اوتيسم با مغز چه مي‌کند؟


 





 

«اوتيسم کودکان» از نظر روان‌شناسان به چه معناست؟
 

اوتيسم نوعي بيماري است که در اوان زندگي آغاز مي‌شود. اين اختلال که از آن به انسان ناتمام نيز تعبير شده از اختلالات رشدي به شمار مي‌رود و در پسرها چهاربرابر دخترها مشاهده مي‌شود. لئوکانر نخستين فردي بود که در سال 1943 بيماري اوتيسم را به عنوان آشفتگي‌هاي عاطفي، رفتاري و روان‌شناختي مطرح کرد. از نظر محققان، مشکل اوتيسم در اثر عوامل رواني، ارتباطي به خصوص در بعد ارتباطي با رفتار سرد والدين و نشان ندادن محبت نسبت به کودک پيش مي‌آيد. کودک داراي دنيايي است که در آن مادر تمام راه‌هاي آن را بلد است و تمام حضور و حرکت را تشکيل مي‌دهد.
البته بدون مادر بودن هم دنيايي است که در آن دنياي کودک خراب و خالي است و هيچ‌گونه واکنشي در آن به چشم نمي‌خورد؛ دنيايي يخ زده و برهوتي پر از انجماد و سرما. کودکي که مادري سرد و بي‌هيجان دارد، در حلقه وصل او به خانواده، الگوي پدر نيز در سازمان شخصيتي‌اش مفقود است و تکليفش معلوم نيست. او در اين حلقه، خودش، دستانش، پاهايش، چشمانش، گوشش و دهانش را گم مي‌کند و جاي آنها را در بدنش فراموش مي‌کند و يا مرتب مي‌خواهد بررسي کند و جاي آنها را مشخص سازد. اين گم‌شدگي خود و اعضاي بدن در حقيقت نوعي عکس‌العمل نسبت به ناپايداري‌هاي والدين در رابطه با فرزند است.

اين کودکان از لحاظ هيجاني چه رفتاري دارند؟
 

فرزند مبتلا به اوتيسم يا کودک اوتيستيک از لحاظ هيجان ناپايدار و نامتعادل است. کودک مبتلا به دليل اطمينان نداشتن و ناپايداري در زندگي کوتاهش به طور کامل تمايل دارد که يکساني و فقدان تغيير در محيط زندگي‌اش را حفظ کند. در زندگي‌اش هر شيء يا چيزي هنگامي وجود دارد که در جاي هميشگي‌اش باشد و اگر جايش تغيير کند، از نظر او ديگر وجود ندارد.

اين بيماري چگونه ايجاد مي‌شود و علايم آن چگونه است؟
 

آسيب خفيف مغزي نخستين عامل مورد نظر در ايجاد اين اختلال است و علايم آن نيز شامل به کار نگرفتن طرف چپ و راست بدن به‌طور ثابت و به دست نياوردن مهارت راست برتري يا چپ‌برتري از فعاليت‌هاي حرکتي و همچنين روي پنجه راه رفتن و يا داشتن رفتار تکراري به ويژه در موقعي که فرد به دنياي خود فرو مي‌رود، از علايم بارز اين اختلال است.

با کودکان مبتلا به اوتيسم چگونه رفتار کنيم؟
 

با کودکان مبتلا بايد تماس لمسي برقرار کنيم و عواطف خود را به آنها نشان دهيم. بايد در آغوش‌شان گرفت و آنها را با متغيرهاي تنوع محيطي روبه‌رو کرد و از انزوا‌طلبي‌شان جلوگيري به عمل آورد.

اين کودکان از لحاظ جسمي نياز به چه توجهاتي دارند؟
 

به طور کلي کودکان مبتلا ممکن است داراي عوارض متعددي از لحاظ جسمي، عاطفي و رواني باشند. در بعد جسمي ممکن است آنها داراي بدني حساس باشند که با لمس ساده واکنش زيادي نشان مي‌دهند و يا برعکس بدن‌شان غيرحساس به لمس باشد، به طوري که با سنجاق فرو کردن به بدن‌شان نيز واکنش متناسبي نشان ندهند که در هر يک از موارد ياد شده بايد حساسيت کودک را کاهش داد. به طور مثال، در کودکي که واکنش کمي در قبال لمس بروز مي‌دهد بايد دست او را به آب گرم و سپس سرد فرو برد. دست او را نيشگون گرفت و با برس يا کاغذ سمباده حساسيت او را افزايش داد.

و اگر حساسيت زيادي داشت؟
 

اگر حساسيت کودک اوتيستيک زياد بود، مي‌توانيم با پرت کردن حواس و انجام ساير رفتارها و واکنش‌هاي انحرافي آن را کاهش دهيم. در اوتيسم بيش حساس به شنوايي نيز بايد با موم يا پنبه حساسيت شنوايي آنها را کاهش دهيم تا ترس‌شان کمتر شود. کودکان مبتلا در گذرگاه‌هاي عصبي حواس چشايي، بويايي، شنوايي، بينايي و لمس دچار مشکل هستند، آنها ممکن است در هنگامي که مواجه با يک محرک از نوع حواس ياد شده بشوند، واکنشي غيرمتعارف نشان دهند که بايد حواس آنها را از لحاظ آستانه تحريک تغيير دارد.

و دست آخر، آيا مي‌توان به درمان اين کودکان اميدوار بود؟
 

کودکان مبتلا در واکنش نسبت به حواس ياد شده يا کند عمل مي‌کنند يا تند و تيز هستند که در هر صورت بايد اين واکنش‌‌ها تغيير کنند. اگر کودک مدفوع خود را بو مي‌کند و فقط صداي خود را گوش مي‌کند، بايد تدابيري را انديشيد که تغيير کند. کودکان بسيار کند، کودکان بسيار تند و کودکان ناموزون يا نامشخص هر يک روش درماني خاص خود را دارند و همه آنها قابل درمان بوده و با حوصله و پشتکار قابل تغيير هستند.

پي نوشت ها :
 

*روان‌شناس

منبع:www.salamat.com