خيز تا باده در پياله کنيم

شاعر : خواجوي کرماني

گل روي قدح چو لاله کنيمخيز تا باده در پياله کنيم
تا بکي خون خوريم و ناله کنيمبي مي جانفزاي و نغمه چنگ
باده‌ي لعل در پياله کنيمهر دم از ديده‌ي قدح پيماي
دفع غم را بمي حواله کنيمشاد خواران چو مجلس آرايند
وصف آن عنبرين کلاله کنيمبا گل و لاله همچو بلبل مست
دعوي عمر شصت ساله کنيموز شگرفان چارده ساله
دو جهان را بيک نواله کنيمچون به خوان وصال دست بريم
ورق چهره پر ز ژاله کنيموز بخار شراب آتش فام
مرغ دل را بخون قباله کنيمهمچو خواجو بنام ميخواران