جهد بکن تا که به جايي رسي

شاعر : اوحدي مراغه اي

درد بکش، تا به دوايي رسيجهد بکن تا که به جايي رسي
خيز و برو، تا به نوايي رسيبر سر آن کوچه بسي برگهاست
کي ز بر او به قبايي رسي؟پيرهني چاک نکردي به عشق
از سر آن زلف بتايي رسي؟تا نشوي فارغ و يکتا، کجا
تا که به بوسيدن پايي رسيبس که به بوسي تو زمينش ز دور
زود به آواز درايي رسيگر تو درآيي ز پي کاروان
هم ز دل خود به صفايي رسياز صف دل دور مشو، زانکه تو
خود چه کني؟ گربه خدايي رسياي که به مخلوق چنين غره‌اي
گر نگريزي به بهايي رسيخواجه ترا چون ز غلامان شمرد
گر به چنين گرگ‌ربايي رسييوسف خود را بتواني ربود
گر به چنين ظل همايي رسياوحديا، سايه ز ما برمگير