چگونه اعتماد به نفس خود را تقويت کنيم


 





 

1-درست نشستن
 

بررسي اخير توسط دانشگاه ايالتي اوهايو نشان داده صاف نشستن به طور چشمگيري بر اعتماد به نفس فرد تاثير مي گذارد.

2-به نکات مثبت توجه کنيد:
 

روبه روي يک آينه قدي بايستيد و به ويژگي هاي مثبتي که دوست داريد، اشاره کنيد. ويژگي هاي جسمي (چشم، لب، مو، پا، خنده و ...)و شيوه پوشش (آرايش مو، لباس، طرز ايستادن و نشستن، آرايش، کفش و ...)را در نظر بگيريد.

3-عرق ريختن:
 

هنگام احساس ناراحتي به ورزش بپردازيد. يک ورزش ساده مانند پياده روي دور ساختمان (مدت شدت و زمان آن مهم نيست) به طور لحظه اي باعث احساس اعتماد به نفس مي شود.

4-به ظاهرتان برسيد:
 

متخصصان معتقدند کوتاه کردن مو يا رسيدگي به ظاهر، به طور چشمگيري روي اعتماد به نفس فرد تاثير مي گذارد.

5-کمک کنيد:
 

اگر قصد تقويت اعتماد به نفس خود را داريد، در سازمان و گروه کمکي داوطلب شويد. آن احساس خشنودي که به دست مي آوريد، اعتماد به نفس شما را استحکام خواهد بخشيد.

6-فهرستي تهيه کنيد:
 

پرهيز کردن از چيزهايي که باعث استرس، افزايش اضطراب و از بين رفتن اعتماد به نفس مي شود.

7-هميشه جنبه مثبت کار را در نظر بگيريد:
 

چند تجربه تلخ و شيريني که چند روز پيش تجربه کرده ايد را به ياد بياوريد. به عنوان مثال سوزاندن شيريني هايي که با بچه ها تهيه کرده بوديد و فرصتي بود که زماني را با هم بگذرانيد.

8-هدف هاي کوچک تعيين کنيد:
 

يکي از راه هاي موثر ايجاد اعتماد به نفس، تقسيم بندي اهداف بزرگ تر به هدف هاي کوچک تر است. به عنوان مثال اگر قصد کاهش وزن داريد، خوردن روزانه حداقل 3 وعده سبزي را فراموش نکنيد.

9-موضوعات جديدي را تجربه کنيد:
 

مواجه شدن با انجام کاري که از آن بيم داريد و يا سخت به نظر مي آيد، احساس سلامت فرد را افزايش مي دهد. کارهايي از قبيل يادگيري زبان جديد، يادگيري گل آرايي و ...
به داستاني که در پي مي آيد توجه کنيد تا ببينيد که حتي در بهترين شرايط هم خواستني و عزيز هستيد. اين باور در بازيابي اعتماد به نفس از دست رفته ياري تان مي کند:
سخنران معروفي در مجلسي که دويست نفر در آن حضور داشتند، يک اسکناس صد دلاري را از جيبش بيرون آورد و پرسيد: «چه کسي مايل است اين اسکناس را داشته باشد؟» دست همه حاضران بالا رفت.
سخنران گفت: «بسيار خب من اين اسکناس را به يکي از شما خواهم داد، ولي قبلاً ازآن مي خواهم کاري بکنم!» سپس در برابر نگاه هاي متعجب حاضران، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسيد:«چه کسي هنوز مايل است اين اسکناس را داشته باشد؟»
باز دست هاي حاضرين بالا رفت! اين بار مرد اسکناس مچاله شده را به زمين انداخت و چند بارآن را لگدمال کرد و با کفش خود آن را روي زمين کشيد، بعد دوباره اسکناس را برداشت و پرسيد: «خب حالا چه کسي حاضر است صاحب اين اسکناس شود؟» باز دست همه بالا رفت. بالاخره سخنران گفت:«دوستان با اين بلاهايي که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چيزي کم نشد و همه شما خواهان آن هستيد. در زندگي واقعي هم همين طور است. ما در بسياري موارد يا تصميماتي که مي گيريم يا با مشکلاتي که رو به رو مي شويم، خم مي شويم، مچاله مي شويم و خاک آلود مي شويم و احساس مي کنيم که ديگر پشيزي ارزش نداريم. ولي اين گونه نيست و صرف نظر از اين که چه بلايي سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمي دهيم و هنوز هم براي افردي که دوست مان دارند، آدم پر ارزشي هستيم.!» شما چطور؟ ارزش شما بيشتر است يا آن اسکناس صد دلاري مچاله و لگدمال شده؟!
منبع:نشريه کوچه ما، شماره12.