اهل بر روي زمين جستيم نيست

شاعر : خاقاني

عشق را يک نازنين جستيم نيستاهل بر روي زمين جستيم نيست
زان که بر روي زمين جستيم نيستزين سپس بر آسمان جوئيم اهل
کاشنائي همنشين جستيم نيستبرنشين اي عمر و منشين اي اميد
يک مگس را انگبين جستيم نيستخرمگس برخوان گيتي صف زده است
کز تو و او ما همين جستيم نيستگفتي از گيتي وفا جويم، مجوي
شيرمردي در کمين جستيم نيستبر کمين‌گاه فلک بوديم دير
يک سليمان را نگين جستيم نيستهست در گيتي سليماتن صدهزار
مثل او سحرآفرين جستيم نيستترک خاقاني بسي گفتيم ليک
در عراقش هم قرين جستيم نيستدر خراسان نيست مانندش چنانک