اساس تربیت فرزند


 

نویسنده : سید علی حسینی قورتانی
منبع : اختصاصي راسخون



 
چکیده
در این مقال میخوانیم که دوران طـفـوليت , جوانى و پيرى , هر كدام مراحل مختلفى از زندگى يك انسان هستند, ولى اين مراحل مختلف با يكديگر تفاوت كلى دارند. جوان امروز را نمى توان به صورت همان كودك ديروز مطالعه كرد. پير سالخورده را نمى توان همان جوان ديروز پنداشت . بـديـن تـرتيب وضع يك يا چند قانون كلى براى نحوه تربيت , امكان پذيراست ,اما يك مربى دانا و با تدبير ـ با توجه به آنچه اهل فن گفته و نوشته اندخود موقع شناس و احيانامبتكر است . او مى داند در هر موردى چگونه رفتارى داشته باشد كه مفيد و موثر در پيشرفت برنامه هاى تربيتى او باشد.ضمنا به این نتیجه خواهیم رسید که اخلاق از تربیت مهم تر است و این دو واژه لازم و ملزوم یکدیگرند.و در پایان اینکه مهمترین زمان تربیت همان کودکی است.و در پایان نکاتی را که در تربیت موثر است، یاد آور شده ایم.
کلید واژه ها
تربیت ، کودکی ، تربیت بچه ، دروغ
مقدمه
شاید يکي از اهداف مهم ازدواج که در آثار و متون ديني بدان توجه داده شده است؛ تربيت فرزند صالح و شايسته مي‏باشد، که بزرگترين مسؤوليت خانواده محسوب مي‏شود، و موفقيت در آن، بهره‏مندي از نعمت عظيم الهي است .در آثار ديني ترغيب به ازدواج شده است تا والدين موفق به تربيت انساني الهي شوند، نه اينکه غرض از ازداواج تنها اطفاي شهوات که مشترک بين انسان و حيوان است باشد که در متون دینی به این واقعیت بسیار اشاره شده است.مثلا در سوره بقره میفرماید: نِساوُئکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَاْتُوا حَرْثَکُمُ أنّي شِئْتُمْ و قَدِّمُوا لِاَنْفُسِکُمْ ...) (1) همسران شما کشتزاران شما هستند، با بذرافشاني در کشتزار خود از نعمت فرزند شايسته بهره‏مند شويد. و روایات رسول‏اللّه (ص) و عترت رسول‏اللّه (ص) هم بر اين اصل تأکيد دارد . از امام صادق (ع) رسيده است که از سعادت انسان داشتن فرزند شايسته است: (مِنْ سعادة المرء الولد الصّالح ). (2) از حضرت نيز نقل شده که فرزند شايسته گلي است که خداوند سبحان بر پدر و مادر هديه مي‏کند: (الولد الصالح ريحانةٌ مِن اللّه ). (3) و نيز از حضرتش نقل شده است: يادگار و ميراث بنده‏ي مؤمن فرزند شايسته است که براي او طلب مغفرت مي‏کند: (ميراثِ اللّه مِن عبده المؤمن الولد الصالح يستَغفر له.) (4) بنابراين از اهداف مهمّ و مقدّس ديگر ازدواج تربيت فرزند صالح و شايسته است که در آيات و روايات تأکيد زيادي بر آن شده است، که براي نمونه به چند مورد اشاره شد.

فرق تربيت و اخلاق

در این مورد شهید مطهری میفرماید: با اينكه اخلاق هم خود نوعي تربيت است و به معني كسب نوعي خلق و حالت و عادت مي‏باشد . تربيت مفهوم پرورش و ساختن را مي‏رساند و بس . از نظر تربيت فرق نمي‏كند كه تربيت چگونه و براي چه هدفي باشد .يعني در مفهوم تربيت ، قداست نخوابيده كه بگوئيم " تربيت " يعني كسي‏را آنطور پرورش بدهند كه يك خصايص مافوق حيوان پيدا كند ، بلكه تربيت‏جاني هم تربيت است ، و اين كلمه در مورد حيوانات نيز اطلاق مي‏شود . يك‏سگ را هم مي‏توان تربيت كرد ، اعم از اينكه تربيت شود براي اينكه با صاحبش رفتار خوبي داشته باشد ، يا براي گله كه گرگ را بگيرد و يا براي‏اينكه خانه را پاسباني كند . همه تربيت است .اما در مفهوم " اخلاق " قداستي نهاده شده است ، و لهذا كلمه "اخلاق " را در مورد حيوان به كار نمي‏برند . مثلا وقتي اسبي را تربيت‏مي‏كنند ، نمي‏گويند كه به او اخلاق تعليم مي‏دهند . اخلاق اختصاص به انسان‏دارد و در مفهومش نوعي قداست خوابيده است . اين ديگر تابع غرض ماست كه طرف را چگونه و براي چه هدفي پرورش دهيم . اما علم اخلاق‏يا فن اخلاق امري تابع غرض ما نيست كه بگوئيم اخلاق بالاخره اخلاق است ، حال هر جور كه ما بار بياوريم . نه ، در مفهوم اخلاق نوعي قداست خوابيده‏است كه بايد ملاك و معيار قداست را به دست آوريم. (5)

کودکی حساس ترین دوران

دوران کودکي يکي از حساسترين دوران شکل‏گيري و تربيت‏پذيري انسان است. گرچه کودک با زمينه سعادت و يا انحراف و شقاوت متولد مي‏شود، امّا با لحاظ اهميت الگوپذيري کودک، اين دوران مي‏تواند زمينه‏ها را کاملاً تغيير دهد. بنابراين کودکي هم که با زمينه‏ي سعادت متولد شده، ممکن است در اثر رعايت نکردن اصول تربيتي منحرف گردد. و يا اگر با زمينه‏ي شقاوت متولد شده، با مراقبتهاي لازم و رعايت اصول تربيتي سعادت او فراهم آيد. بدین جهت همان‏طور که در مورد دوران بارداري فرمودند: (الشّقي من شَقِي في بطن امِّه والسعيد مَنْ سَعدَ في بطنِ امّه )،(6)در مورد دوران کودکي هم آمده: (قَلْبُ الحَدَثِ کالارض الخاليه ما اُلْقِيَ فيها مِن شي‏ءٍ قَبِلْتُه ). (7) قلب کودک همانند زمين خالي که پذيرش هر بذري را دارد، مي‏باشد.و تأکيد شده که به تربيت افراد در دوران کودکي اهميت قائل شويد، که اگر قلب خالي را تصرف کردي و در آن بذرافشاني نمودي مالک آن خواهي بود، وگرنه ديگران آن را تصاحب و در اختيار خواهند گرفت. مانند زمين موات که هر کسي حيا نمود، مالک آن است. لذا از امام صادق (سلام الله عليه) روايت اين چنين آمده که قبل از اينکه گروههاي منحرف به سراغ کودکان و نوجوانان شما بروند شما آنها را دريابيد و با احکام معارف الهي آنان را آشنا کنيد: (بادِروُا أحْداثکم بالحديث قبل اَنْ تَسبِقکم اِلَيهِمْ المرجئه ).(8) و يا در روايت ديگر آمده: (عَلَيکَ بِالاحداث فانَّهم أسرع اِلي کل خيرٍ)( 9 )کودکان و نوجوانان را دريابيد که آنان به خير و سعادت نزديکند و سريعتر، تربيت مي‏پذيرند.اگر در اين دوران زمينه‏ي هدايت و رشد فراهم شد، و يا خداي ناخواسته زمينه گمراهي فراهم شد، زدودن آن بسيار مشکل خواهد بود، چنانکه اين هشدار را در روايات داده‏اند که اثر يک صحنه‏ي تحريک‏آميز در دوران کودکي براي هميشه باقي خواهد ماند: (عن رسول‏الله (صلي الله عليه و آله و سلم) لو اَنَّ رجلاً غَشي امرأته و في البيت صبي مستيقظ يَراهما و يسمع کلامهما ونَفَسَهُما ما افلح ابداً ...)(10) هر مردي که با همسرش در اطاقي آميزش کند که در آن اطاق کودک حضور دارد و بيدار است و آن دو را مي‏بيند، کلام و نفسهاي آنها را مي‏شنود؛ آن کودک هرگز رستگار نخواهد شد. که سهل‏انگاري در مسائل تربيتي و حتي رعايت نکردن يک اصل، اين چنين عوارض غير قابل جبران به بار مي‏آورد. در اهتمام اسلام به تربيت همين بس که حتي اجازه نمي‏دهد يک صحنه‏ي تحريک‏آميز در حضور کودک تحقق يابد. با توجه به اهميت تربيت‏پذيري کودک لازم است به رعايت اصول تربيتي کمال اهميت داده شود، که هيچ‏گونه سهل‏انگاري در آموختن مسائل تربيتي و به کار بستن آن روا نيست و اين مسؤوليّتي بزرگ و الهيست، در انجام آن بايد از خداي سبحان استمداد طلبيد که هيچ کاري بدون مدد الهي انجام نخواهد گرفت، و به لحاظ همين اهميّت تربيت فرزندان است که امام سجاد (سلام الله عليه) براي موفقيّت در اين مسؤوليت مهم از خداي سبحان استمداد کرده عرض مي‏کند: (واَعِنّي علي تربيتِهمْ و تَأدييهمْ وَ بِرِّهِمْ ). (11) خدايا مرا در تربيت فرزندان و ادب کردن و نيکي بر آنان ياري نما. خداوند سبحان قدم به قدم در مراحل مختلفِ رشد کودکان، ما را راهنمايي نموده، اميد است با استمداد از خداي سبحان در آموختن و به کارگيري اين اصول موفق باشيم.

تربت بچه‏ها

متاسفانه خانواده ها آن مقداری که به تیپ و قیافه بچه هامی رسند ولی به تربیت دینی و اخلاقی بچه ها نمی رسند .تربيت فرزندان و اصولاً پدر و مادر بودن، وظيفه‏اى بس دشوار و حساس است. قـرآن كـريـم كـه سعادت بشر را در داشتن يك زندگى سالم و برانداختن انگل هاى اجتماعى و تـقـويـت روحـى و جـسـمى انسان مى داند و با برنامه هاى جاودانى خويش زمينه را براى ساختن اجتماع سالم و پيشرو فراهم مى سازد ـدرباره آن طبقه اى كه مزاحم ترقى و رشد انسانيت هستند و سـررشـتـه مـفـاسد را به دست دارند و مايلند كه در جامعه , زشتى ها و انحراف هاى اخلاقى رواج داشـته باشد تا خود بهره بردارى هاى بلهوسانه شخصى بنمايند,چنين مى گويد: إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون(12)یعنی: همانا براى كسانى كه دوست دارند زشتى‏ها درباره‏ى اهل ايمان شايع گردد، در دنيا و آخرت عذاب دردناكى است، و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانيد.كودكان‌ موجودات‌ در حال‌ رشدي‌ هستند و براساس‌ اين‌ كه‌ در سال‌هاي‌ اوليه‌ زندگي‌ چگونه‌ تربيت‌ شوند و آموزش‌ ببينند، سبك‌ خاص‌ رفتاري‌ پيدا مي‌ كنند. اين‌ سبك‌ رفتاري‌ الگويي‌ تقريباً ثابت‌ و دائمي‌ براي‌ آنها به‌ وجود مي‌آورد، و تعيين‌ كنندهِ نحوه‌ ارتباطات‌ و برخوردهاي‌ آنان‌ نيز مي ‌باشد. هر خانواده‌ در ارتباط‌ با فرزندان‌ شيوه‌ خاص‌ خود را دارد؛ و اين‌ نحوه‌ برخورد، در تلاقي‌ با ساختار ژنتيكي‌ هر فرد، باعث‌ مي‌ شود كه‌ شخصيت‌هايي‌ بسيار متفاوت‌ و متمايز شكل‌ بگيرند. يكى از مؤثرترين راهها براى آموختن رفتار درست به بچه‏ها آن است كه هر گاه بر طبق نظر شما حرف زدند و يا عمل كردند آنها را تشويق كنيد. مثلا در متون دینی وارد شده که: امیرالمومنین على"عليه السّلام "به عباس (ع) فرمود: بگو يك، گفت يك. فرمود بگو دو. عرض كرد حيا ميكنم با زبانى كه يك گفته‏ام دو بگويم و اين خود اشاره به يك لطيفه ی توحيدى است، يعنى موحدين و يكتا پرستان هرگز به شرك و دوگانه پرستى نمي گرايند على (ع) بمنظور تشويق و تحسين كودك، چشمهاى فرزند خود را بوسيد.(13)

نکات موثر در آموزه های تربیتی

خيلى از پدر و مادرها هستند كه به جنبه دينى و ايمانى اولاد توجه كافى ندارند و آنها را از آداب و تكاليف مذهبى خود بى اطلاع گذاشته و با بى اعتنائى از كنار آن رد مى‏شوند ولى به در آمد مادى و دنيوى آنها اهميت بيشتر مى‏دهند، در كتاب (جامع الأخبار) روايت شده است: نظر النبى صلى الله عليه و آله و سلم الى بعض الأطفال فقال صلى الله عليه و آله و سلم: ويل لأولاد آخر الزمان من آبائهم فقيل: يا رسول الله من آبائهم المشركين؟ فقال آبائهم المؤمنين لا يعلّمونهم شيئاً من الفرائض و إذا تعلّموا- يعنى اولادهم- منعوهم و رضوا عنهم بعوض يسير من الدنيا فأنا منهم برئ و هم منّى براء یعنی : (روزى) پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به دسته‏اى از اطفال نگاه كرد و فرمود: واى به حال بچه‏هاى آخر الزمان از دست پدرانشان!، پرسيدند اى رسول خدا از پدران مشركشان؟! فرمود: بلكه از پدران مؤمنشان، چيزى از واجباتشان را براى آنها تعليم نمى‏كنند، اگر خودشان هم ياد گيرند، مانع مى شوند و به ناچيزى از (مال) دنيا، راضى مى شوند، پس من از آنها بریء و دور و آنها نيز از من بدورند. در ادامه به برخی از این نکات اشاره میشود:
1.برخى از دروغ‏هاى كوچك والدين ، الگوى ناپسند و بدى براى فرزندان است و به آنها ياد مى‏دهد كه دروغگويى در برخى مواقع به دردبخور و قابل قبول است.دروغ یکی از آفتهای تربیتی بزرگ و نادرست میباشد.در تعریف دروغ گفته اند: دروغ، سخن بر خلاف حقيقت است و دروغ گو كسى است كه بر خلاف حقيقت،خبرى مى‏دهد. شما اگر گرسنه باشيد و به منزل دوست‏خود برويد، او براى شما غذا بياورد، شمابگوييد من سير هستم، اين سخن دروغ است، چون بر خلاف حقيقت است; شما نيزدروغ گو هستيد، زيرا بر خلاف حقيقت‏خبر داده‏ايد. كم را بيش گفتن يا بيش را كم گفتن، دروغ است و گوينده‏اش دروغ گومى‏باشد، چنان كه بود را نبود و يا نبود را بود خبر دادن دروغ گويى مى‏باشد و نيزبد را خوب و خوب را بد يا كوچك را بزرگ و بزرگ را كوچك خواندن، دروغ‏خواهد بود. امير المؤمنين‏عليه السلام مى‏فرمايد: (ان اعظم الخطايا عند الله اللسان الكذوب) (14) یعنی: بزرگ‏ترين گناهان نزد خدا، زبان بسيار دروغ گو است.
2- زمانى كه مطمئنيم فرزندمان كار اشتباهى انجام داده، بار ديگر از خود او در مورد آن سؤال نپرسيم. اين نوع سؤال‏ها بر بچه فشار مى‏آورد تا به طور طبيعى با دروغ گفتن در مقابل آن عكس‏العمل نشان بدهد. على عليه السّلام فرموده است: آداب و رسوم زمان خودتان را با زور و فشار بفرزندان خويش تحميل نكنيد زيرا آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شده‏اند. (15)
3- زمانى كه بچه‏ها خطاهايشان را مى‏پذيرند و از آن شرمنده مى‏شوند، آنان را به سختى تنبيه نكنيم زيرا در اين صورت آنها ناخودآگاه مى‏خواهند از تنبيه سخت فرار كرده، پس به ناچار دروغ مى‏گويند.در این مورد امام صادق (علیه السلام) میفرماید:الغلام یلعب سبع سنین، و یتعلم الکتاب سبع سنین، و یتعلم الحلال و الحرام سبع سنین(16) یعنی:پسر ، هفت سال باید بازی کند،هفت سال تعلیم قرآن ببیند و هفت سال حلال و حرام تعلیم ببیند . از اینکه فرمود هفت سال باید بازی کند،استفاده میشود که در این سن نباید زیاد سرزنش شود چون در این صورت به ناچار دروغگو بار می آید.
4- طبيعى است به چيزى شك كنيم يا بدبين شويم و چيزهايى در آن ارتباط از بچه‏ها بپرسيم اما نبايد زياد عصبانى شويم. اگر فرزند ما خطايش را مى‏پذيرد، بايد نشان دهيم از صداقتش خوشحاليم و او را تشويق كنيم كه هميشه راستگو باشد. . امير المؤمنين‏عليه السلام مى‏فرمايد:لا ادب مع غضب (17) یعنی: با خشم تربیت ممکن نیست و یا در حدیث دیگری اینکه از فرزندم
به امام کاظم شکایت کردم حضرت فرمودند: اورا نزن،با او قهر کن ،ولی طول نده.(18)
5 – به طور جد ، زمانیکه وعده ای به کودک میدهیم یدان وعده عمل کنیم زیرا کودکان ما را امین خود میدانند و در این صورت ما را در ضمیر ناخود آگاهشان متهم به دروغگوئی میکنند.به دیگر بیان ، از هنگامی که کودک به مرحله درک میرسد،در تعامل خود با والدین ، با وعده هایی برخورد میکند که این وعده ها گاه عملی میشوند و گاه عملی نمیشوند. در آموزه های دینی این مساله مورد توجه قرار گرفته و نسبت به وفای به عهد ، توصیه اکید شده است.پیامبر خدا فرمودند:کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشیدو هر گاه چیزی را به آنان وعده دادید ، بدان وفا کنید؛زیرا آنان جز این ندارند که شما روزی آنها را میدهید.(19) در اين مورد بايد توجه داشته باشيم بچه‏هايمان و بخصوص نوجوانان به حد معينى نياز به استقلال دارند بنابراين لازم نيست با كنجكاوى‏هاى خارج از حدّ و غير معقولانه آنان را وادار به دروغگويى نماييم. بر عكس، بر والدين فرض است تا حدودى استقلال فرزندان خود را محترم شمرده و از بازخواست دائمى‏شان خوددارى ورزند.

پي نوشت ها :
 

1 . (بقره،223)
2 . (وسائل، ج 15،ص97)
3 . (وسائل، ج 15،ص97)
4 .( وسائل، ج 15،ص97)
5 . (تعلیم و تربیت در اسلام ،ص95)
6 . (بحار ،ج 5، ص9)
7 . (وسایل ، ج 15، ص197)
8 . (وسایل ، ج 15، ص196)
9 . (روضه کافی ، ص93)
10 . (وسایل ، ج 14، ص94)
11 . (صحیفه سجادیه، دعای 25)
12 . (سوره النور ، 19)
13 . ( روايات تربيتى ، ج‏1، 74)
14 . (المحجة البيضاء، ج 5، ص 243.)
15 . (شرح ابن ابی الحدید، ج‏20، ص267)
16 . (کافی،ج 6،ص47)
17 . (غررالحکم، ح10529)
18 . (بحار الانوار،ج104،ص99)
19 . (کافی،ج 6،ص49)

منابع
1 . قرآن كريم.
2 . ابن ابى الحديد، عبدالحميد بن حميداله; شرح نهج البلاغه، بيروت، موسسه اعلمى، 1415هـ.ق، چاپ يكم.
3 . حر عاملى، محمد بن حسن; وسايل الشيعه، قم، موسسة آل البيت(ع)، 1405هـ . ق ، چاپ دوم.
4 . مكارم شيرازى، ناصر; تفسير نمونه، تهران، دارالكتب العلميه، 1374، چاپ يكم.
6 . مجلسى، محمدباقر; بحارالانوار، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1403، چاپ سوم.
7 . مطهرى، مرتضى; تعلیم و تربیت در اسلام، تهران، صدرا، 1418هـ . ق ، چاپ يكم.
8 . آمدى، عبدالواحد بن محمد (م 520 ق): غرر الحكم، تحقيق مصطفى درايتى، انتشارات دفترتبليغات اسلامى 1366.
9 . بهشتى، احمد: تربيت از ديدگاه اسلام، دفتر نشر پيام، قم 1360.
10 . کلینی،ثقه الاسلام،ترجمه اصول کافی،چ اول،حاج سید جواد مصطفوی،تهران،اسلامیه،1377)
11. مجلسی،ملا محمد باقر، بحار الانوار لجامعه درر الاخبار،تهران،1379،نشر اسلامیه،چ33)
12 . کشف المحجة لثمرة المهجة، سیدبن طاووس، ترجمه اسدالله مبشری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چ پنجم، 1383.