واکنش درست به کودکی که دیگران را می زند، چیست؟
زدن دیگران در کودکان میتواند ناشی از ناتوانی در بیان احساسات، دشواری در کنترل خشم یا الگوبرداری از محیط باشد. واکنش صحیح والدین، شامل توقف قاطعانه رفتار، آموزش روشهای جایگزین، تقویت رفتارهای مثبت و پرهیز از تنبیه بدنی، به کاهش پرخاشگری و رشد مهارتهای اجتماعی کودک کمک میکند.
زدن دیگران رفتاری است که باید جدی گرفته شود، اما لزوماً به معنای بدرفتار بودن کودک نیست. کودکان بهتدریج مهارتهای زبانی، کنترل هیجان و حل تعارض را یاد میگیرند و ممکن است پیش از کسب این مهارتها، ناراحتی خود را با رفتارهای فیزیکی نشان دهند. وظیفه بزرگسالان این است که هم از آسیب دیدن دیگران جلوگیری کنند و هم به کودک بیاموزند چگونه احساساتش را بدون خشونت بیان کند. در این مقاله، دلایل زدن دیگران در کودکان، واکنش مناسب والدین و روشهای اصلاح این رفتار را بررسی میکنیم.
چرا بعضی کودکان دیگران را میزنند؟
برای اصلاح رفتار کودک، ابتدا باید علت احتمالی آن را شناخت. زدن دیگران همیشه از روی بدخواهی نیست و میتواند دلایل مختلفی داشته باشد.
۱. ناتوانی در بیان احساسات
کودکان خردسال هنوز واژگان کافی برای توضیح احساساتی مانند خشم، حسادت و ناامیدی ندارند. برای مثال، کودکی که اسباببازیاش را از دست میدهد، ممکن است بهجای گفتن «ناراحتم که اسباببازیام را برداشتی»، کودک دیگری را هل بدهد یا بزند.در چنین شرایطی، کودک به آموزش نیاز دارد تا احساس خود را با کلمات بیان کند. جملههایی مانند «من ناراحتم»، «این وسیله مال من است» و «لطفاً نوبت من را رعایت کن» میتوانند بهتدریج جایگزین رفتار فیزیکی شوند.
۲. دشواری در کنترل خشم
توانایی کنترل تکانهها بهمرور رشد میکند. بعضی کودکان هنگام عصبانیت سریع واکنش نشان میدهند و پیش از فکر کردن به پیامد رفتارشان، دست به عمل میزنند. این مسئله در سالهای اولیه زندگی شایعتر است، اما شدت و تکرار رفتار اهمیت دارد.کودک باید یاد بگیرد که عصبانی شدن طبیعی است، ولی زدن دیگران راه قابلقبولی برای نشان دادن عصبانیت نیست.
۳. جلب توجه بزرگسالان
گاهی کودک متوجه میشود که با زدن دیگران، واکنش شدیدی از اطرافیان دریافت میکند. فریاد زدن یا بحث طولانی ممکن است ناخواسته به عاملی برای تکرار رفتار تبدیل شود؛ بهویژه اگر کودک در شرایط عادی توجه مثبت کافی دریافت نکند.این موضوع به معنای نادیده گرفتن پرخاشگری نیست. بزرگسال باید جلوی رفتار را بگیرد و در کنار آن، زمانی را نیز به بازی، گفتوگو و توجه مثبت اختصاص دهد.
۴. الگوبرداری از محیط اطراف
کودکان با مشاهده رفتار دیگران بسیاری از مهارتهای خود را یاد میگیرند. اگر اختلافها در خانه با داد زدن، تهدید یا کتک زدن حل شوند، کودک ممکن است تصور کند که خشونت راهی برای رسیدن به خواستههاست.رفتار همسالان و محتوای رسانهای نیز میتوانند تأثیرگذار باشند. بنابراین، والدین باید بررسی کنند که کودک چه الگوهایی را مشاهده میکند و خودشان هنگام اختلاف چگونه رفتار میکنند.
۵. خستگی و تغییرات عاطفی
کمخوابی، گرسنگی، شلوغی، سروصدای زیاد و تغییر برنامه روزانه ممکن است تحمل کودک را کاهش دهند. همچنین تولد فرزند جدید، جابهجایی خانه، ورود به مدرسه یا تنشهای خانوادگی میتوانند با افزایش رفتارهای پرخاشگرانه همراه باشند.شناخت این عوامل به والدین کمک میکند شرایط دشوار را زودتر تشخیص دهند و حمایت بیشتری در اختیار کودک قرار دهند.
در لحظهای که کودک دیگری را میزند، چه کنیم؟
واکنش اولیه بزرگسال اهمیت زیادی دارد. در آن لحظه، هدف اصلی برقراری امنیت است؛ آموزش مفصل را میتوان به زمانی موکول کرد که کودک آرامتر شده باشد.
۱. با آرامش جلوی رفتار را بگیرید
اگر کودک در حال زدن دیگری است، فوراً مداخله کنید. در صورت لزوم، با ملایمت اما قاطعانه دست او را متوقف کنید یا کودکان را از یکدیگر جدا کنید. از گرفتن خشن، تکان دادن یا وارد کردن درد خودداری کنید.با صدایی محکم و آرام بگویید: «نمیگذارم کسی را بزنی. زدن درد دارد.»
این جمله کوتاه، مرز رفتاری را مشخص میکند، بدون اینکه کودک تحقیر شود. اگر احتمال ادامه آسیب وجود دارد، ابتدا فاصله ایمن ایجاد کنید.
۲. به کودک آسیبدیده رسیدگی کنید
پس از توقف رفتار، وضعیت کودکی را که ضربه خورده است بررسی کنید. اگر آسیب دیده، به او کمک کنید و در صورت نیاز مراقبت پزشکی دریافت کنید.این واکنش نشان میدهد که امنیت دیگران اهمیت دارد. بااینحال، نباید از موقعیت برای شرمسار کردن کودک پرخاشگر استفاده کرد.
۳. فریاد نزنید و کودک را تنبیه بدنی نکنید
کتک زدن کودک برای متوقف کردن کتک زدن دیگران، پیام متناقضی به او میدهد. کودک ممکن است نتیجه بگیرد که استفاده از زور برای کنترل دیگران پذیرفتنی است. فریاد و تحقیر نیز میتوانند ترس و خشم را افزایش دهند.اگر احساس میکنید کنترل خود را از دست میدهید، ابتدا کودک را در محیطی امن نگه دارید، چند نفس آرام بکشید و در صورت امکان از بزرگسال قابلاعتماد دیگری کمک بگیرید.
۴. احساس کودک را نامگذاری کنید
بعد از توقف رفتار، میتوانید بگویید: «فکر میکنم عصبانی شدی چون دوستت اسباببازی را برداشت.»سپس مرز را روشن کنید: «عصبانی شدن اشکالی ندارد، اما زدن دیگران ممنوع است.»
با این روش، کودک یاد میگیرد که احساساتش قابلقبولاند، ولی هر رفتاری برای بیان آنها پذیرفتنی نیست. اگر علت ناراحتی را نمیدانید، بهجای حدس زدن، از او بپرسید چه اتفاقی افتاده است.
۵. گفتوگو را به زمان مناسب موکول کنید
وقتی کودک بسیار عصبانی است، ممکن است نتواند به توضیحات طولانی توجه کند. در لحظه از جملههای کوتاه استفاده کنید و پس از آرام شدن، درباره اتفاق صحبت کنید.برای مثال، بگویید: «الان باید آرام شویم. بعد با هم درباره اتفاقی که افتاد صحبت میکنیم.»
چگونه به کودک یاد بدهیم بهجای زدن، راه دیگری انتخاب کند؟
توقف پرخاشگری قدم اول است. برای ایجاد تغییر پایدار، کودک باید رفتار جایگزین را نیز یاد بگیرد.
آموزش جملههای جایگزین
به کودک یاد بدهید هنگام ناراحتی از عبارتهایی مانند «من این را دوست ندارم»، «لطفاً دست نزن»، «نوبت من است» یا «کمکم کن» استفاده کند.این جملهها را فقط پس از درگیری آموزش ندهید. در زمان بازی و موقعیتهای آرام نیز آنها را تمرین کنید تا کودک هنگام عصبانیت راحتتر از کلمات استفاده کند.
تمرین روشهای آرام شدن
با توجه به سن کودک، چند راه ساده برای مدیریت خشم معرفی کنید؛ مانند نفس کشیدن آرام، فاصله گرفتن کوتاه از موقعیت یا درخواست کمک از بزرگسال.میتوانید بگویید: «وقتی عصبانی میشوی، دستهایت را کنار بدنت نگه دار، چند نفس آرام بکش و بعد به من بگو چه شده است.»
این مهارتها باید بارها در شرایط آرام تمرین شوند. انتظار اینکه کودک از همان ابتدا بتواند خشم خود را کاملاً کنترل کند، واقعبینانه نیست.
تمرین حل اختلاف از طریق بازی
بازیهای نمایشی راه مناسبی برای آموزش رفتار جایگزین هستند. والد میتواند نقش کودکی را بازی کند که اسباببازی را برمیدارد و از فرزندش بخواهد پاسخ مناسبی انتخاب کند.در این تمرین، کودک یاد میگیرد درخواست کند، نوبت را رعایت کند یا از بزرگسال کمک بگیرد. هر بار که پاسخ مناسبی میدهد، همان رفتار را بهطور مشخص تشویق کنید.
آیا باید کودک را تنبیه کرد؟
کودک به محدودیتهای روشن و پیامدهای قابلپیشبینی نیاز دارد، اما تنبیه بدنی، تحقیر و تهدید روشهای مناسبی نیستند.پیامد باید با رفتار ارتباط داشته باشد. برای مثال، اگر کودک هنگام بازی دیگری را میزند، بازی برای مدتی متوقف میشود تا امنیت برقرار شود. میتوانید بگویید: «تا وقتی دیگران را میزنی، نمیتوانیم این بازی را ادامه دهیم. وقتی آماده باشی بدون زدن بازی کنی، دوباره امتحان میکنیم.»
هدف این اقدام، محافظت از دیگران و آموزش حدومرز است، نه انتقام گرفتن از کودک.
پس از آرام شدن، کودک میتواند متناسب با سن خود برای جبران رفتار تلاش کند؛ مثلاً حال فرد آسیبدیده را بپرسد یا در صورت تمایل او عذرخواهی کند. بهتر است کودک را مجبور نکنید فوراً عذرخواهی کند، بهخصوص اگر هنوز آرام نشده یا معنای عذرخواهی را درک نمیکند.
نقش تشویق در کاهش پرخاشگری
بسیاری از والدین هنگام بروز رفتار نامناسب واکنش نشان میدهند، اما رفتارهای مثبت کودک را نادیده میگیرند. درحالیکه توجه به رفتار مطلوب میتواند به تقویت آن کمک کند.وقتی کودک بهجای زدن از کلمات استفاده میکند، نوبت را رعایت میکند یا برای حل اختلاف کمک میخواهد، دقیقاً همان رفتار را تحسین کنید.
بهجای جمله کلی «بچه خوبی هستی»، بگویید: «دیدم عصبانی شدی، اما بهجای زدن گفتی که اسباببازی را میخواهی. این کار خیلی خوبی بود.»
تشویق مشخص به کودک نشان میدهد کدام رفتار قابلقبول است. توجه به تلاشهای کوچک نیز اهمیت دارد؛ زیرا تغییر رفتار تدریجی است و ممکن است کودک در مسیر یادگیری دوباره اشتباه کند.
اگر کودک در مهدکودک یا مدرسه دیگران را میزند، چه کنیم؟
در صورت تکرار این رفتار در محیط آموزشی، ارتباط منظم والدین با مربی یا معلم اهمیت دارد. بهتر است بهجای سرزنش کودک، شرایط وقوع رفتار بررسی شود.والدین و مربیان میتوانند مشخص کنند که درگیریها چه زمانی رخ میدهند، پیش از آن چه اتفاقی میافتد و کودک پس از رفتار خود چه واکنشی از اطرافیان دریافت میکند. برای مثال، ممکن است درگیریها هنگام تقسیم اسباببازی یا فعالیتهای گروهی بیشتر شوند.
پس از شناسایی الگوها، همه بزرگسالان باید از روشی هماهنگ استفاده کنند: توقف زدن، رسیدگی به فرد آسیبدیده، تعیین مرز روشن و آموزش رفتار جایگزین.
اگر کودک بارها دیگران را میزند، نظارت نزدیکتر در موقعیتهای پرخطر میتواند مفید باشد. همچنین باید از برچسبهایی مانند «قلدر کلاس» پرهیز کرد؛ زیرا ممکن است روابط کودک با همسالان را دشوارتر کند.
چگونه از تکرار زدن دیگران پیشگیری کنیم؟
پیشگیری تنها به واکنش پس از پرخاشگری محدود نمیشود. ایجاد محیطی آرام و قابلپیشبینی میتواند احتمال درگیری را کاهش دهد.برنامه روزانه منظم داشته باشید: خواب کافی، وعدههای غذایی مناسب و زمان استراحت به کاهش تحریکپذیری کمک میکنند.
قوانین روشنی تعیین کنید: جملههایی مانند «در خانه به بدن دیگران آسیب نمیزنیم» باید ساده و ثابت باشند.
احساسات کودک را جدی بگیرید: اجازه دهید درباره خشم و ناراحتی خود صحبت کند، بدون اینکه بهخاطر داشتن این احساسات سرزنش شود.
الگوی مناسبی باشید: هنگام اختلاف با دیگران، با احترام صحبت کنید و در صورت اشتباه، مسئولیت رفتار خود را بپذیرید.
موقعیتهای دشوار را پیشبینی کنید: اگر کودک هنگام بازی گروهی زود عصبانی میشود، پیش از شروع بازی قوانین را مرور کنید و در صورت نیاز کمک بیشتری در اختیارش قرار دهید.
به نیازهای عاطفی توجه کنید: زمانی را به بازی و گفتوگوی دونفره اختصاص دهید تا کودک احساس امنیت و ارتباط بیشتری داشته باشد.
ثبات در اجرای این روشها اهمیت زیادی دارد. اگر یک روز زدن دیگران با خنده و روز دیگر با تنبیه شدید پاسخ داده شود، کودک برای درک مرزهای رفتاری با مشکل روبهرو خواهد شد.
چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟
زدن دیگران ممکن است در بعضی مراحل رشد دیده شود، اما نباید هر نوع یا هر میزان از پرخاشگری را طبیعی تلقی کرد. اگر رفتار شدید، مکرر یا رو به افزایش است، به دیگران آسیب جدی میرساند یا روابط کودک با همسالان و حضور او در مدرسه را مختل میکند، بهتر است با متخصص اطفال یا روانشناس کودک مشورت کنید.همچنین اگر رفتار پرخاشگرانه در چند محیط مختلف دیده میشود، تغییر رفتاری ناگهانی رخ داده یا کودک در کنار آن با مشکلات قابلتوجهی در ارتباط و تنظیم هیجان روبهروست، ارزیابی تخصصی میتواند به شناسایی علتها و انتخاب راهکار مناسب کمک کند.
در صورت آسیب جدی یا وجود خطر فوری برای کودک یا اطرافیان، ابتدا باید امنیت برقرار شود و در صورت نیاز کمک فوری دریافت شود.
متخصص با توجه به سن کودک، سابقه رفتاری و شرایط خانوادگی میتواند راهکار متناسبی پیشنهاد کند. در برخی موارد، آموزش مهارتهای والدگری و تغییر شیوه تعامل در خانه کافی است و گاهی بررسی بیشتر ضرورت دارد.
جمعبندی
واکنش درست به کودکی که دیگران را میزند، ترکیبی از قاطعیت، آرامش و آموزش است. بزرگسال باید فوراً از ادامه رفتار جلوگیری کند، از فرد آسیبدیده مراقبت کند و به کودک نشان دهد که زدن دیگران پذیرفتنی نیست. در عین حال، تحقیر، تهدید و تنبیه بدنی روشهای مناسبی برای اصلاح رفتار نیستند.شناخت علت پرخاشگری، آموزش بیان احساسات، تمرین مهارتهای آرام شدن، تشویق رفتارهای مناسب و هماهنگی میان والدین و مربیان از مهمترین راهکارهای کاهش این رفتار هستند. یادگیری کنترل خشم فرایندی تدریجی است و ممکن است به زمان و تمرین نیاز داشته باشد.
هدف این نیست که کودک هرگز عصبانی نشود؛ بلکه باید یاد بگیرد حتی هنگام ناراحتی به دیگران آسیب نرساند، خواستههایش را بیان کند و برای حل مشکلات از راههای سالم کمک بگیرد. این مهارتها به کاهش پرخاشگری و شکلگیری روابط اجتماعی سالمتر در آینده کمک میکنند.
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}