اي چراغ چشم توفان بار ما

شاعر : اوحدي مراغه اي

بيش ازين غافل مباش از کار مااي چراغ چشم توفان بار ما
گر چه کوته ديده‌اي ديوار ماهر زماني در به روي ما مبند
رحمتي بر ديده‌ي بيدار ماشکر آن که خواب مي‌گيرد به شب
بيش ازين نتوان نهادن خار مااي که با هر کس چو گل بشکفته‌اي
تا نکردي مدعي انکار ماکاشکي آن رخ نبودي در نقاب
کس نپيچد پنجه‌ي عيار مابا چنان ساعد که بر بازوي اوست
نيست غم، گر يار باشد يار ماخلق عالم گر شوند اغيار و خصم
کندر آن حضرت نباشد بار مااوحدي، مي‌بوس خاک آستان