زيارت سروصالح
زيارت سروصالح
زيارت سروصالح
نويسنده:فرشته سپهر/عکس: محمد رضايي
گزارشي از آستان امامزاده سيد ابوصالح(ع) در مازندران
«مَلهء»کوتنا، ريکنده و کرچنگ در قديم يکي بودند که کاليج نام داشتند و اسم پادشاهش هم ضحاک.» اين را حاج آقا صالحي، خادم امامزاده سيد ابوصالح مي گويد. داستان شکل گيري روستاست در روايت هاي به جا مانده؛«ريکنده محل راي گرفتن بوده، کوتنا محل کوفتن طبل در زمان جنگ تا جنگاوران براي جنگ حاضر شوند و پايتخت پادشاه روستاي ما بوده است. بعد از مرگ پادشاه اين روستاها از هم جدا شد و نام روستا ما مَلهء شد تا اينکه حضرت سيد ابوصالح اينجا شهيد شد و حالا همه اين روستا را با نام سيد ابوصالح مي شناسند.»همان روستايي که 17کيلومتري قائمشهرقرار دارد و ما به آنجا رفتيم. از قائمشهر به طرف ساري، هنوز شهر را پشت سرنگذاشته در طرف راست، جاده فرعي تا ميدانگاهي را رفتيم . از آن پس از روستاهاي ساروکلا، کوتنا، کرچنگ و ريکنده گذشتيم و در نهايت به روستاي مَلَهء رسيديم. در روستا سراغ امامزاده را از هر کس گرفتيم بلندترين نقطه روستا را نشانمان داد
يار امام رضا(ع)
زيبا و سرپا
طبرستاني ها به گنبد اعتقاد زيادي داشته اند، براي همين هم هنوز بيشترين کارگاه هاي ساخت گنبدهاي آماده را در مازندران مي توان يافت. اين بنا هم در گذشته گنبد داشته اما اينکه چرا در بازسازي تصميم به حذف گنبد گرفته اند، داستان درستي برايش نقل نشده است. آنچه مشخص است اين است که بناي کنوني مربوط به زمان قاجار است که البته قبل از آن هم بنايي روي امامزاده وجود داشته. هنوز هم از آن ساختمان قديمي تر، آثاري به جا مانده اما سرو شکل ساختمان در زمان قاجار به کلي تغيير کرده. اين طور که پيداست ابتدا اتاق مقبره ساخته شده بعد اتاق مسجد. حالا که البته بنايي است چهارگوشه با مسجد بزرگ متصل به آن که به خاطر بارندگي زياد در آن منطقه، سقف شيبدار دارد و با سفال پوشيده شده. نماي آجري، محصول همان کوره آجرپزي است که به گفته اهالي در نزديکي امامزاده قرار داشته و حالا ديگر چيزي از آن نمانده است. ملات به کار رفته در بنا، آهک، نوعي خاک رس و خاک سنگ است که براي تيرگي از خاکستر استفاده شده. کاربرد رنگ خاکستري در اين ميان يک دليل جالب دارد؛ آسمان شمال کشور به علت بارندگي فراوان در اکثر اوقات به رنگ خاکستري است و براي همين از ملاتي به همين رنگ استفاده شده تا تداعي گر رنگ آسمان در طبرستان باشد و شخصيت صاحب آرامگاه را معرفي کند.
در گذشته، مانند زورخانه ها، در چوبي کوتاهي در ورودي امامزاده قرار داشته تا افراد به رسم احترام و ادب هنگام ورود سرخودشان را خم کنند. اما حاج آقا صالحي خادم امامزاده مي گويد که سال هاست اين در چوبي برداشته شده و جايش دري آلومينيومي کار گذاشته شده اند که با قدمت بنا بي تناسب است. داخل اتاق مقبره که مي شويم با ديواري پوشيده از گچ مواجه ايم. البته ديوار اتاق مسجد از آجر است و محرابي زيبا و قديمي دارد. محرابي با پنجره هاي چوبي و مشبک با سه در چوبي که فقط از در شرقي براي رفت و آمد استفاده مي کنند. اين در به ايواني با ستون هاي زيبا و نرده هاي چوبي باز مي شود و از دو در ديگر فقط براي تهويه هوا در اتاق مسجد استفاده مي کنند. سقف داخلي بنا از چوب ساخته شده که به صورت پله پله است و اين پله پله بودن نقش سازه اي در بنا دارد و نيروهاي جانبي را تحمل مي کند. در وسط ديوار از يک کلاف چوبي استفاده شده که مقاومت بنا را در برابر زلزله و تنش هاي افقي افزايش داده و بنا را در مقابل نشست يکپارچه مي سازد.
روضه سقا
«سلام بر لب تشنه حسين»؛اين عبارتي است که زياد از زبان ايراني ها شنيده مي شود، همين طور بالاي سقاخانه ها نوشته شده. سقاتالار يا به زبان مردمي سقانفار يکي از گنجينه هاي به جا مانده در طبرستان قديم است که از روح هنري و سنت معنوي با معماري کهن که ريشه در فرهنگ و معماري آييني دارد و تا کنون ناشناخته مانده سرچشمه مي گيرد.
در معماري قديم اين منطقه، معمولا فضايي را به سقاتالارها در حريم امامزاده، تکيه يا گورستان اختصاص مي داده اند. سقا به معناي کسي که آب مي دهد يا آب مي فروشد و واژه تالار که به دنبال سقا آمده به دليل کاربرد تعداد زيادي ستون در اين بناي کوچک چوبي است که روي پايه هاي قطور چوبي به فرم چهارگوش به صورت قفل و بستي قرار گرفته است. براي رفتن به داخل سقاتالار از پله هاي چوبي کوچکي که در کنار بناست بايد استفاده کرد. چون سقاتالار وقف حضرت ابوالفضل (ع)است و بيشتر در ماه محرم از آن استفاده مي شود و اگر کسي روضه ابوالفضل داشته باشد در اين مکان برگزار مي کند.
چوب هاي زنده
دو صندوق زيبا و قيمتي درون امامزاده وجود دارد. صندوق هايي که به خاطر قدمت و هنري که در آنها به کار رفته بسيار قيمتي هستند. يکي از صندوق ها که بزرگ تر است، روي قبر قرار دارد و صندوق کوچک تر درون آن. دکتر منوچهر ستوده در کتاب از آستارا تا استرآباد، کنده کاري هاي روي بدنه شرقي ضريح را اينطور ثبت کرده است:«برحاشيه بالاي اين بدنه الله لا اله الا هو الحي- تا - له ما في السموات،برتخته هاي قسمت وسط صندوق در جبهه شمالي الرحمن و در جبهه جنوبي سوره يس حک شده است.» دري که از اتاق مقبره به اتاق مسجد باز مي شود، داراي کنده کاري هاي زيبا و هنرمندانه اي است. دکتر منوچهر ستوده عبارات حک شده روي در را اين چنين توصيف مي کند:«بربائوي چپِ لنگه چپ، که باني و نجاري اين در و صندوق، به يد کربلايي روح الله آهنگر صورت گرفته است بربائوي سمت راست لنگه سمت چپ عبارت استاد شاه نظر حک شده.» به طور کلي در تمام چهار گوشه، اسامي افرادي که در ساخت اين شاهکار نقش داشته اند آمده است.
سقف داخلي بنا از چوب است و به صورت پله پله با کنده کاري هاي زيبا و ماهرانه با پنجره هاي کنده کاري شده. دري که از اتاق مسجد به بيرون راه دارد هم کنده کاري هاي زيبايي دارد. در ايوان اتاق مسجد ستون هاي زيباي چوبي با سرستون هايي به شکل اژدهاست. همان موجود افسانه اي و اسطوره اي که در ميان بيشتر فرهنگ ها به عنوان نماد و تمثيلي از نيروي مخرب وحشت آفرين که در کوهستان زندگي مي کند شناخته مي شود. البته جايي ديگر از اژدها به عنوان نمادي از نفس آدمي ياد شده است. به طو ر کلي اژدها داراي معاني سمبليک زيادي است.
روستاي سيد ابوصالح را که مي خواهيم ترک کنيم، معماري خانه هاي روستا توجهمان را جلب مي کند. خانه هاي اين روستا مثل بسياري از خانه هاي روستاهاي طبرستان بدون ديوار است و حصار کوچکي دارد. در حياط هر خانه چيزي مي بينيم که شبيه تنور است و با گِل ساخته شده، به گفته اهالي اين ديگ مخصوص براي پختن نيشکر است. محصولي که در کنار سويا از معروف ترين محصولات کشاورزي مردم اين روستا است. به گفته حاج آقا صالحي، تنورهاي خانگي مردم اين روستا محل فرآوري ساخت سوغاني مهم آنجاست؛ شکر قرمز. مردم روستاي سيد ابوصالح در اين ديگ هاي مخصوص نيشکر را مي پزند تا سفت شود و شکر قرمز به عمل آيد که همراه با چاي و به جاي قند و شکر آن را مي خورند. اهالي روستا مي گويند فوايد فراواني هم دارد و براي از بين بردن تشنگي هم بسيار مناسب است.
حاج آقا صالحي براي وداع ما را به امامزاده مي سپارد و با زبان محلي براي ما حکايتي مي گويد:«مردي بِموآقا رِه زيارِت هاکِنه مَر بِموامامزاده دِله خواسته وِره نيش بِزِنه همين جِه دَرِ لا خِشک هايته جان آقا شِه زَوارِه هِوارِه دارنِه.»که يعني «آقايي براي زيارت امامزاده آمده بود. ماري در داخل امامزاده بود که مي خواست او را نيش بزند ناگهان از برکت وجود آقا سيد ابوصالح مار لاي در خشک شد، آقا سيد ابوصالح مواظب زائرانش است.» پيرزني از اهالي روستا، که همسرش خادم امامزاده بود و حالا بيمار است هم براي وداع مي گويد:«هِي عزيز جانِ مِن شوخِصِمبه تِمامِ شِه دَرُ پَنجِره رِه وا المبه هيچ چي جانَتِرسِمبه اينجِه مَردِم همه بيمه آقا هستِنه» که معني اش مي شود:«من شب ها مي خوابم از هيچ چيزي نمي ترسم و تمام در و پنجره ها را باز مي دارم. مردم اينجا تحت حمايت حضرت سيد ابوصالح هستند.»
منبع:مجله سرزمين من شماره 60
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}