اولين عضوهاي مصنوعي در دنياي حيوانات


 

نويسنده: سامرا قلي زاده




 

استفاده از عضو مصنوعي بين حيوانات پديده جالبي است که از چند سال پيش تاکنون رايج شده است
تا همين چند سال پيش اگر حيواني به هر دليلي يکي از اعضاي بدنش را از دست مي داد تا آخر عمر بايد با اين نقص کنار مي آمد يا آنکه از گرسنگي مي مرد؛ حالا اگر اين حيوان از شانس بدش جزء چهار پاياني بود که در مزرعه ها به خدمت گرفته مي شوند که ديگر هيچ ارزشي براي مزرعه دار نداشت و خيلي وقت ها کشته مي شد. البته اين سرنوشت حيواناتي بود که در دوران گذشته زندگي مي کردند چون حالا ديگر با پيشرفت علم اين حيوانات هم مي توانند جايگزيني براي عضو از دست رفته شان به دست بياورند؛ عضوي مثل دست، پا يا چشمي مصنوعي که به آنها در ادامه زندگي شان کمک مي کند.

دلفين دم مصنوعي
 

«وينتر» يکي از معروف ترين حيواناتي است که در آکواريوم سي ام اي- آب هاي زلال دريايي - در فلوريداي آمريکا زندگي مي کند؛ آن هم به اين خاطر که شکل و شمايلش کمي با دلفين هاي ديگر فرق مي کند.
او قبل از اينکه به اين آکواريوم آورده شود مثل هزاران دلفين ديگر در نزديکي کانال کاناورال زندگي مي کرد تا اينکه حادثه بدي برايش اتفاق افتاد؛ حادثه اي که باعث شد براي هميشه يک عضو مهم و حياتي بدنش را از دست بدهد. يکي از روزهاي سال 2005 وقتي که وينتر مشغول شنا در اين کانال بود ناگهان در دامي که ماهيگيران براي صيد خرچنگ در اين منطقه گذاشته بودند گرفتار شد.
دلفين بيچاره هر چقدر تلاش کرد خودش را آزاد کند نتوانست اما اين پايان ماجرا نبود؛ چرا که تقلاي بيشتر مساوي با کنده شدن کامل دم او و آسيب رسيدن به دو مهره ستون فقراتش بود. البته اين اولين باري نبود که براي دلفين هاي آن منطقه چنين اتفاقي مي افتاد؛ قبل از آن هم بسياري از اين دلفين ها در مسير تورهاي پهن شده صيد خرچنگ گرفتار شده و بعد از مدتي جان خود را از دست داده و خوراک ديگر جانوران دريايي شده بودند. اما خوشبختانه صيادها زماني وينتر را پيدا کردند که هنوز زنده بود. آنها موضوع را به مأموران محيط زيست اطلاع دادند و او براي نجات از مرگ به آکواريوم سي ام اي منتقل شد.
بعد از انتقال وينتر به آکواريوم، دامپزشکان متخصص زيادي او را معاينه کردند و نظر همگي اين بود که براي نجات وينتر از مرگ بايد يک دم مصنوعي ساخته و روي بدنش کار گذاشته شود. به اين ترتيب يکي از شرکت هاي ساخت اعضاي مصنوعي که البته تا آن زمان فقط براي انسان ها پروتز مي ساخت، با همکاري دکتر والش - از دامپزشکان آکواريوم سي ام اي که متخصص جانوران دريايي پستاندار و مهره دار بود- دست به کار شدند و اين عضو مصنوعي را براي وينتر تهيه کردند.
با ساخته شدن دم پروتزي، قدم اول براي بهبود وينتر برداشته شد اما در اين بين مشکل ديگري وجود داشت و آن اينکه چطور اين دلفين را به دم مصنوعي اش عادت بدهند. در حقيقت وينتر اولين تجربه متخصصان در استفاده از عضو مصنوعي براي دلفين ها به حساب مي آمد. به نظر دکتر والش هم اتصال دم کامل به يک دلفين بسيار جوان که سه سال بيشتر نداشت کار چندان ساده اي به نظر نمي رسيد . خوشبختانه انرژي و توانايي او در پذيرفتن اين عضو مصنوعي آن قدر زياد بود که در مدت کوتاهي توانست به دم جديدش عادت کند.

شکارچي با نوک مصنوعي
 

بيوتي نام عقاب آلاسکايي تقريباً کچلي است که سال ها پيش يک شکارچي به او شليک کرد اما تيرش به خطا رفت و باعث شد تا عقاب بيچاره نوکش را براي هميشه از دست بدهد.
عقاب نوک شکسته مدتي را با اين شرايط زندگي مي کرد تا اينکه در سال 2005 در منطقه اي باير از آلاسکا در حالي که از شدت گرسنگي در حال مرگ بود پيدا شد. پس از انتقال عقاب به کلينيک دامپزشکي قرار شد براي او نوک مصنوعي ساخته شود؛ نوک مصنوعي اي که از جنس تيتانيوم و به رنگ زرد و کاملاً شبيه به نوک طبيعي بيوتي بود. روزهاي اولي که نوک را روي منقار عقاب کار گذاشتند او از پذيرفتن آن به شدت خودداري مي کرد و مدام نوک مصنوعي اش را به زمين مي کوبيد اما دامپزشک ها او را مجبور مي کردند با نوکش غذا بخورد. بيوتي کم کم به اين قضيه عادت کرد. البته شايد او با اين نوک مصنوعي نتواند مثل گذشته جانوران چاق را شکار کند اما حداقل مي تواند با چهره اي طبيعي تر به دنياي وحش باز گردد و ميان شکارچيان سرش را بالا نگاه دارد.

سگي با پاي مصنوعي
 

استورم اولين سگي است که براي او پاي پروتزي کار گذاشته شده؛ دامپزشک هاي انگليسي بعد از معاينه استورم به اين نتيجه رسيدند که در پاي او تومور خطرناکي وجود دارد و براي اينکه زنده بماند بايد هرچه سريع تر پاي او را قطع کنند. البته آنها براي اينکه او بتواند پس از قطع عضو به زندگي اش ادامه بدهد فکر ديگري هم در سر داشتند که در نتيجه آن، هم استورم مي توانست صاحب پا شود و هم از آنجا که پوست سگ روي عضو پروتزي رشد مي کرد اين کار در علم پزشکي يک نوع پيشرفت محسوب مي شد؛ پيشرفتي که اثرات آن در پيوند پروتزي براي انسان ها هم بي تأثير نبود. در پروتزي که در اين عمل جراحي استفاده شد ماده اي از شاخ گوزن وجود داشت که باعث مي شد پس از پيوند، پوست سگ کاملاً به عضو پروتزي بچسبد. البته پزشکان از فاش کردن جزئيات عمل جراحي خودداري کردند اما آنها اميدوارند عمل استورم راهي باشد براي استفاده از اين روش در عمل هاي پروتز انساني.

فوجي؛ دلفين لاستيکي
 

سال ها بود که فوجي- دلفين آکواريوم اوکيناواي ژاپن- با انجام حرکات نمايشي و زيبايش کودکان را سرگم مي کرد. همه بچه هاي شهر او را مي شناختند و براي ديدن اين دلفين زيبا لحظه شماري مي کردند. تا اينکه يک روز فوجي بيمار شد. او به بيماري خطرناکي مبتلا شده بود که او را براي هميشه از صحنه نمايش دور مي کرد.
اين بيماري مرموز باعث شده بود دم فوجي کم کم از بين برود و اگر مسؤولان آکواريوم دست روي دست مي گذاشتند، بيماري تمام وجود دلفين را مي خورد و او را از بين مي برد.
با مشورت دامپزشکان تصميم بزرگي در مورد فوجي گرفته شد؛ البته اين تصميم تبعاتي هم داشت چون به نظر مي رسيد بعد از آن ديگر کودکاني که به عشق ديدن فوجي به آکواريوم مي آمدند او را دوست نداشته باشند و حتي فوجي نتواند مثل قبل به خوبي برنامه اجرا کند.
قرار بر اين شد تا هرچه زودتر براي پيشگيري از پيشرفت بيماري، دم فوجي قطع شود اما از آنجا که دم دلفين حکم موتور بدنش را دارد و جانور بدون آن نمي توان شنا کند يا شيرجه بزند، مهندسان بريجستون، شرکت توليد کننده لاستيک ماشين با همفکري همديگر يک دم از جنس لاستيک ماشين براي فوجي طراحي کردند.
وقتي دم لاستيکي آماده شد همه منتظر بودند عکس العمل فوجي را در استفاده از آن ببينند، به خاطر همين در برابر نگاه هاي مشتاق مسؤولان و پرسنل آکواريوم دم مصنوعي را به بدن فوجي متصل کردند و او را در آکواريوم رها کردند.
اما طراحي دم ناقص بود و فوجي نتوانست آن را قبول کند اما ايراد کار کجا بود؟ به نظر مي رسيد مهندسان تمامي زوايا را در ساخت اين دم رعايت کرده بودند و هيچ اشکالي در اندازه هاي آن وجود نداشت، پس چرا فوجي به خوبي نمي تونست با آن شنا کند؟ پس از مشورت و مطالعات فراوان مدل ديگري از دم مصنوعي اما اين بار از جنس لاستيک سيليکون با پوشش فوم ساخته شد.
طراحان تقريباً 99 درصد مطمئن بودند که دم پروتزي اين بار از آزمايش سربلند بيرون مي آيد و البته همان طور هم شد و فوجي از آن روز به بعد نه تنها به راحتي با آن شنا مي کرد بلکه داشتن دم مصنوعي براي يک دلفين آن قدر از نظر مردم جالب بود که افراد بيشتري هر روز براي تماشاي او به آکواريوم مي آمدند.

يک پاي جهنده
 

استامپي يکي از کانگوروهاي سرخي است که در اوهايو و مرکز بين المللي حفاظت از کانگوروها زندگي مي کند.وقتي که محيط بانان استامپي را پيدا کردند او به دلايل نامعلومي يک پاي خود را از دست داده بود.
آنها کانگوروي يک پا را به مرکز مراقبت از کانگوروها بردند تا چاره اي براي نقص عضوش پيدا کنند.
در ابتدا قرار بود که يک پاي مصنوعي براي استامپي درست کنند اما از آنجايي که او يک حيوان جهنده بود چنين کاري بعيد به نظر مي رسيد.
بنابراين تصميم گرفتند تا وسيله اي براي استامپي درست کنند که او بتواند با آن علاوه بر پريدن معمولي به راحتي بجهد.
در نتيجه دکتر ديويد اندرسون، استاديار جراح از دانشکده دامپزشکي و ريچارد نيچ، متخصص ارتوپد با همفکري يکديگر پاي مصنوعي اي را براي استامپي طراحي کردند که او با استفاده از آن به راحتي قادر است مثل يک کانگوروي سالم بپرد.

لاک پشت بي لاک
 

يوشان لاک پشت دريايي 20 ساله اي است که قبلاً بدون هيچ مشکلي در دريا زندگي مي کرد تا اينکه يک روز در دام ماهيگيران ژاپني اسير شد. تور ماهيگيري دور باله هايش پيچيده بود و او اصلاً نمي توانست تکان بخورد. اما اين تازه اول ماجرا بود و خطر بزرگ تري در کمين يوشان نشسته بود. کوسه اي خونخوار ثانيه به ثانيه به او نزديک مي شد و به نظر مي رسيد اين آخرين لحظات عمر يوشان باشد. کوسه گرسنه به محض نزديک شدن به لاک پشت به او حمله کرد و يکي از باله ها و قسمتي از بدنش را گاز گرفت اما نتوانست او را شکار کند.
وقتي که ماهيگيرها تورهايشان را بالا کشيدند يوشان هنوز درون تور زنده بود. ماهيگيرها او را به يک دامپزشکي بردند اما از آنجا که لاک پشت باله و قسمتي از لاک خود را از دست داده بود نمي توانست به اين راحتي ها به زندگي اش ادامه بدهد و به اين ترتيب محقق ها به فکر ساخت اعضاي مصنوعي براي يوشان افتادند.
آنها با استفاده از پلاستيک نرم و محافظ ضد رنگ براي يوشان بال و لاک مصنوعي ساختند. البته هنوز هم مشکل بزرگي درباره اعضاي مصنوعي لاک پشت وجود دارد چون باله ساخته شده براي يوشان تا حالا چند بار هنگام شنا از بدنش جدا شده. نکته ديگر اينکه اين عضو جديد فقط 60 درصد سرعت باله حقيقي را دارد که باعث مي شود او کندتر شنا کند. در هر حال ساخت باله اي که از بدن لاک پشت جدا نشود همچنان موضوعي است که محققان در حال تحقيق روي آن هستند و هنوز به نتيجه رضايت بخشي نرسيده اند.

ماتولا؛ فيل بدون پا
 

سال 1999 فيل هاي زيادي به منطقه مرزي تايلند - برمه برده شدند تا در معدن براي باربري از آنها استفاده شود. ميان آنها فيل 38 ساله اي به نام ماتولا بود که پس از مدتي کار کردن در معدن بر اثر حادثه اي پاي چپش زخمي شد و فيلبان ها براي اينکه جانش را از دست ندهد مجبور شدند پايش را قطع کنند.
پس از قطع پاي ماتولا او ديگر براي کار کردن در معدن مناسب نبود، به خاطر همين به حال خود رها شد تا اينکه در سال 2005 او را به بيمارستان حاميان فيل هاي آسيايي در تايلند بردند تا شايد بتوانند با کار گذاشتن پاي مصنوعي به راه رفتنش کمک کنند.
پاي مصنوعي ماتولا از چوب ساخته شده بود. با اتصال آن به قسمت بريده شده، او هم اندازه ديگر پاهايش شد و او دوباره توانست راه برود.
البته اين پاي مصنوعي موقتي بود و دامپزشکان در صدد بودند تا پاي بهتري براي ماتولا بسازند تا اينکه در سال 2009 در همان بيمارستان ماتولا بعد از ده سال صاحب يک پاي پروتزي شد.
او پس از قبول اين عضو مصنوعي به همراه فيل ديگري به نام موشا که سه سال دارد و در هفت ماهگي پايش را از دست داده بود در همان مرکز نگهداري مي شوند.
البته براي موشا هم پاي مصنوعي ساخته اند اما از آنجايي که او روز به روز بزرگ تر مي شود به نظر مي رسد خيلي زود به پاي جديدي احتياج پيدا خواهد کرد.

لک لک بي نوک
 

معمولاً اگر نوک پرنده اي بشکند او مشکلات زيادي را در خوردن غذا يا نوشيدن آب پيدا مي کند اما اين اتفاق هر چند وقت يک بار براي پرنده ها رخ مي دهد. يکي از پرندگاني که در اثر بي توجهي مردم و آزار و اذيت آنها نوک خود را از دست داد لک لکي به نام اوزانکاست.
دامپزشکي که اوزانکا را پيدا کرد تصميم گرفت براي او نوک مصنوعي بسازد. البته قبل از اينکه اين نوک آماده بشود قسمت باقيمانده نوک واقعي اوزانکا بايد تحت عمل جراحي قرار مي گرفت تا آنها بتوانند نوک مصنوعي را به آن پيچ کنند.
به اين ترتيب اين پرنده پنج بار تحت عمل جراحي قرار گرفت و پس از بستري شدن در بيمارستان حيوانات روماني، نوک مصنوعي روي باقيمانده نوکش کار گذاشته شد.

طوطي يک پا!
 

جورج، طوطي خاکستري آفريقايي بعد از اينکه مورد حمله يک حيوان وحشي قرار گرفت يکي از پاهايش را از دست داد. از آن موقع هم ايستادن و هم خوابيدن برايش مشکل شده بود و به هيچ وجه نمي توانست تعادل بدنش را حفظ کند. تا اينکه صاحب جورج تصميم گرفت او را به دامپزشک نشان دهد بلکه چاره اي براي جورج بينديشد. اگرچه دکتر هيس تا آن زمان اعضاي مصنوعي متنوعي براي حيوانات مختلف ساخته بود اما جورج اولين پرنده اي بود که او مي خواست برايش پاي مصنوعي بسازد. اين دامپزشک، پاي مصنوعي را مثل ديگر حيواناتي که عضو پروتزي برايشان ساخته شده بود به بدن جورج متصل نکرد بلکه در يک عمل جراحي عضو را به بدن پرنده پيوند زد. بعد از اين پيوند جورج به راحتي مي توانست روي پاهايش بنشيند و تعادل خود را حفظ کند اما متأسفانه چند ماه بيشتر از اين عمل جراحي نگذشته بود که ميله تيتانيومي شکست و پزشک مجبور به خارج کردن آن شد.

فيل کامبوجي
 

سال 2007 محيط بانان کامبوجي بچه فيلي را پيدا کردند که پاي چپ جلويي اش به شدت عفونت کرده بود. از آنجا که در کامبوج کمتر از 300 فيل باقي مانده و نسل آنها رو به انقراض است، گروه خيريه اي به نام « حلقه طبيعت وحشي» خيلي زود دست به کار شدند تا جان بچه فيل را نجات دهند. پس از معاينه دامپزشک معلوم شد شکارچياني که به طور غيرقانوني به شکار حيوانات رفته بودند به فيل بيچاره که نامش چهوک است، شليک کرده بودند اما بنا به دلايل نامعلومي موفق به شکارش نشده بودند. عفونت پاي چهوک آن قدر زياد بود که اگر درمان نمي شد مطمئناً تمام بدنش را مي گرفت و بچه فيل را مي کشت. به اين ترتيب براي نجات فيل بيمار او را فوراً به مرکز نجات حيوانات وحشي که 26 ساعت از محلي که چهوک را پيدا کرده بودند فاصله داشت منتقل کردند. از آنجا که عفونت پاي او بسيار پيشرفت کرده بود هيچ دارويي در او اثر گذار نبود و دامپزشک معالج او عقيده داشت که بايد حتماً پاي چهوک را قطع کنند. پيشنهاد دامپزشک عملي شد و 12 سانتي متر از پاي چهوک را قطع کردند. بعد از مدتي که از عمل جراحي گذشت و محل زخم چهوک خوب شد، براي او يک پاي مصنوعي درست کردند اما قالب 12 سانتي متري کمي به پاي حيوان کوچک بود و اندازه پاي بچه فيل نمي شد. کمي بعد يک پاي مصنوعي ديگر براي چهوک ساختند که اين بار کاملاً اندازه اش بود. روزهاي اول پوشيدن پاي پروتزي براي چهوک خيلي سخت بود و او هنگام راه رفتن با آن احساس درد مي کرد. براي اينکه دردش کمتر شود و بتواند راه رفتن با پاي مصنوعي را ياد بگيرد دامپزشکان به او داروي مسکن تزريق مي کردند تا اينکه چهوک به تدريج به پاي مصنوعي اش عادت کرد. چهوک دومين فيلي است که به کمک پاي پروتزي راه مي رود.

مالي؛ اسب سه پا
 

وقتي که توفان کاترينا در لوئيزياناي جنوبي رخ داده هر کسي سعي مي کرد خودش را به يک پناهگاه برساند و کمتر کسي به فکر نجات جان حيواناتي بود که گرفتار شده بودند.
يکي از اين حيوانات که گرفتار توفان شد اما از آن جان سالم به در برد « مالي»، اسب سياه و خاکستري رنگي است که صاحبش بعد از شروع توفان او را رها کرد و رفت. اين ماده اسب چند روزي را اين طرف و آن طرف پرسه مي زد تا اينکه توسط نيروهاي امداد، نجات پيدا کرد و به مزرعه اي برده شد که پر بود از حيواناتي که صاحبانشان آنها را رها کرده بودند.
چند روزي از پيوستن او به جمع حيوان هاي آواره نمي گذشت که حمله يک سگ وحشي مشکل بزرگي را براي مالي به وجود آورد. سگ در يک چشم بر هم زدن به مالي حمله کرد و پاي او را گاز گرفت.
گاز گرفتن سگ هار همانا و عفوني شدن محل زخم هم همان. دامپزشکان مزرعه ابتدا چندان توجهي به اين ماجرا نکردند؛ چرا که فکر مي کردند حال مالي چندان هم بد نيست و پايش فقط يک زخم ساده برداشته.
چند وقتي از اين ماجرا گذشت تا اينکه راستين مور- جراح حيوانات- براي معاينه آنها به مزرعه رفت. او از طرز خوابيدن مالي و اينکه چقدر با احتياط پايش را به زمين مي گذاشت خيلي زود متوجه شد که مشکل مالي فقط يک زخم ساده نيست و پايش عفونت کرده است. اگرچه مراقبت هاي لازم براي مالي انجام شد، او روز به روز وزن کم مي کرد و کمتر راه مي رفت تا اينکه دکتر مور تصميم گرفت قسمت عفوني شده پاي مالي را قطع کند و براي او يک پاي مصنوعي کار بگذارد. به همين خاطر ماده اسب بيمار به يک کلينيک دامپزشکي منتقل شد.
نظر دکتر مور در مورد مالي اين بود که « از هر يک ميليون حيوان بيمار تقريباً يکي از آنها احتمال دارد که شرايطي نظير مالي را داشته باشد.»
بعد از قطع پاي مالي و کار گذاشتن عضو مصنوعي، رفته رفته حال اسب بهتر شد. مالي بعد از بهبودي به همان مزرعه حيوانات برگشت.
نکته جالب اينجاست که او با وجود داشتن پاي پروتزي مي تواند به خوبي در کارهاي مزرعه به صاحب آن کمک کند.
البته مالي تنها اسبي نيست که پاي مصنوعي دارد. يکي از پاهاي عقب« پرايم رز»را هم وقتي که پنج ماهه بود يک سگ گاز گرفت و راه رفتن براي اين اسب از آن روز به بعد سخت شد تا اينکه دکتر گايل تراتر از بيمارستان دامپزشکي ايالت کلرادو تصميم گرفت پاي پرايم رز را هم قطع کند و به جايش براي او از پروتز استفاده کند.

تونکاي اسکيت سوار
 

علاوه بر يوشا يکي ديگر از همنوعانش هم از يک عضو مصنوعي که با اعضاي بدنش تفاوت زيادي دارد استفاده مي کند. تونکا لاک پشت ساحلي اي است که يک روز مورد حمله يک سگ قرار گرفت تا تونکا بخواهد خودش را در لاکش فرو ببرد سگ يک باله او را گاز گرفت و کند. پس از آن کارگران ساحلي، تونکا را پيدا کردند به فکر افتادند تا کاري کنند که او را راحت تر راه برود. آنها وسيله اي شبيه به اسکيت را زير بدن تونکا گذاشتند تا هنگامي که او سه پاي ديگرش را روي زمين مي کشد که راه برود، سر بخورد و مسير را سريع تر طي کند. به اين ترتيب مي توان گفت که تونکا اولين لاک پشت پر سرعت جهان است.

منبع:هفته نامه همشهري سرنخ، شماره 57