ساقي سيمبر بيار شراب

شاعر : خواجوي کرماني

مطرب خوش نوا بساز ربابساقي سيمبر بيار شراب
فاتقوا الله يا اولي الالبابمست عشقيم عيب ما مکنيد
گفت طوبي لهم و حسن مبعقل چون ديد اهل ميکده را
نشود چشم من تهي ز گلاببي گل روي او چرا يکدم
باغباني نشسته بر سر آبهمچو خالش که ديد در بستان
گر چه بي او خيال باشد خوابچشم او جز بخواب نتوان ديد
باده و شکر و شب و مهتابلب و گفتار و زلف و عارض اوست
جادوئي مست خفته در محرابهمچو چشمش کسي نشان ندهد
آن غريب شکسته را دريابدر غريبي شکسته شد خواجو