در عشق، فتوح چيست؟ داني

شاعر : خاقاني

از دوست کرشمه‌ي نهانيدر عشق، فتوح چيست؟ داني
ترکان که کمين گشاي خوانيبيني ز کمان کشان غمزه
کس داد نشان ز بي‌نشانيگوئي که ز عشق او نشان ده
سرنامه‌ي خلق زندگانيسرنامه‌ي عشق کشتن آمد
من دل سبکم تو جان گرانيگفتم به خيال او که آوخ
جاي دل گم شده تو دانيدل گم شده‌ام کجا ندانم
کاين دم گهري است آسمانيخاقاني تو مزن ازين دم