اي باغ داد و بيضه‌ي بغداد مرحبا

شاعر : خاقاني

دورانگه سپهر و سفرگاه انجمياي باغ داد و بيضه‌ي بغداد مرحبا
چرخ چهارمي نه که فردوس هشتمياز نور و نور و سور و سرور و چراغ و باغ
آوخ که نيست بوي دل و رنگ مردميهستت ز رنگ و بوي همه چيزها وليک