شجره طيبه خاندان شهيد صدر(1)


 

نويسنده:آيت الله رضا استادي




 
آيت الله شهيد سيد محمدباقر صدر، نسبش با سي و يك واسطه به حضرت امام موسي بن جعفر (ع) منتهي مي شود به اين ترتيب :
سيد محمد باقر صدر
1. ابن سيد حيدر
2. ابن سيد اسماعيل
3. ابن سيد صدرالدين محمد
4. ابن سيد صالح
5. ابن سيد محمد
6. ابن سيد ابراهيم شرف الدين
7. ابن سيد زين العابدين
8. ابن سيد علي نورالدين
9. ابن سيد نورالدين علي
10. ابن سيد حسين عزالدين
11. ابن سيد محمد
12. ابن سيد حسين
13. ابن سيد علي
14. ابن سيد محمد
15. ابن سيد ابوالحسن تاج الدين
16.ابن سيد محمد
17. ابن سيد عبدالله جلال الدين
18. ابن سيد احمد
19. ابن سيد حمزه ابوالفوارس
20. ابن سيد سعدالله
21. ابن سيد حمزه
22. ابن سيد ابوالسعادات
23. ابن سيد ابومحمد
24. ابن سيد محمد
25. ابن ديليميه ابوالحسن علي
26. ابن سيد ابوطاهر
27. ابن سيد محمد
28 ابن سيد طاهر
29. ابن سيد حسين قطعي
30 ابن سيد موسي ابوسبحه
31. ابن ابراهيم المرتضي
ابن موسي بن جعفر عليهما و عليهم السلام
در اين شجره طيبه علويه فاطميه موسويه و ثمرات و فروع آن، رجال و شخصيتيهاي بزرگ شيعه جاي دارند كه تعداد ي از آنان از معاريف علماي شيعه هستند. در اين مقال با رعايت اختصار، به عنوان معرفي آباء و اجداد آيت الله شهيد صدر توضيحاتي داده مي شود.
در ميان فرزندان امام موسي كاظم (ع)، دو نفر به نام ابراهيم هستند : يكي ابراهيم اكبر و ديگري ابراهيم اصغر ملقب به مرتضي. ابراهيم اصغر و از دو پسر خود به نامهاي موسي ابوسبحه و جعفر نواده داشته است و برخي گفته اند از سه پسر خود، نواده داشته و سومي را اسماعيل بن ابراهيم دانسته اند.آيت الله سيد محمد باقر صدر از نواده موسي بن ابراهيم اصغر است. موسي بن ابراهيم اعقاب فراواني از هشت پسر خود دارد و يكي از پسران او حسين قطعي است كه نسبت آيت الله صدر به او مي رسد. حسين قطعي نيز اعقاب و نسل فراواني داشته و اعقاب او به ابوالحسن علي، معروف به ابن ديلميه بن ابي طاهر بن محمد محدث بن طاهر بن حين قطعي منتهي مي شود.
فرزند ابن ديلمه كه محمد نام داشت و كنيه اوابوالحارث است جد، آيت الله صدر و نيز جد سادات معروف به آل نورالدين در جبل عامل است و پسرش عبدالله، مكني به ابومحمد نقيب النقباء سادات بغداد بود. صاحب عمده الطالب مي نويسد:«او از بغداد به كربلا هجرت كرد و او را در آنجا اعقابي است. ونيز وي را در بعلبك لبنان و اطراف آن اعقابي است كه گروهي از آنان معروف به «بني معالي» هستند و «معالي» با دو واسطه، فرزند اوست : معالي بن علي بن عبدالله.»
فرزند ديگر ابومحمد نقيب، محمد مكني به ابواالسعادات، مؤلف عمده الطالب گويد :«وي از احفاد امام كاظم (ع) است و اولاد او در كربلا به آل ابوالسعادات معروف هستند.» جد ديگر آيت الله صدر، احمدبن حمزه بن سعدالله بن حمزه بن ابي السعادات است.مرحوم سيد شرف الدين مي نويسد:«از كتاب «غايه الاختصار»، تأليف سيد تاج الدين حسيني، استفاده مي شود كه سعدالله بن حمزه، به مجد و بزرگواري مشهور بوده و خاندان او در كربلا از شريف ترين خاندانها بوده است.» و احمدبن حمزه علاوه بر اينكه جد آيت الله صدر است، جد سادات معروف به نورالدين در نبطيه لبنان است و از اين خاندانند سيد حسين نورالدين و سيد حيدرنورالدين كه از علماي نبطيه لبنان بوده اند و نيز دو فقيه بزرگوار: سيد محمد نور الدين و برادرش سيد مهدي نورالدين و نيز عالم جليل : سيد عبدالحسين نورالدين كه از هر پنج نفر در كتاب «تكمله امل الآمل» ياد شده اند.
جد ديگر آيت الله صدر، محمد شمس الدين بن عبدالله جلال الدين بن احمد بن حمزه است كه متأسفانه از شرح حال وي اطلاعي در دست نيست و يا ما اطلاعي نداريم. جد ديگر آيت الله صدر، تاج الدين معروف به ابي الحسن بن محمد شمس الدين است كه گويا نام او عباس بوده است، زيرا حاجي نوري در «خاتمه مستدرك » و محدث قمي در «منتهي الامال» در شرح حال سيد صدرالدين عاملي، از وي كه از اجداد سيد صدرالدين است، به عنوان «تاج الدين عباس بن محمدبن عبدالله بن احمد» ياد كرده اند. و ابن شدقم در كتاب «تحفه الازهار» اين ابوالحسن و اولاد و نوادگان او را ياد و از آنان ستايش فراواني كرده است. جد ديگر آيت الله صدر، محمدبن حسين بن علي بن محمدبن تاج الدين است.

عزالدين حسين بن محمد (جد نهم آيت الله صدر)
 

از وي در كتابها به عنوان سيد حسين بن ابي الحسن ياد شده است. مرحوم سيد حسن صدر گويد، «به معروف ترين جد خود كه ابوالحسن تاج الدين است و جد چهارم او مي باشد منسوب شده» و اين گونه انتساب يعني انتساب به جد در كتابها مرسوم و معروف است، بنابراين نبايد تصور شود كه ابوالحسن پدر عزالدين حسين بوده است. عزالدين حسين در سال 906 در «جبع» به دنيا آمد و تا سال 925 نزد پدر شهيد ثاني درس خواند. در سال 925 كه اين استاد فاضل از دنيا رفت، از «جبع» به «ميس» منتقل شد و از محضر شيخ علي بن عبدالعالي ميسي متوفاي 938 تلمذ كرد و همچنين نزد شيخ شمس الدين محمد كه از مشايخ شهيد ثاني است، درس خواند و همين استاد، پدر همسر او بود. صاحب «امل الآمل» مي نويسد، «السيد حسين كان عالما فاضلا فقيها مقدماً» اين سيد بزرگوار و عالم جليل القدر در سال 963 در «صيدا» مسموم شد و به طرز مظلومانه اي از دنيا رفت و شهيد ثاني كه داماد وي بود با گروه كثيري از مؤمنان بر جنازه او نماز خواند و در جبع به خاك سپرده شد.

سيد نورالدين علي بن سيد حسين عزالدين (جد هشتم آيت الله صدر)
 

وي در سال 931 در «جبع» به دنيا آمد. ابتدا از محضر پدرش استفاده كرد و سپس از درس شهيد ثاني رحمه الله عليه بهره برد. او و سيد علي بن الحسين الجزيني از همه شاگردان شهيد ثاني فاضل تر بودند. شهيدثاني ابتدا با دختر سيد حسين عزالدين (خواهر همين نورالدين علي) و سپس با خانمي ديگر ازدواج كرد و خداوند به او دختري داد كه سيد نورالدين علي، وي را به همسري اختيار كرد و از نتايج اين وصلت مبارك، صاحب مدارك شد.
و نيز شهيد ثاني با خانمي ديگر ازدواج كرد و از اين ازدواج، صاحب معالم به دنيا آمد. پس از شهادت شهيد ثاني،
آن خانم به همسري سيدنورالدين علي درآمد و سيد علي نورالدين جد هفتم آيت الله صدر، نتيجه اين ازدواج است. سيد نورالدين علي جد هشتم آيت الله صدر، بيست و يك ساله بود كه به حج خدا مشرف شد و در همان سفر با مفتي آن زمان حجاز يعني ابن هجر هيثمي، صاحب كتاب «صواعق محرقه» داستاني دارد كه در «روضات الجنات» از آن ياد شده است. در سال 988 به مشهد رضوي مشرف شد و در همين سفر بود كه چند نفر از علماي ايران مانند ميرداماد و امير فيض الله تفرشي، از او روايت گرفتند. صاحب معالم و صاحب مدارك و ديگران نيز از او روايت مي كنند. نسخه اي از «مصباح المجتهد» شيخ طوسي در كتابخانه سيد حسن صدر، صاحب «تأسيس الشيعه» بوده كه شامل اجازه اي به خط همين سيد نورالدين علي براي شيخ محمدبن فخرالدين اردكاني مورخ 999 بوده است و بنابراين تا سال 999 در قيد حيات بوده و تاريخ وفات او معلوم نيست. از اين بزرگوار و فرزندش صاحب مدارك، در كتاب امل الآمل و رياض العلماء و لؤلؤ البحرين امل الآمل سيد حسن صدر و اعيان الشيعه و فوائد الرضويه و خاتمه مستدرك الوسائل و بغيه الراغبين سيد شرف الدين ياد شده است.

سيد علي نورالدين بن نورالدين علي (جد هفتم آيت الله صدر)
 

وي برادر مادري صاحب معالم و برادر پدري صاحب مدارك است و در سال 970 در «جبع» به دنيا آمد. نزد پدرش و برادرانش صاحب معالم و صاحب مدارك تلمذ كرد. در سال 1040 به مكه معظمه هجرت كرد و تا پايان عمر در همان جا، در خدمت اسلام و مكتب تشيع بود و به بركت او گروهي شيعه شدند. در سال 1068به رحمت الهي و اصل و فرزندش، سيد زين العابدين، جد ششم آيت الله صدر بر او نماز خواند و در قبرستان ابوطالب (معلي) به خاك سپرده شد. سيد علي خان در سلافه العصر گويد، «او را ديدم در حالي كه سنش از نود سال گذشته بود و الناس يستعينون به ولا يستعين.»
شيخ شمس الدين محمد حرفوشي حريري عاملي از شاگردان اوست كه نزد او نحو، اصول فقه، فقه و معقول خوانده و سپس به دريافت اجازه اي از او مفتخر شده كه در كتاب بغيه الراغبين نقل شده است.

تأليفات سيد علي نورالدين
 

1. غرر المجامع : شرح مختصر نافع محقق حلي است. كتاب طهارت
2. الانوار البهيه : شرح اثنا عشريه شيخ بهايي است.
3. الشواهد المكيه : رد فوائد مدينه استرآبادي است
4. غنيه المسافر : شامل مطالب گوناگون
5. تفسير آيه مودت
6. جواب استفتائات
7. اشعار
8. ترجمه الجزيره الخضراء؟
9. حواشي بر كتابهاي فقهي و اصولي و حديث
سيد علي نورالدين پنج پسر داشت. سيد جمال الدين كه در حيدرآباد هند بود و در سال 1098 از دنيا رفت؛ سيد حيدر كه در اصفهان بود؛ سيد علي (پدر صاحب كتاب نزهه الجليس )؛ سيد ابوالحسن كه ساكن شام بود و سيد زين العابدين (جد ششم آيت الله صدر).

سيد زين العابدين بن علي نورالدين (جد ششم آيت الله صدر)
 

در سال 966 در «جبع» به دنيا آمد. مادرش دختر عالم جليل، شيخ نجيب الدين علي بن محمدبن مكي عاملي بود.در سال 1064 به حج خدا مشرف شد در حالي كه پدرش از سالها قبل، به مكه هجرت كرده بود. وي پس از انجام مناسك حج و زيارت رسول خدا (ص) و امامان بقيع (ع)، به زيارت عتبات عاليه عراق و سپس به زيارت امام علي بن موسي الرضا(ع) مشرف شد و از آنجا به حيدرآباد هند رفت تا از برادرش سيد جمال الدين كه در آنجا ساكن شده بود، ديدار كند. با اينكه حاكم حيدرآباد مايل بود كه ايشان هم مانند برادرش در آنجا بماند، نماند و در سال 1068، بار ديگر با حجاج حيدرآباد به مكه مشرف شد تا در خدمت پدر باشد، اما متأسفانه فقط چند روزي در محضر پدر بود كه او از دنيا رفت. وي بر جنازه پدر بزرگوارش نماز خواند و او را در قبرستان معلي (ابوطالب) دفن كرد. سيدزين العابدين پنج سال (از سال 1068 كه پدرش رحلت كرد تا 1073) در مكه معظمه بود و در همان جا وفات يافت و مانند پدرش در كنار قبر حضرت خديجه (س) در قبرستان ابوطالب به خاك سپرده شد. او سه پسر داشت :
1. سيد حسين (1041-1098) كه در سال 1069 به حج بيت الله مشرف شد و تا سال 1073 كه پدرش در مكه در قيد حيات بود، از محضر او استفاده كرد و پس از وفات او در سال 1079 به سوريه آمد و در دمشق ساكن شد و در سال 1098 همان جا وفات يافت.
2. سيد محمد كه از دو برادر ديگر كوچك تر بود و در سال 1100 در جبع از دنيا رفت.
3. سيد ابراهيم شرف الدين جد پنجم آيت الله صدر وجد پنجم مرحوم سيد شرف الدين صاحب كتاب «المراجعات» و جد چهارم سيد حسن صدر صاحب كتاب تأسيس الشيعه، مادرش دختر عالم بزرگوار شيخ سليمان عاملي نباطي متوفاي 1079 است.
4. سيد علي در سال 1030 در «جبع» كه آن زمان وطن خاندان او بود به دنيا آمد و نزد پدرش سيد زين العابدين و عموهايش و نيز چند نفر ديگر از علماي آن ديار درس خواند و در فقه و اصول و منطق و حكمت و كلام و تفسير و حديث و درايه و رجال و غيره به مرتبه اي عالي رسيد. در سال 107 به «شحور» هجرت كرد و در همان سال به حج خانه خدا و زيارت عتبات مقدسه مدينه مشرف شد و در سال 1080 در «شحور» به لقاءالله پيوست. سيد ابراهيم شرف الدين گويا فقط يك پسر داشت و او سيد محمد، جد چهارم آيت الله صدر و مرحوم سيد شرف الدين و جد سوم سيد حسن صدر است.

جد چهارم آيت الله صدر
 

سيد محمد بن ابراهيم مكني به ابوصالح، در سال 1049 در «جبع» به دنيا آمد. نزد پدرش درس خواند و از مجلس درس فقيه بزرگوار، شيخ احمد بن حسين عاملي نباطي كه عموي جده او بود(زيرا وي برادر شيخ سليمان پدر مادر شرف الدين ابراهيم است) استفاده و چند روز بعد از وفات پدرش، در سال 1080 به عراق هجرت كرد و در آنجا از درس شيخ حسام الدين طريحي نجفي، متوفاي 1095 و چند نفر ديگر از فقها بهره برد. در سال 1083 به اصفهان رفت و با دختر محقق سبزواري، صاحب كتاب، «ذخيره» ازدواج كرد و از اين همسر دو فرزند داشت كه هر دو با مادرشان در سال 1098 در اثر بيماري وبا از دنيا رفتند. محقق سبزواري نيز در سال 1090 از دنيا رفت. وي پس از وفات محقق سبزواري، از محضر شيخ علي نواده شهيد ثاني كه در اصفهان ساكن بود، استفاده مي كرد. در سال 1099 به مشهد الرضا مشرف شد و ميهمان صاحب وسائل، مرحوم شيخ حر عاملي بود. صاحب وسائل دختر خود را به همسري وي درآورد.
او در سال 1101 با خانواده اش به وطن اصلي خود، «شحور» شام مراجعت كرد و تا پايان عمر، يعني تاسال 1139 همان جا ماند. تأليفات او عبارتند از :
1. تعليقه بر اصول كافي
2. تعليقه بر نفليه شهيد اول
3. تعليقه بر قواعد علامه حلي
4. كشكول شامل متفرقات از جمله شرح حال خود و تعدادي از خاندانش كه اين كتاب از مصادر بغيه الراغبين مرحوم شرف الدين است.
وي دو پسر داشت، يكي سيد محمد كه او را سيد محمدثاني مي خواندند و جد سوم مرحوم سيد شرف الدين است ديگري سيد صالح كه جد سوم آيت الله صدر است.

سيد محمدبن سيد محمد
 

مادرش، دختر صاحب وسائل، شيخ حر عاملي بود و در سال 1125 ، يعني بيست و چهار سال پس از آمدن پدرش به «شحور»، در حالي كه پدرش هفتاد و شش سال داشت در آنجا به دنيا آمد. سيد محمد نزد برادرش سيد صالح درس خواند. آنها در سال 1155 با هم به عراق هجرت كردند و در كربلا و نجف از اعلام و اساتيد بزرگي مانند وحيد بهبهاني بهره بردند و در سال 1163 با هم به «شحور» مراجعت كردند و مشغول خدمات ديني شدند. در سال 1199 برادرش به خاطر فتنه اي كه پيش آمده بود، مجبور به فرار و هجرت به عراق شد و سيد محمد در «شحور» ماند و در سال 1215 در روز عرفه به لقاءالله پيوست. از سيد محمد پس از وفات او فقط يك پسر ماند و او و سيد اسماعيل جد دوم مرحوم سيد شرف الدين صاحب كتاب مراجعات است.

سيد اسماعيل (جد سيد شرف الدين)
 

نزد پدر خود ادبيات و فقه آموخت و اجازه اي مفصل از او داشت. وي از فضلاي عصر خود به شمار مي آمد و در عين حال به كار و تلاش براي معاش مي پرداخت و از اين راه صاحب املاك و اراضي و ثروت شد. مرحوم سيد شرف الدين مي نويسد،«كل ما في ايدي احفاده فانما هو موروث عنه فتحن الي الآن نرقع في نعمته و ما قد بعناه نحن و آباؤنا من تركته اضعاف مابقي.» در سال 1266 در شحور در سن حدود هشتاد سالگي در گذشت. از وي دو پسر باقي ماند: سيد جواد و سيد ابوجعفر. سيد ابوجعفر از اولياء الهي بود و علماء عصر و اتقياء به او تبرك مي جستند و ارادت خاصي به او داشتند. وي فرزند ذكور نداشت و در سال 1279 از دنيا رحلت كرد. سيد جواد،جد شرف الدين در سال 1222 به دنيا آمد و با تقوي و ورع و احتياط بسيار زيست و مورد تكريم و احترام عامه مردم و نيز علماي عصر خود بود و در سال 1297 از دنيا رحلت كرد و آخرين جلمه او اين بود : رب توفني مسلما و الحقني بالصالحين. وي پنج پسر داشت:
1. سيد علي 1252 -1273 كه مقدمات علوم حوزوي را خواند و در جواني و قبل از ازدواج از دنيا رفت.
2. سيد محمود 1255-1211 مقدمات را خواند و به خاطر مبتلا شدن به بيماري نتوانست براي تكميل به نجف مشرف شود و از جواني تا هنگام وفات بستري بود.
3. سيداسماعيل 1270-1327. وي نزد برادرش، پدر سيد شرف الدين درس خواند و در عين حال به كارهاي اقتصادي هم پرداخت و از اين راه خدمات فراواني به مردم انجام داد.
4.سيد حسين 1275-1335.وي از حيث ورع و تقوي بين خاصه و عامه معروف بود.
5. سيد يوسف پدر سيدشرف الدين
وي در سال 1262 يا 1263 در شحور به دنيا آمد. مقدمات را همان جا خواند. در سال 1275 با برادرش سيد محمود به جبع رفت و در آنجا مشغول تحصيل شد و در سال 1285 به كاظمين عراق مشرف شد و از محضر سيد ابوالحسن الهادي پدر حسن صدر استفاده كرد، سپس از محضر شيخ محمد حسن آل ياسين بهره برد. در سال 1290 به نجف مشرف شد و از محضر درس شيخ محمد حسين كاظمي، صاحب هدايه الانام في شرح الشرائع الاسم و شيخ محمد كاظم خراساني، صاحب كفايه الاصول و حاج آقا رضا همداني، صاحب مصباح الفقيه و ميرزا حبيب الله رشتي، صاحب بدائع الاصول و سيد اسماعيل صدر استفاده كرد. در سال 1287 با دختر استادش سيد ابوالحسن الهادي ازدواج كرد و نتيجه اين ازدواج، علامه سيد شرف الدين بود.

سيد شرف الدين سيد يوسف
 

در سال 1290 در كاظمين به دنياآمد و در سال 1377 پس از دهها سال خدمت صادقانه به مكتب تشيع و تأليف كتابهاي گرانقدر و ماندگار، به لقاءالله پيوست. شرح حال جامع ايشان را در كتاب بغيه الراغبين مطالعه فرماييد. رحمه الله عليه.

سيد صالح بن سيد محمد (جد سوم آيت الله شهيد صدر و جد دوم سيد حسن صدر)
 

در سال 1122 در قريه «شحور» به دنيا آمد. پدرش هنگام ولادت او هفتاد و سه سال داشت.مادرش شايد همان
دختر شيخ حر عاملي باشد. در آغاز نزد پدرش درس خواند و پس از وفات او در سال 1139 كه وي هفده ساله بود، نزد چند نفر از علماي جبل عامل تلمذ كرد. علم طب و پزشكي را از علامه شيخ علي خاتون آبادي، متوفاي 1208 آموخت. در جواني به مصر رفت و چند ماهي در دانشگاه از اساتيد آنجا استفاده كرد، سپس به حجاز رفت و دو سال از فقهاي حرمين شريفين و محدثان آنجا بهره برد. در سال 1155 به عراق هجرت كرد و تا سال 1166 در كربلا اقامت داشت و از محضر وحيد بهبهاني و عالماني كه در طبقه او بودند مستفيد شد. سپس به قريه «شحور» بازگشت و تا سال 1199 در آنجا مشغول به خدمات ديني علمي بود. در سال 1199 به خاطر فتنه اي كه پيش آمد و شرح آن دركتاب بغيه الطالبين آمده است، مجبور به فرار شد و به عراق هجرت كرد و سپس برادرش سيد محمد، دو فرزند وي را با مادرشان به عراق برد و خود به «شحور» برگشت. در سال 1217 در نجف اشرف از دنيا رفت و در يكي از حجرات صحن حرم اميرالمؤمنان به خاك سپرده شد. از او چهار پسر باقي ماند كه همه از علماي بزرگ شيعه بوده اند:
1. سيد صدرالدين متولد 1193 كه جد دوم آيت الله شهيد صدر است.
2. سيد محمد علي متولد 1195 كه جد سيد حسن صدر، صاحب كتاب تأسيس الشيعه است.
3.سيد ابوالحسن متولد 1200
4. سيد مهدي متولد 1203
منبع:ماهنامه شاهد یاران، شماره 18