ديدگاه هاي دکتر کارولوکس
ديدگاه هاي دکتر کارولوکس
ديدگاه هاي دکتر کارولوکس
درباره حيات مصنوعي
او که در دانش روباتيک، مهندسي کنترل، و هوش مصنوعي صاحب نظري نام آور بود، يکي از پيشگامان پژوهش و تدريس «حيات مصنوعي» (artificial life) در ايران و جهان نيز بود.
حيات را چگونه تعريف مي کنيد؟
آنچه که مي توانم به عنوان اظهار نظر در مورد تعريف حيات ارائه کنم آن است که به نظر من علم- آن قدر هم که در متون انتخابي شما ادعا شده است- از پاسخ به اين سؤال «عاجز» نمانده است. براي درک مشکل فرض کنيم که بر اساس مشاهده حيات گياهي بخواهيم تعريفي براي حيات ارائه کنيم. مسلماً اين تعريف شامل قابليت فتوسنتز هم خواهد بود؛ در حالي که مي دانيم اين قابليت در حيات جانوري وجود ندارد. پس مشکل اساسي در پاسخگويي به اين سؤال ابهامي است که در خود سؤال وجود دارد. يادآوري کنيم که امکان وجود حياتي متفاوت با حيات شناخته شده در کره زمين در قرن گذشته چقدر توجه انديشمندان را جلب کرده است!
در اين رابطه بد نيست به يک تجربه شخصي اشاره کنم. چند سال پيش از آن که نظريه حيات مصنوعي مانند يکي دو سال گذشته مورد توجه محققان قرار گيرد در کنفرانس سالانه «انجمن نظريه عام سيستم» در بوداپست ( تحت عنوان «کنفرانس بين المللي مسائل ثبات و تغيير: درباره برخورد سيستمي به پيچيدگي») براي ارائه مقاله اي شرکت کرده بودم و در آن کنفرانس چند مقاله بحث انگيز در مورد کاربرد نظريه سيستم هاي زنده خيلي جلب نظر کردند. بر اساس اين نظريه محققان سعي مي کردند تا سيستم هايي از قبيل سازمان هاي اداري و سياسي و نظام هايي چون نظام حسابداري در يک کشور را به مثابه يک سيستم زنده مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهند.
اتفاقاً در همان سال و در يک کنفرانس علمي ديگر من با کاربرد استراتزي هاي تکاملي در طرح هاي مهندسي آشنا شدم و پس از بازگشت در درسي که در گروه مهندسي برق و کامپيوتر دانشگاه تهران تدرسي مي کردم، اين کاربرد را شرح دادم و چون يکي از دانشجويان به اين موضوع علاقمند شده بود پروژه اي کوچک هم در اين زمينه اجرا شد و الگوريتم بهينه سازي کلي با استفاده از استراتژي هاي تکاملي به صورت موفقيت آميزي در حل چند مسئله نمونه به کار گرفته شد. مي شود گفت که اين فعاليت ها پايه گذار تحقيقات بعدي در زمينه حيات مصنوعي در ايران بودند.
حالا برگرديم به سؤال شما در مورد تعريف حيات. اگر منظور از سؤال شما اين است که در مورد لزوم تجديد نظر در تعاريف حيات از ديدگاه هاي زيست شناسي، روان شناسي، فلسفه، و ... با توجه به مطرح شدن حيات مصنوعي اظهار نظر کنم، در آن صورت بايد بگويم که من فکر مي کنم تحقيقات حيات مصنوعي در آينده به تدوين ديدگاه و در نتيجه تعريف وسيع تر و جامع تر براي حيات کمکي شايان نمايد.
حيات مصنوعي با حيات طبيعي چه تفاوت هايي دارد؟
شايد منظور از حيات مصنوعي ايجاد شرايط تکوين حيات در محيط آزمايشگاهي است و يا شايد منظور ايجاد حياتي متفاوت با حيات موجود در کره زمين است. در صورت اخير البته حيات مصنوعي با حيات طبيعي تفاوت خواهد داشت. نکته مهم در توجه به تفاوت هاي سيستم هاي زنده مختلف آن است که گامي فراتر از ديدگاه غالب رفتارگرا- کارکردگرا (behaviorist-functionalist) بر داريم و نقش ساختارهاي مختلف در اين تفاوت ها را هم مورد توجه قرار دهيم. در اين بررسي چگونگي پردازش اطلاعات و روش هاي حسابگري در سيستم هاي مختلف نقشي اساسي دارد. به طور کلي هر سيستم سخت افزاري براي کلاسي خاص از سيستم هاي نرم افزاري مناسب است. اين موضوع در طراحي سيستم هاي الهام گرفته از طبيعت جاندار حائز اهميت است و طراح بايد تفاوت هاي نرم افزاري ناشي از اختلاف در سخت افزار در نظر بگيرد.
موضوعي که در سال هاي اخير از طرف مهندسان و طراحان سيستم مورد توجه قرار گرفته است اهميت يادگيري از طبيعت براي طراحي سيستم هاي مختلف است. گاهي ما هنوز به طور کامل دليل کارايي سيستم هاي طبيعي را نمي دانيم. اما اين امر نبايد مانع از آن شود که ما از اين تجربه و «هوش» انباشته شده در سيستم هاي زنده طبيعي- که بر اثر اعمال فشارهاي تکاملي در يک زمان طولاني حاصل شده است- استفاده مطلوب ننماييم.
آيا سيستم مصنوع الهام گرفته از طبيعت زنده خود حيات دارد؟ پاسخ اين سؤال بستگي به مرزهاي «حيات» دارد. اين مرزها ممکن است در آينده گسترش يابد. مسلماً با ترسيم تصويري از يک موجود زنده و يا ساختن مجسمه اي از آن موجود، ما يک موجود زنده جديد نساخته ايم، حتي اگر تصاوير متعدد بر روي يک پرده سفيد، تصور حرکت موجود مورد نظر را به وجود بياورند. ار طرف ديگر، علوم پزشکي توانسته است با ساختن و به کار گرفتن اندام هاي مصنوعي نه تنها قابليت هاي از دست رفته معلولين را به آنها باز گردانند بلکه حتي بيماران را از مرگ حتمي نجات دهد. حتي انيميست ها(1) هم در اين که کدام موجودات و اشيا مي توانند داراي روح و فتيش (2) و مانا باشند مرزهاي ثابت مورد قبول عام ندارند. وقتي موجودات مصنوعي هوشمند که قادر به تکلم و حرکت و توليد مثل و تکامل باشند و مانند موجودات ديگر نياز به تغذيه و تنفس و ... داشته باشند ساخته شدند فکر مي کنم از نظر آنها تعريف حيات طوري خواهد بود که شامل زندگي خودشان هم بشود.
آينده حيات مصنوعي را چگونه مي بينيد؟
از تکنولوژي حيات مصنوعي در چه کاربردهاي جديدتري مي توان بهره گرفت؟
نکته اي را که مايلک در خاتمه به گفتارم اضافه کنم اين است که تحقيقات نظري و عملي در اين زمينه در ايران از سابقه و دامنه اي نسبتاً خوب برخوردار است و چنانچه از هم اکنون در زمينه اين تحقيقات و به ويژه توسعه تکنولوژي مربوط به اين رشته سرمايه گذاري شود قادر خواهيم بود در پيشرفت اين زمينه با کشورهاي ديگر دنيا همگام باشيم و در غير اين صورت جبران عقب ماندگي همانند زمينه هاي ديگر علوم و فنون سخت خواهد بود و در اين زمينه هم ناچار خواهيم شد با سال ها تاخير استفاده کننده محض از پيشرفت هاي علمي و فني کشورهاي ديگر باشيم و وابستگي يک جانبه ما در اين زمينه هم تعميم يابد. بايد توجه داشت که استفاده از تکنولوژي حيات مصنوعي مربوط به آينده اي خيلي دور نيست و برخي از فنون مربوط به اين رشته از قبيل الگوريتم ژنتيکي و استراتژي هاي تکاملي از هم اکنون مي توانند و بايد در صنايع ما مورد کاربرد قرار گيرند.
پي نوشت ها :
1. animists
2. fetish
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}