یک عده گوساله‌پرست شوند و اما متحد شوند. شرف دارد به خداپرستی که با هم درگیر باشند. گوساله‌پرستیِ متحد را قبول می‌کنم، اما مسلمانِ اهل تفرقه را قبول نمی‌کنم.
 
این درس تاریخی، به ما می‌آموزد: حفظ وحدت، حتی بر برخی مصالح دیگر مقدم است. در شرایط کنونی — جنگ ترکیبی و اقتصادی — دشمن از تفرقه ما سوءاستفاده می‌کند. اگر ما در درون خود، دچار تفرقه باشیم، حتی با پیشرفته‌ترین سلاح‌ها نیز نمی‌توانیم در برابر دشمن بایستیم.
 
🔸 روایتِ «دَعِ الْمِرَاءَ»؛ پرهیز از جدال
 در روایت داریم: «دَعِ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کُنْتَ مُحِقًّا» [۲5] — جر و بحث نکنید، گرچه حق با شماست. حدیث است. رها کن. مراء یعنی جدال، چانه‌زنی. چانه نزن، جر و بحث نکن، گرچه حق با تو هست. نگو حق با من است، حق با توست. اما اگر به جر و بحث می‌کشید، از خیرش بگذرید.
 
چرا این بحث در اینجا مطرح شد؟
زیرا در شرایط کنونی — جنگ ترکیبی و اقتصادی — دشمن به دنبال سوءاستفاده از اختلافات داخلی است. هر جدال، هر چانه‌زنی، و هر اختلاف، آب به آسیاب دشمن می‌ریزد. دشمن می‌خواهد جامعه اسلامی را از درون از هم بپاشد. او با القای اختلاف، تفرقه، و بدبینی، می‌خواهد ما را به جان هم بیندازد تا از مقابله با او غافل شویم.
 
نتیجه عملی:
در شرایط جنگ ترکیبی، هر مسلمانی موظف است از جدال و مراء — حتی اگر حق با او باشد — پرهیز کند، مگر در جایی که مصلحت اسلام و نظام ایجاب کند. وحدت، سپرِ دفاعی ما در برابر دشمن است. اگر می‌خواهیم در برابر دشمن بایستیم، باید اول در درون خود، متحد باشیم.
 
🔸 راهکار عملی؛ وحدت در عمل
وحدت، یک شعار نیست؛ یک راهبرد عملی است. برای تحقق آن:
 
راهکار اول: تقویت مشترکات
به جای تکیه بر اختلافات، بر مشترکات تأکید کنیم: قرآن، اهلبیت(ع)، انقلاب اسلامی، و دشمن مشترک.
 
راهکار دوم: پرهیز از تفرقه‌افکنی
دشمن با القای اختلاف، می‌خواهد جامعه را از هم بپاشد. ما باید مراقب باشیم و از تفرقه‌افکنی پرهیز کنیم.
 
راهکار سوم: گفتگو و همدلی
به جای جدال و مراء، گفتگو و همدلی را جایگزین کنیم. «دَعِ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کُنْتَ مُحِقًّا» — جر و بحث نکن، گرچه حق با توست.
 
راهکار چهارم: انسجام در برابر دشمن
دشمن از تفرقه ما سوءاستفاده می‌کند. ما باید مشت واحد باشیم. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا» [۲6].
 

بخش هفتم: عزم؛ موتورِ محرکِ پیشرفت

🔸 نقطهٔ ضعفِ ما؛ نبودِ تصمیم
یکی از آسیب‌های جدی در جامعهٔ ما، نبودِ عزم و اراده است. بسیاری از کارها محال نیست و انجام‌شدنی است، اما ما ارادهٔ آن را نداریم. اگر از من بپرسند نقطهٔ ضعفِ جمهوری اسلامی کجاست؟ پاسخ می‌دهم: یکی از ضعف‌های اصلی، نبودِ تصمیم در برخی از مسئولان و آحاد جامعه است. حق را می‌فهمند، اما قدمی برای عمل برنمی‌دارند. برای نمونه، در مجلسی که صدها نفر حضور دارند، هنگام نماز، هیچ‌کس حاضر نیست اذان بگوید. گمان می‌کند اذان گفتن، در شأنِ او نیست. این، نشانهٔ ضعفِ عزم و تصمیم است. مرحوم دکتر بهشتی اذان می‌گفت، مرحوم مطهری اذان می‌گفت، و آیت‌الله العظمی گلپایگانی تا پایان عمر اذان می‌گفت. این‌گونه نیست که عنوان و مقام، مانعِ انجام وظایف دینی شود.
 
در شرایط کنونی — جنگ ترکیبی و اقتصادی — دشمن به دنبال سوءاستفاده از ضعفِ اراده ما است. اگر ما در تصمیم‌گیری‌های کلان، دچار تردید و سستی باشیم، دشمن از این ضعف حداکثر استفاده را می‌کند. قدرت بازدارندگی، بدون عزم و اراده، محقق نمی‌شود.
 
🔸 حضرت آدم و «عدم عزم»؛ درسِ قرآنی
خداوند متعال در قرآن کریم، ریشهٔ لغزشِ حضرت آدم را «عدم عزم» معرفی می‌کند. به حضرت آدم فرمود: از این درخت نخور. شیطان نزد او آمد و گفت: اگر از این درخت بخوری، برای همیشه در بهشت خواهی ماند. «شجره الخلد» یعنی درختِ جاودانگی. حضرت آدم وسوسه شد و شیطان قسم خورد که من دلسوز تو هستم. حضرت آدم تا آن زمان قسم دروغ نشنیده بود و تجربه‌ای نداشت. سرانجام از آن درخت خورد و از بهشت بیرون رانده شد. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا» [۲7] — ما برای او عزمی نیافتیم. یعنی ریشهٔ لغزشِ حضرت آدم، نبودِ عزم و تصمیم بود. اگر عزم داشت، وسوسهٔ شیطان در او اثر نمی‌کرد.
 
این درس قرآنی، به ما می‌آموزد: عزم و اراده، سپرِ دفاعی در برابر وسوسه‌های شیطان و دشمنان است. در شرایط جنگ ترکیبی، دشمن با القای یأس و ناامیدی، می‌خواهد اراده ما را تضعیف کند. ما باید با عزم و اراده، در برابر او بایستیم.
 
🔸 نمونهٔ تاریخی: شهید رجایی و تصمیمِ نماز اول وقت
ما تصمیم نگرفتیم نماز اول وقت بخوانیم. شهید رجایی که خداوند رحمتش کند، تصمیم گرفت. گفت: اگر نماز اول وقت نخوانم، فردا روزه می‌گیرم. می‌خواهم نمازم را اول وقت بخوانم. چرا به نماز بگوییم: کار دارم؟ به کار بگوییم: نماز دارم. به کار بگوییم: صبر کن تا نماز بخوانم و بازگردم. ما تصمیم نگرفتیم مهمانی ساده برگزار کنیم، تصمیم نگرفتیم عروسی ساده برگزار کنیم، تصمیم نگرفتیم جهیزیه ساده تهیه کنیم. این‌ها همه نشانهٔ ضعفِ عزم و تصمیم است.
 
شهید رجایی، الگویی برای همه ما است. او با یک تصمیم ساده — نماز اول وقت — نشان داد که عزم و اراده، چگونه می‌تواند زندگی فردی و اجتماعی را متحول کند. در شرایط کنونی — جنگ اقتصادی — ما نیازمند عزمی مشابه در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی، و نظامی هستیم.
 
🔸 نمونهٔ ولخرجی در مذهبی‌ها؛ لزوم تصمیم برای ساده‌زیستی
گاهی در میان مذهبی‌ها، ولخرجی‌هایی دیده می‌شود. برای نمونه، ساختِ منارهای بلند و گران‌قیمت، در حالی که با وجود بلندگو، نیازی به منار نیست. منار برای زمانی بود که از بالا اذان بگویند. امروز با بلندگو، این نیاز برطرف شده است. بهتر است پولِ منار را صرفِ ساختِ مسجدی دیگر کرد. اما گاه گفته می‌شود: این‌ها جزء شعائر مذهبی است. در حالی که شعائر مذهبی، به ساده‌زیستی و صرفه‌جویی در منابعِ اسلامی دعوت می‌کند.
 
در شرایط جنگ اقتصادی، ساده‌زیستی و صرفه‌جویی، یک راهبرد دفاعی است. منابع محدود، نیازمند مدیریت هوشمندانه است. اگر ما با ولخرجی و اسراف، منابع خود را هدر دهیم، دشمن در جنگ اقتصادی پیروز می‌شود.
 
🔸 راهکار عملی؛ عزم در عمل
عزم و اراده، تنها یک حالت درونی نیست؛ باید در عمل بروز کند. برای تحقق آن:
 
راهکار اول: تصمیم‌گیری قاطع در سطوح مدیریتی
مدیران و مسئولان باید با عزم و اراده، تصمیمات کلان را قاطعانه اتخاذ کنند و از تردید و تعویق بپرهیزند. در شرایط جنگ اقتصادی، هر تأخیر، هزینه‌های سنگینی به کشور تحمیل می‌کند.
 
راهکار دوم: الگوسازی از شهید رجایی
شهید رجایی، الگوی عزم و اراده است. زندگی‌نامه و سیره او باید در مدارس، دانشگاه‌ها، و رسانه‌ها ترویج شود تا نسل جوان با این الگو آشنا شود.
 
راهکار سوم: ترویج فرهنگ ساده‌زیستی
ساده‌زیستی، یک ارزش اسلامی و یک راهبرد دفاعی در جنگ اقتصادی است. رسانه‌ها باید فرهنگ ساده‌زیستی را در جامعه ترویج کنند و از تجمل‌گرایی و ولخرجی پرهیز نمایند.
 

بخش هشتم: صرفه‌جویی؛ مدیریتِ منابعِ دفاعی

🔸 اسراف؛ آفتی که با عناوین زیبا پوشانده می‌شود
اسراف، یکی از آفاتِ جدیِ زندگی فردی و اجتماعی است. اما آنچه این آفت را خطرناک‌تر می‌کند، توجیهاتِ زیبا و فریبنده‌ای است که برای آن ساخته می‌شود. قرآن کریم، این حقیقت را به تصویر می‌کشد که مسرفان، کارِ زشتِ خود را زیبا می‌پندارند: «زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» [۲۸] — برای اسراف‌کنندگان، آنچه انجام می‌دادند، آراسته شده است. یعنی مسرفان، کارِ زشتِ خود را زیبا می‌پندارند. نمی‌گویند: ما اسرافکاریم! بلکه می‌گویند: آبروداری است، شأن ماست، خانوادهٔ ماست. در همین شأن‌ها ماندیم.
 
این آیه، یک هشدار جدی است: خطرِ اسراف، تنها در خودِ عمل نیست، بلکه در توجیهاتِ زیبایی است که برای آن ساخته می‌شود. در شرایط کنونی — جنگ اقتصادی — دشمن با تحریم و فشار اقتصادی، می‌خواهد ما را به زانو درآورد. اگر ما در درون خود، دچار اسراف و ولخرجی باشیم، منابع محدود خود را هدر می‌دهیم و در برابر دشمن، آسیب‌پذیرتر می‌شویم.
🔸 صرفه‌جویی؛ راهبرد قرآنی در مدیریت منابع
 
اسراف، نه تنها در زندگی فردی، بلکه در عرصهٔ دفاع نیز آسیب‌زا است. منابع مالی، انسانی، و طبیعیِ یک جامعه، سرمایهٔ دفاعی آن جامعه است. هرگونه ولخرجی و اسراف، این سرمایه‌ها را هدر می‌دهد و توانِ دفاعی جامعه را کاهش می‌دهد. از این رو، صرفه‌جویی در منابع، خود یک راهبرد دفاعی است.
 
قرآن کریم نیز مؤمنان را به پرهیز از اسراف فراخوانده است: «وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لَا تُسْرِفُوا» [۲۹] — بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید. این آیه، یک اصل قرآنی است که در همهٔ ابعاد زندگی — از خوراک و پوشاک تا مدیریت منابع ملی — جاری است. در شرایط جنگ اقتصادی، صرفه‌جویی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.

🔸 اسراف در عرصهٔ دفاع؛ هدررفت سرمایه‌های ملی
در عرصهٔ دفاع، اسراف به چند شکل بروز می‌کند:
شکل اول: اسراف در منابع مالی
بودجه‌های نظامی، سرمایهٔ دفاعی کشور است. اگر این بودجه‌ها به درستی مدیریت نشوند و در جاهای غیرضروری هدر روند، توان دفاعی کشور کاهش می‌یابد. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا» [۳۰] — و هرگز اسراف و تبذیر مکن. تبذیر یعنی ریخت و پاش بی‌جا که در اسلام، حرام است.
 
شکل دوم: اسراف در منابع انسانی
نیروی انسانی، سرمایهٔ اصلی دفاعی است. اگر استعدادهای جوان به درستی شناسایی و به کار گرفته نشوند، این سرمایهٔ عظیم هدر می‌رود. در شرایط جنگ اقتصادی، هر نیروی جوان، یک سرمایهٔ ملی است که باید در مسیر دفاع و سازندگی به کار گرفته شود.
 
شکل سوم: اسراف در منابع طبیعی
آب، خاک، انرژی، و منابع طبیعی، سرمایه‌های خدادادی هستند که باید به درستی مدیریت شوند. اسراف در این منابع، آیندهٔ نسل‌های بعد را به خطر می‌اندازد. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا» [۳۱] — و در زمین، پس از اصلاح آن، فساد نکنید.
 
🔸 درس‌هایی از تاریخ؛ صرفه‌جویی در سیرهٔ معصومان
معصومان(ع)، الگوهای کامل صرفه‌جویی و پرهیز از اسراف بودند. سیرهٔ آنان، سرشار از درس‌های مدیریت منابع است:
 
درس اول: ساده‌زیستی پیامبر(ص)
پیامبر اکرم(ص)، با وجود قدرت و جایگاه، ساده‌ترین زندگی را داشتند. خانوادهٔ ایشان، روزها با نان جو سر می‌کردند. ایشان می‌فرمودند: «مَا مَلَأَ آدَمِیٌّ وِعَاءً شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ» [۳۲] — هیچ انسانی، ظرفی بدتر از شکم خود را پر نکرده است. این حدیث، یک اصل مدیریتی است: پرهیز از مصرف بی‌رویه و اکتفا به نیاز واقعی.
 
درس دوم: ساده‌زیستی امام علی(ع)
امام علی(ع)، در اوج قدرت، ساده‌ترین زندگی را داشتند. ایشان می‌فرمودند: «وَ لَا تَسْتَصْحِبُوا الْإِسْرَافَ» — و اسراف را با خود همراه نکنید. سیرهٔ ایشان، الگویی برای همهٔ مسئولان است که با وجود قدرت، ساده‌زیستی را حفظ کنند.
 
درس سوم: صرفه‌جویی در سیرهٔ امام باقر(ع)
امام باقر(ع)، در گرمای سوزان تابستان، با دسترنج خود کار می‌کردند و از فقر و وابستگی به دیگران پرهیز داشتند. ایشان می‌فرمودند: «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَابًا ثُمَّ افْتَقَرَ، فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ» [۳۳] — هر کس آب و خاک (زمینهٔ کار) در اختیار داشته باشد و سپس فقیر بماند، خدا او را از رحمت خود دور کند. این حدیث، یک اصل مدیریتی است: بهره‌گیری از منابع موجود و پرهیز از تنبلی و اسراف.
 
🔸 صرفه‌جویی در عرصهٔ اقتصادی؛ تقویت بنیه دفاعی
در شرایط جنگ اقتصادی، صرفه‌جویی نقش مستقیمی در تقویت بنیه دفاعی دارد:
اول: کاهش وابستگی به واردات
هر کالایی که در داخل تولید می‌شود، یک گام به سوی خودکفایی و کاهش وابستگی است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [۳۴] — و هر چه در توان دارید، از نیرو و قدرت آماده کنید. یکی از مصادیق «قوه»، توان اقتصادی است. تولید داخلی، بخشی از این توان است.
 
دوم: مدیریت مصرف
مدیریت مصرف، یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی است. اگر هر خانوادهٔ ایرانی مصرف خود را بهینه کند، منابع ملی برای دفاع و سازندگی آزاد می‌شود. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» [۳۵] — و اسراف نکنید که او اسراف‌کنندگان را دوست نمی‌دارد.
 
سوم: مبارزه با فساد اقتصادی
فساد اقتصادی، یکی از مصادیق بارز اسراف است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ» [۳۶] — و اموال خود را در میان خود، به باطل نخورید. مبارزه با فساد اقتصادی، یک راهبرد دفاعی در جنگ اقتصادی است.

🔸 راهکار عملی؛ مدیریت منابع در عمل
صرفه‌جویی، یک شعار نیست؛ یک راهبرد عملی است. برای تحقق آن:
 
راهکار اول: فرهنگ‌سازی
رسانه‌ها، مدارس، و مساجد باید فرهنگ صرفه‌جویی را در جامعه ترویج کنند و از تجمل‌گرایی و ولخرجی پرهیز نمایند.
 
راهکار دوم: قوانین بازدارنده
قوانین بازدارنده برای مبارزه با اسراف و تبذیر، به ویژه در دستگاه‌های دولتی، ضروری است. مدیران باید پاسخگوی هزینه‌های غیرضروری باشند.
 
راهکار سوم: الگوسازی
سیرهٔ معصومان(ع) — به ویژه پیامبر(ص)، امام علی(ع)، و امام باقر(ع) — باید به عنوان الگو در جامعه معرفی شود. زندگی‌نامه و سیرهٔ آنان، سرشار از درس‌های مدیریت منابع است.
 
راهکار چهارم: تقویت تولید داخلی
تولید داخلی، یکی از مصادیق «قوه» در آیه ۶۰ سوره انفال است. حمایت از تولید داخلی، کاهش وابستگی، و مدیریت مصرف، سه ضلع مثلث صرفه‌جویی در جنگ اقتصادی هستند.
 

نتیجه‌گیری:

دفاع همه‌جانبه، یک راهبرد قرآنی-انقلابی است که ریشه در وحی الهی دارد و برای مقابله با تهدیدات ترکیبی و جنگ اقتصادی، ضرورتی انکارناپذیر است. آیه ۶۰ سوره انفال، مبنای اصلیِ این راهبرد است که همهٔ مسلمانان را — زن و مرد، پیر و جوان — به آمادگی همه‌جانبه در برابر دشمن فرامی‌خواند. «مَا اسْتَطَعْتُمْ» یعنی هر چه توان دارید؛ هیچ محدودیتی در بودجه، امکانات، و نفرات وجود ندارد.
 
قدرت، هدفش بازدارندگی است، نه تجاوز. «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» یعنی دشمن خدا را بترسانید تا جرأت نکند به حریم ما دست درازی کند. وحدت، رمز قدرت است؛ اگر اتحاد باشد، قدرت هست و اگر تفرقه باشد، قدرت نیست. توحید و وحدت، دو روی یک سکه هستند. تفرقه، خنجری بر پیکر قدرت و عذاب الهی است. «دَعِ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کُنْتَ مُحِقًّا» — جر و بحث نکن، گرچه حق با توست.
 
آمادگی همه‌جانبه، تنها به تجهیزات نظامی محدود نمی‌شود؛ شامل ورزش‌های هدفمند، مسابقات نظامی، و نظام تشویق هدفمند نیز می‌گردد. ورزش اسلامی دو شرط دارد: امروز لذت، فردا خدمت. عزم و اراده، موتور محرک پیشرفت است. قرآن، ریشهٔ لغزش حضرت آدم را «عدم عزم» معرفی می‌کند. صرفه‌جویی، راهبرد قرآنی در مدیریت منابع است. «زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» — اسراف، آفتی است که با عناوین زیبا پوشانده می‌شود.
 
در شرایط کنونی — جنگ ترکیبی و اقتصادی — ملت ایران با تکیه بر مبانی قرآنی و انقلابی، مشت واحد در برابر دشمن ایستاده است و به فضل الهی، دشمن در رسیدن به اهداف شوم خود ناکام خواهد ماند. «وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ» (آل‌عمران/۱۲۶).
 

ارجاعات:

[۱] سوره انفال، آیه ۶۰
[۲] سوره بقره، آیه ۲۸۶
[۳] سوره طلاق، آیه ۷
[۴] الغدیر، علامه امینی، ج ۱۰، ص ۸۰
[۵] درس‌هایی از قرآن (پنجشنبه، ۲۹ خرداد ۱۳۹۹)
[۶] سوره انفال، آیه ۶۰
[۷] سوره توبه، آیه ۲۹
 [۸] سوره توبه، آیه ۱۳
 [۹] نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپایی و آمریکای شمالی (۱۳۹۴)
 [۱۰] سوره بقره، آیه ۱۴۲
[۱۱] سوره انعام، آیه ۱۴۸
 [۱2] سوره آل‌عمران، آیه ۱۰۳
[۱3] سوره مؤمنون، آیه ۹۱
[۱4] سوره انعام، آیه ۶۵
[۱5] سوره طه، آیه ۸۸
[۱6] سوره طه، آیه ۹۴
[۱7] شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج ۱۰، ص ۱۳۹
[18] سوره روم، آیه ۳۱
[19] سوره روم، آیه ۳۲
[۲۰] سوره روم، آیه ۳۱
[۲۱] سوره روم، آیه ۳۲
[۲۲] سوره انعام، آیه ۶۵
[۲۳] سوره طه، آیه ۸۸
[۲۴] سوره طه، آیه ۹۴
 [۲5] شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج ۱۰، ص ۱۳۹
[۲6] سوره آل‌عمران، آیه ۱۰۳
[۲7] سوره طه، آیه ۱۱۵
[۲۸] سوره یونس، آیه ۱۲
[۲۹] سوره اعراف، آیه ۳۱
[۳۰] سوره اسراء، آیه ۲۶
[۳۱] سوره اعراف، آیه ۵۶
[۳۲] بحارالانوار، ج ۶۳، ص ۳۳۰
[۳۳] الکافی، ج ۵، ص ۷۷
[۳۴] سوره انفال، آیه ۶۰
[۳۵] سوره اعراف، آیه ۳۱
[۳۶] سوره نساء، آیه ۲۹
 
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون