آرام جانم ميرود، جان را صبوري چون بود

شاعر : امير خسرو دهلوي

آنکس شنا سد حال من ، کاو همچو من در خون بودآرام جانم ميرود، جان را صبوري چون بود
من دانم و همچون مني ، کاندوه دوري چون بودرنجم مبادا بر تني ، چون من مبادا دشمني
ماري کزينسانم گزد، کي در خور افسون بودزلفش که در جانم گزد، چون مار پنهانم گزد
دانم که زنجير از چه رو، در گردن مجنون بودليلي و موي مشک بو، آنکس که ديده مو به مو