گفت و گو با دکتر حسین شیخ الاسلام، مشاور رئیس و مدیرکل روابط بین الملل مجلس شورای اسلامی

درآمد
 

بی تردید رهروان راه جهاد و مقاومت، رسالتی بزرگ و سنگین بر دوش دارند، و شهید حاج عماد مغنیه یکی از مجاهدان فداکار این راه پر رهرو بوده است. شاید در حال حاضر کسی نتواند جایگزین این شهید فرزانه شود، ولی حسین شیخ الاسلام قائم مقام پیشین وزارت امور خارجه کشورمان در این گفت و گو خاطر نشان ساخته که حاج رضوان با تربیت کادرهای با استعداد و آماده جانفشانی در زمینه های گوناگون، ده ها هزار رزمنده سلحشور جایگزین خود کرده است. با هم این گفت و گو را می خوانیم:

پیام تسلیت مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت حاج عماد مغنیه خیلی پرمعنی بود، و ایشان را برادر مخلص و فداکار توصیف کردند. اصولا حاج عماد مغنیه کیست و چه شناختی از ایشان دارید؟
 

بسم الله الرحمن الرحیم. خدا رحمت کند حاج عماد مغنیه را ... روح ایشان را با رستگاران و اولیای خدا محشور گرداند... او نمونه بارز عشق و صفا و اخلاص و فداکاری در راه خدا بود. لطف و عنایتی که خداوند در حق حاج رضوان کرده، باعث شده که او با اهل بیت عصمت و طهارت(ع) پیوند و همدلی داشته باشد. سخنی که می توانم درباره حاج عماد بگویم این است که او در اهل بیت(ع) به ویژه حضرت زهرا (س) ذوب شده بود. عاشق امام خمینی(ره) و عاشق جمهوری اسلامی ایران و عاشق مقام معظم رهبری شده بود. حاج عماد نماد بارز نسلی بود که به برکت انقلاب اسلامی ایران در لبنان تربیت شده بود. هوشمندی، مهارت، استعداد فوق العاده، قدرت برنامه ریزی، تلاش خستگی ناپذیر و این همه عشق و لطف و مهر و محبت و صفا، از مهمترین ویژگی های او به شمار می آیند.
بی تردید او یکی از قله های مؤثر حرکت پویای انقلاب اسلامی در لبنان به شمار می رفت. می توانم تأکید کنم که انقلاب اسلامی در لبنان در شخص حاج عماد مغنیه تجلی یافت. او کسی بود که با زبان فارسی مانند یک شهروند تهرانی صحبت می کرد. هنگامی که با لهجه تهرانی صحبت می کرد، هیچ کسی نمی توانست تشخیص دهد که او یک شهروند لبنانی است. البته به چند زبان خارجی هم تسلط داشت. آشنایی به زبان خارجی، به او هنگام مسافرت به کشورهای اروپایی فوق العاده توانایی می بخشید.

این سفرها را به چه منظور انجام می داد؟
 

حاج عماد مغنیه به خاطر مسئولیت های سنگینی که بر عهده داشت به این سفرها می رفت. در این مسافرت ها سعی می کرد با سران جنبش های انقلابی و مردمی ارتباط برقرار کند. زمانی هم که به ایران می آمد به دیدار علما و مراجع بزرگ می رفت و می کوشید از محضر آنان به ویژه شخصیت های بزرگ عرفانی نهایت بهره برداری معنوی را داشته باشد.

نگاه مسئولین کشورمان به شخصیت حاج عماد مغنیه چگونه بود؟
 

حاج عماد مغنیه هنگامی که به شهادت رسید، مقامات کشورمان برای او اشک ریختند. برای از دست رفتن او احساس حزن و اندوه کردند. احساس کردند که حاج عماد مغنیه زودتر از آنها به قله های عظمت و رستگاری رسیده است.
هنگامی که با افراد ایرانی درباره شهادت حاج عماد مغنیه بحث می کردم، احساس کردم که زبان حال آن ها می گوید که یکی دیگر از فرماندهان انقلاب اسلامی در مسیر شهادت و ایثارگری از ما پیشی گرفته و به سوی معبود شتافته ولی ما هنوز سر جای خود باقی مانده ایم. مسئولیت های مهمی که حاج عماد مغنیه در حزب الله لبنان داشت، جایگاه خاص و ممتازی به او بخشیده بود.

مقام معظم رهبری در پیام شان فرمودند شهادت حاج رضوان حماسه ای است که ملت های مسلمان را بیدار می کند و افق های روشنی در برابرشان ترسیم می کند. بفرمایید که از شهادت ایشان چگونه می توانیم بهره برداری کنیم؟
 

شکی نیست که حاج عماد مغنیه الگو و نمونه خوبی است برای جوانان جهان اسلام. این طور نیست که سفره انقلاب اسلامی فقط برای مردم ایران پهن شده باشد. او با اندیشه های پویا، توجه به اولویت ها، توان انجام عملیات های کیفی و توان برنامه ریزی صحیح و سالم، به جوانان مسلمان غیر ایرانی نیز درس چگونه رسیدن به قله های عظمت و جاودانگی را آموخت.
افزون بر آن، حاج عماد مغنیه همه سیستم های امنیتی و اطلاعاتی و نظامی اسرائیل و پشتیبانان اسرائیل، مانند سازمان (CIA) آمریکا و (MI6) انگلیس و سیستم های جاسوسی فرانسه و دیگران را بازی داد. به آسانی و مانند ماهی درون دریا میان کشورهای منطقه رفت و آمد می کرد. همچنانکه به سایر محورهای جنگ 33 روزه سال 2006 رفت و آمد می کرد. هنگامی که با فرماندهان و رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان صحبت می کردم، آنان داستان های فراوانی از چگونگی اداره عملیات رزمی در محورهای جنوب لبنان و شیوه مدیریت حاج عماد بازگو می کردند. می گفتند که حاج عماد همواره در جبهه و زیر آتش سنگین اسرائیلی ها حضور داشت. رزمنده ها به آمدن او روحیه می گرفتند و امیدوار می شدند. می دانستند که او به جبهه ها آمده و آنان را راهنمایی می کند. در کنار رزمندگان می ایستاد و به آن ها روحیه می داد و سپس به محور دیگری منتقل می شد.
یکی از برجسته ترین ویژگی های حاج عماد مغنیه این است که همه جا حضور داشت، و هر جا می رفت اثر می گذاشت. بر این باورم که رفتار و راهکار او می تواند سرمشق خوبی باشد برای سایر جوانان مؤمن و مبارز در جهان اسلام. این نشانگر این است که سفره پهن انقلاب اسلامی، جوانانی با این مشخصات تربیت می کند. شایسته است جوانان ایرانی و غیر ایرانی از این الگو بنحو مطلوب بهره برداری کنند.

در سال های 1361-1362 زمانی که جمهوری اسلامی گرفتار جنگ تحمیلی بود، لبنان هم در اشغال اسرائیل و نیروهای چند ملیتی قرار داشت. در این میان حاج عماد مغنیه با عملیاتی که انجام داد، توانست معادلات بین المللی و منطقه ای را دگرگون کند. این عملیات چه دستاوردی برای سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در پی داشت؟
 

من به آگاهی مردم ایران و همه عاشقان نهضت اسلامی می رسانم که حاج عماد مغنیه با فکر و اندیشه شخصی خود، و با همکاری تشکیلات جهادی که در اختیار داشت، دستاوردهای ارزنده و چشمگیری برای جمهوری اسلامی به ارمغان آورد، که از عهده خیلی افراد بر نمی آمد. برای حفظ حیثیت و آبروی نیروهای جمهوری اسلامی و روحیه بخشیدن به ملت مسلمان ایران در مواقع حساس و سرنوشت ساز خدمات ارزنده و شایانی ارائه داده که هیچ کسی نمی توانسته چنین خدمتی را به انقلاب اسلامی بکند. این یک سخن اغراق آمیز نیست.
با توجه به شناختی که از حاج رضوان دارم و کارهایی که ایشان کرده به طور تأکید می گوییم که او این فعالیت ها را فقط برای رضای حق تعالی انجام داد. گاهی یک مصاحبه را هم برای رضای خدا نمی توانیم انجام دهیم. ولی او جان و آبرو و خانواده و تشکیلات خود را فدای اسلام و انقلاب و امام و رهبری و جمهوری اسلامی ایران کرد. ایران را از صمیم قلب دوست داشت. اگر بگوییم که او به اندازه وطن خود به ایران عشق می ورزید اغراق نگفته ام.

امام امت خمینی بزرگ(ره) شهید بهشتی را «امتی برای ملت ایران» توصیف کردند. با توصیفی که برای حاج رضوان ارائه دادید آیا می توان او را نیز «امت» توصیف کنیم؟
 

این حضرت امام(ره) بودند که شهید بهشتی را این گونه توصیف کردند. من که در چنین موقعیتی نیستم که تشخیص دهم حاج عماد کیست؟ ولی می توانم بگویم که حاج عماد مغنیه در ظرفیت کارهایی که انجام می داد، نظیر نداشت. همچنانکه شهید بهشتی نظیر نداشت. من هرگز آن دید عمیقی را که حضرت امام داشتند و بزرگان انقلاب اسلامی را معرفی می کردند ندارم. ولی با شناختی که از حاج عماد مغنیه دارم می توانم تأکید کنم که ایشان برای جهان اسلام و برای تشیع و برای انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) بدیل نداشت. یکی از ویژگی های حاج رضوان این بود که پیش از شهادت، برای هر مسئولیتی که بر عهده داشت جانشین تعیین کرد، و حوزه آن مسئولیت ها را به جانشینان توانمند و با استعداد خود منتقل کرد. به این دلیل که همیشه در حال پرواز و در حال اوج گیری به سوی قله های عظمت و موفقیت بود، هیچوقت در حال رکود نبود. جانشینان حاج عماد افرادی هستند که به دست توانای او تربیت شده و پرورش یافته اند. هرگاه این مسئولیت ها را تکمیل می کرد، به مراحل بعدی گام بر می داشت.
گمان کنم مهم ترین وظیفه جدی و تعیین کننده حزب الله و انقلاب اسلامی پس از شهادت حاج عماد مغنیه، جبران خسارت از دست رفتن اوست. لازم است این خسارت و این نقیصه هرچه سریع تر جبران شود. باید طرح ها و برنامه های ابتکاری او که برای آینده تدارک دیده شده بود، پیگیری شود. زیرا او در زمینه نوآوری، ابتکار گشودن جبهه های جدید، گام برداشتن به سوی ریسک های بزرگ از توانمندی ها و استعدادهای بالقوه برخوردار بوده است. من توانمندی های حاج عماد را در کمتر کسانی سراغ دارم. شاید توانایی های او را در هیچ کسی سراغ نداشته باشم. از میان افراد عملیاتی و اطلاعاتی که می شناسم کسی نظیر او وجود ندارد. او به راحتی گره مشکلات فرا راه انقلاب اسلامی را باز می کرد. مشکلات را از سر راه مسلمانان و شیعیان بر می داشت و دوباره یک گام به جلو برمی داشت. براساس این دیدگاه لازم است برای حاج عماد مغنیه جایگزین پیدا کنیم.
امیدوارم به یاری خداوند متعال و به برکت خون پاک حاج عماد مغنیه و معرفی راهی که او ترسیم کرد، بتوان از میان همین جوانان عاشق شهادت، عاشق امام و عاشق انقلاب، این توانایی را در امت اسلامی و دوستداران انقلاب اسلامی ایجاد کرد. کسانی که امروزه برای زمینه سازی ظهور امام زمان (عج) گام برمی دارند، باید تلاش کنند این نقیصه را برطرف نماید.

شهید حاج عماد مغنیه در طول حیات گمنام زیست و مظلومانه به شهادت رسید. با توجه به اینکه ملت های جهان امثال حاج عماد مغنیه را جزیی از افتخارات خود می دانند و برای آنان در میادین شهرها تندیس می سازند و یاد و نام آنان را همواره گرامی می دارند، چرا تلاش نمی شود از او تجلیل و قدردانی به عمل آید؟
 

پیشنهادتان کاملاً درست است. هر اندازه لازم بود زندگی شهید مغنیه قبل از شهادت ایشان مخفی و پنهان بماند، اکنون لازم است ابعاد زندگی و شخصیت او آشکار شود. همانطوری که از پیام مقام معظم رهبری برداشت می شود، حاج عماد مغنیه باید به عنوان یک الگو و سرمشق و به عنوان یک پیشوا برای جوانان ایرانی و جوانان کشورهای جهان مطرح گردد. اگر قرار باشد که حاج عماد مغنیه برای جوانان متعهد الگو و نمونه باشد، شایسته است همه ابعاد زندگی این الگو شکافته و تشریح شود، روحیات و اخلاق او به مردم جهان معرفی گردد. روشی که به کار برده و به این مقام عالی رسیده روشن شود. ابعاد زندگی معنوی، توانایی های فکری و دنیوی او به دقت بررسی شود، تا مردم با راهکارها و دیدگاه ها و شیوه کار او آشنا شوند. برای تشریح ابعاد زندگی این شخصیت بزرگ به برپایی جلسات و سمینارهای علمی و فکری نیاز داریم تا مردم بدانند عماد مغنیه کیست، و چه کرد و چگونه به این مقام والا رسید.
خیلی از کارهای او باید به آگاهی مردم رسانده شود. مانند چگونگی مشارکت او در تشکیل حزب الله و چگونگی تربیت و آموزش جوانان حزب الله، شاید بتوان بخشی از این دستاوردها را روشن کرد. عملیات مختلفی که در آن شریک بوده. برخی از عملیاتی که ایشان انجام داده واقعاً عملیات تعیین کننده و سرنوشت ساز بوده است. عملیاتی که خط یک حرکت را به کلی تغییر داد. تأثیر مهمی در سیاست های بین المللی گذاشت. یک مرتبه ابرقدرت ها را در زاویه تنگی قرار داد که هرگز پیش بینی آن را نمی کردند. این ابرقدرت ها بدون محاسبه سیاسی خود را گرفتار باتلاق لبنان کرده بودند و با تحمل شکست های سنگین و پی در پی از این کشور خارج شدند.

شهادت حاج عماد مغنیه تا چه اندازه برای حزب الله و انقلاب اسلامی و ملت های مسلمان منطقه زیانبخش بود؟
 

من احساس می کنم شهادت حاج رضوان خسارت بزرگی بود. ولی بدانید که اگر حاج عماد مغنیه شهید نمی شد، از نظر معنوی و منطقی و فکری مشکل به نظر می رسید. خطی که او انتخاب کرد، خط شهادت بود که به خط عاشورا و قیام سرور شهیدان(ع) و به خط اهل بیت و ائمه اطهار(ع) منتهی می شود. این خط آخرش شهادت است. قله و اوج این خط شهادت است. حال برخی شهادت ها معنوی است. برخی شهادت ها حیثیتی است. و حاج عماد برای همه این نوع شهادت ها خود را آماده کرده بود. سرگذشت زندگی مخفی او با این نوع شهادت به پایان رسید. من بر این باورم که حضرت امام خمینی(ره) هم شهید شد. زیرا آبروی خود را با قضیه قبول قطعنامه در طبق اخلاص قرار داد. یکی از بزرگ ترین فرازهای متعالی زندگی امام خمینی(ره) پذیرفتن قطعنامه بود.
حضرت امام خمینی(ره) که من ایشان را امام الشهداء می نامم، خداوند چنین موقعیتی به ایشان داد، تا عاشقانه به لقای الله بپیوندد. امام آدمی بود که در طول عمر پر برکت خود آری نگفت. با شعار سقوط صدام مردم را به جبهه برده بود، ولی به جایی رسید که برای حفظ اسلام و جمهوری اسلامی خیلی زیبا از این امتحان سربلند بیرون آمد.
حاج عماد هم شب شهادت حضرت رقیه(س) به شهادت رسید. علاقه خاصی به حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) داشت. آن شب در جمع عزاداران ایرانی حرم حضرت رقیه(س) شرکت داشت. به احتمال زیاد از نذورات و خیرات حرم حضرت رقیه هم میل کرده بود، و همان شب در راه بازگشت به خانه اش به شهادت رسید. در لوح تقدیر و سرنوشت چنین نوشته شده بود که او در شب شهادت حضرت رقیه به شهادت برسد.
منبع:ماهنامه شاهد یاران، شماره 49