ز گهواره تا گوردانش بجوي
ز گهواره تا گوردانش بجوي
ز گهواره تا گوردانش بجوي
نويسنده:جواد رحماني
نهج البلاغه ،دايره المعارفي بزرگ و جامع ازفرهنگ اسلامي است؛ اثري گران سنگ كه فراتر از عصر و زمان خود ، راه گشاي مشكلات بشر ، و در همه دوران راهنماي جاودانه پويندگان راه حق و حقيقت بوده است .
اين گنجينه بي همتا ، تنها ، نشان دهنده گوشه اي از انديشه والاي مردي آسماني است .فصاحت و بلاغت ، جامعيت و تنوع و معارف عميق و ژرف ، آن را به اثري بي مانند بدل ساخته است .
در اين مقاله برآنيم كه نمي از يم دانش و فضل علي (عليه السلام) بچشيم و از منظر او ، نگاهي اجمالي به بحث علم آموزي بيفكنيم .پس سري به اين نسخه شفابخش مي زنيم.
در فراگيري دانش ، پيش از آنكه درختش بخشكد ،تلاش كنيد و پيش از آنكه به خود مشغول گرديد ، از معدن علوم اهل بيت (عليه السلام) دانش استخراج كنيد.(2)
پيشواي متقيان ، حرص و طمع براي دانش آموزي را از نشانه هاي پرهيزكاران معرفي مي كند:«... و حرصاً في علم؛ ... جان آنها [پرهيزكاران] تشنه كسب دانش است و هرگزاز آن سيراب نمي شوند.»(3)
ايشان در بيان مقام والاي معلم و متعلم ،انسان ها را به سه گروه تقسيم مي كند و مي فرمايد :
مردم سه دسته اند: دانشمند الهي ، آموزنده اي بر راه رستگاري و گروهي كه همچون پشه ها دست خوش باد و توفانند و هميشه سرگردان؛آنها به دنبال هر سر و صدايي مي روند و با وزش هر بادي حركت مي كنند؛نه ازروشنايي دانش ،نورگرفتند و نه به پناهگاه استواري پناه بردند.(4)
آن حضرت فراگيري دانش را به اندازه اي ارزشمند مي داند كه اجازه مي دهد از هر كسي علم بياموزيم:
حكمت را هر كجا كه باشد فراگير. گاهي حكمت در سينه منافق است و بي تابي مي كند تا بيرون آيد و با همدمانش در سينه مؤمن آرام گيرد.(5)
در نظر ايشان ارزش انسان به ميزان علم آموزي اوست:
اي كميل ،قلب ها بسان ظرف هايي هستند كه بهترين آنها،فراگيرترين آنهاست؛پس آنچه را مي گويم نگاه دار.
هر ظرفي با ريختن چيزي در آن پر مي شود ، جز ظرف دانش كه هر چه در آن جاي دهي ، وسعتش بيشتر مي شود.(6)
از نگاه آن حضرت ، جويندگان دانش و مال ، گرسنگاني سيري ناپذيرند:«دو گرسنه هرگز سير نشوند ؛ جوينده علم وجوينده مال.»(7)
بهترين سخن ، آن است كه سودمند باشد . بدان كه علمي كه سودمند نباشد فايده اي نخواهد داشت و دانشي كه سزاوار يادگيري نيست سودي ندارد.(8)
پرهيزكاران ....، گوش هاي خود را وقف [شنيدن] دانش سودمند كرده اند.(9)
چه بسا عالمي كه جهلش او را از پاي درآورد و دانش او همراهش باشد ، ولي سودي به حال وي نداشته باشد.(10)
امام ، معيار تشخيص علم نافع از علم غير نافع را چنين بيان مي كند:
علم دو گونه است:علم فطري و علم اكتسابي . علم اكتسابي اگر با علم فطري هماهنگ نباشد ، سودمند نخواهد بود.(11)
علوم فطري ، علومي هستند كه انسان در طبيعت و فطرت خويش آنها را مي يابد و زمينه هاي يافتن آنها را در خود دارد. علوم اكتسابي ، علومي هستند كه بادرس و بحث به دست مي آيند . به گفته حضرت ، دانش فطري و نيز هر دانش اكتسابي كه به دانش فطري باز گردد و با آن هماهنگ باشد و زمينه شكوفايي اش را فراهم كند، علم نافع خواهد بود و گرنه سودي نخواهد داشت .
امام در تعبيري ديگر ، عالي ترين و نازل ترين دانش را اين گونه معرفي مي كند:
بي ارزش ترين دانش ، دانشي است كه بر سر زبان است؛ و برترين دانش ، دانشي است كه در اعضا و جوارح آشكار شود.(12)
بر اين اساس ، دانش بايد با عمل همراه باشد ، و در صورتي كه فقط بر زبان جاري شود و از عمل به دور باشد ، بي ارزش است . مشابه اين سخنان را در بخش هاي ديگري از نهج البلاغه نيز مي بينيم :
علم و عمل پيوندي نزديك دارند و كسي كه [دانشي را] دانست بايد به آن عمل كند؛ چرا كه علم ، عمل را فرا مي خواند، اگر پاسخش را داد مي ماند ، و گرنه كوچ مي كند.(13)
همچنين يكي از مواردي كه نادان را به فراگيري علم بي رغبت مي كند ، اين است كه بسيار مي بيند عالم ،علم خود را تباه كرده است و به آن عمل نمي كند:«هرگاه عالم ، علم خود را تباه كند ، نادان به آموختن روي نياورد.»(14)
براي فهميدن بپرس ، نه براي آزار دادن ؛ كه نادان آموزش گيرنده همانا داناست ،و داناي بي انصاف چون نادان بهانه جواست (15)
اگر از كسي سؤال كردند و [پاسخ را] نمي داند ، شرم نكند و بگويد نمي دانم و كسي در آموختن و [پرسيدن] آنچه نمي داند ، شرم نكند.(16)
آن حضرت همچنين ، پرسش كردن را راهي براي پوشاندن عيب ها معرفي مي كند.(17)
دانش بهتر از مال است ؛ زيرا دانش ، نگهبان تو است ، و مال را تو بايد نگهبان باشي ،مال با بخشش كاستي پذيرد ، اما دانش با بخشش فزوني گيرد . مقام و شخصيتي كه با مال به دست آمده است ، با نابودي مال نابود گردد[، اما علم اين گونه نيست].ثروت اندوزان بي تقوا مرده اند ، گر چه به ظاهر زنده اند؛ اما دانشمندان ، تا دنيا برقرار است ، زنده اند؛ بدن هايشان در زمين پنهان ،اما ياد آنان در دل ها هميشه زنده است .دانش ،فرمانروا و مال ، فرمان بر است.(18)
/ج
اين گنجينه بي همتا ، تنها ، نشان دهنده گوشه اي از انديشه والاي مردي آسماني است .فصاحت و بلاغت ، جامعيت و تنوع و معارف عميق و ژرف ، آن را به اثري بي مانند بدل ساخته است .
در اين مقاله برآنيم كه نمي از يم دانش و فضل علي (عليه السلام) بچشيم و از منظر او ، نگاهي اجمالي به بحث علم آموزي بيفكنيم .پس سري به اين نسخه شفابخش مي زنيم.
ارزش دانش و دانش آموزي
در فراگيري دانش ، پيش از آنكه درختش بخشكد ،تلاش كنيد و پيش از آنكه به خود مشغول گرديد ، از معدن علوم اهل بيت (عليه السلام) دانش استخراج كنيد.(2)
پيشواي متقيان ، حرص و طمع براي دانش آموزي را از نشانه هاي پرهيزكاران معرفي مي كند:«... و حرصاً في علم؛ ... جان آنها [پرهيزكاران] تشنه كسب دانش است و هرگزاز آن سيراب نمي شوند.»(3)
ايشان در بيان مقام والاي معلم و متعلم ،انسان ها را به سه گروه تقسيم مي كند و مي فرمايد :
مردم سه دسته اند: دانشمند الهي ، آموزنده اي بر راه رستگاري و گروهي كه همچون پشه ها دست خوش باد و توفانند و هميشه سرگردان؛آنها به دنبال هر سر و صدايي مي روند و با وزش هر بادي حركت مي كنند؛نه ازروشنايي دانش ،نورگرفتند و نه به پناهگاه استواري پناه بردند.(4)
آن حضرت فراگيري دانش را به اندازه اي ارزشمند مي داند كه اجازه مي دهد از هر كسي علم بياموزيم:
حكمت را هر كجا كه باشد فراگير. گاهي حكمت در سينه منافق است و بي تابي مي كند تا بيرون آيد و با همدمانش در سينه مؤمن آرام گيرد.(5)
در نظر ايشان ارزش انسان به ميزان علم آموزي اوست:
اي كميل ،قلب ها بسان ظرف هايي هستند كه بهترين آنها،فراگيرترين آنهاست؛پس آنچه را مي گويم نگاه دار.
نامحدود بودن دانش
هر ظرفي با ريختن چيزي در آن پر مي شود ، جز ظرف دانش كه هر چه در آن جاي دهي ، وسعتش بيشتر مي شود.(6)
از نگاه آن حضرت ، جويندگان دانش و مال ، گرسنگاني سيري ناپذيرند:«دو گرسنه هرگز سير نشوند ؛ جوينده علم وجوينده مال.»(7)
علم نافع و علم غير نافع
بهترين سخن ، آن است كه سودمند باشد . بدان كه علمي كه سودمند نباشد فايده اي نخواهد داشت و دانشي كه سزاوار يادگيري نيست سودي ندارد.(8)
پرهيزكاران ....، گوش هاي خود را وقف [شنيدن] دانش سودمند كرده اند.(9)
چه بسا عالمي كه جهلش او را از پاي درآورد و دانش او همراهش باشد ، ولي سودي به حال وي نداشته باشد.(10)
امام ، معيار تشخيص علم نافع از علم غير نافع را چنين بيان مي كند:
علم دو گونه است:علم فطري و علم اكتسابي . علم اكتسابي اگر با علم فطري هماهنگ نباشد ، سودمند نخواهد بود.(11)
علوم فطري ، علومي هستند كه انسان در طبيعت و فطرت خويش آنها را مي يابد و زمينه هاي يافتن آنها را در خود دارد. علوم اكتسابي ، علومي هستند كه بادرس و بحث به دست مي آيند . به گفته حضرت ، دانش فطري و نيز هر دانش اكتسابي كه به دانش فطري باز گردد و با آن هماهنگ باشد و زمينه شكوفايي اش را فراهم كند، علم نافع خواهد بود و گرنه سودي نخواهد داشت .
امام در تعبيري ديگر ، عالي ترين و نازل ترين دانش را اين گونه معرفي مي كند:
بي ارزش ترين دانش ، دانشي است كه بر سر زبان است؛ و برترين دانش ، دانشي است كه در اعضا و جوارح آشكار شود.(12)
بر اين اساس ، دانش بايد با عمل همراه باشد ، و در صورتي كه فقط بر زبان جاري شود و از عمل به دور باشد ، بي ارزش است . مشابه اين سخنان را در بخش هاي ديگري از نهج البلاغه نيز مي بينيم :
علم و عمل پيوندي نزديك دارند و كسي كه [دانشي را] دانست بايد به آن عمل كند؛ چرا كه علم ، عمل را فرا مي خواند، اگر پاسخش را داد مي ماند ، و گرنه كوچ مي كند.(13)
همچنين يكي از مواردي كه نادان را به فراگيري علم بي رغبت مي كند ، اين است كه بسيار مي بيند عالم ،علم خود را تباه كرده است و به آن عمل نمي كند:«هرگاه عالم ، علم خود را تباه كند ، نادان به آموختن روي نياورد.»(14)
آداب پرسش و پاسخ
براي فهميدن بپرس ، نه براي آزار دادن ؛ كه نادان آموزش گيرنده همانا داناست ،و داناي بي انصاف چون نادان بهانه جواست (15)
اگر از كسي سؤال كردند و [پاسخ را] نمي داند ، شرم نكند و بگويد نمي دانم و كسي در آموختن و [پرسيدن] آنچه نمي داند ، شرم نكند.(16)
آن حضرت همچنين ، پرسش كردن را راهي براي پوشاندن عيب ها معرفي مي كند.(17)
مقايسه دانش با ثروت
دانش بهتر از مال است ؛ زيرا دانش ، نگهبان تو است ، و مال را تو بايد نگهبان باشي ،مال با بخشش كاستي پذيرد ، اما دانش با بخشش فزوني گيرد . مقام و شخصيتي كه با مال به دست آمده است ، با نابودي مال نابود گردد[، اما علم اين گونه نيست].ثروت اندوزان بي تقوا مرده اند ، گر چه به ظاهر زنده اند؛ اما دانشمندان ، تا دنيا برقرار است ، زنده اند؛ بدن هايشان در زمين پنهان ،اما ياد آنان در دل ها هميشه زنده است .دانش ،فرمانروا و مال ، فرمان بر است.(18)
پی نوشت ها :
1.نهج البلاغه ، ترجمه : محمد دشتي ، ص444، حكمت 5.
2. همان ، ص 136 ، خطبه 105.
3.همان ، ص 288 ، خطبه 193.
4. همان ، ص 470 ، حكمت 147.
5. همان ، ص 456، حكمت 79.
6. همان ، ص 480 ، حكمت 205.
7. همان ، ص 528 ، حكمت 457.
8. همان ، ص370 ، نامه 31.
9. همان ، ص 286 ، خطبه 193.
10. همان ، ص 462 ، حكمت 107.
11. همان ، ص 506 ، حكمت 338.
12. همان ، ص 458، حكمت 92.
13. همان ، ص 510 ، حكمت 366.
14.همان ، ص 514 ، حكمت 372.
15. همان ، ص 504 ، حكمت 320.
16. همان ، ص 456،حكمت 82.
17.همان ، ص444، حكمت 6.
18. همان ، ص 470 ، حكمت 147.
/ج
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}