رخت دل بدزدد نهان شود

شاعر : اوحدي مراغه اي

دلم بر تو زين بد گمان شودرخت دل بدزدد نهان شود
گر ابروت جويم کمان شودچو زلف تو جستم کمند شد
مبادا کزين پس گران شودبه وصل تو تعجيل کرد نيست
کزان بوسه دل جفت جان شوددلت مي‌دهم، بوسه‌اي بده
بيارم کسي، تا ضمان شودوگر نيستت بر من ايمني
گرم موي بر تن زبان شودنتانم که وصف لبت کنم
ز سر بار ديگر جوان شودسرم پير شد ور رسم بتو
گرش دين و دنيا زيان شودنگويد به ترک تو اوحدي
که گويي چنين کس چنان شودازو به نيابي معاملي