چطور سخنران خوبي باشيم؟


 






 
سخنراني کردن براي خيلي ها دشوار است. آنها وقتي مقابل گروهي قرار مي گيرند و مي خواهند درباره موضوعي صحبت کنند، دست و پاهاي شان را گم مي کنند، عرق سرد به تن شان مي نشيند و دستان شان مي لرزد. البته اين واکنش هاي اضطرابي در همه اين افراد به يک اندازه نيست و شدت ضعف آن با هم فرق دارد. بعضي افراد از صحبت کردن در جمع هاي خاوادگي هم مي ترسند و اکثراً فقط شنونده هستند. نکاتي چند براي غلبه بر اين ترس ها و ارائه يک سخنراني موفق وجود دارد که توجه به آنها کمک مي کند با اعتماد به نفس و بدون اضطراب و نگراني سخنراني کنيد:

بر موضوع صحبت خود کاملا مسلط باشيد
 

يکي از عواملي که باعث مي شود سخنران دچار اضطراب شود، اين است که مي ترسد حضار از او سوالي بپرسند که او نتواند پاسخ دهد؛ ولي اگر شما کاملا بر موضوع خود احاطه داشته باشيد، اين نگراني به مراتب کاهش پيدا خواهد کرد. مطالب را با استناد به تجربيات خود و منابع معتبر پژوهشي و علمي ارائه کنيد تا هيچ شکي مبني بر درستي يا نادرستي آنها در ذهن حضار پيش نيايد. اين کار به شما اعتماد به نفس مي دهد.

نيازهاي مخاطبان خود را بشناسيد و از تجربيات و زمينه هاي ذهني و انتظارات شان آگاه باشيد
 

اين دانسته ها هنگام تنظيم سخنراني بسيار مورد نياز است؛ چرا که براي هر مخاطب، يک نوع سياست بايد اتخاذ شود. به طور مثال شما نمي توانيد موضوع بازاريابي را آنگونه که براي کارشناسان اين رشته توضيح مي دهيد، براي فروشندگان عادي نيز شرح دهيد.

کاملاً آماده باشيد
 

خطوط و محورهاي اصلي سخنراني خود را روي کاغذ مشخص کنيد و همراه داشته باشيد تا هنگام صحبت کردن سر رشته کلام را گم نکنيد يا چيزي را از قلم نيندازيد. اگر ممکن است، يک بار جلوي دوستان يا خانواده تان اين سخنراني را اجرا کنيد تا هم ديگر ترس نداشته باشيد و هم آنها اشکالات کارتان را به شما بگويند و اين اشتباهات را در روز سخنراني تکرار نکنيد. اين کارها کليدهاي اصلي داشتن اعتماد به نفس در يک سخنران هستند.

لحن صحبت کردن شما بايد در حالت گفتگوهاي روزمره باشد، نه کتابي و رسمي
 

اين موضوع به خصوص زماني که شما سخنراني خود را از روي متن نمي خوانيد يا آن را حفظ کرده ايد، اهميت بيشتري مي يابد. حضار با لحن گفتگوهاي روزمره راحت تر ارتباط برقرار مي کنند تا با لحن کتابي، زيرا همان زباني است که هر روز با آن سرو کار دارند.

با شور و علاقه صحبت کنيد
 

اگر شما به عنوان سخنران در صحبت هاي تان نشانه اي از علاقه به موضوع نبوده و لحن صحبت تان يکنواخت باشد، شنوندگان احساس کسالت خواهند کرد؛ ولي اگر لحن صحبت تان اوج و فرود داشته و نشان از علاقه شما به موضوع باشد، شنوندگان هم سر ذوق مي آيند و با دقت به حرف هاي شما گوش مي کنند. حتما لازم نيست با مزه و خنده دار باشيد تا شنوندگان به شما توجه کنند. اين نکته درباره گفتگوهاي خانوادگي که براي جمعي از بستگان مطالبي را تعريف مي کنيد هم صدق مي کند. يک فن بيان قوي، احاطه به موضوع، ارائه دانسته هاي جالب و نوين، اعتماد به نفس و ارزش قائل شدن براي مخاطب نکات کليدي يک سخنران موفق هستند. هر سخنراني سه قسمت اصلي دارد که بايد بتوانيد هر سه قسمت را با توجه به خصوصياتش تنظيم و در فهرستي که در اختيار داريد، ارائه کنيد.
شما مي توانيد از دوستي بخواهيد پس از سخنراني نقاط ضعف شما را گوشزد کند يا از سخنراني فيلم بگيرد و خودتان آن را ببينيد تا بتوانيد احساس شنوندگان را درک کنيد و سخنراني بعدي بهتري داشته باشيد.
ارائه هر سخنراني از سه قسمت تشکيل شده است:

مقدمه
 

پيش از آغاز سخنراني چند لحظه مقابل حضار بايستيد، چند نفس عميق بکشيد و به اطرافتان نگاه کنيد. همان لحظه که پشت تريبون قرار مي گيريد، صحبت تان را شروع نکنيد. مکث اوليه به شما کمک مي کند آرامش پيدا کرده و اعتماد به نفس تان را حفظ کنيد. يک يا دو جمله اول را با صداي بلندترين بگوييد تا توجه حضار جلب شود. بايد در ابتدا با يک لحن دستوري و امري صحبت کنيد نه يک لحن خواهش گونه و درخواستي. از مقدمه چيني زياد بپرهيزيد؛ چون شنوندگان خسته مي شوند و از خود مي پرسند پس چرا سراغ اصل موضوع نمي رويد. مقدمه مناسب، توجه شنوندگان را به موضوع اصلي جلب مي کند.

بخش اصلي
 

اين قسمت حاوي نکات اصلي و کليدي سخنراني است؛ پس دقت کنيد آنچه مي گوييد؛ ارزشمند و با معني باشد و از گفتن جملات اضافي و حاشيه رفتن بپرهيزيد. اين کار فقط از طريق مطالعه کامل پژوهش ها و منابع معتبر امکان پذير است. وقتي از موضوعي صحبت مي کنيد که براي حضار آشناست، در مقدمه خود وجه تازه اي از آن را مطرح کنيد که پيش از آن درباره اش صحبت نشده است. مثلا به يک يافته جديد دانشمندان يا آمار و ارقامي جديد درباره يک پديده آشنا صحبت کنيد تا توجه حضار به بدنه اصلي سخنراني شما جلب شود. دقت کنيد که حين صحبت، موضوع اصلي به طور ضمني تکرار و بنابر موقعيت هاي گوناگون به آن اشاره شود. اين ديگر به هنر شما بستگي دارد که چطور و بدون ايجاد حس تکراري بودن جملات، به مطلب اصلي چندين بار اشاره کنيد. در واقع روش کلي کار اين است:
در آغاز که مي خواهيد به موضوع اصلي بپردازيد، نکات اصلي را فهرست وار بشماريد و سپس تک تک به هر موضوع بپردازيد. پس از شرح هر نکته، به نکات قبلي استناد کنيد و سپس سراغ نکته ي بعدي برويد. با اين کار نکات اصلي بدون ايجاد حس تکرار و يکنواختي به گوش شنونده مي رسند.

نتيجه گيري
 

اين قسمت را سرسري نگيريد. کلمات را به دقت انتخاب کنيد؛ به خصوص جمله آخر را؛ زيرا آخرين چيزي است که شنونده مي شنود و در يادش خواهد ماند. حالا بايد ببينيد که هدف شما از اين سخنراني و نتيجه گيري چه بوده است؛ اينکه آنها با شنيدن حرف هاي شما روش تازه اي را در پيش گيرند يا اينکه دست به انجام کاري بزنند؟ اگر اين طور است، در نتيجه گيري، روش هاي انجام کار و ضرورت انجام آن را برشمريد. آيا مي خواهيد بر احساسات شنوندگان تاثير بگذاريد؟ در اين صورت جملات پاياني را طوري تنظيم کنيد که بار عاطفي و احساسي داشته باشند. اگر هدف تان را از سخنراني بدانيد، در تنظيم نتيجه گيري و جملات پاياني موفق تر خواهيد بود. نکاتي که در بالا گفته شد به هر سخنران کمک مي کنند يک سخنراني پربار و تاثيرگذار داشته باشد و هرگونه اضطراب و نگراني را از خودش دور کند. براي موفقيت در سخنراني، جدا از احاطه کامل به موضوع، اعتماد به نفس و شناخت نيازهاي حضار و فن بيان قوي لازم است. البته روش تنظيم متن صحبت هاي تان را هم بايد خوب بدانيد و کاملا مفهوم هر سه بخش يک سخنراني را درک کرده باشيد.
سخنران خوب بودن کار آساني نيست؛ ولي با جستجو و يادگيري نکات بالا مي توانيد مهارت سخنراني و فن بيان خود را تقويت کنيد. يادتان باشد تا سخنراني نکنيد، اين کار را ياد نخواهيد گرفت و با تمرين و اصلاح اشتباهات است که مخاطبان صحبت هاي شما را تحسين مي کنند و به ياد مي سپارند.
منبع:دنياي سلامت شمار 48