سروي چنين يا سوسني يا از گل تر خرمني

شاعر : امير خسرو دهلوي

يعني تو پهلوي مني يارب تويي اين يا نه‌اي؟سروي چنين يا سوسني يا از گل تر خرمني
در چار بازار بلا نرخ دل ارزان کرده‌ايتو مست و دلها بردرت گشته روان از هر طرف
درد تو تنها زان من درمان تو زان همه‌اياي درد تو مهمان من مهمان دردت جان من
گشت سفيد چشم من شد کف پاي او سيهبس که دو ديده‌ي سيه بر کف پاي سودمش
از غم خود تا مرا رسواي عالم کرده‌ايسينه ام را از غم عالم تو بي غم کرده‌اي
آنهمه خار بود چون تو در آغوش نه ايگر به آغوش بريزند گل اندر برمن
آخر امر و زچرا بر سخن دوش نه‌اي ؟دوش گفتي که کنم چاره‌ي کارت فردا