بايد که مال دنيا مسمار دل نباشد

شاعر : اوحدي مراغه اي

کين مارها که بيني، جز مار دل نباشدبايد که مال دنيا مسمار دل نباشد
از عقل اگر زماني تيمار دل نباشدبيمار جهل گردد روزي هزار نوبت
آه! ار عنايت او غم خوار دل نباشدوقتي که حرص و شهوت خواري کنند بر دل
نور هدايت او تا يار دل نباشدسودي ندارد از کس ياري نمودن دل
آن سيرتي که در وي آزار دل نباشدنزد خداپرستان داني که: چيست طاعت؟
کين آبگينه هرگز در بار دل نباشديک بار اگر ببيني دل را، يقين بداني
زيرا که قول او جز مسمار دل نباشدبر قول اوحدي کن گوش، ار نجات خواهي