وولورين (Wolverine)


 





 
هلن اوهارا (نويسنده امپاير): هيو جکمن مي گويد: «خيلي ها هستند که فکر مي کنند شخصيت وولورين را به خوبي مي شناسند. قهرمان جهش يافته و مو بلند در نوع و کارخودش بهترين است اما نتيجه کارش با توجه به اينکه چه کسي خواستار انجام آن شده، متفاوت است. وولورين، که او را با نام هاي ديگري مثل لوگان و شانزده اسم ريز و درشت ديگر صدا مي زنند، به چشم انسان ها نمادي از موجودي جهش يافته است که هر چه بخواهند در وجو او پيدا مي کنند. او مجموعه اي درهم از تناقض هاي بسياري است که او را به انساني ترين ابرقهرمان بدل مي کند؛ مثلا کله سوپرمن هيچ وقت بوي قورمه سبزي نمي دهد يا مرد عنکبوتي فعاليت هاي اجتماعي متعادل کننده دارد اما وولورين موجود جهش يافته اي است که برلبه دو دنياي کاملا متضاد قرار گرفته است: اينکه آيا بايد از غريزه هاي اصل اش پيروي کند يا اينکه همان قهرماني باشد که دل اش مي خواهد. اين درگيري ذهني هسته مرکزي شخصيت وولووين را شکل مي دهد و مناسب ترين گزينه براي درک جذبه اوست که به واسطه آن به يکي از ده چهره برتر دهه بدل گشته است.
لن وين، خالق کتاب هاي مصور، در سال 1974 شخصيت وولورين را به عنوان رقيبي براي هالک خلق کرد اما وولوريني که ما امروز مي شناسيم توسط وين با همراهي ديو کاکرام (که مدل مو و ماسک او را تغيير داد) کمي متفاوت تر از گذشته شد و سپس توسط کريس کلرمونت در ابتدا در افراد ايکس و بعد هم به صورت قهرماني مجزا به کار گرفته شد. کلرمونت درباره ويژگي هاي شخصت وولورين چنين مي گويد: «ايده اصلي من براي شخصيت وولورين اين بود که محض نمونه اگر يک وقت سرزده وارد اتاق او مي شديد، نيمي از آن شبيه به کوپه اي از زباله باشد، با کاناپه اي داغون و يک عالمه قوطي آبجوي خالي و نيمه ديگر اتاق نشانه هاي چشمگيري از نظم و طافت باشد؛ مثلا جايي مناسب براي شمشيرش و شايد هم يک ميز در آن وسط باشد. وولورين در وجودش با خودش در نبرد است. بخشي از وجود او مي خواهد که او انساني ناب و درستکار باشد و بخش ديگري که کاري به کار اين جور حرف ها ندارد و دل اش مي خواهد بزند همه چيز دور و بر را درب و داغون کند. او هنوز نتوانسته راهي براي متوازن ساختن اين دو نهايت متضاد پيدا کند.»
همين دوگانگي بهترين نکته براي شرح دليل محبوبيت بالاي وولورين است: عده اي از طرفداران او تا وقتي که او از کوره در نرود، احساس نمي کنند با وولورين طرف شده اند، عده اي ديگر ترجيح مي دهند که او بيشتر به اين و آن نيش و کنايه بزند و هرازگاهي آن روي سکه را به ديگران نشان دهد و عده اي از هواداران وولورين هم ترجيح مي دهند او جنگجويي زاهد و سر به زير باشد. به همين خاطر است که او نه تنها يکي از شخصيت هاي اصلي مجموعه افراد ايکس، بزرگ ترين مجموعه کتاب هاي مصور جهان، است بلکه چنين به نظر مي رسد که کمپاني مارول هر وقت که در بازاريابي يکي از فيلم هايش به مشکل برمي خورد يا مي خواهد فروش آن را بيشتر کند، شخصيت وولورين را وارد قضيه مي کند. هر وقت هم که يکي از فيلم هاي سري افراد ايکس روانه سالن هاي سينما مي شود، وولورين اصلي ترين رمز موفقيت آن است. لورن شيولر دانر، تهيه کننده کهنه کار هاليوود، درباره وولورين مي گويد: «همين شخصيت دليل اصلي من براي ورود به کار تهيه سري افراد ايکس و به طور کلي فيلم هايي با محوريت کتاب هاي مصور بود. وولورين به چشم من يک قهرمان تراژيک درجه يک است. خشم بي حدوحساب او باعث شده هراسي وجودش را فرا بگيرد که هميشه بايد با آن دست و پنجه نرم کند. دقيقا به همين خاطر رنج زيادي هم کشيده است. اما همين شخصيت گاهي اوقات بسيار بامزه هم مي شود و رفتارهاي دور از انتظاري از او سر مي زند که باعث مي شود به سوي او جذب شويم.»
وين، خالق وولورين، مي گويد: «وولوريني که هيو جکمن روي پرده خلق کرده، بي نقص و تماشايي است.» هنرپيشه فيلم پسري از اُز يک دفعه از راه رسيد و اولين نقش سينمايي درست و درمان خودش را به دست آورد (البته جکمن آن قدر جوانمرد هست که نقش هنرپيشه ديگري را تصاحب نکند). گذشته از آن، با وجود اينکه خيلي ها درباره قسمت هاي سوم و چهارم سري افراد ايکس بد گفتند اما شخصيت وولورين جکمن تقريبا دست نخورده وسالم سر جايش باقي مانده است.
رالف وينتر، که در کار تهيه هر چهار فيلم نقش داشته، با خنده مي گويد: «ما هيو جکمن را در حالي براي اين نقش انتخاب کرديم که داشت در سالن تئاتر وست اند ترانه مو فرفري در اوکلاهما را مي خواند. حتي در آن قالب هم مي شد فهميد که او به طور ناخودآگاه بيشتر ويژگي هاي اخلاقي شخصيتي مثل وولورين را دارد. در همان موزيکال هم مشخص بود او قهرمان و رهبر گروه است و در عين حال شخصيتي است که نگران است و اضطراب در بيننده ايجاد مي کند.او دقيقا همين ويژگي ها را گسترش داد و با خود سرصحنه آورد تا به شخصيت وولورين جان ببخشد.»
از نظر انتخاب هنرپيشه اصلي، دقيقا ماجراي انتخاب ويوين لي براي نقش اسکارلت اوهارا در بر باد رفته تکرارشد؛ در نگاه اول ، هيوجکمن دور از ذهن ترين گزينه بود اما گذشت زمان نشان داد که او بهترين و بي نقص ترين هنرپيشه براي اين نقش بوده است. هيو جکمن خوش مشرب و دوست داشتني به کمک دوش آب سرد روزانه، گوش دادن مداوم به موسيقي هوي متال خشمگين از گروه هايي مثل «گاداسمک» و تعلق خاطر مجنون واري به وزنه زدن توانست به جهان پر از خشم و غرور وولورين پا بگذارد و جذبه طبيعي او بقيه ماجرا را روبه راه ساخت.
جکمن درباره نقش آفريني اش مي گويد: «فيلم اول اين مجموعه يکي از کارهاي نخستين من به حساب مي آمد و روزهاي اول کار، دردسرهاي زيادي کشيدم تا اينکه بعد از پنج يا شش هفته بود که احساس کردم بر کار مسلط شده ام. بايد اعتراف کنم که وولورين در افراد ايکس 3 نسبت به گذشته کمي ملايم تر شده و من اين نکته را از طرفداران مجموعه مي پذيرم. بيشتر هواداران مجموعه جنبه ناسازگار شخصيت وولورين با زندگي و مسائل آن را مي پسندند.او هماني است که بايد باشد. او هميشه يک موجود خوب و دوست داشتني نيست و لحظه هاي بد را هم تجربه مي کند. او يک ضد قهرمان است و همين باعث مي شود که نسبت به مسائلي آسيب پذير باشد، مثل اينکه در وجودش هميشه نبردهاي روحي در جريان است. دلم مي خواست ريشه هاي افراد ايکس: وولورين نسبت به فيلم هاي قبلي متفاوت باشد. اين فيلم کمي تيره تر است.»
دست آخر بايد به اين نکته توجه کرد که نمي توان با کلماتي مثل ضعيف و دور از انتظار اين فيلم را توصيف کرد؛ فيلم در سرتاسر دنيا 373 ميليون دلار فروش داشته که همين نشانگر آن است که آينده روشني در انتظار وولورين است. آماده سازي مقدمات وولورين 2 هم يکي ديگر از خبرهاي خوش براي هوارداران مجموعه است. کريستوفر مک کواري (مظنونين هميشگي) در حال حاضر کار نگارش فيلمنامه را براساس يکي از محبوب ترين سري هاي کتاب که توسط کريس کلرمونت و فرانک ميلر خلق شده، در دست دارد که داستان آن
در ژاپن مي گذرد.
شيولر دانر مي گويد: «خيلي شانس آورده ايم که داستاني در دست داريم که بيشتر آن براي ساخت اقتباس سينمايي ما آماده شده است. ماجراي اصلي داستان هم به رابطه وولورين و ماريکو، دختر يکي از سران مافياي ژاپن، مربوط مي شود نکته جالب فيلم هم اين است که وولورين در آن به طريقي نبرد مي کند که تا پيش از اين آن را نديده ايم. در قسمت چهارم مجموعه او را در برابر هلي کوپترها قرارداديم؛ اما اينجا او با انسان هاي ديگر به صورت تن به تن تا سرحد مرگ نبرد مي کند، ترکيبي از سامورايي بازي ، نينجا و... خيلي تماشايي خواهد شد.»
منبع:دنياي تصوير - ش 188