يك فيلم كاملاً سياسي
يك فيلم كاملاً سياسي
يك فيلم كاملاً سياسي
نويسنده: ارغوان اشتري
كارگردان: رومن پولانسكي
فيلمنامه: رومن پولانسكي و رابرت هريس برگرفته از كتاب روح به قلم رابرت هريس
مدير فيلمبرداري: پاولادلمن
موسيقي: آلكساندر دسپلات
بازيگران: ايوان مگرگور (نويسنده پشت پرده)، پيرس برازنان (آدام لنگ)، اليويا ويليامز (روت لنگ)، كيم كاترال (آمليا بلاي)، تام ويلكنسين (پل امت)، تيما تي هاتين (سيدني كرول)، جيم بلوشي (جان مدوكس)، الي والاك (پيرمرد)
محصول مشترك2010 فرانسه، آلمان و بريتانيا- 128دقيقه
ژانر: تريلر، درام و رازورزانه
زماني كه يك نويسنده پشت پرده و موفق بريتانيايي «ايوان مگر گور» ميپذيرد خاطرات نخستوزير پيشين «آدام لنگ» را كامل كند، مدير برنامهاش به او خاطرنشان مي كند اين اتفاق شانس زندگي اوست. اما به نظر مي رسد پروژه از همان ابتدا نفرين شده است. دستكم همكار پيشين «مگر گور» كه روي اين پروژه كار مي كرد به طرز مرموزي در دريا غرق شد. نويسنده پشت پرده براي تعهدي كه داده در ميانه فصل زمستان به خانهاي مشرف به اقيانوس در «مارتا وينيارد» نزديك كيپ كود ماساچوستس سفر ميكند. همان روزي كه نويسنده سر ميرسد، وزير سابق خارجه بريتانيا (به نام ريكارت) «لنگ» را متهم به صدور دستور توقيف غيرقانوني مظنونان به عمليات تروريستي و تحويل آنها به سازمان «سيا» براي شكنجه شدن، مي كند كه شايد نوعي جنايت جنگي باشد. آدام لنگ با تهديد پيگرد دادگاه جنايي بينالمللي روبرو ميشود مگر در ايالات متحده آمريكا بماند يا به كشوري برود كه اين دادگاه را به رسميت نميشناسد.
اين جنجال سبب مي شود خبرنگاران و معترضان به خانه او در جزيرهاي كه به همراه همسرش روت و دستيارش «آمليا» در آن زندگي مي كند هجوم بياورند.
«نويسنده» به سرنخهايي مي رسد كه احتمال پي بردن همكار سابق او به رازي سياه را در دستنوشتهها مي دهد.
نويسنده، پيرمردي محلّي را ملاقات مي كند كه به او مي گويد امكان نداشته كه جسد همكار سابق او را جريان آب از روي فري (نوعي قايق) بُرده باشد، جاييكه نويسنده ناپديده شده و جسدش در ساحل پيدا شده است. پيرمرد در ادامه فاش مي كند كه همانشب حادثهزني «نور چراغهايي» را در ساحل ديده است. اما چند روز بعد اين زن از پله هاي خانهاش سقوط مي كند و به كُما مي رود. اين اطلاعات نويسنده را مي ترساند و به چيزهايي مشكوك مي كند.
فردا صبح او از راهياب ماشين همكار سابقش استفادهت مي كند. اين راهياب او را به اقامتگاه پرفسور «پلامت» مي رساند كه عكس هاي او با آدام لنگ در كالج، را همكار سابق به جاي گذاشته است. نويسنده پي مي برد پرفسور چيزي را مخفي مي كند. پس از جستجو در اينترنت وي پي مي برد پرفسور مأمور «سيا» است. به محضاينكه نويسنده اقامتگاه پرفسور را ترك مي كند، اتومبيلي به تعقيب او مي پردازد و نويسنده فرار مي كند.
او با وزير خارجه سابق «ريكارت» تماس مي گيرد كه شماره تلفنش را از وسايل به جاي مانده از همكار سابق پيدا كرده است. ريكارت به او مي گويد همكار سابق به وي گفته بود كه اطلاعاتي را در فصل هاي نخست كتاب پنهان كرده است. اما از دست نوشته هاي فصول نخست كتاب چيزي پيدا نمي كنند. سپس «لنگ» تماس مي گيرد و «ريكارت» به نويسنده مي گويد همراه «لنگ» برود. نويسنده به «لنگ» اخطار مي دهد كه از «ريكارت» دوري كند. در سفري كه «لنگ» به همراه نويسنده است، در هواپيما نويسنده، لنگ را متهم مي كند كه مأمور «سيا» است و توسط «امت» به سازمان سيا پيوسته است. اما «لنگ» به فرضيه نويسنده ميخندد.
زمانيكه آنها از هواپيما پياده ميشوند، «لنگ» مورد سوءقصد قرار مي گيرد و ضارب يك نظامي بازنشسته ارتش انگليس است كه پسرش را -در جنگ عراق- از دست داده است. پليس هم ضارب را هدف گلوله قرار مي دهد. نويسنده را بازجويي مي كنند و مقامات دولتي گذرنامه او را مي گيرند تا از كشور خارج نشده و اطلاعات را به خارج از كشور منتقل نكند. عليرغم مرگ آدام لنگ از نويسنده مي خواهند تا كتاب را براي انتشارات پستوموس كامل كند. در جشن رونمايي از كتاب، او «روت» را مشغول گفتگو با «امت» مي بيند. نويسنده به نشانههاي رازي مي رسد كه به صورت رمز در دستنوشتههاي همكار قبلي وجود دارد. او زير كلمات نخست هر فصل خط مي كشد و در نهايت پي مي برد كه روت سالها مأمور سازمان «سيا» بوده و توسط «امت» جذب سازمان شده است. او تمام تصميمهاي سياسي آدام لنگ را بدون آگاهي او به خاطر وابستگي به سازمان «سيا» دستكاري ميكرد. نويسنده يادداشتي به «روت» مي دهد و به او از كشف آن راز مي گويد. سپس ضيافت را با دستنوشتههاي اصلي ترك مي كند. او وارد خيابان مي شود و ماشيني به سمت وي ميآيد...
برنده جايزه خرس نقرهاي بهترين كارگرداني از جشنواره بينالمللي فيلم برلين و نامزد جايزه خرس طلايي جشنواره. پس از كسب خرس نقرهاي، جان رنتول از روزنامه اينديپندنت با جان روزنتال يکصدا شدند؛ آنها عقيده داشتند «نويسنده پشت پرده» با حمايت مالي دولت آلمان ساخته شد و به همين دليل خرس نقرهاي جشنواره را به پولانسكي اهداء كردند.
واكنش منتقدان به «نويسنده پشت پرده» تقريباً مثبت بود. در سايت راتن توميتوز هشتاد و چهار درصد از آراي منتقدان بر پايه 163نقد مثبت ارزيابي شد. در سايت متاكريتيك نيز هفتاد و هشت درصد از بيست و هشت نقد مثبت بود. راجر ايبرت در شيكاگوسان- تايمز، چهار ستاره به فيلم داد و نوشت: «اين فيلم ساخته مردي است كه ميداند چطور تريلر بسازد.» روزنامهنگار و وبلاگنويس بيل بردلي در «هافينگتن پست» درباره نويسنده پشت پرده نوشت: «يكي از بهترين فيلمهايي كه در سالهاي اخير ديدهام.»
ايوان مگرگور: نويسنده پشت پرده بدون نام
پيرس برازنان: نخستوزير پيشين بريتانيا آداملنگ
اوليويا ويليامز: روتلنگ (همسر آدام)
كيمكاترال: دستيار آدام، آمليا بلاي
تيماتي هاتن: وكيل آمريكايي لنگ، سيدني كرول
جيم بلوشي: جان مدوكس مدير اجرايي انتشاراتي كه قرار است خاطرات لنگ را چاپ كند.
رابرت پويك: وزير امورخارجه پيشين بريتانيا و نماينده سازمان ملل متحد، ريچارد ريكارت
جان برنتال: كارگزار نويسنده پشت پرده، ريك ريكاردلي
تيم پريسمي: روي
الاي والاك: پيرمرد
منبع: نشريه نقشآفرينان- ش67
/ج
فيلمنامه: رومن پولانسكي و رابرت هريس برگرفته از كتاب روح به قلم رابرت هريس
مدير فيلمبرداري: پاولادلمن
موسيقي: آلكساندر دسپلات
بازيگران: ايوان مگرگور (نويسنده پشت پرده)، پيرس برازنان (آدام لنگ)، اليويا ويليامز (روت لنگ)، كيم كاترال (آمليا بلاي)، تام ويلكنسين (پل امت)، تيما تي هاتين (سيدني كرول)، جيم بلوشي (جان مدوكس)، الي والاك (پيرمرد)
محصول مشترك2010 فرانسه، آلمان و بريتانيا- 128دقيقه
ژانر: تريلر، درام و رازورزانه
زماني كه يك نويسنده پشت پرده و موفق بريتانيايي «ايوان مگر گور» ميپذيرد خاطرات نخستوزير پيشين «آدام لنگ» را كامل كند، مدير برنامهاش به او خاطرنشان مي كند اين اتفاق شانس زندگي اوست. اما به نظر مي رسد پروژه از همان ابتدا نفرين شده است. دستكم همكار پيشين «مگر گور» كه روي اين پروژه كار مي كرد به طرز مرموزي در دريا غرق شد. نويسنده پشت پرده براي تعهدي كه داده در ميانه فصل زمستان به خانهاي مشرف به اقيانوس در «مارتا وينيارد» نزديك كيپ كود ماساچوستس سفر ميكند. همان روزي كه نويسنده سر ميرسد، وزير سابق خارجه بريتانيا (به نام ريكارت) «لنگ» را متهم به صدور دستور توقيف غيرقانوني مظنونان به عمليات تروريستي و تحويل آنها به سازمان «سيا» براي شكنجه شدن، مي كند كه شايد نوعي جنايت جنگي باشد. آدام لنگ با تهديد پيگرد دادگاه جنايي بينالمللي روبرو ميشود مگر در ايالات متحده آمريكا بماند يا به كشوري برود كه اين دادگاه را به رسميت نميشناسد.
اين جنجال سبب مي شود خبرنگاران و معترضان به خانه او در جزيرهاي كه به همراه همسرش روت و دستيارش «آمليا» در آن زندگي مي كند هجوم بياورند.
«نويسنده» به سرنخهايي مي رسد كه احتمال پي بردن همكار سابق او به رازي سياه را در دستنوشتهها مي دهد.
نويسنده، پيرمردي محلّي را ملاقات مي كند كه به او مي گويد امكان نداشته كه جسد همكار سابق او را جريان آب از روي فري (نوعي قايق) بُرده باشد، جاييكه نويسنده ناپديده شده و جسدش در ساحل پيدا شده است. پيرمرد در ادامه فاش مي كند كه همانشب حادثهزني «نور چراغهايي» را در ساحل ديده است. اما چند روز بعد اين زن از پله هاي خانهاش سقوط مي كند و به كُما مي رود. اين اطلاعات نويسنده را مي ترساند و به چيزهايي مشكوك مي كند.
فردا صبح او از راهياب ماشين همكار سابقش استفادهت مي كند. اين راهياب او را به اقامتگاه پرفسور «پلامت» مي رساند كه عكس هاي او با آدام لنگ در كالج، را همكار سابق به جاي گذاشته است. نويسنده پي مي برد پرفسور چيزي را مخفي مي كند. پس از جستجو در اينترنت وي پي مي برد پرفسور مأمور «سيا» است. به محضاينكه نويسنده اقامتگاه پرفسور را ترك مي كند، اتومبيلي به تعقيب او مي پردازد و نويسنده فرار مي كند.
او با وزير خارجه سابق «ريكارت» تماس مي گيرد كه شماره تلفنش را از وسايل به جاي مانده از همكار سابق پيدا كرده است. ريكارت به او مي گويد همكار سابق به وي گفته بود كه اطلاعاتي را در فصل هاي نخست كتاب پنهان كرده است. اما از دست نوشته هاي فصول نخست كتاب چيزي پيدا نمي كنند. سپس «لنگ» تماس مي گيرد و «ريكارت» به نويسنده مي گويد همراه «لنگ» برود. نويسنده به «لنگ» اخطار مي دهد كه از «ريكارت» دوري كند. در سفري كه «لنگ» به همراه نويسنده است، در هواپيما نويسنده، لنگ را متهم مي كند كه مأمور «سيا» است و توسط «امت» به سازمان سيا پيوسته است. اما «لنگ» به فرضيه نويسنده ميخندد.
زمانيكه آنها از هواپيما پياده ميشوند، «لنگ» مورد سوءقصد قرار مي گيرد و ضارب يك نظامي بازنشسته ارتش انگليس است كه پسرش را -در جنگ عراق- از دست داده است. پليس هم ضارب را هدف گلوله قرار مي دهد. نويسنده را بازجويي مي كنند و مقامات دولتي گذرنامه او را مي گيرند تا از كشور خارج نشده و اطلاعات را به خارج از كشور منتقل نكند. عليرغم مرگ آدام لنگ از نويسنده مي خواهند تا كتاب را براي انتشارات پستوموس كامل كند. در جشن رونمايي از كتاب، او «روت» را مشغول گفتگو با «امت» مي بيند. نويسنده به نشانههاي رازي مي رسد كه به صورت رمز در دستنوشتههاي همكار قبلي وجود دارد. او زير كلمات نخست هر فصل خط مي كشد و در نهايت پي مي برد كه روت سالها مأمور سازمان «سيا» بوده و توسط «امت» جذب سازمان شده است. او تمام تصميمهاي سياسي آدام لنگ را بدون آگاهي او به خاطر وابستگي به سازمان «سيا» دستكاري ميكرد. نويسنده يادداشتي به «روت» مي دهد و به او از كشف آن راز مي گويد. سپس ضيافت را با دستنوشتههاي اصلي ترك مي كند. او وارد خيابان مي شود و ماشيني به سمت وي ميآيد...
برنده جايزه خرس نقرهاي بهترين كارگرداني از جشنواره بينالمللي فيلم برلين و نامزد جايزه خرس طلايي جشنواره. پس از كسب خرس نقرهاي، جان رنتول از روزنامه اينديپندنت با جان روزنتال يکصدا شدند؛ آنها عقيده داشتند «نويسنده پشت پرده» با حمايت مالي دولت آلمان ساخته شد و به همين دليل خرس نقرهاي جشنواره را به پولانسكي اهداء كردند.
واكنش منتقدان به «نويسنده پشت پرده» تقريباً مثبت بود. در سايت راتن توميتوز هشتاد و چهار درصد از آراي منتقدان بر پايه 163نقد مثبت ارزيابي شد. در سايت متاكريتيك نيز هفتاد و هشت درصد از بيست و هشت نقد مثبت بود. راجر ايبرت در شيكاگوسان- تايمز، چهار ستاره به فيلم داد و نوشت: «اين فيلم ساخته مردي است كه ميداند چطور تريلر بسازد.» روزنامهنگار و وبلاگنويس بيل بردلي در «هافينگتن پست» درباره نويسنده پشت پرده نوشت: «يكي از بهترين فيلمهايي كه در سالهاي اخير ديدهام.»
ايوان مگرگور: نويسنده پشت پرده بدون نام
پيرس برازنان: نخستوزير پيشين بريتانيا آداملنگ
اوليويا ويليامز: روتلنگ (همسر آدام)
كيمكاترال: دستيار آدام، آمليا بلاي
تيماتي هاتن: وكيل آمريكايي لنگ، سيدني كرول
جيم بلوشي: جان مدوكس مدير اجرايي انتشاراتي كه قرار است خاطرات لنگ را چاپ كند.
رابرت پويك: وزير امورخارجه پيشين بريتانيا و نماينده سازمان ملل متحد، ريچارد ريكارت
جان برنتال: كارگزار نويسنده پشت پرده، ريك ريكاردلي
تيم پريسمي: روي
الاي والاك: پيرمرد
منبع: نشريه نقشآفرينان- ش67
/ج
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}