هر دم از خانه رخ بدر دارد

شاعر : اوحدي مراغه اي

در پي عاشقي نظر داردهر دم از خانه رخ بدر دارد
با کسي دست در کمر داردهر زمان مست بر سر کويي
دست آن کس کشد، که زر دارديار آن کس شود، که مينوشد
مخلصان را درين خطر دارددوست گيرد نهان و فاش کند
پيش او راه بيشتر داردهر که قلاش‌تر ز مردم شهر
هر که سوداي درد سر دارددر خرابات ما شود عاشق
عاشقي خود همين هنر دارديار ترساي ما، مترس از کس
کان دگر خانها دو در داردمزن، اي اوحدي، بجز در دوست