دل دست به کافري بر آورد

شاعر : عطار

وآيين قلندري بر آورددل دست به کافري بر آورد
رندي و مقامري بر آوردقرائي و تايبي نمي‌خواست
کيش بت آزري بر آورددين و ره ايزدي رها کرد
سالوس و سيه گري بر آورددر کنج نفاق سر فرو برد
ممن شد و کافري بر آورداز توبه و زهد توبه‌ها کرد
صافي شد و دلبري بر آوردتا دردي درد بي‌دلان خورد
تلبيس و مزوري بر آوردعطار چو بحث حال خود کرد